ملت ايران ملتى است انقلابى، معتقد به امام و علاقهمند به نظام اسلامى
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي، متن بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري محمد خاتمي در سال 76 به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
بحمداللَّه امروز براى ملت ايران، روز مبارکى است. اميدواريم که خداوند، برکات خودش را بر آحاد اين ملت و مسؤولين و رئيس جمهور عزيزى که امروز مسؤوليت را رسماً بر عهده گرفتند، نازل فرمايد؛ و انشاءاللَّه همه بتوانيم از پرتو عنايات الهى و ادعيّه زاکيّه حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه استفاده کنيم و عرض مىکنيم: «الّلهم بارک لنا فيما اعطيت(1).» اين عطيّه بزرگ الهى، انشاءاللَّه براى ملت، يک عطيّه ماندگار و داراى برکات بزرگى باشد.
بحمداللَّه اوضاع کشور در اين مقطع حسّاس، آن چنان است که هر کشور و ملتى چنين وضعى داشته باشد و از چنين سرمايههايى برخوردار باشد، حق دارد که به آينده خود، با اميدوارىِ منطقى و بجا نگاه کند. اوّلاً در همه حوادث و قضايا، نشانههاى لطف الهى و کمک پروردگار را مىبينيم. همين انتخابات سى ميليونى، مظهر لطف پروردگار به نظام جمهورى اسلامى بود. درست در همان هنگامى که بوقهاى تبليغاتى از سوى کشورهايى که مدّعى دمکراسى هستند ادّعا مىکردند که ملت ايران از انقلاب و نظامش جدا شده و به آرمانهاى امامش پشت کرده است، ملت در صحنه حاضر شد و به عنوان عمل به تکليف و به وصيّت امام، انتخاباتى با اين شکوه و عظمت به راه انداخت، که ما از اوّلِ انقلاب، مانند آن را خيلى نادر داشتهايم. ببينيد اين چقدر مظهر لطف الهى است! همانطور که امام بزرگوار يک وقت به بنده فرمودند - و بنده هم خودم اين را در دوران مسؤوليتهاى مختلف تجربه کردهام - همواره در شدايد، دست قدرت الهى به ما کمک کرده است.
عزيزان من! اين را بدانيد: گاهى حوادثى اتّفاق مىافتد که مسؤولين کشور، يعنى کسانى که از قضايا مطّلعند، از آنها به تعبير معروفِ «از حوادث پشت پرده» اطّلاع دارند و مىدانند که عامل آن حوادث نمىتوانسته يک عامل معمولى و طبيعى باشد و چيزى جز عنايت الهى، پشت اين قضيه نيست. ما به اين قضيه معتقديم. قرآن، ناطق به اين معناست. ما عقيده داريم که «ولينصرنّ اللَّه من ينصره.(2)» چه کسى بيشتر از اين ملت نصرتِ دينِ خدا کرده و در ميدانهاى خطر وارد شده است؟! پس، نصرت الهى، امرى طبيعى و بديهى است. آن را داشتهايم؛ بعد از اين هم انشاءاللَّه خواهيم داشت. اين، قلم عمده است، که شامل بيشتر يا همه تواناييهاى ما همين است. آن رقم عمده ديگرى که بايد مورد نظر قرار گيرد، اين ملتِ بزرگ است؛ ملتى همراه با دولت، علاقهمند به نظام حاکم و وقتى که لازم باشد، فدايى در راه آن. ملّتى با ايمان. ملّتى حاضر در صحنه، که گذشته نشان مىدهد هر جا لازم باشد از کشور اسلامى و اسلامش دفاع کند، با قدرت و شجاعت وارد صحنه مىشود و دفاع مىکند. در گذشته اينگونه بوده است، در آينده هم انشاءاللَّه همينگونه خواهد بود. صحنه جنگ هم اين را نشان داد. قبل از آن، صحنه انقلاب هم نشان داده بود. عرصه سازندگى هم - در اين سالهاى اخير - نشان داد که در هر جا که حضور مردم لازم است، اين ملت، با صداقت، صميميّت و شور و هيجان حاضر مىشود.
