کد خبر:۱۸۷۰۹۱
اولویت با کدام است؛ ایرانی بودن یا مسلمان بودن؟
تا به حال شده سوال ایرانی بودن بهتر است یا مسلمان بودن و صدها سوال دیگر از همین جنس، دغدغه ذهنت شود و برایش جوابی پیدا نکنی؟
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ نگاه می کنی و در یک طرف تاریخ 7000 ساله آریایی با تمام قدرت و عظمتش در شهر سوخته مبهوتت می کند. کمی آن طرف تر چیزی حدود 5000 سال بعد کورش را می بینی که انگار هنوز ایستاده در آن دوردست ها و منشور صلح می نگارد برای ملت های تحت سیطره اش، تا در آداب دیپلماتیک اولین باشد و داریوش بزرگ که در اثبات بزرگیش همان جمله ناپلئون بناپارت بس که درباره نبرد به شکست خورده اش با یونانی ها گفت: «سربازان یونانی همین که زیر دست و پای سربازان داریوش له نشدند باید خدا را شکر کنند.»
در همین حال و هوایی که خبر می رسد مردی از فراز کوه پایین آمده و ادعای پیامبری کرده. آخرین حلقه از سلسله چوپانان پیامبر، یتیمی از شهر مکه و در کنار آن فاطمه را می بینی و انگار تازه ترین راز سر به مهر خلقت برایت آشکار شده باشد از شوق به علی مومن می شوی و چرخ می گردد و می گردد و ... تو هر آینه آتش عشقت به این خاندان فروزان تر می شود عشقی که زاده آگاهیست.
حالا باید کدام را انتخاب کنی؟ تمدن ایرانی با تمام پیشینه اش یا اسلام با تمام به حق بودنش؟
تعجب می کنم از کسانی که مدعیند تو تسلیم سردی تیغ بادیه نشینان عرب شدی ! چگونه ممکن است که تو با تمام آن پیشینه و با تمام آن عظمت در مقابل تیغ گردن نهاده باشی؟ نه من باور نمی کنم !
مگر آنکه بگویی تمام این ها که گفتم دروغ بوده باشد ! کوروش ... داریوش ... و شجاعت این مردمان خواب و خیال. این همان هدفی است که اگر در این مسیر بروی دشمن تو را ناگزیر به آن می رساند.
دروغ بودن تمدن ایران ! فیلم سیصد را دیده ای اما نه من دیدم که تو در چشمان آن مردی که از فراز کوه پایین آمد و فریاد پیغمبری زد، عدالت را شناختی و به او مومن شدی. درست در لحظه ای که زیر سلطه نظام طبقاتی ساسانی خیال می کردی راه یافتن به طبقه ای برتر دست نیافتنی است دست نوازش او را بر سر بلال دیدی ! برده ای برده زاده. از پدر و مادر و دلت آرام شد.
تو تشنه دانش بودی و او تشنه آموختن ! درست در همان زمانی که تو حاضر بودی ده ها برابر دارائیت را بدهی تا فرزند پیشه ور هم بتواند چون شاهزادگان بیاموزد، دیدی که او اسیران را در قبال آموزش سواد به مسلمانان آزاد می کند و در این آموزش همگانی فرقی میان فقیر و غنی نیست اینگونه شد که تو در مقابل سپاه حق شمشیر زمین نهادی تا سلمان تکثیر شود ! و دانستی که برخلاف قانون اشرافیت برای قهرمان شدن لازم نیست از نژاد شاهان باشی ! اینجا ابوذر پا برهنه ام اگر باشی قهرمان صدایت می زنند.
به گذشته ات نگاه کردی ! عدالت در کنار ظلم، پادشاه خوب در کنار پادشاه بد، رفاه در کنار فقر و اکنون باید بار دیگر اثبات می کردی که آنهمه تمدن شگفت دروغ نبوده است ! باید در مقابل این نظام طبقاتی می ایستادی ! کوروش هم اگر بود می ایستاد در مقابل این شاهزادگان و همچون تو اشهدش را به فریاد می سرود فریادی جاودان.
تو خود به دست خلیفه مسلمان شدی! اما در همان ابتدا دانستی که حقیقت از آن این قیافه های چشمگیر نیست! بلکه از آن مرد تنهایی است که در گوشه مسجد پیامبر خانه دارد و زندانی جهل قوم خود و سیاست یاران بزرگ پیامبر است و تو دیدی پیش از اینکه به تو حکم جهاد دهد، همسرش قربانی شکستن این خفقان شده !
این یک انتخاب دشوار و شگفت آور بود و نشانه نبوغ اندیشه و هوشیاری خارق العاده و استقلال روح تو ! که از ورای تمام سیاست اندیشی ها و خلافت های ساختگی صدای این غریبه ی دور و نا آشنا را از دل نخلستان های بنی نجار شنیدی و نشناختی ! چرا که همواره به دنبال حق و عدالت بودی.
حالا می توانی مقاله را ببندی و انتخاب کنی که ایرانی باشی یا مسلمان! فقط یادت باشد که ایرانی هرگز جز حقیقت چیز دیگری را نمی پذیرد. حتی اگر فتنه ها کنند و هیزم در آتش دو دستگی ها و نفاق ها بریزند.
یک روز با پس دادن گنجینه ای – منشور کوروش – که دزدیده بودند به بهانه احیای روابط و روز دیگر حیله ای تازه ! و بدان اگر این آتش شعله ور شود، آنچه در این آتش می سوزد، تشیع است! سری به سایت های وهابیت بزن، آنجا بحث ایرانی بودن یا مسلمان بودن داغ تر از این مقاله است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