
کد خبر:۶۲۲۷۵۰
ریگان؛ روستایی که مردمش در آرزوی داشتن آب سالم روزگار سپری میکنند!
جهادگران کرمانی در روستای تک فرهاد شهرستان ریگان در حال خدمترسانی در مناطقی هستند که مردم آن در آرزوی داشتن آب سالم روزگار سپری میکنند!

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، یکی از دانشجویان جهادی دانشگاه ولیعصر رفسنجان از تجربه رفتن به مناطق محروم اینگونه میگوید؛ زمانی که برای شناسایی مناطق محروم به شهرستان ریگان میرفتیم وقتی یکی از اهالی روستا تلفنی به ما میگفت: ما روستایی داریم که مردم آب آشامیدنی ندارند، مردم حمام ندارند و تازه برخی از آنان، سرویس بهداشتی ساخته اند باورم نمیشد، بلی باورم نمیشد در کشورم مردمانی باشند که حمام نداشته باشند.
زمانی که با نماینده مردم روستا به بازدید میرفتیم با ما درد دل میکرد دل پری داشت از وضعیت بد مردم میگفت: از مردمی میگفت که شبها گرسنه میخوابند، از حرفهای امام میگفت: اوایل انقلاب و بی تفاوتی دولت نسبت به مردم آنجا از آب بد مزهای که مردم از مسافتهای طولانی برای آشامیدن میآوردند از مردمی که نه آب دارند نه برق و نه گاز.
دلش از دست بخشدار خیلی پر بود میگفت: تا به حال به روستایشان نیامده حتی نمیداند چند نفر اینجا دارند زندگی میکنند از بخشداری میگفت که زمانی نماینده شان به آنجا رفته بود او را داخل اتاقش راه نداده بود و زمانی به زور داخل رفته بود او را بیرون انداخته بود.
از محمد هم روستاییشان به ما می گفت، کسی که از اعدامش خیلی نگذشته بود ظاهرا محمد از روستا برای کار به شهر آمده بود در شهر به دلیل فشار مالی به قاچاق روی آورده بود او میگفت: بخشدار گفته بگویید مردم روستا به شهر بیایند این حرفها را میزد و در حالی ناراحتی را در چهره اش میدیدم میگفت: مردم اینجا توقع زیادی ندارند!
زمانی که با نماینده مردم روستا به بازدید میرفتیم با ما درد دل میکرد دل پری داشت از وضعیت بد مردم میگفت: از مردمی میگفت که شبها گرسنه میخوابند، از حرفهای امام میگفت: اوایل انقلاب و بی تفاوتی دولت نسبت به مردم آنجا از آب بد مزهای که مردم از مسافتهای طولانی برای آشامیدن میآوردند از مردمی که نه آب دارند نه برق و نه گاز.
دلش از دست بخشدار خیلی پر بود میگفت: تا به حال به روستایشان نیامده حتی نمیداند چند نفر اینجا دارند زندگی میکنند از بخشداری میگفت که زمانی نماینده شان به آنجا رفته بود او را داخل اتاقش راه نداده بود و زمانی به زور داخل رفته بود او را بیرون انداخته بود.
از محمد هم روستاییشان به ما می گفت، کسی که از اعدامش خیلی نگذشته بود ظاهرا محمد از روستا برای کار به شهر آمده بود در شهر به دلیل فشار مالی به قاچاق روی آورده بود او میگفت: بخشدار گفته بگویید مردم روستا به شهر بیایند این حرفها را میزد و در حالی ناراحتی را در چهره اش میدیدم میگفت: مردم اینجا توقع زیادی ندارند!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.