
کد خبر:۶۹۲۶۵۶
داستان خانه ۱۰۰۰ متری علی اکبر ولایتی
این روزها موضوع خانههای میلیاردی مسئولان در برخی رسانهها مطرح شده است. شاید به این بهانه بازنشر گزارش خانه دکتر ولایتی که در سال ۹۵ در هفته نامه پنجره منتشر شدخالی از لطف نباشد.

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، هفته نامه پنجره در آن سال گزارش کوتاهی از خانه ۱۰۰۰ متری دکتر علی اکبر ولایتی آورده است که بخشی از آن را در ادامه میخوانید.
ولایتی میگوید: سال۵۳ یک روز مؤجر ما بلایی سرما آورد که من مصمم شدم به هر قیمت که شده، یک خانه بخرم. بالاخره ما سه نفر شدیم. با کسی که زمینی داشت شریک شدیم و یک ساختمان دوطبقه درست کردیم.
تا سال ۶۰یا ۶۱بنده مطبم را فروختم. چون انفجارها و ترورهای منافقین پیش آمده بود و دیگر نمیتوانستیم به مطب برویم. یک خانه کلنگی در تجریش خریدم. برای این خانه کلنگی، یک میلیون تومان از آقای عسگراولادی وام گرفتم؛ و به هر حال خانهای ساختیم.
آقای دعاگو که الان امام جمعه شمیرانات است، آن زمان رئیس کمیته بود. به من گفت: خانه شما امنیت ندارد و مصلحت نیست شما اینجا باشید. گفتیم کجا برویم؟ کاخ سعدآباد شده بود محل کمیته. خانهای نزدیک به کمیته وجود داشت که متعلق به بنیاد شهید بود. من با آقای کروبی وارد مذاکره شدم که این خانه را با خانه قبلی معاوضه کند. آمدند خانه را ارزیابی کردند ۳۶میلیون تومان و خانه بنیاد شهید را ارزیابی کردند ۵۱ میلیون تومان.
چه سالی؟
سال ۷۰ – ۷۱.
مشکل امنیتی برطرف میشد؟
بله، ۱۵میلیون تومان ما باید سر میدادیم. مدت طولانی باید ماهی۷۰۰هزار تومان میدادیم.
حالا قیمت خانهتان میدانید چقدر شده است؟
صبر کنید، عرض کنم. خانهای که گرفتیم ۱۰۰۰متر بود. ۲۲۴متر از این خانه را حسینیه کردیم. اخیرا که دیدم این حسینیه احتیاج به توسعه دارد، ۲۰۰متر دیگرش را هم وقف کردیم. پس، از ۱۰۰۰متر ۶۰۰متر برای ما مانده است. در دوطبقه بالا ۴تا از فرزندانمان که ازدواج هم کردهاند زندگی میکنند. ما هم که پایین مینشینیم، پس در این ۶۰۰متر ۵خانواده زندگی میکنند.
ولایتی میگوید: سال۵۳ یک روز مؤجر ما بلایی سرما آورد که من مصمم شدم به هر قیمت که شده، یک خانه بخرم. بالاخره ما سه نفر شدیم. با کسی که زمینی داشت شریک شدیم و یک ساختمان دوطبقه درست کردیم.
تا سال ۶۰یا ۶۱بنده مطبم را فروختم. چون انفجارها و ترورهای منافقین پیش آمده بود و دیگر نمیتوانستیم به مطب برویم. یک خانه کلنگی در تجریش خریدم. برای این خانه کلنگی، یک میلیون تومان از آقای عسگراولادی وام گرفتم؛ و به هر حال خانهای ساختیم.
آقای دعاگو که الان امام جمعه شمیرانات است، آن زمان رئیس کمیته بود. به من گفت: خانه شما امنیت ندارد و مصلحت نیست شما اینجا باشید. گفتیم کجا برویم؟ کاخ سعدآباد شده بود محل کمیته. خانهای نزدیک به کمیته وجود داشت که متعلق به بنیاد شهید بود. من با آقای کروبی وارد مذاکره شدم که این خانه را با خانه قبلی معاوضه کند. آمدند خانه را ارزیابی کردند ۳۶میلیون تومان و خانه بنیاد شهید را ارزیابی کردند ۵۱ میلیون تومان.
چه سالی؟
سال ۷۰ – ۷۱.
مشکل امنیتی برطرف میشد؟
بله، ۱۵میلیون تومان ما باید سر میدادیم. مدت طولانی باید ماهی۷۰۰هزار تومان میدادیم.
حالا قیمت خانهتان میدانید چقدر شده است؟
صبر کنید، عرض کنم. خانهای که گرفتیم ۱۰۰۰متر بود. ۲۲۴متر از این خانه را حسینیه کردیم. اخیرا که دیدم این حسینیه احتیاج به توسعه دارد، ۲۰۰متر دیگرش را هم وقف کردیم. پس، از ۱۰۰۰متر ۶۰۰متر برای ما مانده است. در دوطبقه بالا ۴تا از فرزندانمان که ازدواج هم کردهاند زندگی میکنند. ما هم که پایین مینشینیم، پس در این ۶۰۰متر ۵خانواده زندگی میکنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.