اعتبار مسئولان به اين است که به وظيفه خود در مقابل خدا، مردم و قانون عمل کنند
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي، متن بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري محمد خاتمي در سال 80 به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
جلسهاى بسيار مهم و نمايشگر يک نقطه حسّاس در حرکت تاريخ جمهورى اسلامى است. اين مجلس و مراسمى که امروز انجام گرفت، حاکى از يک حقيقت زنده و درخشان در نظام جمهورى اسلامى است و آن حقيقت مردمسالارى دينى و حاکميتِ احکام نورانى اسلام و حضور و انتخابگرى آحاد ملت است. از خداى متعال مسألت مىکنيم که به برکت نام و ياد حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا سلاماللَّهعليها - که ايام شهادت آن بزرگوار نزديک است - و به برکت مجاهدتها و ايثارگريهايى که در طول ساليان گذشته تا امروز براى اعلاى کلمه اسلام و برافراشتن اين پرچم نثار شده است، اين آغاز را، آغازى مبارک و منشأ برکات و آثار خير قرار دهد؛ هم براى مردم عزيزمان که در انتخابات شرکت کردند و وظيفه خودشان را انجام دادند و هم براى رئيس جمهور محترم که اعتماد مردم را کسب کردند و دوره جديدى از مسؤوليت را بر دوش گرفتند.
در منطق اسلام، اداره امور مردم و جامعه، با هدايت انوار قرآنى و احکام الهى است. در قوانين آسمانى و الهى قرآن، براى مردم شأن و ارج معيّن شده است؛ مردم هستند که انتخاب مىکنند و سرنوشت اداره کشور را به دست مىگيرند. اين مردمسالارى، راقىترين نوع مردمسالارىاى است که امروز دنيا شاهد آن است؛ زيرا مردمسالارى در چارچوب احکام و هدايت الهى است. انتخاب مردم است، اما انتخابى که با قوانين آسمانى و مبرّاى از هرگونه نقص و عيب، توانسته است جهت و راه صحيحى را دنبال کند.
در همه آنچه که در دنيا به نام دمکراسى و مردمسالارى شناخته مىشود، چارچوب وجود دارد. در دمکراسيهاى غربى، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمايه دارانِ حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأى مردم اعتبار پيدا مىکند و نافذ مىشود. اگر مردم چيزى را که بر خلاف منافع سرمايهداران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى - و براثر آن، قدرت سياسى - است بخواهند، هيچ تضمينى وجود ندارد که اين نظامها و رژيمهاى دمکراتيک، تسليم خواست مردم شوند. يک چارچوب محکم و ناشکننده بر همه اين خواستها و دمکراسيها حاکم است. در کشورهاى سوسياليستى سابق - که آنها هم خودشان را کشورهاى دمکراتيک مىناميدند - اين چارچوب، حزبِ حاکم بود. در خارج از چارچوبِ تمايلات و سياستها و انگيزههاى حزبِ حاکم، رأى مردم هيچ توانايى و کاربُردى نداشت. بههرحال چارچوب وجود دارد.
امتياز نظام اسلامى در اين است که اين چارچوب، احکام مقدّس الهى و قوانين قرآنى و نور هدايت الهى است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانى و آنها را هدايت مىکند. مسأله هدايت مردم يکى از مسائل بسيار مهمّى است که در نظامهاى سياسى رايج دنيا - بخصوص در نظامهاى غربى - ناديده گرفته شده است. معناى هدايت مردم اين است که بر اثر تعليم و تربيت درست و راهنمايى مردم به سرچشمههاى فضيلت، کارى بشود که خواست مردم در جهت فضايل اخلاقى باشد و هوسهاى فاسد کنندهاى که گاهى به نام آراء و خواست مردم مطرح مىگردد، از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه مىکنيد در بسيارى از دموکراسيهاى غربى، زشتترين انحرافات - انحرافات جنسى و امثال آن - به عنوان اينکه خواست مردم است، صبغه قانونى پيدا مىکند و رسمى مىشود و به اشاعه آن کمک مىگردد. اين، غيبت عنصر معنوى و هدايت ايمانى را نشان مىدهد. در نظام اسلامى - يعنى مردمسالارى دينى - مردم انتخاب مىکنند، تصميم مىگيرند و سرنوشت اداره کشور را به وسيله منتخبان خودشان در اختيار دارند؛ اما اين خواست و انتخاب و اراده در سايه هدايت الهى، هرگز به بيرون جاده صلاح و فلاح راه نمىبرد و از صراط مستقيم خارج نمىشود. نکته اصلى در مردمسالارى دينى اين است. اين هديه انقلاب اسلامى به ملت ايران است. اين تجربه جديد و جوانى است؛ اما تجربه قابل تأمّل و پيگيرى و قابل تقليدى است براى همه کسانى که دلشان براى فضيلتها و جامعه پاک و پاکيزهى انسانى مىتپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتيهاى خُلقيّات بشرى رنج مىبرند.
ملت ايران در طول قرنهاى متوالى، همواره در مقابل خود حاکمانى را مشاهده کرده بود که يا خود يا اجدادشان به ضرب شمشير، حکومت را به دست آورده بودند و با اتّکا به قبضه شمشير و سرنيزه قدرت، آن را براى اعقابشان گذاشته بودند. حکومت و حقّ حاکميت بر مردم، بدون خواست و ميل و انتخاب مردم، مثل مال شخصىِ حاکمان به فرزندان و اعقابشان، تا نسلهاى متعدّد به ارث مىرسيد. در دورههاى اخير - يعنى از اواسط دوره قاجار و سرتاسر دوره پهلوى - عنصر زشت ديگرى وارد عرصه حاکميت کشور شد و آن عنصر دخالت بيگانه بود. انگليسيها رضاخان پهلوى را با انتخاب و گزينشِ خودشان بر سرِکار آوردند و پشتيبانى کردند؛ بعد پسر او را بر سرِکار آوردند و بعد پس از کودتاى 28 مرداد، نقشآفرين مسائل ايران و قدرت حکومت در کشور ما امريکاييها بودند و ملت در اين ميان هيچکاره بود. يک ملت در اساسىترين مسائل زندگيش، در امر تعليم و تربيتش، در امر اقتصادش، در امر سياستش، در ارتباطات جهانىاش و در نظم معمولى زندگىاش، هيچگونه اختيارى نداشته باشد و کسانى بر سرنوشت او و بر اين همه حکومت کنند که براى تصدّى اين مسؤوليت، هرگز از مردم اجازه نگرفته باشند. ما هرگز حضور مردم و رأى آنها را - جز در يک دوران کوتاه، آن هم به صورت بسيار ناقص - تجربه نکرده بوديم. اين اسلام و انقلاب و مجاهدت و ايثار اين ملت و عظمت و شخصيت کمنظير امام بزرگوار بود که زمينهساز لطف و رحمت الهى شد و اين هديه بزرگ به ملت ايران داده شد.
اين مراسم، هشتمين مراسمى است که در آن رئيس جمهور منتخب مردم، به طور رسمى رئيس جمهور مىشود و اختيار اداره کشور و زمام امور قوّه مجريّه را در دست مىگيرد. اين را انقلاب به ما داد. البته دستگاههاى تبليغاتى دنيا با تبليغات بسيار رذيلانه سعى مىکنند اينگونه وانمود کنند که حضور مردم و مردمسالارى نظام اسلامى، از انتخابات سال هفتادوشش به اين طرف است؛ يعنى مىخواهند گذشته انقلاب را نفى کنند! اين هم ادامه همان دشمنيهايى است که هميشه با اين انقلاب داشتهاند. نه؛ ما ملت ايران در اين بيستودو سال، هشت مرتبه پاى صندوق انتخاب رئيس جمهور رفتهايم و با رأى خود، او را انتخاب کردهايم و نشان دادهايم که در کشور ما به برکت نظام اسلامى، محور تصميمگيرى، مردمند و چارچوب تصميمگيرى - هم براى مردم و هم براى مسؤولان - احکام و شريعت اسلامى است. اين، وظايف سنگينى را بر دوش همه ما مىگذارد.
من از رئيس جمهورى عزيزمان تشکّر مىکنم که اين مطالب را - که حاکى از احساس مسؤوليت است - در نطق خودشان بيان کردند. بله؛ مطلب همين است؛ رئيس جمهور و يکايک اعضاى تصميمگير در اين نظام، مسؤولند. اعتبار آنها عبارت از اين است که به وظيفه خود در مقابل خدا، مردم و قانون اساسى عمل کنند. در نظام اسلامى، اعتبار همه مسؤولان به اين است که خود را کمربسته دين خدا و مجرى قوانين و متعهّد به قانون اساسى بدانند. مردم اين را مىخواهند و انتخاب کردهاند. اگر کسى قدم را کج بگذارد و از اين راه منحرف شود - چه رهبرى باشد، چه رئيس جمهور باشد و چه ديگر مسؤولان - قبل از آنکه ساز و کار اجرايى براى کنار گذاشتن آنها به کار بيفتد؛ چون فاقد شرط مىشوند، خودشان منعزل و کنار رفتهاند. بنابراين مسؤوليت، سنگين است.
اگر ما بخواهيم سعادت اين مردم را تأمين کنيم، بايد در اجراى احکام الهى کوشا باشيم. سعادت دنيا و آخرت مردم در اجراى احکام الهى و اسلامى است. اين آن چيزى است که مىتواند کشور و ملت ما را به آرمانهاى والا و برجسته خود برساند. اين آن چيزى است که مىتواند اين کشور را در مقابل مطامع روزافزون قدرتهاى بزرگ مصونيّت بخشد. اين آن چيزى است که مىتواند اين ملت را با همان ايمان و شورى که در پيروزى انقلاب و دوران جنگ تحميلى و در همه توفانها نشان داد، در صحنه نگه دارد. آن عاملى که مىتواند ملت ايران را - با فقدان بسيارى از تجهيزاتى که قدرتهاى بزرگ از آن برخوردارند - اينطور محکم و باثبات نگه دارد، ايمان دينى است. بايد ايمان دينى را در مردم حفظ کرد تا اين مردم بتوانند مقاومت خود را حفظ کنند و بايستند و از مسؤولان پشتيبانى کنند و در مقابل خطرها سينه سپر نمايند. ما مسؤولان، بدون حمايت مردم چيزى نيستيم و نمىتوانيم کارى بکنيم. ارزش و اقتدار و توانايى ما در صحنه بينالمللى و در مقابل توفانها، به پشتيبانى مردم است و اين نظام بحمداللَّه امروز مردمىترين نظامِ دنياست. نسبت و ارتباط بين مسؤولان و اين مردم، ارتباط ايمان، عاطفه و اعتماد است. اين ارتباط و اينگونه رابطه و پيوند، در دنيا نظير ندارد. اگر بخواهيم اين مردم از دولتها و مسؤولانى که مىآيند و مىروند و از نظامى که به وسيله اين مردم بر سرکار آمده است، حمايت کنند، بايد ايمان مردم را حفظ کنيم و جلوِ تهاجم به ايمان آنها را بگيريم.
من به رئيس جمهور عزيزمان دو، سه توصيه عرض مىکنم. البته اينها حرفهايى است که در خلوت و جلوت، بين بنده و ايشان و ديگر مسؤولان بارها گفته شده است؛ بنابراين اينها را براى تذکّر به خودم و شما مسؤولانى که در اينجا حضور داريد، عرض مىکنم. يک مسأله اين است که در موقعيت حسّاس کنونى، کارِ مجموعه دستگاه دولت بايد بىوقفه شروع شود و بدون اندکى لنگى و سستى، با جدّيت کامل ادامه پيدا کند. اين چند ماهى که معمولاً از هنگام انتخابات - يا حدود انتخابات - تا تشکيل دولت جديد، وقفهگونهاى در امور پيدا مىشود، بسيار خسارتبار است. حتّىالمقدور بايد اين زمان را کوتاه کرد. اميدواريم انشاءاللَّه مجلس شوراى اسلامى هم نهايت همکارى را با رئيس جمهور محترم بکند و هر چه زودتر کابينه دولت تشکيل شود و به کارهاى مهمّى که برعهده آنهاست، بپردازند.
ما در موقعيّت حسّاسى هستيم. به اعتقاد من امروز فورىترين کار اين است که به مسائل اقتصادى و مسأله معيشت و در رأس همه مسأله اشتغال، با جديّت پرداخته شود. هيچکدام از اينها معضلات و گرههاى کورى نيستند که دستهاى توانا و فکرهاى کارآمد، نتوانند آنها را حل کنند. همه اينها کارهاى ممکن و روانى هستند؛ منتها تلاش، جديّت، ابتکار و پشتکار لازم است تا اين کارها انجام گيرد. امروز اگر اندکى سستى و کوتاهى شود، دير خواهد شد. فرصت کوتاه است؛ فرصتهاى دولتها مثل برق مىگذرد. چهار سال بهسرعت گذشت، اين چهار سال هم بهسرعت خواهد گذشت. بنابراين بايد اولويّت را در نيازها جستجو کرد و با آگاهى و شتاب لازم و تدبير مقتضى، آن نيازها را برآورده ساخت. امروز اين امرِ لازمى است. شما اگر به تبليغات جهانى - که بىگمان از مرکزيّتهاى حسابشده سياسى و امنيّتى هدايت مىشود - نگاه کنيد، مىبينيد يکى از نقاط اميد دشمنان ما براى فلج کردن نظام اسلامى، همين مسأله اقتصاد است. ما منابع ثروت و درآمد و نيروى کار فراوان و زمينههاى متعدّدى براى شکوفايى اقتصادى داريم. ما مىتوانيم بسيارى از کارها را انجام دهيم. ما مىتوانيم چهره زشت فقر را از کشور بزداييم. پس مسؤولان دولتى، پيش و بيش از هر کار به اين مسأله همت بگمارند. بخش اقتصادى دولت در واقع بزرگترين بخش از بدنه دولت است. چه مسؤولان ستادى اقتصادى و چه مسؤولان اجرايى بخشهاى گوناگون توليدى و خدماتى، همه بايد يکجهت و يکدل مشغول کار شوند. در اين قضيه هيچگونه درنگى جايز نيست. اعتقاد من اين است که با زمينههاى فراوانى که ما داريم، مسؤولان خواهند توانست در مدتى نه چندان طولانى، به همه آحاد ملت بقبولانند و نشان دهند که در وضع معيشتى و وضع عمومى اقتصادى، دگرگونى حاصل شده است. اين مژده را بدون اينکه دائماً بر زبان جارى کنند، در عمل به مردم بدهند. اين عملِ صالحِ بزرگى است که مسؤولان اجرايى کشور بايد به آن بپردازند. به وسوسههاى دشمن اعتنايى نکنيد. شکّى نيست که امروز دستگاههاى استکبارى جهانى از طُرق مختلف در فکر قبضه کردن همه منابع ثروت و امکانات در همه جاى دنيا هستند و اگر لازم باشد يک وقت تبليغ خلافى به صورت وسوسه در دلهاى کسانى بيفکنند، حرفى ندارند و اين کار مىکنند. شما به واقعيّتهاى کارىِ خودتان نگاه کنيد و با جديّت و تکيه بر بيّناتى که قانون اساسى براى ما معيّن کرده است - که به احکام اسلامى و مقررات اسلامى متّکى است - در زمينههاى پولى و مالى و توليدى و خدماتى و همه آن چيزهايى که به اقتصاد مردم وابسته است، نوآورى و تلاش کنيد. خداى متعال به اين تلاش برکت خواهد داد.
مسأله دوم، توجّه به فرهنگ عمومى کشور است. من به دوستان - از جمله به رئيس جمهور محترم - قبلاً اين را عرض کردهام. يکى از مسائلى که دشمن بهطور جدّى در کشور تبليغ مىکند، مسأله اباحيگرى است. اباحيگرىِ اعتقادى و عملى، يعنى پايبنديها و تقيّدات و تکيهگاههايى که يک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصى عازم و مصمم مىکند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. اين را بايد جدّى بگيريد. يکى از سياستهاى دشمنان اسلام اين است که ايمان مردم را بگيرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سلب کنند. چند سالى است که اين را در تبليغاتشان شروع کردهاند. بنده از همان اوايلى که اين تبليغات در رفتارهاى دشمنان کشور، اجرايى و عملياتى شده بود - حدود ده، يازده سال پيش - متوجّه اين نکته شدم و به همه، بخصوص به مسؤولان فرهنگى هشدار دادم و گفتم اينها مىخواهند اصل اعتبار انقلاب را زير سؤال ببرند؛ انقلابى که يکى از افتخارات تاريخ بشرى در زمان ماست؛ انقلابى که يک ملت با دست خالى و به برکت ايمان، آن هم در مقابل يک دژ علىالظّاهر تسخيرناپذيرِ استکبار در اين منطقه آن را بر پا کرد و موفّق شد؛ انقلابى به نام خدا؛ انقلابى در راه ارزشهاى اسلامى؛ انقلابى که ملتهاى مسلمان را به اسلامشان اميدوار و به هويّت اسلاميشان دلگرم کرد؛ انقلابى که در همه نقاط جهان ملتها را خودباورى بخشيد و آنها احساس کردند که يک ملت - وقتى که عزم و ارادهاى از خود نشان دهد - مىتواند بر بزرگترين موانع پيروز شود و فائق آيد. دشمنان مىخواستند پيام آزادى، معنويّت، ارزش و فضيلت و کرامت انسانىاى را که در اين انقلاب بود، نديده بگيرند. اين کارى بود که به صورت برنامهريزى شده و با انواع و اقسام طُرق تبليغاتى، آن را دنبال کردند. البته - متأسفانه - يک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همانها را تبليغ کردند و هنوز هم مىکنند. اين براى آن است که پشتوانه فکرى - که در واقع تکيهگاه اراده و عزم راسخ مردم است - از آنها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالى است. مگر بدون ايمان و اعتقاد و بدون باور به راهى که انسان در آن قدم گذاشته، مىشود آن راه را ادامه داد؟ همه بايد مسائل فرهنگى را جدّى بگيرند. مظهر اين تهاجم، همان اباحيگرى است که از راه خدشه در اعتقادات، تشويق جريانهاى خلافِ اخلاق در جامعه و تشويق و ترويج انواع و اقسام فسادها ايجاد مىشود. اينها چيزهايى است که همه مسؤولان کشور بايد به آن بسيار توجّه کنند و فقط مخصوص مسؤولان فرهنگى نيست.
فساد انواع و اقسامى دارد که فسادهاى مالى و اقتصادى از جمله آنهاست. يکى از بزرگترين مسؤوليتهاى مسؤولان کشور - از جمله رئيس جمهورى محترم - تعقيب مفاسد مالى و اقتصادى است که بايد در برنامه دولت قرار گيرد. البته قوّه قضايّيه و قوّه مقنّنه هم در اين زمينه مسؤولند و خوشبختانه همکاريهايى هم مىکنند. اين مبارزه بايد جدّى شود و خود را در مرحله عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده اقتصادى و مالى يکى از کارهايى است که به گشايش اقتصادى کشور هم کمک خواهد کرد. يکى از موانع پيشرفت اقتصادى کشور، وجود گلوگاههاى فساد است که بهشدّت بايد از آن ترسيد و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختى هم هست. من در جريان آن نامه هشت مادهاى که نوشتم، هم به رئيس جمهور محترم، هم به رئيس محترم قوّه قضايّيه و هم به رئيس محترم مجلس گفتم که بدانيد مبارزه با فساد، يک مبارزه جدّى و واقعى است. مفسدين تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختى است. براى مقابله با شيوع فساد اقتصادى و مالى، بايد لباس مبارزه به تن کرد.
يک جريان فساد هم فسادهاى اخلاقى و رواج منکرات است. با اين هم بايد مقابله و مبارزه کرد. ما خوب مىدانيم، اين جزو تعاليم اسلام است که با زبان و تبيين بايد مردم را با فضايل اخلاقى آشنا کرد و از منکرات دور نگهداشت. اين به جاى خود درست؛ اما با شيوع منکرات و با تظاهرِ به آن بايد مقابله کرد. اسلام مرتکبِ منکر را نصيحت و هدايت مىکند؛ اما حد هم براى او مىگذارد. با صِرف زبان و توصيه نمىشود کارى کرد. قدرت نظام بايد جلوِ سيرِ فحشا و فساد را بگيرد. اجازه ندهيد که هوسهاى يک عدّه معدود و يک گروه کوچک و اندک در داخل جامعه، موجب اغواى ذهن و فکر دختر و پسر جوان و مرد و زن مؤمنى شود که هيچ انگيزه فسادى ندارند. شما بايد جلوِ آنگونه افراد را بگيريد. همه مسؤولان بخشهاى مختلف کشور در اين زمينه مسؤولند. اجازه ندهيد عدّهاى با تکيه به نام آزادى - که واقعاً بايد بر عنوان مظلوم آزادى گريست که چه سوء استفادههايى از اين نام مىشود - منکرات و فحشا و بىبندوبارى را در جامعه رايج کنند. عکسالعملِ آن اين است که عدّهاى به نظام بدبين شوند؛ مثل اوّل مشروطه.
يکى از عواملى که موجب شکست مشروطيت در ايران شد، اين بود که متديّنين بعد از مدتى احساس کردند کأنّه کار به سمت بىدينى پيش مىرود. جنجال زياد مطبوعاتى که آن وقت همه انگيزه خودشان را اين قرار داده بودند که به مقدّسات دينى حمله کنند - البته کسانى که در مشروطيت با اساس دين و مظاهر دينى و اعتقادات دينى و روحانيت و با اينطور چيزها در مجامع به صورت قلمى و شعارى مقابله و اهانت مىکردند، عدّه زيادى نبودند، اما جنجالشان زياد بود - موجب شد که متديّنين و علما که در صفوف اول مبارزه مشروطيت بودند، بتدريج دلسرد شدند و کنار نشستند. وقتى چنين شد، نهضت شکست مىخورد؛ و مشروطيت شکست خورد. بعد از پانزده، شانزده سال از عمر مشروطيت، ديکتاتورىِ رضاخانى به وجود آمد. اين بسيار عبرتانگيز است. رضاخانِ قلدر و چکمهپوش کجا، شعار مشروطيت کجا؛ چقدر اينها با هم فاصله دارند! چرا اينطور شد؟ چون اطمينان و اعتماد مردم مؤمن سلب شد؛ کنار نشستند و از صحنه بيرون رفتند. مسؤولان نبايد بگذارند چنين حالتى در مؤمنين به وجود آيد.
البته اين هيچ مجوّز آن نيست که کسانى به بهانه اينکه اطمينانشان سلب شده، قانونشکنى کنند. قانونشکنى جرم است. تخلّف از قانون و خروج از مدار قانونى براى مقابله با هر چيزى که به نظر انسان منکر مىآيد - بدون اجازه حکومت - خودش يک جرم است؛ مگر نهى از منکر زبانى، که بارها گفتيم نهى از منکر زبانى جايز و واجب و وظيفه همه است و در هيچ شرايطى هم ساقط نمىشود؛ اما آنجايى که نوبت اجرا و عمل برسد، همه بايد طبق قوانين عمل کنند. هيچ چيزى مجوّز اين نيست که بگويند چون نيروى انتظامى و قوّه قضايّيه عمل نکردند، خودمان وارد ميدان شديم؛ نخير، آن روزى که لازم باشد مردم براى حادثهاى خودشان وارد عمل شوند، رهبرى صريحاً به آنها خواهد گفت.
يک توصيه هم به بقيه مسؤولان و فعّالان سياسى عرض کنم؛ مخصوصاً به کسانى که تريبونهايى در اختيارشان هست - هر تريبونى؛ از منبرها و روزنامهها و صدا و سيما و مجلس و نماز جمعه و امثال اينها بگيريد تا هر تريبونى در هر گوشه کشور - مراقب باشيد که تهيّج سياسى براى کشور مضرّ است. فضا بايد آرام و متعادل باشد تا دولت و مسؤولان بتوانند به وظايف خود عمل کنند. در شرايط متهيّج و متشنّج سياسى، آسانترين کارهاى جارى هم دشوار خواهد شد. هيچ کس به تهيّج سياسى کمک نکند. يکى از بدترين عيوب براى فعّالان سياسى اين است که درصدد انشقاق و جدايى و بهانهگيرى از يکديگر باشند. وحدت کلمه را حفظ کنيد. يکى از بدترين کارها اين است که مسؤولانِ موظّف نظام، به وسيله اشخاص ديگر - صرفاً به خاطر اينکه تريبونى در اختيارشان قرار گرفته - مورد تخريب واقع شوند. انتقاد کردن غير از تخريب کردن است. انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت يا مسؤولان ديگر، مورد انتقاد قرار نگيرند، عيوب خودشان را نمىفهمند. انتقاد در واقع هديه کردن عيوب آنها به خود آنهاست. ممکن است گاهى انتقاد درست باشد، ممکن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد کردن غير از تخريب کردن است. نه قوّه مجريّه و دولت را تخريب کنيد؛ نه قوّه قضايّيه را تخريب کنيد؛ نه قوّه مقنّنه را تخريب کنيد؛ بخصوص کسانى که خودشان جزو اين مجموعه هستند؛ تخريب آنها يک عيب مضاعف است. بايد يکپارچه باشيد؛ کمااينکه هدف و خاستگاه فکرى شما يکى است. اين معنى ندارد که اگر کمبود و ضعفى در کار دولت و در بخشى ايجاد شد، کليّت دولت مورد اهانت قرار گيرد و يا اگر کسى به يک حکم قضايى اعتمادى ندارد، قوّه قضايّيه را تخريب کند. بدترين رفتار با قوّه قضايّيه يک کشور همين است که کسى به خاطر نپسنديدن صدور و اجراى حکمى از صدها و هزاران حکم، بنا کند کلّ قوّه قضايّيه و دادگسترى کشور را زير سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. يکى هم يک حکم ديگر را قبول ندارد، ديگرى هم حکم سومى را قبول ندارد؛ اينکه مجوّز اهانت نمىشود. اهانت کردن و تخريب کردن و زير سؤال ناشايست بردنِ قوّه مقنّنه - چه مجلس و چه شوراى نگهبان که جزو قوّه مقنّنه است - برخلاف مصالح ملت و ناسپاسى نسبت به رأى ملت است. همه بايد مراقب باشند.
امروز وظيفه بزرگى بر دوش مسؤولان است و آن اين است که اين نعمت عظيم خداوندى را که به آنها داده شده - نعمت خدمت به مردم - شکرگزارى کنند و متوجّه باشند که دشمن پشت سر است. آينده هم آينده خوبى است؛ حرم در پيش است و حرامى در پس! اگر حرکت کنيد، به اهداف والا خواهيد رسيد؛ اما اگر خداى نکرده سستى و تنبلى و کُندى و بدعملى کنيم، مورد تهاجم دشمن قرار خواهيم گرفت؛ حدّ وسط ندارد. امروز تلاش همه جانبه، وظيفه مضاعف و بزرگى است که بر دوش همه ماست.
اميدواريم خداوند متعال، الطاف خودش را مثل هميشه شامل حال اين ملت بزرگ کند؛ روح مطهّر امام بزرگوار را - که بانى و مهندس اين بناى شامخ است - با اوليايش محشور فرمايد؛ شهداى عظيمالشّأن و عظيمالقدر ما و همه ايثارگران، جانبازان، آزادگان و خانوادههايشان را - که بزرگترين حق را به گردن ملت ايران و بخصوص به گردن مسؤولان دارند - با پيغمبر و آل او محشور کند و انشاءاللَّه اين روز و اين مرحله جديد از مسؤوليت اجرايى کشور را براى ملت ما و کسانى که مسؤوليتى برعهده گرفتهاند، مبارک قرار دهد.
والسّلام عليکم و رحمةاللَّه و برکاته
/انتهاي پيام/