کد خبر:۲۷۱۵۳۱
بازنشر/

مسئولان بیمارستانی کلاهشان را بگذارند بالاتر!/ پای دختر دانشجو قطع خواهد شد؟ + تصاویر

لازم نیست پرونده پزشکی‌ را بخوانی تا بفهمی حالش خوب نیست؛ رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر درون. با این که نزدیک به 40 روز از تصادفش می‌گذرد ....
مسئولان بیمارستانی کلاهشان را بگذارند بالاتر!/ پای دختر دانشجو قطع خواهد شد؟ + تصاویر

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ لازم نیست پرونده پزشکی اش را بخوانی تا بفهمی حالش خوب نیست؛ رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون. با این که نزدیک به 40 روز از ماجرای تصادفش می گذرد، اما وضعیتش بهتر که نشده هیچ، هر روز و هر ساعت بدتر هم می شود.


درد دارد و ضعف؛ آن قدر زیاد که چند دقیقه پشت سر هم نمی تواند حرف بزند و جمله هایش بریده بریده است. پای چپش دو سه برابر پای راستش شده و اوضاع ظاهری بدی دارد. با همان حال بد و رنگ پریده و نفس تنگ، در آخر هر جمله ای، یک «خدا را شکر» تحویلم می دهد تا از همان اول روح بزرگش را به رخم بکشد. از او می خواهم ماجرا را شرح دهد که بفهمم چه شد و چرا به این روز افتاد.


روز دوم مهرماه، ماریا. ج، دانشجوی بوکانی که در رشته الهیات دانشگاه تهران تحصیل می کند، از سرویس دانشگاه پیاده می شود. درب عقب اتوبوس دچار اشکال فنی بود و فقط یکی از درها باز می شد، به محض پیاده شدن ماریا، در بسته می شود و  لباس او لای درب اتوبوس گیر می کند. خودش می گوید: «درست نمی دانم چه شد! فقط می دانم که لباسم گیر کرد و افتادم. فریاد می زدم که راننده نگه دارد، اما هر چه خودم و اطرافیان فریاد می زدیم، فایده ای نداشت که نداشت.»


وقتی که اتوبوس غول پیکر، از روی پای ماریا رد می شود، انگشت شستش را قطع می کند. راننده می گوید: «اصلاً متوجه داد و فریادها نشدم وگرنه زودتر می ایستادم تا کار به اینجا نرسد.» بعد از دقایقی سر و کله آمبولانس پیدا می شود و ماریا را به بیمارستان شریعتی منتقل می کنند. در آنجا انگشت شستش را با پلاتین به پایش پیوند می زنند. کمی هم کوفتگی و کبودی در ناحیه رانش به وجود آمده بود که خیلی جدی به نظر نمی رسید و همه فکر می کردند ماجرا به همین جا ختم می شود.


عفونت منتشر می شود


بعد از عمل شست پا، ماریا را به بخش می آورند. می گوید: «اتاقم در بیمارستان شریعتی با شش نفر دیگر مشترک بود، خیلی شلوغ. تختم هم کنار سطل زباله عفونی بود. نمی دانم دلیل عفونت این بود یا چیز دیگر.»


بعد از آن که ماریا در بیمارستان شریعتی تحت عمل جراحی قرار می گیرد، دیگر پزشک متخصص و یا جراح برای ویزیت بالای سرش نمی آید و فقط رزیدنت ها به وضعیت او رسیدگی می کنند. 10 روز می گذرد و طی این 10 روز، هر بار که رزیدنتی بالای سر ماریا می آید، می گوید، باید برود اتاق عمل، اما کسی نبود که به این تشخیص و یا دستور رسیدگی کند.


کم کم پای ماریا، خصوصاً ناحیه ران متورم می شود و وقتی همراهان او این قضیه را به کادر بیمارستان اطلاع می دهند، پاسخ می شنوند که: «باید صبر کنید تا ورم بخوابد بعد ببینیم قضیه چیست!»


