مردان زخم و زنجير
سلام بر آزادگان، هژبراني كه زنجيرهاي اسارت روح را گسسته و جان از قيد علائق رسته.
سلام بر كبوتران سبكبالي كه بر بام انتظار دلهاي مشتاق فرود آمدند.
سلام بر دليراني كه يادگار مظلوميت و حماسه هشت سال دفاع مقدس را با مركب خون و قلم و بنان بر در و ديوار و سنگفرش دهليز هارونيان زمان نگاشتند و عزت در اسارت را از مولايشان موسي بن جعفر عليه صلوات الله آموختند.
درود باد سرفرازاني را كه رنگين كمان زخم و تازيانه بر سيماي آسماني و دلاور ايشان مي درخشد و آثار دشنه و درد بر پشت و پهلويشان نمايان است.
درود حق عارفاني را كه آواي مناجاتشان در دل شبهاي سنگين غربت سكوت وحشت زاي اردوگاههاي دژخيمان بعثي را در هم مي شكست و طنين چكمه زندانيان را با تلاوت قرآن خاموش مي كردند؛ آن بلبلان شيدايي كه در لانه بوم شوم نغمه آزاد سردادند.
صلوات خدا و ملائكه بر سالكان طريق نور آنانكه هر سپيده دم از اقيانوس عظيم قرآن و نهج البلاغه وضو مي ساختند، سربازاني كه سرود صبحگاهيشان در هواي سربي زندان تاريك و نمور زيارت عاشورا بود.
آنانكه فصل غربت سنگين اسارت را با قرب بهار نوافل تلافي كردند و آهن نفس را در هرم كوره اسارت نرم نمودند و آنچه بر خوش گذرانان سخت و ناهنجار مي نمود بر خويش سهل و آسان نمودند همانكه تسليم شيطان نشدند و با ياد حق تسكين يافتند.
آفرين بر دريادلاني كه با امواج سهمگين فرياد خويش خواب ساحل نشينان بي درد كاخ هاي ويلايي سرخ و سفيد را برآشفتند.
افتخار بر عزيزان عزتمند! مردان قبيله داد و بيدادگران قبله فرياد! شب زنده داراني كه لشكر خواب را در شبهاي بلند اسارت با سودن نمك ديده بر زخم دل از ملك ديده راندند.
درود ما و برگزيدگان خدا و سلام فرشتگان عرش بر زاهداني كه شمع شب تاريكشان، چراغ اشك بود و مونس خلوت رازشان خدايشان، آنانكه گرسنگي عصر اسارت را با قوت حق از پاي درآوردند، همان بيدلاني كه بسترشان خاك بود و دستهايشان بالين.
عاشقاني كه خاكستر سنگين سالهاي اسارت نتوانست آتش محبتشان را نسبت به امام و انقلابشان خاموش سازد.
آزادگان سرافراز! اي يادگار شهدا، اي كه عطر لالههاي سرخ شهادت را در گريبان داريد و زخم و زنجير اسارت در پي و پينه تازيانه تازيان بر شانه راويان حديث مظلوميت هشت سال دفاع مقدس!
درودتان باد شامگاهان و بامدادان!
ابوالفضل فيروزي (نينوا)