ملت ايران ملتى است انقلابى، معتقد به امام و علاقه‏مند به نظام اسلامى
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۵۶۳۳
رهبر فرزانه انقلاب در مراسم تنفيذ رياست جمهوري خاتمي- 76:

ملت ايران ملتى است انقلابى، معتقد به امام و علاقه‏مند به نظام اسلامى

رهبر معظم انقلاب تصريح كردند: ملت ايران ملتى است مسلمان، انقلابى، معتقد به امام، علاقه‏مند به نظام اسلامى و آماده براى دفاع از ارزش هايى که به آنها معتقد و پايبند است.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي، متن بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري محمد خاتمي در سال 76 به اين شرح است:
 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم

بحمداللَّه امروز براى ملت ايران، روز مبارکى است. اميدواريم که خداوند، برکات خودش را بر آحاد اين ملت و مسؤولين و رئيس جمهور عزيزى که امروز مسؤوليت را رسماً بر عهده گرفتند، نازل فرمايد؛ و ان‏شاءاللَّه همه بتوانيم از پرتو عنايات الهى و ادعيّه زاکيّه حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه استفاده کنيم و عرض مى‏کنيم: «الّلهم بارک لنا فيما اعطيت(1).» اين عطيّه بزرگ الهى، ان‏شاءاللَّه براى ملت، يک عطيّه ماندگار و داراى برکات بزرگى باشد.

بحمداللَّه اوضاع کشور در اين مقطع حسّاس، آن چنان است که هر کشور و ملتى چنين وضعى داشته باشد و از چنين سرمايه‏هايى برخوردار باشد، حق دارد که به آينده خود، با اميدوارىِ منطقى و بجا نگاه کند. اوّلاً در همه حوادث و قضايا، نشانه‏هاى لطف الهى و کمک پروردگار را مى‏بينيم. همين انتخابات سى ميليونى، مظهر لطف پروردگار به نظام جمهورى اسلامى بود. درست در همان هنگامى که بوقهاى تبليغاتى از سوى کشورهايى که مدّعى دمکراسى هستند ادّعا مى‏کردند که ملت ايران از انقلاب و نظامش جدا شده و به آرمانهاى امامش پشت کرده است، ملت در صحنه حاضر شد و به عنوان عمل به تکليف و به وصيّت امام، انتخاباتى با اين شکوه و عظمت به راه انداخت، که ما از اوّلِ انقلاب، مانند آن را خيلى نادر داشته‏ايم. ببينيد اين چقدر مظهر لطف الهى است! همان‏طور که امام بزرگوار يک وقت به بنده فرمودند - و بنده هم خودم اين را در دوران مسؤوليتهاى مختلف تجربه کرده‏ام - همواره در شدايد، دست قدرت الهى به ما کمک کرده است.

عزيزان من! اين را بدانيد: گاهى حوادثى اتّفاق مى‏افتد که مسؤولين کشور، يعنى کسانى که از قضايا مطّلعند، از آنها به تعبير معروفِ «از حوادث پشت پرده» اطّلاع دارند و مى‏دانند که عامل آن حوادث نمى‏توانسته يک عامل معمولى و طبيعى باشد و چيزى جز عنايت الهى، پشت اين قضيه نيست. ما به اين قضيه معتقديم. قرآن، ناطق به اين معناست. ما عقيده داريم که «ولينصرنّ اللَّه من ينصره.(2)» چه کسى بيشتر از اين ملت نصرتِ دينِ خدا کرده و در ميدانهاى خطر وارد شده است؟! پس، نصرت الهى، امرى طبيعى و بديهى است. آن را داشته‏ايم؛ بعد از اين هم ان‏شاءاللَّه خواهيم داشت. اين، قلم عمده است، که شامل بيشتر يا همه تواناييهاى ما همين است. آن رقم عمده ديگرى که بايد مورد نظر قرار گيرد، اين ملتِ بزرگ است؛ ملتى همراه با دولت، علاقه‏مند به نظام حاکم و وقتى که لازم باشد، فدايى در راه آن. ملّتى با ايمان. ملّتى حاضر در صحنه، که گذشته نشان مى‏دهد هر جا لازم باشد از کشور اسلامى و اسلامش دفاع کند، با قدرت و شجاعت وارد صحنه مى‏شود و دفاع مى‏کند. در گذشته اين‏گونه بوده است، در آينده هم ان‏شاءاللَّه همين‏گونه خواهد بود. صحنه جنگ هم اين را نشان داد. قبل از آن، صحنه انقلاب هم نشان داده بود. عرصه سازندگى هم - در اين سالهاى اخير - نشان داد که در هر جا که حضور مردم لازم است، اين ملت، با صداقت، صميميّت و شور و هيجان حاضر مى‏شود.

اين مردم، بر هيچ کس هم منّت ندارند. احساس تکليف مى‏کنند و وارد صحنه مى‏شوند. در آينده هم به خواست خدا، همين‏طور خواهد بود. البتّه مستبعد است که ما در آينده، تجربه نظامى داشته باشيم؛ ولى اگر فرض کنيم باز يک فرد يا نظامِ غافلِ خدازده‏اى به فکر اين بيفتد که با اين مردم زور آزمايىِ نظامى کند، باز سرو کارش با همين ملت، همين جوانان، و همين مؤمنان فعّالى است که در همه جا ايمانهاى خودشان را نشان مى‏دهند. ملت در انتخابات نشان داد؛ در صحنه‏هاى سياسى، در راهپيماييها و در موضعگيريها هم نشان مى‏دهد. اين ملت، سرمايه بزرگى است و اين ملت، با امام است؛ در راه امام است. الان هم محبوب‏ترين انسان در ميان اين ملت و در دلهاى ايشان، امام بزرگوار ما، امام خمينى است.

ديگران هر چه مى‏خواهند بگويند. هر طور مى‏خواهند تحليل کنند. غلط است که کسى احوال خود را از ديگرى بپرسد. بعضى عادت کرده‏اند که بنشينند ببينند خبر گزاريهاى وابسته به صهيونيستها و مستکبرين و سرمايه دارانى که با اسلام و مسلمين و نظام اسلامى مخالفند، درباره ايران چه مى‏گويند! معلوم است که آنها نمى‏توانند واقعيت را بگويند! حتّى نمى‏توانند واقعيت را درک کنند. آنها ملت ما را نمى‏شناسند، کشور ما را نمى‏شناسند، نظام ما را نمى‏شناسند، مسؤولين ما را نمى‏شناسند، شخصيتهاى ما را نمى‏شناسند. مى‏بينيد چقدر اشتباه مى‏کنند و مى‏بينيد چطور درباره‏شخصيتهاى ما به اظهار نظر مى‏پردازند! تاجايى که همه کسانى که وارد و مطّلع هستند، به ساده لوحى آنها مى‏خندند. آنها آرزوهاى خودشان را بر زبان جارى مى‏کنند: همان داستان «شتر و پنبه‏دانه» است! آنچه را که در دل دارند و مى‏خواهند، به صورت تحليل بيان مى‏کنند. اين، شرح حال ملت ايران نيست. شرح حال ملت ايران اين است که مشاهده مى‏کنيد. شرح حال ملت ايران، عرصه‏هاى دفاع مقدّس در طول هشت سال است. شرح حال ملت ايران، حضور در اين انتخابات سى ميليونى است. ملت ايران ملتى است مسلمان، انقلابى، معتقد به امام، علاقه‏مند به نظام اسلامى و آماده براى دفاع از ارزشهايى که به آنها معتقد و پايبند است. اين، سرمايه عظيمى است. هر حکومتى و هر دولتى که پشت سرِ خود چنين ملتى داشته باشد، بايد به آينده اميدوار باشد. بايد احساس قدرت کند. بايد احساس کند که مى‏تواند کار کند. بايد احساس کند که وظيفه دارد کار کند.

آنچه من به مسؤولان دولتِ آينده و رئيس جمهور عزيز - که بحمداللَّه خودشان هم به اين نکات توجه دارند - از باب تذکّر عرض مى‏کنم اين است که اوّلاً، همه سعى ما بايد اين باشد که اين ملت را بشناسيم. ثانياً، خواسته‏ها و نيازهايش را برآورده کنيم. اين ملت، حقّ عظيمى بر گردن ما دارد. اين ملت است که کشور را حفظ کرده است و اين ملت است که به حقيقت، آيتِ قدرتِ پروردگار است.

من در چند دوره‏اى که امام بزرگوارمان حکم رياست جمهورى - آراءِ مردم - را تنفيذ مى‏کردند، در فرمايشات ايشان نگاه کردم و ديدم به‏طور مستمر - با هر کس که طرف بوده‏اند - راجع به مردم و ملت صحبت کرده‏اند. اين، همان حکمتِ امام است؛ همان چيزى است که ما هر طور نگاه و مطالعه مى‏کنيم، مى‏بينيم اين درست است، اين بهتر است. بخصوص قشرهاى مستضعف، قشرهاى فقير و ضُعفاى مردمند که نيروهاى وفادار و ماندگار انقلاب و امام و دولتهاى مختلف بوده‏اند و هستند و خواهند بود. عزيزانى که ان‏شاءاللَّه در آينده نزديکْ مسؤوليت بر عهده مى‏گيرند، بايد هرچه مى‏توانند از اين ذخيره دائمى استفاده کنند و تا آن‏جا که قدرت دارند، براى آنها خدمت و کار کنند. وضع کنونى، بحمداللَّه اين است. اين، کشورى است که گامهاى اساسى و بلندى براى بازسازى، در آن برداشته شده است.

شايد در طول دوران رژيم گذشته، حتّى بخشى از آنچه در اين چند سال در بازسازى اين کشور انجام گرفت، انجام نگرفته بود؛ چون کار را با کيفيّت و کميّت - هر دو - بايد ديد. آنها اگر کارى هم براى کشور مى‏کردند - که از لحاظ کميّت هم نسبت به آنچه در اين دوره کوتاه انجام گرفته است، حقيقتاً کم است - از لحاظ کيفيت، مخدوش بود؛ زيرا در آن، استقلال اين ملتْ ملاحظه نشده بود. اساسِ سياست آن رژيم، بر وابستگى بود. چند نفر دولتمردِ نسبتاً شجاع يک روز در زمان رضاخان پيدا شدند و يک قرار داد نفتى را نوشتند که منافع ملت ايران، تا حدودى در آن ملاحظه شده بود. به‏خاطر انگليسيها، رضاخان با چکمه‏هايش وارد اتاق هيأت دولت شد و نوشته‏هاى آنها - پرونده نفت - را گرفت، در آتش بخارى انداخت و جلو چشم آنها سوزاند! اين، چيزى است که خود آنها نوشته‏اند. امثال تقى‏زاده و ديگران اين ماجرا را نوشته‏اند.

سياست، سياستِ وابسته بود. راه‏آهن هم که مى‏کشيدند، بيش از آن‏که براى ايران و تجارت ايران باشد، به نفع اتّصال دو جبهه متّفقين بود که آن روز بايستى عليه آلمان مى‏جنگيدند. راه‏آهن سراسرى اين است! (راه‏آهن شمال و جنوب براى اين بود که شوروىِ آن روز را به جنوب، در خليج فارس که محلّ استقرار انگليسيها بود وصل کنند تا بتوانند سلاح منتقل نمايند، و جبهه‏هاى جنگ متّفقين عليه متّحدين - آلمان و همکارانش - همواره قادر به دفاع باشد. راه‏آهن هم براى اين کشيده مى‏شد. طرفداران رژيم منحوس و تفاله‏هاى رژيم گذشته، بعد از گذشت پنجاه سال، هنوز که هنوز است، صحبتِ راه‏آهن شمال و جنوب را مى‏کنند؛ راه‏آهنى که براساس طرحى خائنانه و بى‏توجّهى به استقلال اين ملت به‏وجود آمد و در آن، آبرو و شأن اين ملت رعايت نشد.

حالا شما ملاحظه کنيد: خطوط راه‏آهن عظيمى که در دوران بعد از جنگ تحميلى در ايران ساخته شد، همان چيزى است که ملت ايران به آن نياز دارد. يکى از مستشرقينى که در همان دوران آمده و در ايران سياحت کرده است، مى‏گويد: من تعجّب مى‏کنم چطور راه آهن ايران از شهرهايى که محلّ عمده تجارت ايران است عبور نکرده است!؟ (همين جاهايى که امروز بحمداللَّه به برکت جمهورى اسلامى، مى‏بينيم که زير پوشش ارتباطات و اتّصالات و مواصلات صحيح قرار گرفته‏اند).

نه کميّت آنچه قبل از جمهورى اسلامى در اين مملکت انجام گرفته است، و نه کيفيّت آن، قابل مقايسه با آنچه اين نظام مردمى و خدايى - جمهورى اسلامى - انجام داده است، نيست. نظام مرتبط با معنويّت و ايمان، معنايش اين است؛ نظامى که پشتوانه عظيم مردمى، آرا، عواطف، پشتيبانى و کمک مردم را دارد؛ ايمان، معنويّت، برادرى و هماهنگى، اتّکال به خدا و ايمان به غيب را هم دارد. آن، نتيجه‏اش مى‏شود اين. على‏رغم اين همه توطئه و مخالفتى که با اين ملت شد؛ با اين محاصره‏هاى گوناگون سياسى، اقتصادى و تبليغاتى، اين ملت توانسته است يکى پس از ديگرى، دولتهايش را حمايت کند و دولتها توانسته‏اند اين‏گونه کشور را از لحاظ عمران و آبادى و از جهات سياسى و آبروى بين‏المللى و اقتدار ملى، پيش ببرند. اينها آن ارزشهايى است که کشور ما دارد و بحمداللَّه، دولتهاى ما، همه از آن برخوردار هستند و خواهند بود. اين مظهر نعمِ بزرگ الهى و همان دست قدرتى است که عرض کردم خداى متعال دائماً در پشتيبانى اين نظام داشته است و خواهد داشت.

البته من سفارش کرده‏ام و سفارش و تأکيد هم مى‏کنم که بايد تلاش شود فقر و بى‏عدالتى و تبعيض که ميراث طواغيت گذشته است، در اين کشور ريشه کن شود. اين‏جانب بيشترين اهتمام را متوجّه اين مطلب کرده‏ام و مى‏کنم و توصيه‏ام اين است که ديگران نيز همين‏طور عمل کنند. اگر اين همه خيرات و برکاتى که بحمداللَّه مظهر و اوج آن هم در اين چند سال اخير، دولت برادر عزيزمان جناب آقاى هاشمى رفسنجانى حفظه‏اللَّه‏تعالى بود و همه آنچه را که انجام داديم، چند برابر مى‏بود و چندين برابر آن را هم انجام بدهيم، اما به اين نکته توجّه نکنيم، کارمان ناقص و ابتر خواهد بود.

عزيزان من! نظام اسلامى، نظام سرمايه‏دارى نيست. من چهارسال قبل، در همين جا - در روز تنفيذ - همين موضوع را به حضّارى که بودند، عرض کردم و گفتم: «نظام ما، نظام سرمايه‏دارى نيست. نظام سرمايه‏دارى، به جمعِ ثروت، به رونق اقتصادى و به مجموع در آمد ملى نگاه مى‏کند و برايش مهم نيست که اين ثروتْ چگونه به دست مى‏آيد، به دست کى‏ مى‏آيد و چند درصد از مردم، چگونه از آن استفاده مى‏کنند!» بايد در آمد ملى بالا برود، ثروت زياد شود، تلاش اقتصادى مورد حمايت قرار گيرد؛ که مورد حمايت هم قرار مى‏دهند. قوانين هم در اين جهت است. قدرت اجرايى هم در اين جهت است. کشورهاى سرمايه‏دارى - آن هم نه همه بلکه بعضى - حداکثر کارى که مى‏کنند اين است که بيمه‏ها و تضمينهايى را براى قشرهاى مظلوم و محروم مى‏گذارند، تا حداقلى هم به آنها برسد. اين، نظام سرمايه‏دارى است.

نظام اسلامى، اين‏گونه نيست. نظام اسلامى مى‏فرمايد: «بالعدل قامت السموات والارض.(3)» اصل، عدالت است. البته، توليد ثروت هست. نظام اسلامى، يک جامعه فقير نمى‏خواهد. يک ملت فقير و يک درآمد عمومى ناچيز نمى‏خواهد. از ثروتها استفاده مى‏کند؛ علم را پيشرفت مى‏دهد، منابع زيرزمينى را استخراج مى‏کند، انسانها را به رشد عقلانى مى‏رساند، تجارت مى‏کند و صنعت راه مى‏اندازد. تاريخ اسلام نشان داد که اسلام به برکت همين احکام نورانى، در يک دوره طولانى، صاحب علم و صنعت در کلّ جهان بوده است. اما جهت همه اينها، عدالت است. ثروت هست؛ اما بايد عدالت در جامعه تضمين شود. براى عدالت، منتظر امام زمانيم. پيغمبران آمدند؛ همه هم براى اقامه قسط آمدند؛ «ليقوم الناس بالقسط(4)». اينها حرفهاى خيلى پرمعنايى است که قرآن به ما گفته است؛ نهج البلاغه به ما گفته است و در روايات ائمّه هم هست.

اين، جهت را مشخّص مى‏کند. قسط يعنى همين: اگر جامعه برخوردار است، همه باشند. نمى‏گوييم همه يکسان؛ چون يکسانى امکان ندارد. بالاخره تلاشها، همّتها و قوّتها مختلف است. بعضى بيشتر تلاش مى‏کنند؛ بعضى کمتر مى‏کنند. بعضى ابتکار بيشترى دارند. استعدادها يکسان نيست. «و لايزالون مختلفين... و لذلک خلقهم(5).» مردم، داراى اختلاف در استعدادند. بحث در اين نيست که يکسان باشند. بحث در اين است که به قدر استعدادشان کار کنند و به قدر همّتشان تلاش کنند و همه بتوانند به قدر قدرتشان به دست بياورند. کسى محروم نماند؛ کسى مظلوم نماند؛ کسى سرکوب شده نماند. اين، آن هدف اصلى است.

ما که بر سرِ کار آمديم - آن روز که روز مبارزه بود تلاش کرديم، آن روز که پيشنهاد مسؤوليت کردند، به هر صورت قبول کرديم - براى تحقّق همين هدف بود. کسانى که با فرهنگ ما آشنا نيستند، باور کنند. اگر چه مى‏دانم قطعاً باور نمى‏کنند که براى ما اين مسؤوليتها جاذبه‏اى ندارد. خوديها مى‏دانند. کسانى که از نزديک با اين فرهنگ و اشخاص آشنا هستند، مى‏دانند. اين مسؤوليتها، فقط براى اقامه عدل، اقامه حکم اللَّه و هموار کردن راه خدا در مقابل پاى مردم، ارزش و محبوبيت و جاذبه دارد.تلاش بايد براى اين باشد.

البته در اين زمينه، کار شده است. من اگر نگويم که برادران عزيز ما در مسؤوليتهاى گوناگون در دوره‏هاى گذشته، براى اين قضيه چقدر تلاش کرده‏اند، ناسپاسى است. لکن، راه طولانى‏ترى از آنچه که تا به حال پيموده‏ايم در پيش داريم. کار بيشترى از آنچه تا به حال کرده‏ايم بايد انجام دهيم. اين، مسأله است. اساس کار دولت، بايد بر اين باشد. چه در زمينه فرهنگى، چه در زمينه اقتصادى و چه در زمينه سازندگى، جهت بايد اين باشد؛ درحالى که فعّاليتها متنوّع است.

خدا را شکر مى‏کنيم که انتخابات، خوب و بسيار خوش عاقبت و همراه با خرسندى عمومى مردم بود. امروز انسان احساس مى‏کند که براى ملت ما و فضاى عمومى کشور، مثل يک روز عيد است و اين هم، لطف پروردگار است.

اميدواريم که خداوند متعال، اين روز و اين حادثه را فرخنده و مبارک کند و مشمول الطاف و برکات خودش قرار دهد. اميدواريم شرور را از اين ملت منصرف کند؛ دشمنان اين ملت را سرکوب و منکوب فرمايد، و اين ملت را به آرزوهاى بزرگش برساند. اميدواريم رئيس جمهور عزيز و مسؤولانِ ايشان را - که انتخاب خواهند کرد - در کار مهمّى که در پيش دارند، موفّق فرمايد؛ قلب مقدّس حضرت ولىّ عصر را از همه ما راضى کند؛ روح مبارک امام بزرگوار را - که يقيناً از اين حوادث و مراسم شاد است - همواره شاد نگهدارد و ارواح طيّبه شهداى بزرگوار ما را با پيغمبر و آل او محشور کند.

والسّلام عليکم و رحمةاللَّه و برکاته.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار