کد خبر:۱۹۳۹۲۲
دانشجوي شهيد محمدرضا شاهحسيني:
هر كه دارد هوس كرببلا بسمالله
«هر كه دارد هوس كرببلا بسم الله» را با خودش زمزمه ميكرد، گفتم: بلندگو داره ميخونه تو ديگه ادامه نده! گفت: گوش كن دلت نمي گيره؟ گفتم: براي چي دلم بگيره؟ گفت: همه رفتن كربلا و من موندم.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فرزند سوم طيبه و حسن در 5 خرداد 1345 در ميقان شاهرود به دنيا آمد. پدر با دامداري هزينه زندگي محمدرضا و سه برادر و خواهر ديگرش را تامين مي كرد. محمدرضا در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تربيت معلم گرگان ادامه تحصيل دا و در 23 اسفند 1363، در عمليات بدر شهيد شد؛ پيكرش يك سال مفقود بود و از روي پلاك، وي را شناسايي كردند.
خواهر شهيد مي گويد: هر كه دارد هوس كرببلا بسم الله را با خودش زمزمه مي كرد.
گفتم: بلندگو داره مي خونه تو ديگه ادامه نده !
گفت: گوش كن دلت نمي گيره؟
گفتم:براي چي دلم بگيره؟
گفت: همه رفتن كربلا و من موندم.
قسمتي از نامه شهيد محمدرضا شاه حسيني به خانواده اش:
بايد تا آخرين قطره خون و تا زماني كه رمقي در بدن هست، دفاع كرد و همچون شيري شرزه و خروشان به دشمن تاخت و او را به خاك مذلت كشاند. آخر تا كي در خانه بايد بنشينيم و نظاره گر شهيد شدن عزيزانمان باشيم؟
بايد وارد ميدان شد و تا زماني كه سلسله وجودمان منظم و معتدل است، جنگيد.
فرازي از وصيتنامه شهيد شاه حسيني:
با درود بر آنها كه دنيا را سه طلاقه كردند و از وابستگي هاي كاذب دنيا بريدند و خود را براي رزمي بي امان با خصم زبون آماده ساختند و در اين راه از همه چيز گذشتند و جان خود را خالصانه و عاشقانه در راه معبود خويش فدا كردند.
اي خداي مهربان! در عرصه پيكار با ستمگران وجودم را به خود آر و قدرت وجودم را افزون كن تا همچون صاعقه اي غران بخروشم و تا آخرين نفس و رمقي كه در پاهايم احساس مي كنم، با دشمن بجنگم.
خدايا! از تو مصرانه مي خواهم كه روح سلحشوري و علي وار جنگيدن را به من عطا كني و به كارزار با دشمن سلاحم را آتشين نمايي و گلوله هايم را در قلب دشمنانت بنشاني.
مادر عزيز و خواهران و برادران گرامي و پدر ارجمندم! اگر جنازه ام به دست شما رسيد، اين را به عهده خودتان مي گذارم كه هر جا كه خودتان دوست داشتيد، مرا دفن كنيد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