تعلل بیش از حد کادر بیمارستان و بی توجهی آنها به اعتراض های همراهان و خانواده ماریا سبب می شود که عفونت در کل پا منتشر شود تا جایی که در پرونده او می نویسند: «پای چپ تا محدوده لگن عفونی شده و احتمال قطع پای او وجود دارد.»

 

 


برادر ماریا رسیدگی نکردن پزشکان و کارکنان بیمارستان شریعتی را در انتشار عفونت و انتقالش به دیگر مناطق بدن موثر می داند؛ چرا که ابتدا تنها مشکل در ناحیه مچ به پایین بود و امروز، کار به جایی کشیده که نه تنها پا که دستگاه گوارشی ماریا نیز عفونت کرده است.


وقتی خانواده ماریا می بینند که هر روز حال مریضشان بدتر از دیروز است، شکایتشان را به نماینده شهرشان می رسانند. برادر ماریا شخصاً با قسیم عثمانی تماس می گیرد و او را در جریان مشکل می گذارد و این نماینده مجلس، به دیدن دانشجوی بوکانی می آید و وقتی وضعیت خراب او را می بیند، با معاون بیمارستان شریعتی مسئله را مطرح می کند و خواستار پیگیری هر چه بیشتر وضعیت ماریا می شود.

 

همان روز، خانواده ماریا با حراست دانشگاه تماس می گیرند و معاون امور دانشجویی دانشگاه تهران، پزشکی را برای بررسی به بیمارستان شریعتی می فرستد و در همین گیر و دار، با پیگیری مسئولان دانشگاه، دستور انتقال ماریا به بیمارستان سینا صادر می شود.

 

زمانی که به ضرر ماریا می گذرد


اگر تشخیص پزشک درست باشد و مراحل درمان درست طی شود، زمان باعث بهبود حال بیمار می شود، اما اطرافیان ماریا می بینند که هر چه زمان می گذرد نه تنها وضعیت رو به بهبود نیست، که هر روز مشکل جدید پیش می آید. عفونت که از مچ پا شروع شده، حالا به لگن و حتی معده و سایر اعضای دستگاه گوارش رسیده و پای چپ را تبدیل به گوشت فاسدی کرده که هر لحظه امکان دارد دستور به قطعش داده شود.

برادر ماریا که متوجه کم کاری، بی توجهی و رسیدگی نکردن کادر پزشکی بیمارستان شریعتی شده، با پزشکی از بیمارستان سینا مشورت می کند و پرونده پزشکی را به او می دهد تا بخواند. این پزشک ضمن تعجب از اقدامات انجام شده و تعلل بیش از حد کادر، دستور می دهد تا هر چه زودتر ماریا را به بیمارستان سینا منتقل کنند.

 

 


برادر ماریا می گوید: روز آخر با کادر پرستاری درگیری لفظی پیدا کردم؛ چون کار به جایی رسیده بود که هر چه با آنها حرف می زدم، جواب نمی دادند؛ انگار اصلاً مرا نمی دیدند! برادر ماریا از رفتارهایی که دیده، متعجب است و خدا را شکر می کند که از شر بیمارستان شریعتی خلاص شده اند!

 

خود ماریا هم به این که چند دانشجوی پزشکی در مورد وضعیت پایش نظر داده اند و عوارضی که برایش پیش آمده نشان می دهد که تشخیص این رزیدنت ها اشتباه بوده، اعتراض دارد و این تشخیص نادرست را عامل اوضاع امروزش می داند.


چند روزی است که ماریا. ج در بخش« وی. آی. پی» بیمارستان سینا در یک اتاق دو نفره بستری است. پس از شش بار عمل جراحی و پاکسازی گوشت های فاسد، در تاریخ هفتم آبان عمل پیوند توسط دکتر سیاوشی برای او انجام شد و از ران سالم و شکمش، گوشت به پای چپش پیوند زده شد؛ حالا ماریا منتظر است ببیند آیا این پیوندها جواب می دهد یا نه.


