خيابانهاي خرمشهر گلزار شهداست
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، معصومه شهابي فر؛ راجع به جنگ چيزها شنيده يا خوانده ايم اما وقتي به راهيان نور مي آيي دنبال ديدني ها و پيداكردن نشانه هايي هستي از آنچه شنيده يا خوانده ايم.
شايد خواندن اثر به يادماندني سيده زهرا حسيني با عنوان «دا» بيش از پيش ذهن انسان را متوجه آنچه در خرمشهر و جنگ اتفاق افتاد، كند؛ اما بازهم توي خيابان هاي اين شهر چشم دنبال آثار است؛ انگار بايد خودش ببيند تا باور بلكه يقين پيدا كند كه اين جنگ مظلوم ترين انسان هاي تاريخ را به تاسي از امام مظلوم كربلا آسماني كرد.
امسال به توفيق الهي با جمعي از دوستان، خادم الشهدا شده ايم و اينجا شاهد ديدني هايي از جنس معرفت و نور در دل دانشجوهاي نسل سوم بلكه چهارم انقلاب هستيم.
شبي در اين محفل زيبا آمنه عارف زاده، مهمان دانشجويان دانشگاه هاي پيام نور استان سمنان بود.
وي روزگاري، همان وقتها كه هم سن و سال ما شايد حتي كوچكتر بود؛ در خرمشهر پا به پاي بهروز مرادي و شهناز مرادي شاهد صحنه هايي بود كه شايد براي ما تصورش هم ممكن نباشد.
همرزم شهيد جهان آرا مي گويد: در زمان جنگ شرايطي پيش آمد كه زنان هم پاي مردان به دفاع پرداختند و ما گاهي ناچار به حمل مهمات و حتي مقابله نظامي با دشمنان بعثي مي شديم.
اين بانوي پاسدار با توصيف فضاي خاص آن روزها و يادآوري خاطرات جنت آباد افزود: جنت آباد خرمشهر تنها گلزار شهدا نيست بلكه گاهي شهدا در خيابان هاي خرمشهر دفن مي شدند، البته خيلي از شهدا هم قبر ندارند.
عارف زاده با ذكر ياد و خاطره شهيد مرادي گفت: تا جايي كه بهروز مرادي در ذهنش مانده بود و فرصت داشت تا قبل از شهادت، تعدادي از اين شهداي خرمشهر تفحص شدند.
اين زن دلاور از دلاورمردي ها و خصوصيات بهروز مرادي مي گويد: بهروز مرادي طوري با ما رفتار مي كرد كه دل همه ما از دنيا كنده شده بود.
خيلي ها بر حسب موقعيت در فضاي جنگ قرار گرفته بودند اما جنگ براي ما دانشگاه و محل تربيت بود.
بانوي روزهاي جنگ و خون دانشگاه را طور ديگري مي ديد انگار توقع داشت ما مفهوم اين جمله را خوب دريابيم «اگر ديروز دانشگاه در جبهه بود امروز جبهه در دانشگاه است».