کد خبر:۱۶۵۲۶۸
چرا انتخابات؟
بعد از پیروزی انقلاب تا به امروز، مردم کشورمان شاهد انتخابات گوناگونی از جمله مجلس، ریاست جمهوری، شوراهای شهر و روستا بودهاند و حال اين سوال مطرح است كه چرا انتخابات صورت میگیرد؟!!
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»- حامد روشن چشم؛ شاید «چرا انتخابات صورت میگیرد؟!!» سؤالی است که جواب آن برای خوانندگان روشن باشد ولی به احتمال زیاد کمتر در خصوص آن اندیشیده و سؤال کردهاند.
مهمترین سؤالاتی که در این مورد وجود دارد شامل، از چه به وجود آمده است؟ یعنی اندیشه به وجود آمدن آن چیست؟ ماهیت انتخابات چیست؟ چه هدفی را انتخابات دنبال میکند؟ و چه کسانی آن را اجرا میکنند؟ اگر بخواهیم انتخابات را به طور کلی تعریف بکنیم، تعاریف گوناگونی و گاه متناقض با توجه به دیدگاههای مختلف وجود دارد.
اندیشه یا شکل حکومتی که انتخابات را به وجود آورده همان دموکراسی است. دموکراسی امروزه به عنوان بهترین شکل حکومت مورد توجه است به طوری که هر نظام سیاسی و حکومتی برای نشان دادن مشروعیت خود و جلب مشروعیت خود را دموکراتیک معرفی میکند. حتی حکومت کمونیستی شوروی به رهبری استالین نیز حکومت خود را دموکراتیک نامید.
اما فیلسوفان بزرگی مانند سقراط، افلاطون و ارسطو همواره با حکومت دموکراسی مخالف بودند و مخالفت این بزرگان علم سیاست باعث به خطر افتادن جان آنها شده مانند نوشاندن جام شوکران به سقراط، برده شدن افلاطون و فرار ارسطو از آتن. هدف از این مقاله شناساندن ماهیت اصلی و اهداف انتخابات میباشد.
برای پرداختن به موضوع انتخابات باید ابتدا شناختی از نظام سیاسی دموکراسی داشته باشیم. قبل از پرداختن به نظام دموکراسی به فرایند تکامل تاریخی اشکال حکومت به صورت گذرا میپردازیم. تا اینکه تفاوت اصلی بین این حکومتها آشکار گردد.
از زمانهای بسیار قدیم با دولتها و حکومتهای از قبیل، حکومت قبیله ای، امپراتوری شرقی، شهر-دولت، امپراتوری روم، فئودالی و دولتهای مدرن مواجه بودهایم. دولت مدرن با خود اشکالی از حکومت مانند استبدادی، پادشاهی مشروط، توتالیتر و دموکراسی به ارمغان آورده است.
چه تفاوت اساسی بین حکومتهای جدید بالاخص دموکراسی با دیگر حکومتها مانند استبدادی وجود دارد. مهمترین عامل جداکننده این حکومت هااز یکدیگر تفاوت در نحوه توزیع قدرت در جامعه است. قدرت مهمترین موضوع سیاست و محرک اصلی در جامعه به شمار میرود.
قدرت جامعه را به دو طبقه دارندگان (حاکمان) و ندارندگان (محکومان) تقسیم میکند. به نقل از موریس دوورژه قدرت هسته اصلی سیاست بوده دارای دو چهره (ژانوس) که یک روی آن پیکار و مبارزه است و روی دیگر تأمین منافع همگانی میباشد.
اگر بخواهیم مقایسه ای بین نحوه توزیع قدرت در حکومتهای استبدادی و دموکراتیک داشته باشیم به اهمیت موضوع انتخابات پی خواهیم برد.
قدرت در حکومتهای استبدادی تنها در اختیار یک نفر یا هیئت حاکمه قرار دارد؛ و اراده این فرد یا هیئت به صورت یک جانبه بر جامعه و ملت از بالا تحمیل میشود و اعضا جامعه هیچگونه قدرت تصمیم گیری در مسائل کلان و تعیین سرنوشت خود ندارند بلکه باید عمل دیکتاتور که عنوان قانون دارد پذیرفته و در چارچوب آن قرار گیرند.
درحالیکه در نظامهای دموکراتیک توزیع قدرت نه تنها در اختیار یک یا هیئت حاکمه قرار ندارد بلکه قدرت در بین اعضا جامعه و گروههای گوناگون هرچند به صورت نابرابر و غیر متوازن توزیع شده است. جمله معروف آبراهام لینکلن «حکومت مردم، به وسیله مردم و برای مردم» نشان دهنده این امر مهم میباشد.
دموکراسی و اندیشه دموکراسی که دارای سابقه طولانی است به صورت تکاملی از دوران یونان باستان گرفته و با گذر از عصر رنسانس (نوزایی)، روشنگری و اصلاحات دینی و حکومتهای استبدادی توسط دانشمندانی مانند جان لاک، ژان ژاک روسو، جرمی بنتام و غیره توسعه یافته است.
دموکراسی متضمن رضایت مردم و اجرای اراده عمومی و کنترل از جانب افرادی است که بر آنها حکمرانی میشود. موضوع مهمی که دموکراسی به آن توجه میکند بحث تمرکز قدرت میباشد. طبق اصل پذیرفته شده در علم سیاست هرگاه قدرت متمرکز باشد تمایل به فساد خواهد داشت.
همانطور که ارسطو به آن پرداخته به صورتی که تمرکز قدرت میتواند یک پادشاه خوب را به ستمگر تبدیل کند مانند معمر قذافی همان گونه که سرهنگ در ابتدای حکومت به عنوان یک پادشاه محبوب و مورد حمایت مردم خود بود ولی بعد از تمرکز قدرت و سوء استفاده به دست مردمان خود به هلاکت رسید این یکی از نمونهی بارز تمرکز قدرت و تبدیل آن به فساد است.
به نقل از جان استوارت میل حتی تمرکز قدرت در دستان عده ای کثیر میتواند باعث ایجاد دیکتاتوری اکثریت شود همانگونه که هیتلر و آلمان نازی تبدیل به دیکتاتوری از طریق اتحاد حزبی شد و نتیجه آن از بین رفتن حقوق اقلیتها بود.
دموکراسی به دو صورت در جامعه خود را نشان میدهد:
1. دموکراسی مستقیم :همانطور که در شهر دولتهای آتن وجود داشت به این معنی تمام شهروندان به صورت مستقیم در اداره امور جامعه شرکت داشتند مانند جمع شدن در مرکز شهر و انتخاب مدیران اجرایی.
2. دموکراسی غیر مستقیم (نمایندگی): این نوع به دلیل افزایش جمعیت و نبود امکانات لازم جهت مشارکت مستقیم افراد در مسایل اجتماعی-سیاسی باعث شد مردم از طریق غیر مستقیم و نمایندگی دست به اعمال اراده خود زنند. انتخابات در واقع همان شکل دموکراسی غیر مستقیم است که مردم با انتخاب نمایندگان خود میتوانند اعمال قدرت کرده و خواسته های خود را تحقق ببخشند.
پس همانگونه که ذکر شد هدف اصلی حکومت دموکراتیک همان حکومت مردم بر مردم است به طوری که قدرت واقعی و اقتدار از آن مردم میباشد. قدرت در نظامهای دموکراتیک به صورت متکثر توزیع شده است. نمایندگی در سیاست بدین معناست که فردی یا گروهی نماینده جمع بزرگتری از مردم باشند یا به نیابت از طرف آن جمع اقدام کنند.
بنابراین نمایندگی سیاسی اعلام، پیوند و بستگی بین دو واحد کاملاً جدا از هم یعنی حکومت و حکومت شوندگان نشان میدهد از راه این پیوند نظریات مردم مورد توجه قرار میگیرد یا منافعشان تأمین میشود. پس با توجه به مطالب ذکر شده اندیشه انتخابات برگرفته شده از اندیشه دموکراسی غیر مستقیم (نمایندگی) است و ماهیت اصلی آن اعمال اراده مردم از طریق انتخاب کاندید مورد نظر خود میباشد.
هدف انتخابات رضایت مردم، تأمین منافع، جلوگیری از تمرکز قدرت در دست افراد خاص، جلوگیری از استبداد و اعمال اقتدار از سوی مردم است. سؤالات اساسی که در این خصوص وجود دارد شامل اینکه، چند درصد مردم انتخابات را در راستایی منافع و خواستهای خود میدانند؟ آیا مردم به این اعتقاد دارند که خود آنها اعمال اقتدار و تعیین سرنوشت میکنند؟
توجه به اصول انتخابات که همان رضایت مردم تأمین منافع آنها، جلوگیری از تمرکز قدرت به چه اندازه به واقعیت نزدیک است؟ آری اقتدار نهایی را مردم در نظام دموکراتیک از طریق انتخابات اعمال میکنند که همان انداختن رای به صندوق آرا است. موضوعی که شاید قرنها برای آن اندیشه و تلاش شده است.
مردم میتوانند از طریق آرا مقامات را انتخاب و در صورت ناکارآمدی آنها در دور بعدی انتخابات آنها را عزل و یا رای به عدم اعتماد بدهند. اقتدار نهایی از آن مردم است آگاهی به این موضوع مهمترین عاملی است که باید به آن توجه کرد. رای هر فرد نشان اقتدار اوست.
پس چرا انتخابات؟ چون اراده و اقتدار مردم در آن شکل میگیرد. () خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت به آن ملت سرو کاری ندارد که دهقانش برای دیگری کشت
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