سفيران كار و تلاش، از خدمت در اوج غربت مي گويند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۴۳۸۵
گزارش «خبرگزاري دانشجو» از اردوهاي جهادي؛

سفيران كار و تلاش، از خدمت در اوج غربت مي گويند

زهر حرف هاي آن مسئول خوزستاني از زهر آفتاب گرم خوزستان هم كاري تر بود، كنارتان آمد، بي درد و ناآشنا پرسيد: شما دانشجويان چه تان است كه خودتان را توي گرما آواره دشت و بيابان كرده ايد كه خدمت كنيد؟!
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ بعضي ها تحسين تان مي كنند، بعضي با كنايه حرف مي زنند، بعضي هم رو راست و بي رودربايستي مي گويند شما چه تان است كه توي گرما و سرما خودتان را آواره دشت و بيابان مي كنيد تا خدمت كنيد؟! 
 
اما شما دل قوي داشته ايد به كلام مولايتان كه شما را سفيران كار و تلاش خواند و فرمود: «وقتى شما در یک محیطى حاضر می شوید؛ در کویر، در کوهستان، در نقاط دور از دسترس، در میان مردم محروم مشغول کار می شوید، جوانى که در آنجاست، از شما الهام می گیرد و شما می شوید سفیر تلاش و کار و خدمت و جهاد و مجاهدت؛ من احیاها فکانّما احیا النّاس جمیعا؛ شما دل ها را زنده می کنید؛ فایده‌ بزرگى است، فوايد فراوانى در این کار هست. این جریان عظیم را حفظ کنيد.»
 
درست گرماگرم يك روز تابستاني بود. آفتاب آن قدر گرم و پرزور بود كه انگار در جهنم را باز كرده بودند، لباس هاي نازك تابستاني به گرده هايتان چسبيده بود، اما انگار گوشتان به حرف هيچ سختي بدهكار نبود، آن قدر با مهارت ديوار آجري مدرسه روستا را بالا مي برديد كه انگار سال هاست بنا هستيد نه دانشجويان درسخوان و زبده دانشگاه. 
 
آن روز را خوب يادتان هست؛ زهر حرف هاي آن مقام مسئول خوزستاني از زهر آفتاب گرم خوزستان هم كاري تر بود، كنارتان آمد، بي درد و ناآشنا مي گفت، من حتي اسم اين روستا را هم نشنيده بودم و با تعجب پرسيده بود: شما دانشجويان چه تان است كه خودتان را توي گرما آواره دشت و بيابان كرده ايد كه خدمت كنيد؟! اين مردم ارزش اين همه خدمت و كار را ندارند.
 
اما چهره هاي آفتاب سوخته مردم روستا،  دستان پينه بسته جوانان و جهل فرهنگي شان از ساده ترين دستورات ديني، آواز غريب خدمت در اوج غربت را توي وجودتان نجوا مي كند؛ آن قدر كه تعطيلات بهاري و تابستاني دانشگاه را در ميان مردم دورترين روستاهاي كشور مي گذرانيد. شايد صداي بيدارتان بتواند اندكي آرامش و آگاهي را به زندگي مردم دورترين روستاهاي كشور بدمد. 
 
معين سليماني نژاد، دانشجوي جهادگر بسيجي برايمان از سال ها تلاش دانشجويان براي مبارزه با فقر فرهنگي و مادي روستاهاي خوزستان مي گويد و مي گويد:  اگر چه استان خوزستان داراي منابع غني نفت، گاز و آب‌هاي زيرزميني مي باشد، اما خيلي از نقاط استان با محروميت شديد مواجه است؛ محروميت‌هاي استان خوزستان شامل محروميت فرهنگي و فقر مادي مي باشد؛ به طوري كه در مناطق عرب‌نشين به دليل تبليغات رسانه‌هاي حوزه‌ خليج فارس و فعاليت گروه‌هاي وهابي، با مشكلات فرهنگي مواجه هستيم.
 
اين دانشجوي بسيجي برخورد سرد و بي اعتماد برخي مسئولان را مهمترين مشكل دانشجويان جهادگر مي داند و مي گويد: مصوبات بسيج سازندگي به استانداري، اداره جهاد كشاورزي و ساير ارگان‌هاي استان‌ ابلاغ مي‌شود، ولي متاسفانه مسئولان توجه چنداني به اين ابلاغيه‌ها نمي‌كنند. آنها هميشه به دنبال سازوكارهاي قانوني براي حل مشكلات مردم هستند، آن قدر خودشان را در قانون و ماده واحده غرق كرده اند كه اصلاً برايشان قابل باور نيست عده اي هم باشند كه بدون هيچ چشمداشت مادي فقط بخواهند خدمت كنند.
 
سليماني نژاد در اين مورد مي گويد: زماني كه گروه‌هاي جهادگر دانشجويي به رامهرمز اعزام شدند و شوراي اداري رامهرمز را تشكيل دادند، مسئولان اين منطقه اصلاً نمي‌دانستند اردوي جهادي چيست و به ما مي‌گفتند به ازاي كاري كه انجام مي‌دهيد چقدر دستمزد مي‌گيريد؟!
 
او مي گويد: متاسفانه با اين همه تبليغاتي كه بر روي اردوهاي جهادي انجام گرفته و بخشنامه‌ها و ابلاغيه‌هايي كه به ادارات ارسال شده، هنوز هم گروه‌هاي جهادي حتي بين مسئولان استان‌ها هم  ناشناخته و مظلوم هستند.
 
اين دانشجوي بسيجي گلايه دارد از ناآگاهي مسئولاني كه هميشه مدعي خدمتگزاري به مردم هستند: «زماني فرماندار يكي از شهرستان‌ها را به روستايي كه در حوزه استحفاظي خودش بود، برديم، اين فرماندار اصلاً اسم روستا را هم تا به حال نشنيده بود، چه برسد به اينكه مشكلي از مشكلات زياد مردم آنجا را حل كرده باشد.»
 
رهبرمان از عشق، ايمان، بصيرت و همتي مي گويد كه ستون هاي اصلي حركت خودجوش دانشجويان جهادي است: «انسانى که بصیرت ندارد، راه را عوضى می رود؛ اگر عشق و ایمانى هم در او هست، آن را در راه غلط مصرف می کند، کجراهه می رود. عشق و ایمان، همت و بصیرت؛ اینها را انقلاب به مردم ما و جامعه‌ ما داد.»
 
حالا كه اين عشق و ايمان را سرمايه تلاش شبانه روزي تان در مناطق محروم كشور قرار داده ايد، هر روز جاني تازه  مي گيريد از نگاه پيرزن مهرباني كه با يك استكان چاي بهاره و خرما از شما پذيرايي مي كند و  زير لب براي امام و انقلاب دعا مي كند.
 
محمدرضا بختياري، دانشجوي جهادگر بسيجي در سيستان و بلوچستان در اين مورد مي گويد: وقتي گروه‌هاي جهادي به مناطق محروم اعزام مي‌شوند و دل مردم آنجا را به نظام و انقلاب گرم مي‌كنند، ديگر مردم به سمت اشرار و وهابيت گرايش نمي‌يابند.
 
محمدرضا بختياري سال هاست مسئول اعزام دانشجويان جهادگر به مناطق محروم استان سيستان و بلوچستان است، او مي گويد: دانشجويان جهادگر حتي به زرآباد هم كه دورترين نقطه كشور است، اعزام شده اند؛ متاسفانه حضور روحانيون در مناطق سني نشين خيلي كمرنگ است، در حالي كه ما از دولت انتظار داريم نظارت ويژه‌اي بر امور فرهنگي و ديني استان سيستان و بلوچستان داشته باشد.
 
اين دانشجوي بسيجي رفع معضلات فرهنگي استان سيستان و بلوچستان را مهمترين وظيفه دانشجويان بسيجي مي داند و مي گويد: از دانشجويان خواسته ايم به جاي تمركز بر روي مباحث حساسيت زا، براي جوانان كلاس هاي فرهنگي و آموزشي بگذارند و يا كارهاي عمراني انجام دهند.
 
بختياري بعد از سال ها تلاش در عرصه جهاد توانسته تعداد اردوهاي جهادي سيستان و بلوچستان را  از پنج گروه جهادي در سال 85، به 60 گروه جهادي در سال 90 افزايش دهد: گروهاي جهادي استان كه عموماً دانشجويان بومي هستند، در طول تعطيلات بهار و تابستان به دورترين مناطق اعزام مي شوند.
 
اين جهادگر سيستاني از بي نظمي در اعزام گروهاي جهادي گلايه دارد و مي گويد: متاسفانه برخي نهادهاي خودجوش جهادي به اين مناطق اعزام مي‌شوند و بودجه‌هايي را به اسم بسيج جذب مي‌كنند؛ همين مسئله باعث ايجاد ناهماهنگي در خدمت‌رساني به مردم محروم مي‌شود، به طوري كه حتي استانداري سيستان و بلوچستان هم در رابطه با ناهماهنگي در فعاليت‌ گروه‌هاي جهادي مختلف سردرگم شده‌ است، در حالي كه بايد اين ناهماهنگي از طريق اجراي قوانين خاص از جمله اينكه تمامي گروه‌هاي جهادي بايد با بسيج دانشجويي منطقه هماهنگ عمل كنند، رفع شود.
 
دانشجويان بسيجي در حركتي خودجوش و بي ادعاي دستمزد به نداي رهبرشان پاسخ گفته و براي رفع ناعدالتي هاي اجتماعي در مناطق محروم كمر همت بسته اند، اما بعد از گذشت سال ها از آغاز اين حركت، هنوز هم مسئولاني هستند كه با اين حركت خودجوش غريبه اند.
 
افراسيابي، مسئول بسيج سازندگي سازمان بسيج دانشجويي استان لرستان مي گويد: در استان ما استاندار، خود، رئيس ستاد اردوهاي جهادي است با دانشجويان همكاري نمي كند و اصلاً نمي خواهد كه وارد كار شود.
 
اين دانشجوي بسيجي مي گويد: ما براي كار جهادي مان منتظر اقدام مسئولان نمي مانيم و چون برگزاري اردوهاي جهادي سخن رهبرمان بوده، خودمان براي رفع محروميت  اقدام مي كنيم، اما حداقل انتظارمان اين است كه كسي كه به عنوان مسئول اين ستاد معرفي مي شود، به ما كمك كند. 
پربازدیدترین آخرین اخبار