اين مردم، بر هيچ کس هم منّت ندارند. احساس تکليف مىکنند و وارد صحنه مىشوند. در آينده هم به خواست خدا، همينطور خواهد بود. البتّه مستبعد است که ما در آينده، تجربه نظامى داشته باشيم؛ ولى اگر فرض کنيم باز يک فرد يا نظامِ غافلِ خدازدهاى به فکر اين بيفتد که با اين مردم زور آزمايىِ نظامى کند، باز سرو کارش با همين ملت، همين جوانان، و همين مؤمنان فعّالى است که در همه جا ايمانهاى خودشان را نشان مىدهند. ملت در انتخابات نشان داد؛ در صحنههاى سياسى، در راهپيماييها و در موضعگيريها هم نشان مىدهد. اين ملت، سرمايه بزرگى است و اين ملت، با امام است؛ در راه امام است. الان هم محبوبترين انسان در ميان اين ملت و در دلهاى ايشان، امام بزرگوار ما، امام خمينى است.
ديگران هر چه مىخواهند بگويند. هر طور مىخواهند تحليل کنند. غلط است که کسى احوال خود را از ديگرى بپرسد. بعضى عادت کردهاند که بنشينند ببينند خبر گزاريهاى وابسته به صهيونيستها و مستکبرين و سرمايه دارانى که با اسلام و مسلمين و نظام اسلامى مخالفند، درباره ايران چه مىگويند! معلوم است که آنها نمىتوانند واقعيت را بگويند! حتّى نمىتوانند واقعيت را درک کنند. آنها ملت ما را نمىشناسند، کشور ما را نمىشناسند، نظام ما را نمىشناسند، مسؤولين ما را نمىشناسند، شخصيتهاى ما را نمىشناسند. مىبينيد چقدر اشتباه مىکنند و مىبينيد چطور دربارهشخصيتهاى ما به اظهار نظر مىپردازند! تاجايى که همه کسانى که وارد و مطّلع هستند، به ساده لوحى آنها مىخندند. آنها آرزوهاى خودشان را بر زبان جارى مىکنند: همان داستان «شتر و پنبهدانه» است! آنچه را که در دل دارند و مىخواهند، به صورت تحليل بيان مىکنند. اين، شرح حال ملت ايران نيست. شرح حال ملت ايران اين است که مشاهده مىکنيد. شرح حال ملت ايران، عرصههاى دفاع مقدّس در طول هشت سال است. شرح حال ملت ايران، حضور در اين انتخابات سى ميليونى است. ملت ايران ملتى است مسلمان، انقلابى، معتقد به امام، علاقهمند به نظام اسلامى و آماده براى دفاع از ارزشهايى که به آنها معتقد و پايبند است. اين، سرمايه عظيمى است. هر حکومتى و هر دولتى که پشت سرِ خود چنين ملتى داشته باشد، بايد به آينده اميدوار باشد. بايد احساس قدرت کند. بايد احساس کند که مىتواند کار کند. بايد احساس کند که وظيفه دارد کار کند.
آنچه من به مسؤولان دولتِ آينده و رئيس جمهور عزيز - که بحمداللَّه خودشان هم به اين نکات توجه دارند - از باب تذکّر عرض مىکنم اين است که اوّلاً، همه سعى ما بايد اين باشد که اين ملت را بشناسيم. ثانياً، خواستهها و نيازهايش را برآورده کنيم. اين ملت، حقّ عظيمى بر گردن ما دارد. اين ملت است که کشور را حفظ کرده است و اين ملت است که به حقيقت، آيتِ قدرتِ پروردگار است.
من در چند دورهاى که امام بزرگوارمان حکم رياست جمهورى - آراءِ مردم - را تنفيذ مىکردند، در فرمايشات ايشان نگاه کردم و ديدم بهطور مستمر - با هر کس که طرف بودهاند - راجع به مردم و ملت صحبت کردهاند. اين، همان حکمتِ امام است؛ همان چيزى است که ما هر طور نگاه و مطالعه مىکنيم، مىبينيم اين درست است، اين بهتر است. بخصوص قشرهاى مستضعف، قشرهاى فقير و ضُعفاى مردمند که نيروهاى وفادار و ماندگار انقلاب و امام و دولتهاى مختلف بودهاند و هستند و خواهند بود. عزيزانى که انشاءاللَّه در آينده نزديکْ مسؤوليت بر عهده مىگيرند، بايد هرچه مىتوانند از اين ذخيره دائمى استفاده کنند و تا آنجا که قدرت دارند، براى آنها خدمت و کار کنند. وضع کنونى، بحمداللَّه اين است. اين، کشورى است که گامهاى اساسى و بلندى براى بازسازى، در آن برداشته شده است.
شايد در طول دوران رژيم گذشته، حتّى بخشى از آنچه در اين چند سال در بازسازى اين کشور انجام گرفت، انجام نگرفته بود؛ چون کار را با کيفيّت و کميّت - هر دو - بايد ديد. آنها اگر کارى هم براى کشور مىکردند - که از لحاظ کميّت هم نسبت به آنچه در اين دوره کوتاه انجام گرفته است، حقيقتاً کم است - از لحاظ کيفيت، مخدوش بود؛ زيرا در آن، استقلال اين ملتْ ملاحظه نشده بود. اساسِ سياست آن رژيم، بر وابستگى بود. چند نفر دولتمردِ نسبتاً شجاع يک روز در زمان رضاخان پيدا شدند و يک قرار داد نفتى را نوشتند که منافع ملت ايران، تا حدودى در آن ملاحظه شده بود. بهخاطر انگليسيها، رضاخان با چکمههايش وارد اتاق هيأت دولت شد و نوشتههاى آنها - پرونده نفت - را گرفت، در آتش بخارى انداخت و جلو چشم آنها سوزاند! اين، چيزى است که خود آنها نوشتهاند. امثال تقىزاده و ديگران اين ماجرا را نوشتهاند.
سياست، سياستِ وابسته بود. راهآهن هم که مىکشيدند، بيش از آنکه براى ايران و تجارت ايران باشد، به نفع اتّصال دو جبهه متّفقين بود که آن روز بايستى عليه آلمان مىجنگيدند. راهآهن سراسرى اين است! (راهآهن شمال و جنوب براى اين بود که شوروىِ آن روز را به جنوب، در خليج فارس که محلّ استقرار انگليسيها بود وصل کنند تا بتوانند سلاح منتقل نمايند، و جبهههاى جنگ متّفقين عليه متّحدين - آلمان و همکارانش - همواره قادر به دفاع باشد. راهآهن هم براى اين کشيده مىشد. طرفداران رژيم منحوس و تفالههاى رژيم گذشته، بعد از گذشت پنجاه سال، هنوز که هنوز است، صحبتِ راهآهن شمال و جنوب را مىکنند؛ راهآهنى که براساس طرحى خائنانه و بىتوجّهى به استقلال اين ملت بهوجود آمد و در آن، آبرو و شأن اين ملت رعايت نشد.
حالا شما ملاحظه کنيد: خطوط راهآهن عظيمى که در دوران بعد از جنگ تحميلى در ايران ساخته شد، همان چيزى است که ملت ايران به آن نياز دارد. يکى از مستشرقينى که در همان دوران آمده و در ايران سياحت کرده است، مىگويد: من تعجّب مىکنم چطور راه آهن ايران از شهرهايى که محلّ عمده تجارت ايران است عبور نکرده است!؟ (همين جاهايى که امروز بحمداللَّه به برکت جمهورى اسلامى، مىبينيم که زير پوشش ارتباطات و اتّصالات و مواصلات صحيح قرار گرفتهاند).
نه کميّت آنچه قبل از جمهورى اسلامى در اين مملکت انجام گرفته است، و نه کيفيّت آن، قابل مقايسه با آنچه اين نظام مردمى و خدايى - جمهورى اسلامى - انجام داده است، نيست. نظام مرتبط با معنويّت و ايمان، معنايش اين است؛ نظامى که پشتوانه عظيم مردمى، آرا، عواطف، پشتيبانى و کمک مردم را دارد؛ ايمان، معنويّت، برادرى و هماهنگى، اتّکال به خدا و ايمان به غيب را هم دارد. آن، نتيجهاش مىشود اين. علىرغم اين همه توطئه و مخالفتى که با اين ملت شد؛ با اين محاصرههاى گوناگون سياسى، اقتصادى و تبليغاتى، اين ملت توانسته است يکى پس از ديگرى، دولتهايش را حمايت کند و دولتها توانستهاند اينگونه کشور را از لحاظ عمران و آبادى و از جهات سياسى و آبروى بينالمللى و اقتدار ملى، پيش ببرند. اينها آن ارزشهايى است که کشور ما دارد و بحمداللَّه، دولتهاى ما، همه از آن برخوردار هستند و خواهند بود. اين مظهر نعمِ بزرگ الهى و همان دست قدرتى است که عرض کردم خداى متعال دائماً در پشتيبانى اين نظام داشته است و خواهد داشت.
البته من سفارش کردهام و سفارش و تأکيد هم مىکنم که بايد تلاش شود فقر و بىعدالتى و تبعيض که ميراث طواغيت گذشته است، در اين کشور ريشه کن شود. اينجانب بيشترين اهتمام را متوجّه اين مطلب کردهام و مىکنم و توصيهام اين است که ديگران نيز همينطور عمل کنند. اگر اين همه خيرات و برکاتى که بحمداللَّه مظهر و اوج آن هم در اين چند سال اخير، دولت برادر عزيزمان جناب آقاى هاشمى رفسنجانى حفظهاللَّهتعالى بود و همه آنچه را که انجام داديم، چند برابر مىبود و چندين برابر آن را هم انجام بدهيم، اما به اين نکته توجّه نکنيم، کارمان ناقص و ابتر خواهد بود.
عزيزان من! نظام اسلامى، نظام سرمايهدارى نيست. من چهارسال قبل، در همين جا - در روز تنفيذ - همين موضوع را به حضّارى که بودند، عرض کردم و گفتم: «نظام ما، نظام سرمايهدارى نيست. نظام سرمايهدارى، به جمعِ ثروت، به رونق اقتصادى و به مجموع در آمد ملى نگاه مىکند و برايش مهم نيست که اين ثروتْ چگونه به دست مىآيد، به دست کى مىآيد و چند درصد از مردم، چگونه از آن استفاده مىکنند!» بايد در آمد ملى بالا برود، ثروت زياد شود، تلاش اقتصادى مورد حمايت قرار گيرد؛ که مورد حمايت هم قرار مىدهند. قوانين هم در اين جهت است. قدرت اجرايى هم در اين جهت است. کشورهاى سرمايهدارى - آن هم نه همه بلکه بعضى - حداکثر کارى که مىکنند اين است که بيمهها و تضمينهايى را براى قشرهاى مظلوم و محروم مىگذارند، تا حداقلى هم به آنها برسد. اين، نظام سرمايهدارى است.
نظام اسلامى، اينگونه نيست. نظام اسلامى مىفرمايد: «بالعدل قامت السموات والارض.(3)» اصل، عدالت است. البته، توليد ثروت هست. نظام اسلامى، يک جامعه فقير نمىخواهد. يک ملت فقير و يک درآمد عمومى ناچيز نمىخواهد. از ثروتها استفاده مىکند؛ علم را پيشرفت مىدهد، منابع زيرزمينى را استخراج مىکند، انسانها را به رشد عقلانى مىرساند، تجارت مىکند و صنعت راه مىاندازد. تاريخ اسلام نشان داد که اسلام به برکت همين احکام نورانى، در يک دوره طولانى، صاحب علم و صنعت در کلّ جهان بوده است. اما جهت همه اينها، عدالت است. ثروت هست؛ اما بايد عدالت در جامعه تضمين شود. براى عدالت، منتظر امام زمانيم. پيغمبران آمدند؛ همه هم براى اقامه قسط آمدند؛ «ليقوم الناس بالقسط(4)». اينها حرفهاى خيلى پرمعنايى است که قرآن به ما گفته است؛ نهج البلاغه به ما گفته است و در روايات ائمّه هم هست.
اين، جهت را مشخّص مىکند. قسط يعنى همين: اگر جامعه برخوردار است، همه باشند. نمىگوييم همه يکسان؛ چون يکسانى امکان ندارد. بالاخره تلاشها، همّتها و قوّتها مختلف است. بعضى بيشتر تلاش مىکنند؛ بعضى کمتر مىکنند. بعضى ابتکار بيشترى دارند. استعدادها يکسان نيست. «و لايزالون مختلفين... و لذلک خلقهم(5).» مردم، داراى اختلاف در استعدادند. بحث در اين نيست که يکسان باشند. بحث در اين است که به قدر استعدادشان کار کنند و به قدر همّتشان تلاش کنند و همه بتوانند به قدر قدرتشان به دست بياورند. کسى محروم نماند؛ کسى مظلوم نماند؛ کسى سرکوب شده نماند. اين، آن هدف اصلى است.
ما که بر سرِ کار آمديم - آن روز که روز مبارزه بود تلاش کرديم، آن روز که پيشنهاد مسؤوليت کردند، به هر صورت قبول کرديم - براى تحقّق همين هدف بود. کسانى که با فرهنگ ما آشنا نيستند، باور کنند. اگر چه مىدانم قطعاً باور نمىکنند که براى ما اين مسؤوليتها جاذبهاى ندارد. خوديها مىدانند. کسانى که از نزديک با اين فرهنگ و اشخاص آشنا هستند، مىدانند. اين مسؤوليتها، فقط براى اقامه عدل، اقامه حکم اللَّه و هموار کردن راه خدا در مقابل پاى مردم، ارزش و محبوبيت و جاذبه دارد.تلاش بايد براى اين باشد.
البته در اين زمينه، کار شده است. من اگر نگويم که برادران عزيز ما در مسؤوليتهاى گوناگون در دورههاى گذشته، براى اين قضيه چقدر تلاش کردهاند، ناسپاسى است. لکن، راه طولانىترى از آنچه که تا به حال پيمودهايم در پيش داريم. کار بيشترى از آنچه تا به حال کردهايم بايد انجام دهيم. اين، مسأله است. اساس کار دولت، بايد بر اين باشد. چه در زمينه فرهنگى، چه در زمينه اقتصادى و چه در زمينه سازندگى، جهت بايد اين باشد؛ درحالى که فعّاليتها متنوّع است.
خدا را شکر مىکنيم که انتخابات، خوب و بسيار خوش عاقبت و همراه با خرسندى عمومى مردم بود. امروز انسان احساس مىکند که براى ملت ما و فضاى عمومى کشور، مثل يک روز عيد است و اين هم، لطف پروردگار است.
اميدواريم که خداوند متعال، اين روز و اين حادثه را فرخنده و مبارک کند و مشمول الطاف و برکات خودش قرار دهد. اميدواريم شرور را از اين ملت منصرف کند؛ دشمنان اين ملت را سرکوب و منکوب فرمايد، و اين ملت را به آرزوهاى بزرگش برساند. اميدواريم رئيس جمهور عزيز و مسؤولانِ ايشان را - که انتخاب خواهند کرد - در کار مهمّى که در پيش دارند، موفّق فرمايد؛ قلب مقدّس حضرت ولىّ عصر را از همه ما راضى کند؛ روح مبارک امام بزرگوار را - که يقيناً از اين حوادث و مراسم شاد است - همواره شاد نگهدارد و ارواح طيّبه شهداى بزرگوار ما را با پيغمبر و آل او محشور کند.
والسّلام عليکم و رحمةاللَّه و برکاته.
/انتهاي پيام/