بيانيه تحليلي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي درباره انتخابات دهم
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۲۳۹۱

بيانيه تحليلي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي درباره انتخابات دهم

جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي درباره انتخابات دهم بيانيه تحليلي صادر کرد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:

اکنون که صحت انتخابات رياست جمهوري دهم به تاييد نهايي شوراي محترم نگهبان رسيده است، جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي به عنوان عضو کوچکي از مجموعه فعالين سياسي – اجتماعي ايران اسلامي با تبريک مجدد به رهبر معظم انقلاب اسلامي، تمام ايرانيان خصوصا جمعيت 40 ميليوني خالق جمعه حماسي 22 خرداد و نيز برادر بزرگوارمان جناب آقاي دکتر محمود احمدي نژاد که با راي بيش از 24 ميليون ايراني بار ديگر عهده دار اين امانت عظيم الهي گرديده است، بيانيه تحليلي خود را - که تفصيل ديدگاههاي عرضه شده در بيانيه هاي مجمل گذشته است - به محضر شريف ملت بزرگ و حماسه ساز ايران اسلامي تقديم مي نمايد.

از آنجا که مسائل مرتبط با انتخابات اين دوره بسيار گسترده، پيچيده، چند وجهي و نيازمند تدقيق است، در چهار بخش به آن مي پردازيم:

بسم الله الرحمن الرحيم 

 مقدمه:

اکنون که صحت انتخابات رياست جمهوري دهم به تاييد نهايي شوراي محترم نگهبان رسيده است، جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي به عنوان عضو کوچکي از مجموعه فعالين سياسي – اجتماعي ايران اسلامي با تبريک مجدد به رهبر معظم انقلاب اسلامي، تمام ايرانيان خصوصا جمعيت 40 ميليوني خالق جمعه حماسي 22 خرداد و نيز برادر بزرگوارمان جناب آقاي دکتر محمود احمدي نژاد که با راي بيش از 24 ميليون ايراني بار ديگر عهده دار اين امانت عظيم الهي گرديده است، بيانيه تحليلي خود را - که تفصيل ديدگاههاي عرضه شده در بيانيه هاي مجمل گذشته است - به محضر شريف ملت بزرگ و حماسه ساز ايران اسلامي تقديم مي نمايد.

از آنجا که مسائل مرتبط با انتخابات اين دوره بسيار گسترده، پيچيده، چند وجهي و نيازمند تدقيق است، در چهار بخش به آن مي پردازيم:

•    پيش از برگزاري انتخابات
•    روزهاي تبليغات و برگزاري انتخابات؛ 22 خرداد، جمعه حماسي ملت
•    هفته نخست بعد از انتخابات
•    پس از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در نماز جمعه 29 خرداد

پيش از برگزاري انتخابات

در ماههاي منتهي به 22 خرداد، چند اتفاق مهم روي داد که تحليل آنها به روشن شدن بيشتر حوادث پس از انتخابات کمک مي نمايد. نامزدي زود هنگام آقاي کروبي که با ژست چند صدايي در جريان دوم خرداد اعلام شد، اين روزها دلايل ديگري را آشکار نموده است. همراهي آقاي کروبي با جريان ساختار شکن و اعلام عدم مشروعيت دولت دهم و منتخب مردم از زبان ايشان، تنها از حس انتقام جويانه نامزدي شکست خورده در مناظرات انتخاباتي با کمترين آراي مردم در انتخابات امکان پذير بود.

اگر آقاي کروبي به نفع ديگر نامزد جريان دوم خرداد کنار رفته بود، شايد مي توانست فارغ از حس نامبارک پيش گفته ، خاطرات خوب رئيس مجلس ششم در اطاعت از حکم حکومتي رهبر انقلاب در جريان قانون مطبوعات و مقابله تحسين برانگيزش در مقابل متحصنين غيرقانوني را اين روزها باز هم زنده نمايد و موضعي اتخاذ کند که از يار سابق امام راحل (ره) انتظار مي رود.

با حضور آقاي کروبي دو گروه پيرامون وي حلقه زدند. در گروه نخست بسياري از مطرودين و بي آبروها نزد مردم با گرد آمدن پيرامون ايشان بيش از آنکه به فکر ياري رساندن به شيخ اصلاحات ( لقبي که متأسفانه توسط اين گروه شيخ سالخورده اصلاحات نام گرفت ) باشند، بدون کمترين اعتقاد به او به دنبال آبروسازي و تجديد وجهه براي خويش بودند که با راي معاون اول تبليغاتي ايشان به نامزد به ظاهر رقيب، تشت رسوايي شان از بام بلند ادعا فرو افتاد و با کسب آراي کمتر از باطله، دوباره دست رد مردم را بر سينه خويش حس کردند. آنها وظيفه مراقبت از کروبي را بر عهده داشتند تا او را در پازل از پيش طراحي شده جريان ساختار شکن به حرکت وادار کنند و اگرچه در پياده سازي طرح کودتاي مخملي خويش ناکام ماندند، متاسفانه در همراه نمودن آقاي کروبي موفق شدند. اما گروه دوم معتقداني بودند که عمدتاً از مجمع روحانيون مبارز گرد کروبي را گرفته و مي کوشيدند که با همراهي وي ، پايگاه اجتماعي ايشان را در ميان عناصر انقلابي حفظ کرده و اقبال بخشي از دلدادگان به حضرت امام (ره) را براي آقاي کروبي بعنوان ليدري از جناح چب با سوابق انقلابي فراهم آورند.

آقاي خاتمي که از ابتدا و با پيش بيني پيروزي قاطع رقيب قصد کانديداتوري نداشت، به اصرار و بعضا تهديد اطرافيان خويش ناچار به حضور شد، اما پيش از آن با زيرکي، طرح "يا من يا موسوي" را مطرح ساخت تا عده اي گمان کنند "موسوي که به سياق گذشته نمي آيد پس حضور خاتمي حتمي است".

خاتمي با اين کار تحقق چند هدف را دنبال نمود، نخست اينکه از فشار اطرافيان خلاصي يابد؛ دوم آنکه با آغاز زودهنگام سفرهاي غير قانوني انتخاباتي به بررسي دقيق تر اوضاع پرداخته، ضمن گرم کردن فضاي رسانه اي کشور به نفع جريان دوم خرداد، مستنداتي از عدم اقبال مجدد مردم به خود دست و پا کند تا در انصراف از ادامه مسير کمتر ملامت شود؛ سوم اينکه مي توانست نقش رهبري پشت صحنه جريان دوم خرداد را ايفا و خود را عند اللزوم از آفات احتمالي نتايجش مصون دارد و دست آخر اينکه بسياري از هواداران مشتاق خود را سازماندهي کرده، مسيري ريل گذاري شده با لکوموتيو روشن را به جايگزين خويش تحويل نمايد که در غير اينصورت با حضور يکباره آقاي موسوي بسياري از آنها - خصوصا جواناني که حتي يکبار هم صداي موسوي را نشنيده بودند- هرگز حاضر به همراهي با وي نمي شدند. خاتمي کنار رفت چون اصالتا آمده بود که نماند؛ کنار رفت چون پاسخي براي اشکالات 8 سال مديريت خود در عرصه اجرايي کشور نداشت.

کنار رفت چون در معدود سفرهاي تبليغاتي خويش به مناطق پر طرفدار خود در گذشته، با جمعيتي اندک - که بسياري از آنها عکس رئيس دولت نهم را در دست داشتند - مواجه شد؛ کنار رفت چون بواسطه حضور هشت ساله اش در راس قوه مجريه تفاوت خاستگاه اقبال مردم به خودش و احمدي نژاد را از نزديک به خوبي مشاهده کرد و راي بيست ميليوني خود را به تاريخ پيوسته ديد.

روي سخن ما با آقاي دکتر محسن رضايي متفاوت از سايرين است. آقاي رضايي فرمانده سالهاي دفاع مقدس و مرتبط بي واسطه با امام راحل (ره) بود و ظاهرا پس از ورود به دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام هم رابطه مستقيمش با رهبر انقلاب قطع نگرديده است. با ايشان سخن بسيار است که بسياري از آن را با خود ايشان خواهيم گفت، اما در اين بخش تنها به اين نکته بسنده مي کنيم که چرا ايشان که خود را اصولگراي نماينده جريان سوم مي دانست و تا همين لحظه نيز انتخابات دهم را سه قطبي مي داند! از ابتدا ورود خود را با نفي دولت نهم - آنجايي که جهت گيري کشور را به سمت پرتگاه دانست - و البته نفي خفيف دوم خرداد فرياد کرد و عملا در نگاه مردم خود را در جريان مقابل دولت نهم قرار داد؟ در اشکالات ريز و درشت دولت نهم در برخي برنامه ها، افراد و عملکردها و محق بودن ايشان براي حضور در عرصه انتخابات به نيت اصلاح آنها به عنوان يک رقيب انتخاباتي اشکالي وارد نبوده و نيست، اما چرا جهت گيري اصولي و انقلابي کشور در اين دولت که بارها مورد تاييد خاص و عام رهبري بوده است، زير تيغ اعلام حضور ايشان و اطرافيان وي قرار گرفت؟

از سويي در ماهها و روزهاي منتهي به انتخابات، دشمنان زخم خورده از انقلاب اسلامي ايران که عمق زخم خويش را ناباورانه 30 ساله مي ديدند و نااميدانه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را در حال شکوفايي جديد در آستانه دهه چهارم حيات خويش مقتدرتر مي يافتند، به کمک دستهايي پليد و خبيث در داخل که در تمام اين سالها، از رافت و مهرباني نظام اسلامي و مردم صبور برخوردار بودند، به دنبال تعبير کج خوابه خويش به تکاپو افتادند. آنها گمان مي کردند که اگر نظام اسلامي ايران، از اين مرحله نيز به سلامت عبور کند، آرزوي براندازي انقلاب اسلامي ايران در وصيت نامه هايشان هم خواهد پوسيد. لذا نقشه اي شوم، ظاهرا امتحان پس داده و البته احمقانه براي سرنگوني ايران اسلامي در دو فاز متفاوت طراحي نموده، به اجراي گام به گام آن پرداختند.

در فاز نخست همچون گذشته، به دنبال عدم حضور مردم در پاي صندوقهاي راي و در نتيجه فروپاشي دروني نظام بودند و از آنجا که به تجربه، حضور مردم و دلبستگي شديدشان به نظام اسلامي را دريافته بودند، در فاز دوم به پياده سازي کودتايي مخملين و رنگين دل خوش نمودند. ادعاهايي نظير انتصابي بودن رئيس جمهور و تشريفاتي و نمايشي بودن انتخابات، امکان تقلب گسترده در انتخابات، که از ماهها قبل مطرح مي شد، هدفي جز نشانه رفتن اعتماد مردم به نظام را دنبال نمي کرد؛ چراکه بي اعتمادي مردم مي توانست به هر دو فاز نقشه آنها کمک کند. متاسفانه عناصري در داخل نيز – که امروز تقصير آنان و يا نيت قلبي و همراهي بي کم و کاست برخي ديگر از آنها با دشمن به خوبي مشخص گرديده است – به هشدارهاي رهبر معظم انقلاب و ساير دلسوزان انقلاب توجه نکرده، با دشمن همنوايي کردند. دشمني که حتي از همان روزها به اتباع خود در ايران در مورد آشوبهاي پس از انتخابات! هشدار مي داد.

روزهاي تبليغات و برگزاري انتخابات؛ 22 خرداد، جمعه حماسي ملت

تا قبل از آغاز رسمي تبليغات، چند نکته در مواضع و رفتارهاي نامزدهاي انتخاباتي مشهود بود. مشغول بودن رئيس جمهور به برنامه هاي عادي دولت و عدم راه اندازي ستاد انتخاباتي تا يک ماه مانده به انتخابات، بهترين اقدام دکتر احمدي نژاد بود، چراکه درميان نامزدها تنها يک نفر بود که با کارنامه اي در پيش چشم مردم دوباره به صحنه مي آمد و قاعدتا ميزان رضايت مردم از عملکرد دولتش به اقبال مجدد آنها مي انجاميد. اين مساله نکته اي است که تا همين روزها نيز مورد اشکال مخالفينش بوده، دائما او را متهم به خريد راي مردم و ... مي کنند؛ غافل از اينکه اين اتهام در درجه نخست متهم کردن اکثريت 24 ميليون نفري مردم به بي توجهي و کم داني است. در حاليکه از نظر مردم اينگونه نبوده است که دولت نهم پس از سه سال خوش گذراني به يکباره به فکر مردم افتاده باشد. مي توان گفت بهترين تبليغ احمدي نژاد، تدوام خدمت رساني صادقانه او در سالهاي فعاليتش به رغم دولتهاي گذشته بوده است و مردم با راي بيش از 24 ميليوني خويش به نوعي قدردان زحمات و خدمات او و خواستار تداوم آن شدند.

برخلاف دوره قبل که کانديداي اصلي جريان دوم خرداد آشکارا از ادبيات ساختار شکنانه و ضد ارزشي استفاده مي کرد، در اين دوره، نامزدهاي انتخابات و طرفدارانشان مجبور به اتخاذ رويکرد و نگاه مثبت به ارزشهاي انقلاب اسلامي، سخن از ضرورت و حرمت ولايت فقيه، نقش مهم بسيج و لزوم توجه به محرومين شدند؛ هرچند برخي عناصر پيرامون آنها قلباً اعتقادي به آن نداشتند. غلبه اين گفتمان ارزشي در فضاي سياسي پيش از انتخابات حتي در جناح رقيب، خود به تنهايي يکي از مهمترين دستاوردهاي گفتمان اصولگرايي به شمار مي رفت. آنها براي جلب نظر عامه مردم لااقل به صورت آشکار به مخالفت با اين ارزشها نپرداختند. هرچند که اکنون برخي نقاب دورويي از چهره بر افکنده، به مخالفت با قانون و بديهي ترين ارزشهاي ميهني و ديني مردم روي آورده اند.

در آسيب شناسي فضاي تبليغات در انتخابات رياست جمهوري دهم مي توان به چند نکته کليدي نيز اشاره نمود. نخست غلبه فضاي سلبي و نفي ديگران بر رويکرد ايجابي و اثبات خويش بود. مساله اي که در دوره هاي گذشته نيز مشهود بود. در انتخابات خرداد 76 اکثريت مردم به خاطر نفي گذشته و به دليل آنکه آقاي ناطق نوري را ادامه وضع سابق مي دانستند به آقاي خاتمي راي دادند. اضافه آراي مرحله دوم دکتر احمدي نژاد در انتخابات نهم نيز بيشتر براي نه گفتن به جريانات پيراموني آقاي هاشمي رفسنجاني بود. در انتخابات دهم نيز فضاي تبليغات نامزدها عمدتا سلبي و با نفي ديگران پر شده بود که به دليل بهره گيري از مناظرات، بسيار مشهود و پررنگ گرديد و به فرمايش رهبر حکيم انقلاب، در تبليغات نامزدها يا دولت نهم به طور کامل و ناجوانمردانه نفي و مورد هجمه واقع شد يا تمام دولتهاي 24 سال پيش از آن مورد بي مهري و سياه نمايي قرار گرفتند.

ايراد بزرگ ديگر بد اخلاقي هاي زياد و بعضا مشمئز کننده در بيان نامزدهاي انتخاباتي بود، در حاليکه يکي از وجوه تمايز اصلي نظام اسلامي با نظامات غربي، برتري و حاکميت اخلاق بر سياست در اسلام است. آقايان موسوي و کروبي با پيروي از نظريه پردازان جنگ رواني جبهه دوم خرداد، به صورت رودررو و پشت سر و عامدانه رئيس جمهور قانوني کشور را دروغگو خطاب نمودند تا مردم هيچ سخني را از او نپذيرند و پيگيري هاي بعدي او را بي اثر سازند و آقاي رضايي هم - انشاء الله غافلانه - همين خط را البته با شدت کمتر دنبال نمود؛ آنجا که در مناظره با احمدي نژاد گفت : "نمي خواهم بگويم دروغ مي گويي، ولي ..." . آقاي احمدي نژاد نيز - صرفنظر از صحت يا نادرستي ادعاهايش مي بايست  اخلاق را بيشتر رعايت مي کرد و در غياب اشخاص نامي از آنها نمي برد تا بعضا موجب بدبيني هايي به ارکان اصلي نظام نگردد و زمينه گمانه زني هاي نادرست و بي اعتمادي بيشتر مردم را فراهم نياورد.

تبليغات پر حجم و پر خرج برخي نامزدها كه در سال اصلاح الگوي مصرف جاي تاسف داشت، نکته منفي ديگري بود که مورد غفلت واقع شده است. شايسته است قانون انتخابات در کشور يکبار براي هميشه مورد بازبيني جامع قرار گيرد تا مسائلي از اين دست در جامعه اسلامي کمتر ديده شود. نام نويسي افرادي بدون دارا بودن حداقل هاي پذيرش يک مسوليت کوچک در روز هاي ثبت نام نيز از ديگر خلاءهاي موجود در قانون فعلي است.

رقابتها و تبليغات در اين دوره از انتخابات ويژگيهاي مثبت جديدي هم داشت كه آن را از گذشته متمايز مي نمود. رسانه ملي علاوه بر ارائه فرصت برابر به نامزدها براي عرضه خود و برنامه هايشان، در ابتكاري جديد برگزاري مناظرات تلويزيوني بين نامزدها را اجرا نمود که صرفنظر از برخي اشکالات جزئي در برنامه ريزي و اجرا، نقش مهم و بسزايي در شناخت بي واسطه مردم از نامزدها و پرشور شدن انتخابات داشت كه جاي تقدير و تشکر ويژه دارد. شور و نشاط بالاي مردم در برگزاري تجمعات چند صد هزار نفري و بعضا ميليوني مردم در حمايت از نامزدهاي مورد علاقه خود - كه جز در مواردي اندك با رعايت اخلاق و انصاف همراه بود - از عقلانيت بالا و بصيرت مطلوب عامه مردم در فعاليتهاي سياسي حكايت داشت.

البته ضرورت ساماندهي قانوني براي برپايي و انتقال تجمعات خياباني به مکانهاي خاص و از قبل پيش بيني شده براي پرهيز از بي نظمي و اتلاف وقت مردم خصوصا در ترافيکهاي شديد شهرهاي بزرگ به خوبي نمايان گشت. نظر سنجي هاي علمي، دقيق و متناوب نيز که نتايجش گاه و بيگاه به صورت غير رسمي منتشر مي شد و حکايت از اقبال اکثريت مردم به نامزد پيروز انتخابات داشت، نشان مي دهد انجام کارهاي علمي اينچنيني به صورت رسمي در آينده مي تواند توقعات اضافي براي افراد ايجاد نکند و از شکل گيري جو کاذب جلوگيري نمايد.

در روز 22 خرداد، برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري به عنوان نخستين انتخابات در دهه چهارم انقلاب اسلامي ايران با حضور كم نظير و پرشور و در امنيت و آزادي عمل کامل مردم آگاه و با بصيرت ايران عزيز همراه شد تا دهه عدالت و پيشرفت با حماسه يوم الله 22 خرداد 1388 آغاز گردد. مشاركت گسترده و بي نظير مردم در پاسخ به دعوت مقام معظم رهبري و مراجع عظام تقليد - كه در ميان ايرانيان خارج از كشور نيز بي سابقه بوده است - از سويي نشان داد كه انقلاب اسلامي ايران با گذشت سه دهه پر افتخار از عمر خويش - بر خلاف انقلابهاي معمول دنيا - همچنان سرزندگي و پويايي خويش را حفظ نموده است و از سوي ديگر با پيروزي مردم سالاري ديني بر الگوهاي دروغين دمکراسي غربي ضربه مهلکي بر نظام سلطه جهاني بود، بطوريکه نتوانستند ناخرسندي خود را در گفتار و رفتار نشان ندهند و با چهره حامي يکي از نامزدها به حمايت از آشوب طلبان پرداختند. آشوبهايي که زمزمه هاي آن در روزهاي آخر تبليغات و حتي در روز راي گيري شنيده مي شد. آنجايي که برخي از نزديکان و طرفداران آقاي موسوي، عدم راي آوري او را مساوي تقلب در انتخابات قلمداد کردند.

نامه بدون سلام و احترام و عجيب و مورد انتقاد آقاي هاشمي رفسنجاني به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز از عجايب آن روزها بود و از احوال برخي از عناصر پيرامون ايشان حکايت داشت که علاوه بر آشکار شدن ياس آنان از راي آوري نامزد مورد حمايت خويش، برخي گمانه زني ها را در احتمال طراحي و اجرايي شدن آشوبهايي را پس از انتخابات فراهم آورد و بطور روشن با بيان افرادي همچون آقاي جاسبي دو روز قبل از 22 خرداد به برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه يا از صندوق آراء آقاي موسوي بيرون خواهد آمد يا نافرماني مدني انجام خواهد پذيرفت و يا گفته برخي ديگر از افراد در همين خصوص احتمال فوق را قوت مي بخشيد .

هفته نخست بعد از انتخابات
روز 22 خرداد، انتخابات به خوبي و با نظم و امنيت بسيار بالا و با حضور پر شکوه مردم در جريان بود و همه چيز حکايت از ثبت يک رکورد تاريخي در مشارکت مردم و چشيده شدن حلاوت و شيريني در کام مردم داشت. با نزديک شدن به ساعات پاياني انتخابات که با چهار مرتبه تمديد ساعت راي گيري همراه بود و در حاليکه طرفداران دو نامزد اصلي همچون روزهاي تبليغات، با تکيه بر حدس و گمان و احياناً جو هيجاني پيرامون خويش، در رسانه هاي نزديکشان، نامزد خود را پيروز انتخابات مي دانستند، ناگهان پروژه از قبل طراحي شده آشوب پس از انتخابات کليد خورد. در حاليکه هنوز راي گيري در تمام مناطق تمام نشده بود، آقاي موسوي در اقدامي عجيب و بي سابقه در تاريخ دموکراسي و مردم سالاري به طور رسمي و با دعوت از نمايندگان رسانه هاي مختلف داخلي و خارجي، در نشستي خبري خود را پيروز انتخابات ناميد و هر نتيجه ديگري را به معناي تقلب در انتخابات دانست و ياران قديم و جديدش در خفا و علن به وي تبريک گفتند. سوالي که تاکنون براي مردم بي پاسخ مانده اين است که ايشان چگونه از کسب راي اکثريت مردم مطمئن گشت و حتي احتمال نداد که انتخابات به دور دوم کشيده مي شود؟!

برگزاري 29 انتخابات در گذشته نشان داده بود كه همواره سلامت انتخابات مورد تاييد رهبري، مردم و جناحهاي سياسي بوده و چندين بار نتيجه انتخابات به نفع جريان حاكم نبوده که با پذيرش شکست به فکر تغيير رويکرد خود افتاده است. علاوه بر اين حضور گسترده مردم خصوصا در اين دوره نيز به معناي مهر تاييد و اعتماد آنان نسبت به تاثير آرايشان در انتخابات بوده است، لذا تشكيك در سلامت انتخابات و دميدن در تنور اختلاف و ايجاد تنش از سوي نامزدهاي غير پيروز يا حاميان سياسي آنها علاوه بر تلخ نمودن كام شيرين مردم در اين جشن ملي 40 ميليون نفري، منجر به سوءاستفاده بدخواهان داخلي و خارجي نظام و انقلاب گرديد.

ابتدا تصور مي شد که کلي گويي ها و ايرادهاي بي مدرک و سند آقاي موسوي به سلامت انتخابات، توهمي از پيروزي بود که اطرافيان برايش ساخته، شکست با اين اختلاف فاحش را غير قابل هضم کرده بودند. حتي به مجريان انتخابات ايراد گرفته شد که در اعلام تدريجي نتايج مي توانست بهتر عمل شود، اما وقتي به نصيحت ديگران حتي برخي نزديکان آقاي موسوي مبني بر لزوم طي مسير قانوني و ارائه شکايت مستند به شوراي نگهبان به عنوان تنها مرجع قانوني توجهي نشد و تذکرات رهبري در ديدار نمايندگان کانديداها نيز توسط بعضي عناصر تندرو مورد بي مهري قرار گرفت، مسجل گشت که پيگيري قانوني و رفع ابهام اولويت ندارد و صحنه ديگري آراسته اند. آقاي موسوي که خود را تنها مدافع قانون و تنها پيرو اصيل راه امام خميني (ره) مي دانست، با عدول از قانون و عدم تمکين به راي مردم و با پنبه در گوش نسبت به سخنان قدسي روح خدا که مي فرمود: "ميزان راي ملت است". "کسي مي گويد قانون را قبول ندارد، قانون او را قبول ندارد"، به مسير بن بستي روي آورد که در صورت عدم بازگشت نتيجه نهايي اش طرد هميشگي از ملت ايران خواهد بود. امري که نشانه هاي آن را مي توان از هم اکنون در رويگرداني بسياري از حاميان و راي دهندگان از وي مشاهده نمود.

به هر حال يکي از نکات برجسته اين انتخابات ابهام آفريني براي بخشي از عزيزان رأي دهنده به نامزدهاي غير پيروز بود که در سايه اعتراضات آنها ، عده اي اندک با سوء استفاده دست به آشوب زدند. آنچه که انتظار مي رفت و نسبت به آن در اين هفته کمتر توجه شد ايجاد زمينه ارايه استدلالي و اقناعي به اکثريت معترضيني بود که به دنبال پاسخ سئوالات خويش بودند و جدا کردن آنها از اقليت به ظاهر معترض اما آشوبگري بود که با فرمان عناصر بيگانه و دنباله هاي داخلي آنان پا به صحنه درگيري     گذاشته و راه تخريب و آسيب رساني به مردم و اموال عمومي را پيشه مي کردند .

به نظر ابهام زدايي و پاسخ به سئوالات ايجاد شده و يا القاء شده به بخشي از افکار عمومي وظيفه اي بود که مي بايست پيرامون آن بهتر عمل مي شد تا اکثريت معترضين پاسخ خويش را مي يافتند و در سايه آن ضمن تحکيم اعتماد عمومي ، سرمايه هاي اجتماعي نظام هم افزون تر مي شد و همچنين نسبت به آگاهي بخشي راجع به گروه اندک اما آشوب طلب هم بايد زودتر اطلاع رساني مي گشت تا ضمن محدود شدن زمينه جولان دهي آنها ، ارتباط آنها با بدخواهان دين و ملت معلوم گرديده و در اين ميان چهره سياه بيگانگان بويژه شبکه هاي خبري آنها رسوا تر مي گشت . عدم عملکرد به موقع در آگاهي بخشي به افکار عمومي و ابهام زدايي از نکات مورد سئوال ، زمينه اي گشت تا عده اي کم شمار دست به آشوب زده و هزينه آن را به عموم مردم بويژه نخبگان و دانشگاهيان و دانشجويان بخصوص در حادثه بسيار تلخ کوي دانشگاه تهران تحميل نمايند امري که اميد است با ريشه يابي و معرفي دستهاي پيدا و پنهان آن بستر تکرار و تحميل اين گونه هزينه هاي ناگوار را خشک نمايد .

پس از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در نماز جمعه 29 خرداد

بيانات روشنگرانه، راهگشا و همه جانبه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در بي نظير ترين نماز جمعه تاريخ انقلاب در دانشگاه تهران، يکبار ديگر نقش ويژه و تعيين کننده جايگاه ولايت فقيه در نظام جمهوري اسلامي را نشان داد و اثبات نمود که پشتيباني و اطاعت مردم از ولايت فقيه رمز بقاي مملکت و نظام است و امکان پايان يافتن حوادث پس از انتخابات بدون حضور رهبري دانشمند و ژرف انديش متصور نبوده و نيست. مهمترين نکته در خصوص نماز جمعه 29 خرداد حضور بي سابقه و ميليوني مردم مشتاق براي ارتباط بي واسطه با رهبر خويش بود.

رهبر معظم انقلاب بارها فرموده اند که هرگاه مسوولين يا نخبگان سياسي جامعه به وظايف خود عمل نکنند بي پرده با مردم سخن خواهند گفت. درحاليکه در نظام هاي ديگر مدعي اتکا به حمايتهاي مردمي، به يک پيام تلويزيوني رهبران سياسي يا مذهبي اکتفا مي شود.

با اين حال انتظار مردم از مسوولين و نخبگان سياسي لبيک به دلايل متقن و فرامين رهبري پس از نماز جمعه بود که در مواردي کمرنگ و ضعيف اتفاق افتاد.

انتظار مي رفت آقاي هاشمي رفسنجاني با انتشار پيامي ، ضمن جبران نامه پيش از انتخابات خويش، شعله هاي سرکشي نامزد مورد حمايت خويش و طرفدارانش را سرد مي کرد. همچنين شايسته بود رئيس جمهور محترم، علاوه بر تشکر سريع و بجا و مورد تقديرش از مقام معظم رهبري، در جبران تذکر صريح رهبري در نام بردن از آقايان هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري نيز موضعي روشن اتخاذ مي نمود. از آقاي رضايي نيز انتظار مي رفت با توجه به رد احتمال تقلب گسترده در انتخابات از سوي مقام معظم رهبري که ناشي از آگاهي و دسترسي بيشتر ايشان به اخبار و اطلاعات بوده است، همچون گذشته اعتماد خود را اثبات کرده، از طرح ادعاهاي دشمن شادکن و ريختن آب به آسياب دشمن پرهيز مي کرد .

از آقاي رضايي انتظار نمي رفت پس از ده روز از انتخابات و در حاليکه کشور به همت مردم بويژه نيروهاي جان برکف خود آرامش خويش را بازيافته است با فهم صحت بازشماري صندوقهاي راي، نه تنها به اشتباه خود اعتراف نکند، از پي گيري اعتراضات خويش از مسير قانوني انصراف دهد و منت آن را هم بر سر انقلاب و لزوم آرام شدن فضاي کشور گذارد. اين انصراف بي موقع يادآور انصراف ايشان در شب انتخابات دوره نهم بود با اين تفاوت که آنجا از کسب راي مردم و اينجا از تغيير يافتن نتايج در بررسي اشکالات بيان شده توسط ايشان نااميد گشت. آقاي کروبي نيز که در ديدارهاي پس از انتخابات به شکست سنگين خويش اذعان داشت ، مي توانست همچون گذشته، صف خود را از افراطيون دوم خرداد جدا کرده، به نظام اسلامي و قانون اساسي وفادار بماند. انتظاري که همچنان پابرجاست.

آقاي موسوي هم که بالاخره معلوم نشد به چه چيز در انتخابات معترض است. اگر مدعي بي عدالتي ها و بي طرف نبودن مجريان و ناظرين بود که اصلا نبايد در انتخابات شرکت مي کرد يا در روزهاي پاياني به دليل همين ادعاها انصراف مي داد نه اينکه به اميد پيروزي بماند و اگر نتيجه نگرفت همه را متهم کند. مجريان و ناظرين همان کساني بودند که با کمک چند صد هزار نفري معتمدين مردم که سالها زحمت برگزاري انتخابات را به دوش کشيده اند از نامزدها نام نويسي کرده، صلاحيتشان را ارزيابي نموده، نحوه اجراي انتخابات را معين و بر آن نظارت کرده اند.

به نظر مي رسد علت عصبانيت آقاي موسوي و تيم مديريت کننده ايشان را در جاي ديگر بايد جستجو کرد. عناصر افراطي در جبهه دوم خرداد با اين ادعاي چند ساله که راي اکثريت خاموش جامعه (با عنوان مجعول قشر خاکستري) به آنها تعلق دارد، جريان حاکم را به سرد نگاه داشتن فضاي انتخابات براي پيروزي با مشارکت حداقلي مردم متهم مي نمود و به دروغ خود را پيروز مطلق هر انتخابي با حضور پرشور مردم معرفي مي کرد. آنها به واقع گمان نمي کردند که چنين سيلي محکمي از اکثريت به اصطلاح خاموش جامعه خورده، براي مدتها توان سر بلند کردن نداشته باشند. از اين رو اتفاقات تلخ روي داده در ده روز پس از انتخابات را مي توان تلاش اين کانون فتنه و کم شمار ولي پر توقع و پر ادعا براي انتقام کشيدن از مردم دانست؛ مردمي که از نظر آنها آراي روستايي ها، ساکنين شهر هاي کوچک و يا جنوب شهر تهران کيفيت راي افراد مورد نظر آنها را نداشت. مردمي که همه آنها - شهري يا روستايي، غني يا فقير، تهراني يا غير تهراني – با هم برنده اصلي اين انتخابات بوده اند.

پيامدهاي مهم انتخابات و حوادث پس از آن

انتخابات 22 خرداد آرايش سياسي و اجتماعي کشور را دستخوش تغييرات اساسي نمود. کساني که 12 سال پيش در دوم خرداد 76 مقابل يکديگر صف آرايي کرده، رقيب هم بودند، در اين انتخابات براي حذف احمدي نژاد از صحنه اجرايي کشور رفيق و همداستان هم شدند و تقسيم سنتي راست و چپ را که پيش از اين سست شده بود، آشکارا به هم زدند. نتيجه اصلي انتخابات شکل گيري ميليوني مردم در ضرورت عينيت بخشي به آرمان هاي انقلاب و منجمله مبارزه با فساد بود که مسووليت دولت دهم و ساير ارکان کشور نظير مجلس و خصوصا مسوولين جديد قوه قضاييه را در مبارزه مستمر، واقعي و قانون مند با ريشه هاي فساد در هر جايي از قانون، فرد و مجموعه اي را صد چندان نمود.

حوادث پس از انتخابات توان مديريت هاي اجرايي، رسانه اي و انتظامي - امنيتي کشور را محک جدي زد که در اين ميان مديريت انتظامي -  امنيتي کشور - صرفنظر از برخي بد عملي هاي فردي و جمعي که بايد در آينده اصلاح شود - به موقع و منسجم عمل کرد. مديريت هاي اجرايي و رسانه اي هم پس از دو سه روز نخست که تحليل درستي از اتفاقات پيش رو نداشتند، به خود آمدند و با تدبير عمل نمودند . در اين ميان نقش تعيين کننده شوراي محترم نگهبان که با صبر و حوصله به شفاف سازي و رفع ابهام از نامزدها و مردم پرداخت قابل تقدير است و اگر کساني خود را به خواب زده اند، به فرموده امام راحل (ره): "خدا بيدارشان کند".

حوادث پس از انتخابات را مي توان نوعي از الطاف خفيه الهي دانست که البته با امتحان سنگيني همراه بود. در کوره انتخابات 22 خرداد، سره از ناسره مشخص شد. کسي نتوانست درون خود را مخفي نگاه دارد. همه هر آنچه مي خواستند گفتند و عمل کردند و خود را در معرض قضاوت الهي و چشمان تيزبين مردم و تصميم آينده آنان قرار دادند. اکثريتي از مجمع روحانيون مبارز ، بدون کسب نظر سايرين راه ضديت با قانون و راي مردم را برگزيدند. تعدادي از شخصيتهاي سياسي به رسالت تاريخي خويش عمل کردند و تعدادي هم دچار بد عملي شدند. عده اي از بزرگان نظام بر سر دو راهي همراهي يا مقابله با نزديکان فاسد خود قرار گرفته اند و برخي راه خويش را جدا نمودند.

عيار اعتقاد بسياري از افراد به ولايت نايب امام زمان (عج) سنجيده شد و محک خورد. عده اي تمام قد به ميدان دفاع از اسلام و انقلاب و کشور آمدند و عده اي عافيت طلبي شان را "بچه شتر" بودن در شرايط فتنه و سرگرداني ناميدند؛ غافل از اينکه براي امت داراي رهبر دانا و عادل، سرگرداني مفهوم و معنا ندارد.

دشمنان نقابدار و فريبکار انقلاب اسلامي چه در خارج و چه در داخل به خيال خام تمام شدن کار جمهوري اسلامي، از لانه هاي عفونت خويش به درآمده، چهره واقعي و کريه خود را نشان دادند.

سياري از پياده نظامان آنها دستگير و تعدادي از طراحان داخلي آشوب ها براي هميشه رسواي عام و خاص شدند. مدعيان قانون گرايي هم که به مقابله صريح با قانون اساسي و قوانين جاري کشور و ايجاد بي اعتمادي در مردم و ايجاد انحراف فکري در بعضي از اطرافيان خود پرداختند بايد آماده پاسخگويي و اجراي بي کم و کاست قانون درباره خود باشند. چراکه مسووليت خونهاي ريخته شده بي گناهان و آسيب به اموال عمومي و خصوصي مردم به عهده کساني است که مشوق بي قانوني و بستر ساز جنايات آشوبگران شدند.

در پايان ضمن آرزوي توفيق الهي براي جناب آقاي دکتر احمدي نژاد، يادآوري اين نکته ضروري است که هرچند دولت دهم دولت هفتاد ميليون ايراني است ولي راي بالاي مردم به منتخب خود توقعات را بيشتر و وظايف دولت را سنگين تر مي کند. تجربه 4 سال گذشته، بايد از اشتباهات 4 سال آينده جلوگيري نمايد. لزوم ارتباط محکمتر با مراجع تقليد و نخبگان و منتقدان دلسوز ضرورت بيشتري يافته است. فضايل شخصي رئيس دولت نظير ساده زيستي، پرکاري و خدمت گزاري بايد به تمام سطوح مديريتي کشور گسترش يابد. همگان حتي اکثريت بالا و بسياري از مردمي که به ايشان راي نداده اند، اميد به توفيق دولت دهم در حل مشکلات خويش بسته اند و انتظار دارند خدمات گذشته دولت نهم قويتر ادامه يابد و اندک سياهي هايي که بر دامان سفيد دولت خود نمايي و چشم آزاري مي کرد، زدوده گردد. ان شاءالله

والسلام
جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي
12/04/1388

پربازدیدترین آخرین اخبار