از وقتی که این دانشجوی دختر به بیمارستان سینا منتقل شده، همراهان و خانواده از وضعیت رسیدگی کادر پزشکی و پرستاری راضی اند. مسئولان دانشکده الهیات دانشگاه تهران به دیدن ماریا آمده اند، اما هیچ کس نمی داند آیا این رسیدگی های دیرتر از موعد، پای دانشجوی دختر را به او بازخواهد گرداند یا نه؟!

 

این که چرا مسئولان دانشگاهی، دانشجوی مصدوم را زودتر از این به بیمارستان بهتر ارجاع ندادند و سریعتر به روند بهبود بیمار رسیدگی نکرده اند و این که چرا هزینه های درمانی ماریا را تقبل نکرده و فقط حدود چهار میلیون تومان به خانواده او قرض داده اند تا فعلاً صرف مخارج کنند و بعداً این مبلغ را به دانشگاه برگردانند، خود سوالی است که تاکنون بی جواب باقی مانده است.

 

«خبرگزاری دانشجو» آمادگی بازتاب اظهارات مسئولان بیمارستان شریعتی و دانشگاه تهران در مورد موارد مطروحه در این گزارش را دارد.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
بدون نام
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۹
دلخراش بود
64
2
مرتضي طاهري
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۲
واقعاً متاسف شدم ضمن آرزوي بهبودي و بدست آوردن سلامتي اين خانم عزيز بنده شرايط ايشان را کاملاً درک ميکنم چون براي دختر 30 ساله و معلول اينجانب نيز در سال 90 هممچين اتفاقي افتاد که مفصل پاي چپش شکست و در بيمارستان اختر تهران اشتباهاًضربخوردگي پاي راست تشخيص داده شد و آتل بندي کردند که بعد از 12 روز در بيمارستان خصوصي پاي چپ عمل شد و بوسيله پلاتين پيوند شد حالا بعد از دوسال همان 12 روز فاصله منجر به اين شده که مفصل سياه شده و بايد بجايش پروتز 4، 5 ميليوني کاربگذارند. واقعاً چه کسي تاوان اين ندانم کاري را بايد بدهد. (پرونده نيز موجود است)
ناشناس
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۴
انگشت دست راست من به خاطر افتادن دچار يك شكستگي ساده شد و يكي از دكترهاي ارتوپد معروف تهران به جاي گچ گرفتن به خاطر پول انگشت من را جراحي كرد بعد از جراحي به كلي انگشت دستم از شكل اوليه خارج شد و خيلي نافرم شد ضمن اينكه حركتش را هم از دست داد و به هرجا هم شكايت كردم خيلي راحت گفتند ذات شكستگي اين بوده و شكايت من به جايي نرسيد از اين موردها خيلي زياده مطمئن باشين اگر اين موارد پيگيري مي شد اينقدرآمار جرائم پزشكي تو ايران زياد نمي شد
سلام
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۰
تمام دکتر هاي بيمارستان بايد مادام العمر از کار اخراج شوند و ديگر حق هيچ طبابتي نداشته باشند زيرا قطعا با وجوده اين گونه افراد خدا نشناس شاهد چنين وضعي خواهيم بود
44
9
راديکال منفي 2
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۴
سلام عزيز من عمق تاثر شما رو متوجه ميشم اما بايد توجه داشت که اين قبيل مشکلات با تندروي و همه را با يک چوب زدن حل نميشه...... هستند بسياري از پزشکان و پرستاران که با دلسوزي تمام و بي هيچ منتي از بيماران مراقبت ميکنند.
سجاد
۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۰۳:۳۳
آقاي راديکال!دکتر خوب و باوجدان پيدا کردي سلام برسون!!!
محمد علي
۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۳
بايد در تاييد فرمايش شما بگم اين يک حقيقته که چند قرن به چند قرن يه دکتر با وجدان پيدا ميشه که توي تاريخ اسمش ثبت ميشه مثل ابوعلي سينا وبعد از قرنها دکتر محمد قريب
راديکال منفي2
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۲
خوب با خوندن انتهاي خبر اول بايد بگم که خيلي خوشخالم که حال ايشون رو به بهبوديه و خطر تا حدودي رفع شده...
اما واقعا اگه کمي تمرکز روي بيمارستان ها بخصوص بيمارستان هاي پرتردد و حتي دولتي بشه، متوجه ميشيد که متاسفانه امثال ماريا. ج بسيار زيادند که بخاطر يک مشکل کوچک حتي ناچيزتر از مشکل ماريا به بيمارستان رفتند و با مشکلات عديده اي بخاطر عدم رسيدگي مواجه شدند.
33
2
علي ح
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۸
اگر دكتر خوب بالاي سر مرده برود زنده مي كند . حالا كه كم كاري شده بايد مسئولين دانشگاه دنبال جبران ان باشند . كارايي ،‌بهره وري ،‌تعهد و وظيفه شناسي در اين عصر گم شده و بزرگي به شعار شده است .
32
2
بدون نام
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۶
مشکل اينجاست که چهارتا آدم بوق مسئوليت رو به عهده مي گيرند و به اين نکته اصلا توجه ندارند که: شايد براي شما هم اتفاق بيفتد!
55
1
راديکال منفي2
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۳
من حرف شما رو قبول دارم و در اين که صلاحيت و شايستگي متاسفانه در لايه هاي پاييني مديريت بيشتر موج ميزنه تا مديران و مسئولان ارشد، شکي نيست. ولي دوست من اگه خوب دقت کني متوجه ميشي که مشکل و فاجعه از يک فرد يا يک اداره و وزارت گذشته و طاعون بي مسئوليتي و سوء مديريت در تمام شئونات جامعه ما رخنه کرده. بايد يک فکر اساسي بحال خودمون کنيم.
دلسوخته
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۱
آخه نمي دونم چرا هيچ وقت اين اتفاق ها براي يکي از اين مسئولان خدمت گزار!!!!!!! رخ نمي ده
فاطمه شعبان پور
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۶
عزيزم مسئولين بوق هم اين اتفاقات براشون ميفته بااين تفاوت که اوناپزشک خونوادگي دارن اجازه نميدن مريضي بياد سمتشون
کبري از تهران
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۵
فقط بايد گفت تاسف تاسف
عباس ابدي خواه
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۴
اميدوارم و دعا ميکنم که پاي اين خواهرمون که بخاطر حفظ ارزش هاي معنوي و اسلاميش دچار اين حادثه شده هرچه زودتر به بهبودي کامل برسه و مسببين اين حادثه بايد جوابگوي کم کاريشون باشن.
38
2
مجتبي
-
۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۵۳
انشالله خدا شفا بده و بتونه رو پاهاش وايسته
44
0
سجاد
-
۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۰۳:۳۶
فقط دعا براي سلامتي ايشون تنها کاريه از دستم برمياد.و تاسف واسه پزشکاني که همه چيو واسه پول زير پا گذاشتن که تعدادشون الحمدالله کم نيست!!!
49
1
بدون نام
-
۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۵
اگر يک هفته وقت بگذاريد و در بيمارستانهاي اين کشور از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب و تهران و از خصوي تا دولتي بگرديد موارد فراواني از اين بيماران درمانده و بيچاره را خواهيد ديد. برخي زندگي خود و خانوادهشان را براي يک بيماري باخته اند و برخي هم از عوارض ناشي از بي توجهي يا بيسوادي يا اقدامات بيمورد متخصصان و پزشکان فوق تخصص آسيبهاي دائمي ديده اند. جاي تعجب نيست زيرا نظام سلامت در آتش وزراي داراي مدرک تخصص و فوق تخصص ميسوزد. کساني که حتي يک شب را به عنوان پزشک در اورژانسها به سر نکرده اند و استريت رفته اند و متخصص شده اند. رقابت مالي متخصصان و فوق تخصص ها هم که بيداد ميکند. استاد(فقط اسمي) به شاگردش رحم نمي کند و هزاران شکايت که حتما بي پاسخ ميماند زيرا...
29
3
شبنم
-
۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۴
وقتي پزشك مملكت داره تجارت ميكنه بايدم اين موارد پيش بياد.خدا
شفاشون بده انشاالله
18
1
پرستار
-
۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۷
از تقوا و علم در اين پزشکان يا خبري نيست يا خبر کمي هست اگر دختر خودشان بود چه مي کردند. موارد که بسيار هست. پرستاران وظيفه داشتن علاوه بر پزشکان هر روز پاي او را مي ديدند و با شروع علايم به استاد مربوطه اطلاع و پيگير بررسي او مي شدند. رزيدنتها که تکليفشان معلوم است. از بس از ترم يک پزشکي لي لي به لا لاي اينها مي زارن که نميشه بهشون گفت بالاي چشمت ابروست
13
5
دانشجو
-
۱۴ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۰
واقعا مسولان ذي ربطي که اينگونه جوانهاي کشور را حمايت ميکنند هزار آفرين دارند...واقعا براشون متاسفم که صبح تا شب ميگن اين پيشرفت کرديم اون پيشرفت کرديم اما حاضر نيستند براي جوانهاي خودشون کاري بکنند و اينقدر تعلل ميکنن تا يه دختر مثل دسته گل اينجوري بشه ...انشالله که با نظر آقا ابا عبدالله الحسين(ع) اين دختر گل هر چه زودتر خوب بشه و بهبوديش را به دست بياره و حق خودش را از مسولان *محترم* اون بيمارستان بگيره...
19
0
بدون نام
-
۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۴
خيلي ناراحت شدم. احوالم قابل بيان نيست. 2 روز پيش در دانشگاه قم هم چنين اتفاقي براي يکي از دانشجويان افتاد. اگر اينگونه رسيدگي ميشه بايد همين الان به خانواده اون هم بگيم که منتظر اين وضعيت خانم ماريا براي دخترشون باشند.
18
0
بدون نام
-
۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۴
تاوقتي درمملکت ماارزش پول است واحترام به کسي گذاشته ميشود که خانه وماشين مجللتري دارد وهدف همه اين است که پول بيشتري از هر راهي بدست آورد .آن موقع ديگر دکتر وپرستار نميشناسد واين موضوعات عادي است.فرهنگ اين ميشود آنکس که ندارد بايد بميرد
34
1
...
-
۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۹
وحشتناک بود!
من چون دخترم بهتر حالشو درک ميکنم....
31
1
DANESHGOO
-
۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۶
خيلي خيلي دلخراش بود اميدوارم خدا ايشون رو شفا بده و به اين پزشکاي بي مسئوليت يه ذره انصاف
31
1
فرانک
-
۱۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۸
بايد با مسئول اين کارا به اندازه ضرري که زده بر خورد بشه واقعا به معني واقعي تعهد پي بردم
33
1
بدون نام
-
۱۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۱
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته .....واقعا نبايد گذاشت همچين حادثه اي تکرار بشه.
12
0
فاطمه
-
۱۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۵
اميدوارم که زودتر خوب بشن. خيلي متاثر شدم.
15
1
c
-
۱۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۷
وحشتناك بود وحشتناك
15
1
سيد يحيي
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۹
واقعا باعث تاسفه . خيلي ناراحت شدم و اميدوارم كه خدا به حق همين ماه محرم ايشان را شفا بده و همچنين بيماراني كه در بيمارستانهاي مختلف كشور مان هستند هر چه سريعتر بهبودي خودشان را بدست بياورند .
واقعا چرا بعضي دكترها آنقدر بي وجدانند و كاري براي مريض انجام نميدهند .
نميدونم اين مملكت كي ميخواد درست بشه . اميدوارم با كساني كه باعث بدتر شدن پاي اين خواهر عزيز شدند كه الان به اينجا رسيده بدجور رفتار بشه و تنبيهات و جريمه هاي مالي براي پرسنل بيمارستان شريعتي صادر بشه .
و در آخر جا داره از پزشكان و پرستاران بيمارستان سينا براي كارشان تشكر كنم .
اميدوارم به حق 5 تن آل عبا اين خواهرمان هر چه سريعتر خوب شوند .
22
3
بدون نام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۰:۴۳
اگر اين اتفاق در دولت احمدي نژاد اتفاق مي افتاد خدا ميدونه چه جنجالي به پا ميشد؟! مخصوصا حالا که دکتر هاي زير ميزي بگير احساس امنيت ميکنند و اگر برخوردي با آنها صورت بگيرد براي مقابله به مثل وايجاد اهرم فشار به وزير محترم حرف هاي زيادي براي گفتن دارند روحاني مچکريم
23
5
دانشجو هوشبري
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۰
سلام
تو را بخدا شماهايي که ادعاي دکتري دارين درباره وظيفتون يه ذره مطالعه کنين.بدون چه کاره هستين براي چي اومدين؟شما بايد نوکر مردم و بيماران باشين.نه سرورشون.
14
3
بدون نام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۱
واقعا از اين همه بي مسئوليتي و بي وجداني قلب آدم به درد مياد .در قديم شغل پزشکي شريف بود ولي حالا طوري شده که نمي شه به بعضي از اين پزشک نماها حتي ذره اي اعتماد کرد خدا خودش همه رو اصلاح کنه . اميدوارم اين خانم هم زودتر بهبودي کامل رو کسب کنن.
8
2
اصغر
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۴
دراين ايام سوگواري انشالله به حق امام حسين (ع) شفاپيدا کند
4
2
ميعاد
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۱
جان افراد در ايران اين همه ناقابل است .متاسفم
6
2
الهام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۲
اگه دختر خودتونم بود اينقدر بي تفاوت بودين آقايون/خانوماي مثلا دکتر؟
اگه واسه ماريا مشکلي پيش بياد هيچوقت نميبخشمتون.
انشااله که ختم به خير ميشه
13
2
مهديس سليماني
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۵
سلام من يکي ازهمکلاسي هاي ماريا هستم يکسال باهاش درس خوندم کل دانشکده خيلي نگرانشيم ازمسئولين دانشگاه وبيمارستان خواهش مي کنم به وضعيتش رسيدگي کنن جاش تودانشکده خيلي خاليه.توروخداتنهاش نذارين ازخدابترسين.
14
2
بدون نام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۸
باور کنيد با ديدن تصاوير اشک چشمانم جاري شد اميوارم همين اتفاق براي کادر پزشکي مرتبط با اين امر بيافتد تا معني درد را بفهمند اگر بفهمند
9
4
غنيمي
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۱
مشابه اين اتفاق سال پيش براي من افتاد بر اثر خوردن به زمين انگشت دست راستم دچار شكستگي شد در حالي كه ظاهر كاملا سالمي داشت با يك تورم خيلي كوچك ، براي درمان به معروفترين ارتوپد تهران مراجعه كردم كه اي كاش به جاي مراجعه به اين دكتر به يك شكسته بند محلي مراجعه مي كردم دكتر به خاطر گرفتن پول به جاي يك گچ گرفتن جزئي گفت كه بايد انگشت دست عمل شه بعد از عمل انگشت دستم به كلي از حالت اوليه خارج شد و كج شد و تورم وحشتناك مادام العمر پيدا كرده و حركت هم نمي كند حتي شكايت هم كردم كه خيلي راحت گفتند ذات شكستگي اين بوده و طرف دكتر رو گرفتند كه من فقط اين دكتر و دكترهاي نظام پزشكي رو كه به خاطر ارتباط كاري با هم حق و ناحق كردند به خدا مي سپارم منظورم از اين گفته ها اينه كه اگر توي ايران به اين شكايات پزشكي رسيدگي مي شد امروز اينقدر شاهد جرائم پزشكي نبوديم و پزشكان اينقدر راحت در حق مريضها كوتاهي نمي كردند پس وقتي پشت پزشكها به جايي گرم باشه به خصوص اونهايي كه معروفند هميشه بايد شاهد اين نمونه ها باشيم . من كه دستم ناقص شد اميدوارم خدا اين مريض شفا بده
7
2
مرتضي طاهري
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۲
ضمن آرزوي بدست آوردن مجدد سلامتي براي اين خانم محترم، بنده کاملاً شرايط ايشان را درک ميکنم زيرا مشابه اين اتفاق براي دخترم که در حال حاضر 32 سال داره و طفلک معلول نيز هست در سال 90 بدليل اتفاقي مفصل ران و لگن پاي چپش شکست و بوسيله اورژانس به بيمارستان اختر برديم و در آنجا بعد از عکسبرداري نتوانستند تشخيص درست بدهند و پاي راستش را آتل بندي کردند بمدت 12 روز اين بنده معصوم خدا درد کشيد و بعد به يک بيمارستان خصوصي برديم و پس از عکسبرداري مشخص شد که مفصل پاي چپ ايشان دچار مشکل شده و عمل جراحي کردند و بوسيله پيچ پيوند داده شد که الان بعد از دوسال معلوم شده که مفصل بخاطر همان تاخير 12 روزه سياه شده و بايد پروتز 4 الي 5 ميليون توماني جايگزين شود (پرونده نيز موجود است) حالا انصافاً چه کسي پاسخگوست؟7
10
1
دانشجو:منفرد
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۷
سلام ماه محرمه اينطور گفته شده که هرروز عاشوراست وهرزميني کربلاست واقعا ببينيم درکدام جناح قرار داريم لشگر امام حسين يا يزيد فرقي نداره پزشک باشي يا کارگرشهرداري ا ين مهمه که وظيفمون رو درست انجام بدهيم
3
2
بدون نام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۹
بعنوان يک پيشنهاد عرض ميکنم که ضرري ندارد از يک متخصص طب سنتي کمک بگيرند شايد زالو درماني براي کمک بخون رساني ناحيه آسيب ديده مفيد باشد باميد خدا.
3
7
ميلاد شمسعلي
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۱
اين دوره بايد تو بيمارستان داد و بيداد راه بندازي تا يکي به دادت برسه وگرنه کي فکر عفونته بيماره،فکر زيرميزي هاشونن بيشتر!!!!!!!!
6
2
بدون نام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۶
از اتوبوس دانشگاه معلومه دانشگا هامون چجورن ديگه درست کردن درب اتوبوس که ربطي به تحريم يا بودجه نداره که.اين ها هم آنجا درس خوندند ديگه . دکتر هاي ممکلت ما تاجرن.مثل دانشگاهامون.مدرسمون.مخابراتمون.پليسامون.شهرداريمن.دادگاهامون و...
8
4
داليا
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۲
هميشه اين اتفاقات در پزشکي رخ داده وفقط خدا به داد ماريا برسه چون تو اين مملکت ماسئله ماسئله ي پوله مسئولان فردا جواب خدارو بايد بدين راه فراري نيس
6
2
بدون نام
-
۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۲۲:۱۵
کاش مي دونستن مسئولين چه عواقب ناخوشايندي در انتظار اين دختر خانم هست
ما يک نمونه اين سهل انگاري را در خانواده مون را داريم دردش غير قابل بيان
و مسائل تبعي آن
خدا اين اتفاق براي هيچ کس نياره به حق محمد و آل محمد
ان شاءالله خدا هر چه زودتر ماريا عزيز را هم شفاه بده
11
2
يک پزشک
-
۲۱ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۵
واقعا متاسف شدم. من خودم پزشکم و اتفاقا در بيمارستان شريعتي انترن بودم. و مثل سگ اونجا کار ميکردم و توي اغلب کشيکها نمي خوابيدم. بله متاسفانه مشابه اين اتفاقات رو من فراوون ديدم نه تنها در بيمارستان شريعتي بلکه همه بيمارستانهاي دولتي و غيردولتي. خاطراتي که همکارانم از حوادث بيمارستانهاي ساير شهرها و شهرستانها تعريف ميکند دست کمي از اين اتفاق نداره. در مملکتي که انترن و رزيدنت کشيک بفروشند و به جاي طبابت مشغول درس خواندن شبانه روزي براي ورود به رشته هاي پولساز باشند غير از اين اتفاق نميفته. من تمام سعيم رو خواهم کرد تا اخلاق حرفه اي و وجدان توي کارم داشته باشم. انشالله حال اين خانم دانشجو سريعتر خوب بشه و رزيدنت مسوول اخراج بشه و استاد مربوطه هم از سمت استاديش خلع بشه.
22
4
بدون نام
-
۲۱ آبان ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۱
يعني اگه براي دختر خودشون هم اين اتفاق مي افتد اين قدر راحت سکوت اختيار مي کردند؟
يعني از قصاص الهي در اين ماه عزيز نمي ترسن؟
يعني کسي نبايد پاسخگوي اين مظلوم باشه.
9
1
بدون نام
-
۲۱ آبان ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۲
از اين خبر ذرذناک به شدت متأثر شدم. اين بي توجهي ها متأسفانه شامل حال پسرم شد و وي در چند ماهگي فلج مغزي شد الان پسرم 16 سال سن دارد.
7
1
دانشجو
-
۲۵ آبان ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۲
به هيچ عنوان کم کاري پزشک معالج و کادر پرستاري ناديده گرفته نشود و برخورد جدي از مسئولان انتظار ميرود تا جلوگيري از اشاعه از اين قبيل موضوعات در سطح بيمارستانها مخصوصا بيمارستانهاي دولتي شود
4
0
بدون نام
-
۲۸ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۰
خيلي ناراحت شدم واقعا متاسفم
5
0
رضا فرجي
-
۰۵ آذر ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۹
به خدا بايد ناموس همه اين مسولين را بايد فحش داد چه بلايي سره اين دانشجويي معصوم اومده و چرا و کي جوابگو هستش وچه کسي بهش رسيدگي ميکنه
خيلي خيلي ناراحت شدم انشالله که هر روز حالشون بهتر و بهتر بشه >آرزوي سلامتي
0
0
saghar
۰۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۶
دوستان توجه داشته باشند آسيب بافت نرم با چشم ممکن هست ديده نشه و اگر کانتوزن وجود داشته باشه هيچ اقدامي نميشه صورت داد براي بهبودي جز observe بيمار! اگر فاشئيت نکروزان هم باشه فقط آنتي بيوتيک داده ميشه و اين که جواب بده هميشه 100% نيست.
تصادفات همگي جزو زخم هاي کثيف به حساب مياند و معمولا عفونت زخم در آن ها رايج هست!
شهرام واحدي
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۴
اينها همه از بي وجدانيه
اف بر کسي که وجدان کاري نداره اف
2
0
بدون نام
-
۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۳
بي کفايتي بي کفايتي بي کفايتي...........يه مشت ادم بي کفايت و بي وجدان که بيان بشن.........وکسي جلوشونو نگيره ميشه اين .بيچاره دختره ...خليل نارحت شدم...
2
0
امیر
United States of America
۱۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۶:۲۷
در مملکتی که اخلاق به کل مرده و همه چیز از صدر به ذیل نابود شده و فقط و فقط شعار وجود داره از این دست مسایل بیشمار پیدا میشه...دروغ بالاترین و بیشترین کاربرد را پیدا کرده و جایز که چه عرض کنم اوجب واجب شمرده میشه(در عمل) وهیچ اثری از وجدان بیدار وجود نداره...شعار ندهیم..این واقعیت امروز ماست اگر تنها با خودمان روراست باشیم شاید مداوا بشه..متاسفانه به خودمان هم دروغ میگوییم...ببینید از کجا یس کشی به چه این یاقوت مشعشعی رسیدیم....؟!هنوز روزهای خوش است..
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار