کد خبر:۱۹۵۳۹۲
حجاب مصونیّت است
در خیابان قدم میزنم و به این فکر میکنم که چگونه دیوارهای خانه خود را تا بالاترین حد بلند ساخته و بر سر آن دزدگیر نصب میكنيم و از طرف دیگر با زدن قفلهای محکم از چهاردیواری خانه مان محافظت میکنیم تا اشیا و متعلقات باارزش خود را از دید نامحرمان و دزدان در امان نگه داریم، اما ...
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»؛ در خیابان قدم میزنم و به این فکر میکنم که چگونه دیوارهای خانه خود را تا بالاترین حد بلند ساخته و بر سر آن دزدگیر نصب میكنيم و از طرف دیگر با زدن قفلهای محکم از چهاردیواری خانه مان محافظت میکنیم تا اشیا و متعلقات باارزش خود را از دید نامحرمان و دزدان در امان نگه داریم، اما گوهر وجود خود را بر سر هر کوی و برزن فریاد کرده و در معرض دید و تعرض دیگران قرار داده و بیپروا آنچه را که خداوند به زیبایی در اختیارمان نهاده را به آسانی و بدون هیچ رنج و زحمتی در دست دزدان و غارتگران قرار میدهیم.
بدیهی است اگر هر گنجینه باارزشی بدون حفاظ و پوشش باشد سالمترین افراد را هم به فکر دست اندازی به آن خواهد انداخت. پس چگونه زنان و دختران جامعه ما با خروج از حصن حصین حیا و عفاف، خود را چون عروسکی در دسترس اغیار و بیگانگان قرار داده و حیا و عفافی که خداوند در وجودشان به ودیعه نهاده است را ارزان و بی هیچ پشتوانه ای در معرض تعرض دیگران قرار می دهند.
امروز گلشیفته های شیفته فرهنگ منحط بی بندو باری و بی اطلاع از وضعیت نابهنجار زن در مکاتب غربی و ظلم و ستمی که در این جوامع علیه زنان انجام می شود با ادعای «مانع بودن حجاب برای آزادی» دست به کارهایی می زنند که حتی در فرهنگ بومی و ملی ما - جدای از دین مبین اسلام - جایگاهی نداشته و هیچ گاه در طول تاریخ ایران زمین زنان باشرف و نجیب ایرانی حاضر نشده اند که پیکر عریان و نیمه عریان خود را در معرض دید دیگران قرار دهند، چه رسد به اینکه در رسانه های بین المللی در معرض دید جهانیان قرار دهند.
از یکی از دانشجویان دختر اصفهانی در مورد حجاب می پرسم در جوابم می گوید: «من چادر را مانند چهاردیواری می دانم که برایم اختیار پای گذاشتن به هر مکان و جایگاهی بدون خوف از دست اندازی اغیار و اختلاط بین زن و مرد را به ارمغان می آورد. من وقتی چادر سر می کنم مانند این است که در حریم امن، فارغ از دیدهای پلید و با آزادی کامل در محل تحصیل و کارم حاضر می شوم.»
دانشجوی پسری که موهای سیخ شده اش انسان را به یاد نیزارهای کنار دریا می اندازد - که اگر در آن گام برداریم هر لحظه ممکن است زیر پایمان خالی شده و در مردابی عمیق فرورویم - در مورد پوشش دختران می گوید: «چرا زنها را به حال خود وا نمی گذارید تا آزاد و رها و بدون مزاحمت حجاب از زندگی خود لذت ببرند» و من بار دیگر به فکر فرو می روم که چرا جوانانی اینچنینی دم از آزادی زنان زده و از عریان بودن آنها در انظار عمومی حمایت می کنند.
خداوند انسان را آزاد و با اختیار آفرید و با فرستادن پیام آورانی راه و رسوم زندگی را به وی آموخت تا به راه سعادت برسد و سپس فرمود: «إنا هدیناه السبیل، إما شاکرا و إما کفورا»؛ به عبارت دیگر ای انسان راه راست را بر تونمودیم تو می خواهی شاکر باش و نمی خواهی کفران نعمت کن.
بر خود می لرزم که چرا زن عفیف ایرانی که در واقعه کشف حجاب رضاخانی خون داد تا چادر و روسری خود را حفظ کند، زنی که کتک خورد و زندان کشید، اما دست از دین و آیینش برنداشت امروز فرزندش اینچنین بی پروا به حریم شکنی روی آورده و عفت و حیای خود را دستخوش سرمستی و خوشی روزگار قرار داده است.
دختر دانشجویی که چادر زیبایی برسر داشته و معتقد است برترین حجاب چادر است در جوابم می گوید: «زن امروز با تهاجم وسیع رسانه ای و ماهواره ای و به دلیل تهاجم وسیع و ناتوی فرهنگی گسترده ای که اجانب علیه مبانی اسلامی و دینی ما تدارک دیده اند، به نوعی به خطا افتاده است که در شناسایی ارزش از غیرارزش و پذیرفتن آداب صحیح اسلامی دچار سردرگمی شده و نمی داند و یا اینکه نمی خواهد بفهمد حجاب از ضروریات دینی است و لزوم پوشش بدن بدون وجهین و قرص صورت همیشه و در همه زمان ها و مکانها واجب می باشد.»
دختری که از وضعیت ظاهری اش مشخص است که آن قدرها در بند رعایت حجاب و پوشش نیست وارد بحث شده و ادامه داد: «شما مذهبی های مستبد همواره به صورتی از احکام سخن می گویید که انگار همین برداشت شما صحیح است و هیچ برداشت دیگری نباید داشت، اما من معتقدم که خداوند در این امور سهل تر از شما رفتار می کند. او به درون انسان می نگرد، دین داشتن در باطن مهم است و به ظاهر ربطی ندارد.»
مادری که از این سخن به شدت برآشفته شده بود، گفت: «خداوندی که انسان را آفرید و قدرت اختیار را برای انتخاب مسیر به او اعطا کرد در قرآنی که برای هدایت وی فرستاد بارها بر ضرورت پوشاندن بدن از دید نامحرم تأکید نموده است و من به عنوان یک مادر از این افسارگسیختگی دخترم در انظار نامحرمان به شدت آزرده خاطرم، اما چه کنم که نسل جوان امروزی به ادعای مد روز بودن بسیاری از ارزش ها را زیرپا می گذارد.»
زن دیگری ادامه داد: «جوان امروزی نه اینکه بخواهد نافرمانی امر خدا را بکند، بلکه هنوز برایش جا نیفتاده که بین یک انسان معتقد و مسلمان با یک فرد لاابالی تفاوت از زمین تا آسمان است. بسیاری از دخترانمان نمی دانند که بیرون گذاشتن قسمتی از موها با بیرون گذاشتن همه آن از زیر روسری هیچ تفاوتی ندارد و هر دو در حکم نافرمانی خداست و عقوبت دارد، به همین دلیل نباید به آنها سخت گرفت بلکه باید خانواده ها از لحاظ اعتقادی روی فرزندان خود کار کنند تا بتوانند از طریق بازشناسی دین و مذهب و تغییر دیدگاه هایشان آنها را به راه درست رهنمون كنند.»
از طرف دیگر لازم است متولیان و دست اندرکاران فرهنگی جامعه و از همه مهمتر رسانه های ملی مخصوصا صدا و سیما با حرکتی منسجم و هماهنگ و نه موسمی و فصلی برای دستیابی به این امر مهم تلاش شبانه روزی و فراگیری را آغاز کنند که بتواند نسل جوان امروز را علاوه بر اینکه شادابی و طراوت بخشد بلکه با مبانی اعتقادی و دینی مان سازگار كند.
آنچه در این مورد مهم است، این می باشد که همه کسانی که به بی حجابی و یا بدحجابی روی می آورند، از روی عمد به این امر روی نمی آورند بلکه اکثر آنها به علت غفلت و ناآگاهی دست به این کار می زنند. وجود مواردی مانند چشم و هم چشمی ، مدگرایی و پیروی کورکورانه از اندیشه های غلط، بی بندو باری خانواده ها، استفاده افسار گسیخته از ماهواره ها و اینترنت و عدم اهتمام خانواده و مراکز متولی این امر مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی، مراکز فرهنگی و دینی، روحانیون و حوزه های علمیه و ... باعث شده تا جوان امروزی به جای اینکه تقید به آداب اسلامی پیدا کند، به اندیشه ها و رفتار غلط روی آورد؛ بنابراین همه دستگاه های مسئول باید بدانند که سهل انگاری و کم کاری در این مورد عواقب وخیمی را از جمله از دست رفتن نسل جوان امروز و نتایج سوء آن را به دنبال خواهد داشت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