کد خبر:۲۹۱۱۴۸
خاطرات نسل انقلاب از حال و هوای آن روزها؛

زن مسلمان، طلیعه دار انقلاب اسلامی/ عشق به امام و انقلاب را در دل نسل جدید می کاریم

زنان مسلمان در طول تاریخ همواره بستر سازی و منش تربیتی خاصی داشتند؛ نه تنها خودشان همواره بر عوامل سیاسی تاثیر گذار بوده اند بلکه با تربیت فرزندانشان خط مشی ها و جهت گیری های دینی را نیز به آنها آموزش می دادند.
زن مسلمان، طلیعه دار انقلاب اسلامی/  عشق به امام و انقلاب را در دل نسل جدید می کاریم

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»- طهورا ابیان؛ زنان مسلمان در طول تاریخ همواره بستر سازی و منش تربیتی خاصی داشتند! نه تنها خودشان همواره بر عوامل سیاسی تاثیر گذار بوده اند بلکه با تربیت فرزندانشان خط مشی ها و جهت گیری های دینی را نیز به آنها آموزش می دادند . از این رو می توان گفت که حضور زنان در موفقیت ها و راهبرداهداف جامعه ی اسلامی یک حقیقت انکار نا پذیر است .


تربیت نسلی آگاه و متدین با محوریت اعتقاد به اساس و بنیان ولایت مطلقه ی فقیه یکی از راهکارهای موفق زنان مسلمان در زمان شاه معدوم بوده است . نیروی انسانی بی شماری که در تصاویر و فیلم های برجای مانده از زمان شاه مخلوع دیده می شود حاکی از این تربیت دینی است ! مردان و زنانی که بنیه ی اعتقادی و سیاسی شان در خانواده شکل گرفته بوده است و چه کسی جز مادر وظیفه ی پروراندن روح و فحوای اعتقادی کودک خود را دارد ؟


زنان جامعه ی ما ، بخش عظیمی از پیکره ی ایران اسلامی هستند که در شرایط مختلف و بحران های اجتماعی- سیاسی به خوبی با حضور خود و تربیت هدفمند فرزندان خود، دین خود را به وطنمان ادا کرده اند...

 

با یک دست ساک سرمه ای و چادرش را گرفته و در دست دیگرش یک عصای چوبی است . آرام قدم بر میدارد و زیر لب ذکر می گوید . هفتاد ساله است . در شلوغی خیابان 16 آذر گام بر میدارد تا به درب دانشگاه تهران برسد و برای نماز جمعه وارد دانشگاه شود .


می گوید : 30سال است که نماز جمعه اش ترک نشده و حضور در نماز جمعه و راه پیمایی ها را از اوجب واجباتش می داند .


خاطرات شیرینی از بهمن 57 دارد :


آن موقع خانه مان کمی پایین تر از چهارراه ولیعصر بود که آن وقت ها به نام دیگری معروف بود . خیابان بوی دود و باروت می داد و کسی به حکومت نظامی اعلام شده از سوی تلویزیون توجهی نداشت . مرد و زن به خیابان ریخته بودند و علیه شاه لعنت الله علیه شعار میدادند . من و شوهر خدا بیامرزم به همراه بچه هایمان به خیابان آمده بودیم . روزهای پر التهاب انقلاب بود و دلمان قرص بود که امام خواهد آمد . در همین اثنای شعار دادن و پایم پیچ خورد و به کمک همسر و پسرم بهداخل یک کوچه فرعی رفتیم . روابط مردم آن زمان با این روزها توفیر داشت . یکی از اهالی که گویا از پنجره مرا دیده بود در خانه اش را باز کرد و به انجا رفتیم و پایم را با داروی گیاهی که بارهنگ و شیر بود بست تا دردش آرام بگیرد و بعد از آرام شدن اوضاع به شکسته بند مراجعه کنم . آن موقع مثل الان دکتر فراوان نبود .


تا شب آنجا بودیم و بعد با تاریک شدن هوا با خانواده ام به سمت منزلمان رفتیم .


***
روبروی دانشکده حقوق ، روی یک سجاده ی آبی نشسته است .تسبیح فیروزه ای اش مدام در دستهایش دانه می اندازد . از بهمن 57 می پرسم و سر صحبت باز می شود :


سال 57 یک دخترم 17 ساله بود و دختر دیگرم 15سال داشت . پسرم هم سه ساله بود و هر جا می رفتم او را قلمدوش می کردم و با خودم می بردم . گاهی که خسته می شدم دخترهایم نوبتی برادرشان را بغل می کردند . اینطور نبود که چون بچه دارم از خانه بیرون نیایم . مدام در تظاهرات ها شرکت می کردیم و پسرم را هم با خودم می بردم .


همسرم هم مغازه خوار و بار فروشی داشت و موقع تظاهرات مغازه را می بست و می آمد در تظاهرات شرکت می کرد .


وقتی فهمیدیم امام به تهران می آید ، همسرم پشت موتوروش که آن موقع یک رکس آبی رنگ بود یک عالمه گل گلایل بسته بود و آورد خانه و گفت که برای استقبال از امام برویم .


ما همه به خیابان آمدیم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم . در میان راه مردم را می دیدیم که به صورت خود جوش وسط خیابانها گل می گذاشتند تا جای قدم های امام گلباران شود .

 

من پسرم را در آغوش داشتم و همسر و دخترانم مشغول قرار دادن گلها روی زمین شدند . بعد متوجه شدیم که امام به سمت بهشت زهرا می روند و مردم همه به سمت بهشت زهرا راه افتادند تا خودشان را به آنجا برسانند . ما هم به سمت بهشت زهرا حرکت کردیم .


***


یک بطری را از شیر آب میکند و به سمت مزار آنطرف بلوار می رود . قطعه ی شهدا همیشه آرامش بخش است . چادرش را با یک دست بالا می گیرد و آب را روی قبر می ریزد و مزار فرزندش را می شوید .


سید زین العابدین توسلی با نام مستعار سعید .


فرزندش در دوران جنگ تحمیلی شهید شده اما خاطرات جالبی از او در سال 57 دارد .


زیر لب فاتحه ای می خواند و اینطور آغاز میکند :


پسرم معلم قرآن بود . مخفیانه در جلسات خانگی کلاس قرآن برگزار می کرد و افراد زیادی برای شرکت در مراسم می آمدند . بیشتر شاگردانش از سنین 10تا 15سال بودند . در کنار تدریس قرآن از ترجمه و تفسیر هم برایشان می گفت و بعد در مورد ظلم شاه و حکومت اسلامی که باید در جامعه پایه گذاری شود صحبت می کرد .


در خانه ی ما پر بود از رحل و قرآن و هیچ وقت پسرم از دستگیر شدن توسط ماموران شاه نمی ترسید . جلسات قرآنش ترک نمی شد و شاگردانش هنوز بعد از این همه سال معمولا پنج شنبه ها برای قرائت فاتحه بر سر مزار معلم قدیمی شان می آیند . حالا هر کدامشان برای خودشان مردی شده اند و من روح فرزند شهیدم را در چهره ی تک تک آنها می بینم . شاید به بهای همان تعلیم قرآنش بود که به آرزوی شهادتش رسید ...


***


تازه بازنشسته شده و اوقات فراغتش را به زیارتگاه ها می رود . زمان انقلاب 18 ساله بوده است .


خانمی خوش بیان که بهترین خاطره اش را از دوران انقلاب شعار : «وای بحالت بختیار اگر امام فردا نیاد» می داند . میگوید :


شب قبل از ورود امام به تهران به نزدیک فرودگاه رفتیم . مردم همه در سرمای آن بهمن آن سال در خیابان بودند . عده ای همانجا در خیابان خوابیده بودند و منتظر امام بودند . دلم میخواست به داخل فرودگاه بروم تا امام را ببینم اما جمعیتی که حضور داشت این امکان را نمیداد .با پدرم بودم و در همان خیابان نزدیک فرودگاه ماندیم تا صبح . حدود ساعت9صبح بود که امام وارد ایران شد . مردم همه خوشحال بودند و زمین را با فرشی از گل پوشانده بودند . متوجه شدیم که حضرت امام به سمت بهشت زهرا می روند . یک آقایی آنجا بود که یک ماشین شورلت یا چیزی شبیه شورلت داشت . از همان ماشین هایی که صندوق عقب خیلی بزرگی دارند . مردم را دعوت کرد و گفت هر کسی که به بهشت زهرا می رود سوار ماشینش شود . یعنی اتاق ماشین و صندوق عقب و سقف ماشین پر از آدم شده ! به حدی که دیگر خود ماشین مشخص نبود و حرکت کردند به سمت بهشت زهرا ...


***


تمرین سرود می کنند . می خواهند سرود خمینی ای امام را سر صف بخوانند . بعد از اتمام تمرینشان به سراغشان می روم تا با آنها صحبت کنم . کلاس ششم دبستان هستند . شور و هیجان خاصی در مدرسه شان برپاست . معلمان پرورشی مدرسه را آذین بندی کرده اند . بر تابلوهای اعلانات مدرسه ، نمونه ای از روزنامه های سال 57 نصب شده است. خلاصه حسابی فضای مدرسه ، فضای جشن پیروزی انقلاب است .


* نامش پارمیس است و کلاس ششم دبستان و یکی از افراد گروه سرود مدرسه . از مادر و مادر بزرگش درباره پیروزی انقلاب شنیده . با زبان کودکی اش می گوید که وقتی امام آمد ما پیروز شدیم و توانستیم کشورمان را خودمان اداره کنیم و به آمریکا اجازه ندهیم برای ما تصمیم بگیرد !


* کیانا ، هم از مادر وپدرش درباره پیروزی انقلاب شنیده است . با شیرین زبانی خاصی میگوید که مادرش در زمان انقلاب کوچک بوده اما مادربزرگش آن سالها بزرگ بوده و برای او تعریف کرده که شاه آدم بدی بوده و مردم را اذیت می کرده است . او می گوید که مادر بزرگش امام را خیلی دوست دارد و هنگامی که او را در تلویزیون می بیند برایش صلوات می فرستد .


* حلما هم کلاس ششم است . مادرش به او گفته که سرود خمینی ای اما یکی از سرودهایی است که وقتی امام به ایران آمد گروهی از جوانان ایرانی برایش این سرود را خوانده اند . او می گوید که هر سال با همراه مادر و پدر و خواهر کوچکترش به راهپیمایی 22 بهمن می روند .


* ستایش خوش خنده ترین فرد گروه سرود است . تمام مدت لبخند دارد و وقتی از او درباره دانسته هایش از پیروزی انقلاب می پرسم با همان لبخند ملیح می گوید : 12 بهمن امام خمینی به ایران آمد و برای مردم سخنرانی کرد . او امام خمینی را دوست دارد و از مادرش شنیده که امام مرد خوب و مهربانی بوده و بچه ها را هم دوست داشته است . ستایش هم میگوید که دوست دارد زودتر 22 بهمن امسال بیاید تا با خانواده اش به راهپیمایی برود ...


پارمیس ، کیانا ، حلما و ستایش نسل امروزند و مادربزرگ ها و مادرانشان عشق به امام خمینی را در دل کوچک آنها کاشته اند . تربیت مادران آنها همان پاسداری از مرزهاست ! پاسداری از مرز های وطن با دل و جان . اینگونه است که زنان پاسداری می کنند از میهن و ارزشهای خود ، بوسیله ی تربیت نسلی جدید .



 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
امير
-
۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۸
متن خيلي خوب تموم شده بود. به بچه هاي امروزي خوب ربط پيدا کرده بود.
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار