2 شهيد گمنام فضاي دانشگاه آزاد تبريز را عطرآگین کردند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۲۶۱۵

2 شهيد گمنام فضاي دانشگاه آزاد تبريز را عطرآگین کردند

عطر دو شهيد گمنام در شب شهادت گمنام بقيع، حضرت فاطمه زهرا (س) در دانشگاه آزاد تبريز طنين‌انداز شد.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» از تبريز، مراسم استقبال از دو شهيد گمنام دفاع مقدس از 10 روز پيش در دانشگاه آزاد تبریز آغاز شده بود، تا اين سنگربانان علم و دانش استقبال خوبي از سنگربانان ايثار و شهادت انجام دهند.

امروز كه روز خاكسپاري اين دو پرستوي عاشق از ديار مجنون بود، مراسم استقبال با آذين‌بندي و با قرار دادن ايستگاه صلوات و ايستگاه فرهنگي و پخش گل و چفيه و پلاك به دانشجويان انجام شد.
 
در دو كيلومتر جلوتر از سردرد اصلي دانشگاه، چهره‌ تمام آنهايي كه تلاش داشتند اين مراسم باشكوه برگزار شود، خستگي شب گذشته را نشان مي‌داد.

به گفته خواهر نورنيا، مسئول بسيج دانشجويي خواهران دانشگاه آزادتبریز، براداران بسيجي به همراه ساير دانشجويان شب گذشته را تا صبح در دفتر بسيج بودند و در كنار فعاليت خود، شب‌زنده‌داري و مداحي برگزار كردند تا لياقت ميزباني از اين دو مسافر غريب را كسب كنند.

وي اظهار داشت: پخش نوشته‌هايي با عنوان «بوي بهشت مي‌آيد، به همين زودي در همين حوالي» در بين دانشجويان، ايجاد نمايشگاه نمادين، برگزاري تريبون آزاد با عنوان «شهدا به خط مقدم سنگر علم مي‌آيند»، مسابقه فرهنگي، راه‌اندازي سامانه پيامك با عنوان خاك بهشت، پيكربندي سردرد اصلي دانشگاه، ايجاد ايستگاه‌هاي صلواتي، ايستگاه فرهنگي انتشار نشريه لاله‌هاي حضرت زهرا (س) و ده‌ها برنامه ديگر از جمله فعاليت‌هايي بود كه دانشجويان بسيجي به همراه ساير دانشجويان و تشكل‌ها انجام داده بودند.

عمارهاي مكتب ايثار و شهادت برگشتند

انتظار به پايان رسيده بود؛ عمارهاي مكتب ايثار و شهادت برگشته بودند؛ آري، امروز شور و حال ديگري در دانشگاه آزاد تبريز برپا بود و سنگربانان جهاد و شهادت با سنگربانان علم و دانش ميثاقي ديگري داشتند.

دانشجويان دانشگاه آزاد تبريز رنگ وقار، متانت و روحانيت خاصي به خود گرفته بودند و انگار اين هديه‌اي بود كه از طرف عروج يافته‌گان مكتب ايثار و شهادت به اين طلايه‌داران علم و دانش نثار گشته بود.

ظهر امروز بود كه دو شهيد گمنام از ديار عشق مجنون در شب شهادت مظلومه دو عالم، آن گمنام قبرستان بقيع بر دوش دانشجويان و ملت شهيدپرور تبريز به صحن مقدس دانشگاه آزاد آورده شد و صداي «يا حسين (ع)» و يا «فاطمه الزهرا» و در لاي لاي اين جبهه «‌الرين يورقوني خسته جوان‌لار لاي لاي اي اروند كناروندا قزئل گانا باتانلار» در فضاي دانشگاه طنين انداز شد و شميم عطر اين دو شهيد گمنام كه سال‌ها مهمان كربلا بودند، در فضاي دانشگاه پيچيد.
 
همه دانشجويان براي حمل تابوت پيكر پاك شهدا هجوم مي‌آوردند و با قلم خود پيامي را بر روي پرچم تابوت اين شهدا مي نوشتند كه بيشتر اين پيام‌ها «اي شهدا شرمنده‌ايم» و «اي شهيدان عزيز شفيعمان باشيد» بود.

در طرفي ديگر، خانواده شهدا بودند كه با چشم‌اشك آلود و بغض گرفته نظاره گر اين مراسم بودند تا شايد در بين آنان مادر يا فرزندي چشم به راه بود كه آمده بود شايد «بيابد يوسف گم‌گشته كلبه احزان خويش را».

آري امروز دل خيلي ها باراني بود؛ به‌خصوص دل یک دانشجوي اين دانشگاه كه از لابه‌لاي مردم از تابوت پيكر پاك شهيدان عكس مي‌گرفت و وقتي با چشم‌هاي اشك‌آلود در جاي دنجي قرار گرفت، پرسيدم: اين همه عكس براي چه؟ با بغض تركيده جواب داد: تمام فيلم‌ها و عكس‌هايم را ... پاك كردم تا گوشي‌ام پر از عكس پاك اين شهيدان باشد.
 
گفتم: دلت را چه؟ پاك كرده‌اي؟ گفت: تا دل تكان نخورد كه روح تلاطم پيدا نمي‌كند و حتما اين شهيدان دل تكان خورده‌ام را پاك خواهند كرد و تا اين را گفت، دست دوست متحول‌تر از خودش را گرفت و در لابه‌لاي مردم...

بله، شايد امروز اين دو شهيد گمنام، فضاي آزاد دانشگاه اسلامي را باراني كرده‌ بودند؛ اما با آرام گرفتن در اين دانشگاه مي‌رفت دانشگاه آزاد اسلامي هر روز با اتكا به پيام اين شهيدان، فضايش آفتابي‌تر از روز ديگر باشد.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار