از ناصرخسروی تهران تا هفت تیر یاسوج
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۸ - ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۲
گزارشی از فروش دارو و مواد مخدر؛
شنیده بودم تصادف کرده؛ اما فرصت عیادتش رو نداشتم، انقدر درگیر کارام بودم که نفهمیدم کی از بیمارستان مرخص شد، شب با بچه ها قرار عیادت گذاشتیم، وقتی از در اتاق رفتیم تو، این صدای ناله هاش بود که عین زن های شوهر مرده فضای اتاق گرفته بود؛ بین ناله‌هاش فقط می فهمیدم می گفت: مرفین، مرفین ….
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
  • خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
گزیده اخبار
پرطرفدارترین عناوین
آخرین اخبار