کد خبر:۲۶۶۶۰۰
رئیس سابق علوم پزشکی شهید بهشتی:
برکناری من قانونی نبود / پیوندی درباره عملکردم دروغ گفت / پاسخم درباره پزشک خانواده حرمت ها را زیر سوال می برد
رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به حکم صادر شده 4 ساله ریاست خود در این دانشگاه گفت: برکناری من غیر قانونی بود.
گروه علمی«خبرگزاری دانشجو»- با حسن ابوالقاسمی، رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی درباره علت برکناری وی، اقدامات انجام شده در طول مدیریت، ادغام و انتزاع دانشگاه ایران،پزشک خانواده، بیمه، تفکیک پزشکان از بخش دولتی وخصوصی و ... گفت وگویی کردیم که در ادامه می آید:
«خبرگزاری دانشجو»- انتظار داشتید با وجود اینکه دوره ریاست شما در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تمام نشده بود با تغییر دولت، مدیریت شما هم در دانشگاه تمام شود؟
ابوالقاسمی-از نظر قوانین و مقررات کشور وقتی رئیس دانشگاه عوض شود حکم سرپرست به رئیس دانشگاه می دهند و به شورای انقلاب فرهنگی معرفی می شود و این شورا بعد از مطالعه سوابق وی حکم ریاست چهار ساله را تعیین می کند، این یک قاعده است اما این قاعده سال هاست در کشور ما رعایت نمی شود و به ناحق دانشگاه ها دستخوش تغییرات سیاسی می شوند.
طبیعی است با تغییر دولت تغییراتی در وزارتخانه ها و معاونت های آن نیز ایجاد شود اما نباید این تغییرات به دانشگاه ها ورود پیدا کند، زیرا این مکانیزم برای دانشگاه ها تعیین شده نه برای وزارتخانه ها و معاونت های آن؛ من همیشه فکر می کنم این قانون یک روز در کشور اجرا شود.
اگر بر اساس قانون بود از وقتی حکم بنده از شورای انقلاب فرهنگی صادر شده است بیشتر از 14، 15 ماه نمی گذرد بنابراین باید تا پایان دوره ام این مسئولیت ادامه می یافت ولی همیشه آن گونه که ما انتظار داریم پیش نمی رود و بر خلاف انتظارم دستور برکناری من آمد!
زمانی باید دستور برکناری من صادر می شد که صلاحیت نداشتن من برای این مسئولیت احراز می شد، وقتی وزیر بهداشت با من در این باره صحبت کرد اصلا بحث توانایی بنده درمیان نبود و تقریبا همه مسئولان دانشگاه به آقای هاشمی گفته بودند که دانشگاه خوب اداره می شود، حتی آقای دکتر سیاری، معاون بهداشت در پایان سخنرانی خود از تغییر مدیریت های این دانشگاه در سال های اخیر و لطمه زدن به دانشگاه انتقاد کرد و از وجود من در دانشگاه و ثبات مدیریت اظهار خوشحالی کرد به همین دلیل اعضای هیئت علمی ماندن من در دولت جدید را قطعی دانستند و بعد از آن جلسه به بنده تبریک گفتند و اگر کسی هم تصور تغییر مدیریت این دانشگاه را داشت با شنیدن صحبت های آقای سیاری این تغییر را بعید دانست،من درباره نظر آقای هاشمی مطلع بودم و همان اتفاق نیز افتاد.
«خبرگزاری دانشجو»- شما در این دو سال برای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی چه کارهایی انجام دادید؟
ابوالقاسمی- من با برنامه در بخش های مختلف ورود پیدا کردم، دانشگاه و اعضای هیئت علمی را خوب می شناختم و از کارهای هیئت علمی و پژوهشی به خوبی آشنایی داشتم فقط وقت نیاز داشت، 20 سال در شورای معاونان وزارت بهداشت شرکت داشتم، به همین دلیل به همه مقرراتی که در وزارت بهداشت وضع می شد به مدت 6 سال آشنایی کامل داشتم، ضمن اینکه در دوران مدیریتم پیش از دانشگاه، سازمان انتقال خون را از یک دستگاه خدماتی به یک دستگاه علمی تبدیل کرده بودیم، به طوری که این سازمان در سال 90 بیش از 300 مقاله آی اس آی در مقایسه با سال 84 ارایه داد؛ به جرات می گویم هیچ رئیس دانشگاهی به اندازه من برای دانشگاه وقت نگذاشت و بنده هم تمام وقت در خدمت دانشگاه بودم، معتقدم هر رئیسی برای دانشگاه وقت بگذارد به همان اندازه نیز بهره مند می شود.
در حوزه آموزش سعی کردیم ظرفیت های دانشگاه را بالا ببریم، بسیار عذاب می کشیدم که دانشجویی برای ادامه تحصیل در رشته دندانپزشکی، پزشکی یا داروسازی به کشورهایی مانند ارمنستان، فیلیپین، آذربایجان یا... مهاجرت کند در حالی که علم پزشکی این کشورها 10درصد علم پزشکی کشور ما هم نیست، به این فکر رسیدیم که ظرفیت دانشگاه را افزایش بدهیم تا این زمان که فرصت داشتم 40درصد ظرفیت دانشجویان را یعنی از 8 هزار به 12 هزار نفر افزایش دادیم.

در این مدت ظرفیت شبعه بین الملل دانشگاه 70درصد رشد کرد که شاید امسال به 100 درصد نیز ارتقا پیدا کند، سالی 8 تا 9 رشته تخصصی یا فوق تخصصی اضافه کردیم، دپارتمان ها را تقویت کردیم، اگر سه سال باقی مانده از حکمم در دانشگاه می ماندم بهترین مدل دپارتمان های دنیا را در ایران اجرا می کردم چون بنده معتقدم ستادهای دانشگاه ها را باید محدود کنیم و دپارتمان ها را گسترش بدهیم، رئیس دپارتمان باید اختیار داشته باشد که من نیز این اختیار را تعریف کردم و بودجه در اختیارشان قرار دادم و تا جایی که ممکن بود قوانینی که برای مدیران گروه ها دست و پاگیر بود را حذف کردم.
در حوزه درمان نیز برنامه ما پاسخگویی بود، امکانات بیمارستان ها در شان تیم پزشکی و مردم ما نیست، این موضوع من را رنج می داد، در این دوسال با وجود کمبود بودجه برنامه های ما در حوزه درمان کم نشد بلکه اضافه نیز شد، چون فکر ما اصلاح بود، برای نمونه اورژانس بیمارستان مفید را می توانید ببینید، امکاناتی که در 23 بیمارستان تابع دانشگاه توسعه پیدا کرده است، بین 2 تا 5 پروژه در این مدت در هر بیمارستانی اجرا کرده ایم، تا ایده آل فاصله بسیار داریم اما اگر اراده به انجام کار باشد و دغدغه فقط حمایت دولت نباشد و با کمک مردم و خیرین، کاهش هزینه های بیهوده و استفاده از نیروهای توانمند، می توانیم بیمارستان های خوبی تحویل بدهیم.
ما حاکمیت بالینی، برنامه های استانداردسازی، اعتبار بخشی را اجرا و تمام ابزاری که برای پاسخگویی به مردم نیاز بود را به کار می گرفتیم.
در حوزه پژوهش نیز از حوزه درمان جلوتر رفتیم و طبق دستور وزارتخانه باید تا سال 94 به رتبه زیر هزار می رسیدیم که ما در سال 91 به این مهم رسیدیم، پروژه های دانشجویی فراوانی را تقویت کردیم، شاید اولین دانشگاه در ارایه پروژه های دانشگاهی بودیم.
