كارگاه مباني راهكارهاي دستيابي به علوم انساني اسلامي-بخش سوم و پاياني
کد خبر:۱۸۳۹۹۲
كارگاه مباني راهكارهاي دستيابي به علوم انساني اسلامي-بخش دوم
سوزنچي: بنده با تلقی فرهنگستان در باب روش مخالفم/ فقه با همه تقدسش، نقد پذیرترین است
عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق(ع) گفت: تلقی فرهنگستان این است که از طریق مولفه درک متون دینی سعی می کنند با غرب روبرو شوند، در باب روش، بنده ...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ حسین سوزنچی در کارگاهي يك روزه با عنوان مباني راهكارهاي دستيابي به علوم انساني اسلامي در جمع دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان به بحث در خصوص علم ديني و ابعاد موجود در اين حوزه پرداخت.
حسين سوزنچی استاد دانشگاه امام صادق(ع) و نويسنده كتاب «معنا، امكان و راهكارهاي تحقق علم ديني» است كه تجربه تدريس واحدي با عنوان علم ديني در دانشگاه هاي صنعتي شريف و امام صادق (ع) را در كارنامه خود دارد.
لازم به ذكر است اين نشست به همت گروه پژوهشي انجمن اسلامي دانشكده علوم انساني دانشگاه اصفهان با نام گروه «حرف ناب» برگزار شد.
در ادامه بخش اول، قسمت دوم اين نشست ذيلا از نظرتان مي گذرد:
حسين سوزنچی استاد دانشگاه امام صادق(ع) و نويسنده كتاب «معنا، امكان و راهكارهاي تحقق علم ديني» است كه تجربه تدريس واحدي با عنوان علم ديني در دانشگاه هاي صنعتي شريف و امام صادق (ع) را در كارنامه خود دارد.
لازم به ذكر است اين نشست به همت گروه پژوهشي انجمن اسلامي دانشكده علوم انساني دانشگاه اصفهان با نام گروه «حرف ناب» برگزار شد.
در ادامه بخش اول، قسمت دوم اين نشست ذيلا از نظرتان مي گذرد:
هویت علم درگرو غایت است
بنده قائلم هویت علم در گرو غایت است؛ فیزیک قصد دارد درباره جسم تجقیق کند و از هر روش معرفتی که بتواند استفاده می کند. اقتصاد قصد دارد درباره بالا بردن رفاه جامعه کار کنم و از هر روشی بهره می گیرد. درست است اگر موضوع خاصی روش خاصی را طلب کند، قطعا از همان روش استفاده می شود.
شمارش دندان های اسب باتوجه به مثال بیکن، روشش تجربی است اما اثبات خداوند روشش فلسفی است؛ اما بحث ما بر سر یک پکیج است نه یک گزاره. این پکیج توسط چه روشی قابل بررسی است؟
خدا یک امرواقع است
عرصه دوم دین شناسی است، سوال این است آیا دین اسلام، شناخت و معرفت هم دارد؟ می توان fact (امر واقع) را با آن شناسایی کرد؟ یا معرفت به معنای عرفانی است که معنایی نداشته باشد است.
آیا خدا هست یا نیست؟ اگر هست یعنی یک fact است، پس چرا آن را درعلم و شناخت واقعیت دخیل نکنیم؟ اگر من هویتم در ارتباز با خداوند تعریف می شود چرا این ارتباط را در شناسایی انسان حذف کنیم؟ و تحلیل کنیم که ارتباط با انسانها فقط ارتباط بین انسانهاست و با خدا فقط ارتباط وجدانی وشخصی است و ربطی به جامعه ندارد.
در زمينه امر واقع به اين نكته اشاره كرد كه Fact تنها منحصر به امر واقع حسی نیست، تفاوت ما با پوپر این است که ما معتقدیم اصلاحات رخ می دهد ولی این به معنای آن نیست که همه چیز اصلاح پذیر است در صورتي كه به معنای پوپری تغییرپذیر است. یرای مثال واضح است که فقیه نمی تواند به این نتیجه برسد که که نمازصبح سه رکعت است . پوپرمی گوید هرگذاره ای را می توانی زیر سوال ببری. او معتقد است هیچ چیزی در کار نیست.
اگر در دین شناسی قائل شدیم که دین محل بحث ما فقط درباره واقعیت است و صرفا عقاید شخصی نیست و علم هم که تنها به روش تجربه نیست و از هر روشی که واقعیت را به دست دهد استفاده می کند، پس مشکل علم دینی اینگونه حل می شود که هر روشی که برای شناخت واقعیت داریم به کار بگیریم،تا واقعیت رابا آن بشناسیم.
روش مقابله فرهنگستان با غرب از نوع درک متون دینی است
تلقی فرهنگستان این است که از طریق مولفه درک متون دینی سعی می کنند با غرب روبرو شوند، در باب روش، بنده با تلقی فرهنگستان مخالفم. مبنا درک متون دینی است که فرهنگستان علوم اسلامی سمبل این جریان است. فرهنگستان مبنا را بر این می گذارد که همه علم ها حجیت خود را از دین می گیرند این تلقی به نسبی گرایی می انجامد ولو اینکه به تکثرگرایی نمی انجامد.
هر دیدگاهی که نسبی گرا باشد ولی اعتقاد به نسبی گرایی خود نداشته باشد به تکثرگرایی نمی انجامد. آنها قائل به این هستند که حق و باطل مقدم بر حقیقت و کذب است و قائل به تقدم اراده برمعرفت هستند. ما جهت گیری هایمان مقدم است یا کافریم یا مومن. شما ازکجا می گویید اسلام همان حق مورد بحث است؟ با این حرف چطور می خواهید درمقابل بودا بایستید انها می گویند ما ایمان داريم به بودا به مسیح ایمان داريم اینجاست که منجربه نسبی گرایی می شوند.
مبنای حرکتشان مبنایی است که همه می توانند داشته باشند درموضع دیگر، اگرچه تلقی شان این است که می گویند همه دیدگاههای غیر از ما باطلند، این تفکر به نسبی گرایی و تکثرگرایی می انجامد.
فایرابند می گوید هر جا گفته شده است که روش علمی این است، فیلسوف علمی، فعالیت علمی یک دانشمند برجسته را از نظر خود بازسازی عقلانی کرده است. مثلا برای پوزیتیویستها نیوتن و بعد انیشتین اهمیت ویژه ای داشتند.
اگر روش شناسی به این معنا که یک سری فرمول ارئه دهیم که علم را تولید کند، غیر ممکن است
اگر روش شناسی به این معنا که یک سری فرمول ارئه دهیم که علم را تولید کند، غیر ممکن است. مثلا درکشور ما اکنون سیستم پژوهش سیستم پوپری است. فرضیه بسازیم بعد آن را ابطال کنیم اما تاجایی که بنده دقت کرده ام در تحقیقات تا کنون یک فرضیه رد نشده است. حتی زمانی که مشاهده می کنند که فرضیه در حال ردشدن است، صریحا فرضیه اول را دستکاری می کنند.
اما اگر روش را به این معنا بگیریم که در حد توان خود فعالیت دانشمند را بازسازی عقلانی کنید و سپس از آن استفاده کنید و هر جا قابل استفاده نبود آن را کنار بگذارید، یعنی، تعیین ندهیم، فرموله نکنیم، قطعا هیچ فقیهی نمی گوید نباید اصول فقه داشته باشیم، اما اینکه چه نوع اصولی فقهی داشته باشیم مهم است، اصول فقه بسته می شود یا باز می شود؟
باید دقت کنیم که سبک علم تکثر است و تکثر غیر از نسبی گرایی است
کوهن انتقادی که به یکی از پوزیتیویستها می گیرد این است که تصور می کنند روش علمی این است و جز این نیست. تصور می کنند فرمول کشف علم را بدست آورده اند. و تلقی بنده این است که فرهنگستان علوم به دنبال این سبک روش است. و این روش هیچگاه جواب نخواهد داد. البته این بدین معنا نیست که پژوهشهای آنها بی ثمر است، فعالیت علمی آنها باعث تکثر گرایی در فضای علمی می شود و بنده به آن قائلم و باعث پیشرفت علم در جامعه می شود و باید دقت کنیم که سبک علم تکثر است و تکثر غیر از نسبی گرایی است.
تفاوت تکثر و نسبی گرایی در این است نسبی گرایی به این معناست که هرکس هرچه گفت درست و تکثر به معنای اجازه طرح دیدگاهها است هرکس باضوابط درعرصه معتبر حرفش رابزند با روش به معنای فرمالیته مخالفم اگر هرکس حرف جدیدی می زند درعرصه علمی حرف جدیدی بزند نه درعرصه اجتماعی و نه در دعواهای سیاسی آن را برای عرصه ای که در آن اعتبار دارد عرضه کنید اگرچه روش ها را قبول ندارید. درمورد انیشتین فیزیکدانها مخاطبند. در مورد او موج اولیه مخالف بود. چون از روش های معهود بیرون می آیی و استدلال می آورند، استدلالت را اهل فن می فهمند نه عوام.
فقه با همه تقدسش، نقد پذیرترین است
یک نکته دیگر که برخی به آن اشاره می کنند که علم دینی اگر شکل بگیرد، مقدس می شود و تقدس به معنای نقد ناپزیری است، پاسخ این است که اصلا این ادبیات تقدس از مسیحیت آمده است و در جامعه ما جایگاهی ندارد ، ما تقدس را درباره مسجد به کار می بریم، نقدپذیری و نقد ناپزیری درباره مسجد معنایی ندارد.
تقدس امری است که با امر قدسی ارتباط دارد. درعرصه دینی ما علم یک اقدام دینی است و عالمان مقدس ترین اند، اما میبینیم که همان ها شدیدترین نقدها را به یکدیگر دارند. پس فقه با همه تقدسش، نقد پذیرترین است.
دیدگاهها درمورد علم دینی:
دیدگاه اول: دیدگاهی که معتقد است این دین است که شناخت می دهد و علم جدید باطل اندر باطل است (دیدگاه آقای مهدی نصیری)
دیدگاه دوم: دیدگاه دیگری که ممکن است هر دو را قبول داشته باشند، ولی قلمرو آن را به انواع تاویلها جدا کند. بگویند دین فقط درباره آخرت و علم درباره دنیا راهکار می دهد. اما عملا از هم آنها را جدا کردند ازمقاله آخر عمر مهندس بازرگان، آقای سروش این برداشت را کرد ولی دکتر توسلی مخالفت کرد. اما بحث برسر این است که تلقی همه دینداران این نیست که آخرت راباید درآخرت درست کرد بلکه باید دردنیا حلش کرد.
دیدگاه تفکرغربی این است که دین امرقدسی است و از سنخ شناخت نیست. قلمروها را از هم جدا می کند دیدگاهی که این ها را از هم جدا نکند و شناخت واقعیت را توسط علم ودین درست بداند درپارادایم غربی شکل گرفته.
دیدگاه سوم: می گوید انسان هم عقل و درک دارد و درکش معتبر است دراین جا مطمئن است که خدا و اسلام هم هست (دکترداوری ) جوادی آملی ادبیاتش ادبیات جدیدی ها نیست دیدگاهی که دکترباقری از آقاي جوادی آملی دارد، فهم اشتباهی است. ايشان فکر می کند دین دایره المعارفی است یک مخزن است ولی این گونه نیست.
آقاي جوادی آملی حرف اصولیون را می زند که کتاب و سنت و اجماع (متون دینی) و عقل نه به معنای مستقلات عقلیه (عقل عملا کاربرد ندارد) عقل به معنای یقینی صد درصدی که خطا نمی کند. تنها مصداق این حکم این است که عقل خوب است و ظلم بد است. عقل به معنای فعالیتهای عقلی بشری مشی اصولیون در برابر اخباریون است. عقل به معنای سیره عقلا شهرت اجماع و تحلیل اجماع تنها کشف سنت نیست و انسان می اندیشد و با اندیشه خودش این فعالیتها در عرصه فهم دین معتبر است.
درتفکرعقلی منسجم به جز برخی افراط و تفریط ها درفهم قرآن آن را در سیستم اندیشه ای خودش وارد می کند و آن را می فهمد. علم حاصل مجموعه گزاره هاست درفقه و فلسفه، ولی دین تنها مجموعه گزاره ها نیست و به دنبال یک تحول وجودی در انسان است.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.