در بخش غذا و دارو با توجه به ادغام دانشگاه علوم پزشکی ایران و تهران، مسئولیت درمان 10 میلیون نفر به عهده علوم پزشکی شهید بهشتی بود و ما باید بر تمام مواد غذایی که تولید می شد نظارت می کردیم و این نظارت سنگینی بود و الان بسیار خوشحالیم با انتزاع دانشگاه ایران، علوم پزشکی شهید بهشتی 40 درصد حوزه درمان را واگذار کرد.
خانه های بهداشت را در تهران تکمیل کردیم، از نظر بیماری ها هیچ گونه همه گیری در تهران اتفاق نیفتاد و منابع را متنوع کردیم؛ پیش بینی ما این است که امسال درآمدهای دانشگاه بیش از 70 درصد افزایش می یابد، تحریم ها ما را در هزینه منابع منظم تر کرد، مدیریت برای خلق منابع جدید از مهارت های مدیریتی است که من بخش عمده ای از فعالیت های خود را به این کار اختصاص دادم.
«خبرگزاری دانشجو»- آقای پیوندی، سرپرست دانشگاه علوم پزشکی شهد بهشتی در روز معارفه خود از ضعف های دانشگاه مانند: کمبود انگیزه اعضای هیئت علمی، نبودن فضای مناسب دانشجویی و مفید نبون مقالات ای اس آی مگر تا مرحله کاربردی شدن آنها گفت، عقیده شما در این باره چیست؟
ابوالقاسمی- من فکر می کنم در این عزل و نصب یک حق ضایع شده و به خودم هم اجازه نمی دهم وارد بحثی شوم که حق دیگری ضایع شود، سرپرستی که الان تعیین شده با حکم وزیر بهداشت تعیین شده و ایشان نیز عقیده خود را بیان کرده است.
وقتی اعضای هیئت علمی قبول دارند که ما ظرفتیت هایشان را به 40 درصد افزایش داده ایم، انگیزه را چه تعریف می کنید؟ می توانستند نپذیرند! مگر استاد نیست که دانشجوی PHD و متخصص تربیت می کند؟ این صحبت از دروغ های بزرگ است، بالاترین انگیزه در اعضای هیئت علمی همین الان است و دلیل آن هم این است که تمام روسای دپارتمان ها به آقای وزیر گفتند رئیس دانشگاه را عوض نکنید، شما می توانید بروید با آنها مصاحبه کنید و اگر جز این بود به بنده بگویید.
در فضای دانشجویی فکر می کنم که قضاوتش با تشکل های دانشجویی و بسیج دانشجویی است که می توانید با ایشان مصاحبه کنید، فضای باز سیاسی که من در دوره خودم ایجاد کردم فکر نمی کنم آقایان خودشان نیز این فضا را ایجاد کنند، شعار تا عمل فاصله بسیاری دارد، در دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام کاندیدا یا نمایندگانشان در دانشگاه برای سخنرانی حضور پیدا می کردند، فضای باز سیاسی به چه می گویند؟ یا کرسی های آزاد اندیشی مختلفی که ما در دانشگاه برگزار کردیم، تشکل های دانشجویی خواستار برگزاری موسیقی در دانشگاه شدند و گفتیم اگر بحث تروج موسیقی نباشد و با حکم مقام معظم رهبری مخالفتی با درخواستشان نکردیم و دانشجویان نیز بارها بابت این موضوع تشکر کردند.
حتی یک دانشجو نمی تواند بگوید در حوزه سیاسی در دانشگاه دچار مشکل شده و تحت پیگیرد قرار گرفته شده باشد.
الان رایج شده تا مسئولی را عوض می کنند می گویند فضا عوض شده، من نمی دانم منظورشان چیست که فضا عوض شده، فضا همان فضایی است که بعد از انقلاب حاکم بوده و فکر نمی کنم کسی هم از اصول انقلاب عدول کرده باشد ولی عده ای می آیند و می گویند که فضا باز شده اما آنجایی که قانون برنامه پنجم نوشته شده می گویند نمی شود قانون را اجرا کرد!
درباره پروژه ها عقیده بنده هم همین است که پروژه ها باید کاربردی شود، تا کسی در تحقیقات کار نکرده باشد نمی تواند روی این مسئله مانور بدهد، در واقع همیشه اول یاد می گیرند که چطور تحقیق بکنند سپس تحقیقات به سمت کاربردی شدن پیش می رود، ارایه مقاله که برای کشور بدی به بار نمی آورد بلکه حیثیت به بار می آورد، الان یکی از شاخص هایی که در دنیا رتبه محسوب می شود همین مقالات است، مگر ما چند سال است که در ارایه مقالات فعال هستیم؟
کاربردی شدن مقالات در کشور یک سیاست کلان است و هر کسی می تواند شعار آن را بدهد اما مهم این است که به آن عمل کند.
خودم این کار را در دانشکده تغذیه در افتتاح پروژه پایلوت پلن صنعت اجرا کردم، چرا تا 30 سال پیش از این اقدامات انجام نشد؟ تا 20سال دیگر هم انجام نخواهند داد، مرکز رشد در دانشکده دارو سازی را با بهترین امکانات راه اندازی کردیم، سه دارو در همین دانشکده افتتاح کردیم، امیدواریم کسانی هم که انتقاد می کنند کاری هم انجام بدهند، ما هم ذهنیتی از کسی نداریم و امیدواریم که وضعیت از این بهتر شود.
«خبرگزاری دانشجو»- یکی از موضوعاتی که به آن انتقاد دارید استقلال نداشتن دانشگاه ها است، می خواهم عقیده شما را در این مورد بدانم.
ابوالقاسمی - یکی از دستاوردهای ما بعد از انقلاب دانشگاه ها بوده است، تربیت نیروی انسانی دراین باره عظیم بوده اما به این معنی نیست که دانشگاه ها ی ما بدون اشکال هستند، دانشگاه های ما پر از ضعف هستند و مهمترین ضعف آن نیز اجرا نشدن قانون است، دانشگا ها را قانونگذار مستقل تعریف کردند و فقط هیئت امنا اجازه تصمیمگیری درباره دانشگاه ها را دارد که اجرایی هم نمی شود؛ من معتقدم دانشگاه ها باید استقلال داشته باشند و رئیس دانشگاه را باید هیئت امنا با کمک وزیر بهداشت انتخاب کند.
در دوره وزارت آقای طریقت منفرد، وزیر سابق بهداشت هم از دخالت های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به دانشگاه ها انتقاد می کردم و ایشان نیز به این موضوع معتقد بود، معتقدم دانشگاه ها هیئت امنا و هیئت رئیسه دارند و دانشگاه خود باید تصمیم بگیرد که چه کسی را تربیت و برای چه کسی مدرک صادر کند، در یک ماه اخیر هم در حال راضی کردن آقای هاشمی بودیم که به دانشگاه ها فرصت بدهیم، رئیس دانشگاه باید با هیئت رئیسه اختیار پذیرفتن دانشجو در مقطع PHD داشته باشد نه اینکه سال ها منتظر دستور وزارتخانه بمانیم.
باید به دانشگاه بال پرواز بدهیم، قوانینی که در مجلس نوشته شده است با خون جگر نوشته شده است، الان 10درصد ظرفیت های ماده 20 به کار گرفته نمی شود، ماد 20 آنقدر گسترده است که با بکارگیری می توانیم دانشگاه هایی را پرورش بدهیم که جزء 10 دانشگاه اول دنیا قرار بگیریم، ولی برای عملی شدن این مهم باید رئیس دانشگاه خوب را انتخاب کنیم، باید آدم های خوش فکر انتخاب کنیم و به او نیز اختیارات لازم را بدهیم.
باید با هیئت امنا برای تغییر رئیس دانشگاه صحبت شود نه اینکه صبح روز تودیع هیئت امنا از تغییر او مطلع شود! این ایراد به دانشگاه ها است که اتفاق تازه ای نیز نیست در دوره های گذشته هم رخ داده است، اگر ما مانند همه دنیا رئیس مقبول و با باقابلیتی را انتخاب کنیم، با سواد و دارای سابقه و مقبولیت عام باشد و آگاه به قوانین و امور اجرایی نیز باشد، به چهار سالی که شورای انقلاب فرهنگی حکم صادر کرده احترام بگذاریم، مسایل سیاسی را به داخل کشور راه ندهیم، اگر این کار را بکنیم، دانشگاه های ما دانشگاه های خوبی می شوند.
به عقیده من، ما اصلا برای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی احترامی قایل نیستیم، نمی دانم شورای عالی انقلاب فرهنگی برای چه کسی این همه وقت می گذارد و روسای دانشگاه ها را تعیین می کند، فقط حکم تایید می کند و دو روز دیگر که رئیس عوض شود دوباره ایشان را تایید می کند، این کار بیهوده ای است باید شورای انقلاب فرهنگی بپرسید که چرا رئیس قبلی را عوض کرده اید؟ وزیر بهداشت باید دلایل قانع کننده ای برای کار خود بیان کند و ما می بینم هر وقت جریانات سیاسی کشور تغییر کرده می گویند فضای سیاسی کشور تغییر کرده و روسای دانشگاه ها را تغییر می دهند.
«خبرگزاری دانشجو»- شما از حامیان انتزاع دانشگاه علوم پزشکی ایران بودید، عقیده شما درباره فرآیند ادغام و انتزاع این دانشگاه چیست؟
ابوالقاسمی- وقتی ادغام دانشگاه علوم پزشکی ایران و تهران اتفاق افتاد من رئیس انتقال خون بودم و به تمام ابعاد موضوع آگاه نبودم و زمانی که به جزئیات آن ورود پیدا کردم متوجه شدم که این ادغام پر از اشکال است، در ابتدا که اعضای هیئت علمی که اساس و پایه هر دانشگاهی هستند به این ادغام راضی نبودند و این نشان دهنده این است که این موضوع اشکال دارد و یا حداقل کسی آنها را راضی نکرده است؛ به عقیده بنده افتخار به ایجاد دانشگاه است نه به انحلال آن!

اگر کسی متوجه شد که این انحلال اشتباه است باید اشتباه خود را می پذیرفت و آن را جبران می کرد، انتزاع این دانشگاه به موقع انجام شد چون مممکن بود اختلاف نظر شدیدی بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و ایران پیش بیاید و فضای دانشجویی را تحت تاثیر قرار بدهد، از طرفی بحث علوم پزشکی شهبد بهشتی بود، وقتی دانشگاهی انحلال می شود باید امکانات آن نیز عادالانه تقسیم می شد، نه اینکه مسئولیت بیمارستان های خوب را به یک دانشگاه و حوزه بهداشت و درمان را به دانشگاه دیگر محول کنند!
شهید بهشتی گرفتاری های زیادی در این باره متحمل شد، که علت این امر را طرح ریفرم بیان کردند در حالی که این طرح باید در دانشکده پزشکی اجرا می شد، این موضوع باعث نارضایتی اعضای هیئت علمی علوم پزشکی شهید بهشتی نیز شده بود و مدت ها طول کشید تا من قانع شان کردم که طرح ادغام دیگری در دست نیست.
«خبرگزاری دانشجو»- این دستور آقای احمدی نژاد بود یا خانم دستجردی؟
ابوالقاسمی- آقای رئیس جمهور در این باره نمی توانست صاحب نظر باشد، کارشناس است که صاحب نظر است و کارشناس به راحتی می تواند مسئولیت کار خود را دستور مافوق بیان کند؛ آقای احمدی نژاد به این موضوع ورودی نداشت.
«خبرگزاری دانشجو»- برخی نمایندگان معتقدند درباره مشکلاتی کنونی دارو از یک سال پیش از عزل، خانم دستجردی را در جریان گذاشتیم، ریشه مشکلات دارو چقدر به دوره وزارت ایشان ارتباط دارد؟
ابوالقاسمی- در این مورد که در دولت ها به مسئله سلامت کم اهمیت هستند تردید نکنید، دولت به برخی مسائل خوب رسیدگی می کند و به برخی نه.
نمونه بارز آن را در توجه به انتقال خون می بینیم، اراده ای که دولت برای این سازمان از سال 84 کرد یک سوم آن را تا پیش از سال 84 به کار نگرفته بود، اگر همین اراده را نیز برای موضوع دارو به کار می گرفت مشکل تا این حد بزرگ نمی شد، دولت منابع جدی به دارو اختصاص نداد و خانم دستجردی نیز تنها مقامی بود که مردم از ایشان انتظار کمک در این باره را داشتند.
در این مورد بانک مرکزی نیز بدترین دوران خود را داشت، قوانینی که تنظیم کرد عامل تنش کشور شد و به عقیده بنده مقصرترین عامل نیز بانک مرکزی بود، وقتی یک وارد کننده دارو با 10 تا 15 درصد دارو را وارد می کرد بانک مرکزی از او می خواست که 135 درصد پول خود را در بانک نگه دارد و تجار دارو هم با این شرایط پولی برای تهیه دارو نداشتند.
شاید اگر وزیر بهداشت می توانست موضوع را خصوصی حل کند و موضوع میان مردم و مطبوعات کشیده نمی شد بهتر بود و این هم در دلخوری رئیس جمهور بی تاثیر نبود.
من فکر می کنم در این جور مواقعی منافع مردم باید در نظر گرفته شود و باید راهکار لازم برای تامین ارز عملی می شد، اگر بانک مرکزی تدبیر درست را انجام می داد مشکل به اینجا کشیده نمی شد.
«خبرگزاری دانشجو»- چرا طرح پزشک خانواه روند منظمی ندارد، کلید ادامه حیات پزشک خانواده در دست چه کسانی است؟
ابوالقاسمی- اگر بخواهم توضیح کامل در جواب شما بدهم حرمت ها زیرسوال می رود، ولی من به موقع در سال های آینده می توانم در این مورد اظهار نظر کنم.

این طرح یک بحث فنی است و وقتی از این موضوع خارج شد و کسانی بخواهند با پزشک خانواده شهرت بگیرند طبیعی است که این طرح به درستی اجرا نشود، پزشک خانواده از همان اوایل از بحث تخصصی و فنی خارج شد، هیچ دولتی نباید ادعا کند که من یک ساله یا چند ساله آن را انجام می هم، مسئولان ذیصلاح باید به نظر کارشناسانی که دوره گذارنده اند اهمیت بدهند، متاسفانه وقتی بحث های فنی رنگ و بوی سیاسی بگیرد به همین وضعیت مبتلا می شود.
پزشک خانواده تضمین کننده آینده بهداشت و درمان است و این طرح در قانون نیز تعریف شده است و باید در اجرا به آن اهمیت داد.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
درست بود که دکتر پيوندي يکماه توي دفتر وزير خيمه بزنه تا حکم رياست دانشگاه رو بگيره.آقاي دکتر هاشمي پس استقلال و شجاعتت کجا رفته؟
اي به روح اين سياسي بازي.بعدش ميگن چرا وضع مملکت اين شکليه!!!!
حيف دکتر....
تيمي که عزل و نصب هاي دکتر هاشمي را در وزارت بهداشت ديکته ميکنند کارشان رفيق سالاري است. خدا را شکر که دکتر ملک زاده توسط عقلا به دکتر هاشمي تحميل شد تا ترمز اين باند باشد