گردشگران در پس كوچه‌هاي خرمشهر آثار جنگ را ببينند
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۲۲۱۳

گردشگران در پس كوچه‌هاي خرمشهر آثار جنگ را ببينند

امروز همه شهر قرباني فراموشي و حذف تاريخ شده است و هر روز ساخت و ساز جديدي در شهر آغاز مي‌شود و برخي از اين ساخت و سازها يادگاري‌هاي جنگ را هدف گرفته است؛ بايد در کوچه پس کوچه‌هاي شهر به دنبال ردپاي جنگ باشي.

به گزارش گروه اجتماعي «شبکه خبر دانشجو»، خرمشهر تنها شهر ايران بود که البته نه به تمامي که بخش مهمي از آن به اشغال نيروهاي بعثي درآمد. عراقي‌ها از خرمشهر ويرانه‌اي ساختند که حتي تا امروز هم نام آن برازنده‌اش نشده و ديگر کسي نخل‌هاي برافراشته شهر را نديده است. اشغالگران تخم مرگ را در شهر پاشيدند و بسياري از خانه‌هاي آن را ويران کردند.
 
تصاوير زمان جنگ خرمشهر بيشتر به عکس‌هايي شباهت دارد که از شهري زلزله زده گرفته شده باشد. اما وقتي رد رگبار مسلسل‌ها، محل اثابت خمپاره‌ها و گلوله توپ‌ها وترکش‌ها، سوراخ عبور موشک آرپيجي و توپ 106 بر در و ديوار، رد ترکش «خمپاره‌هاي زماني» را روي پشت بام ساختمان‌هاي نيمه مخروبي که به سختي سرپا ايستاده‌اند، لاشه پوکه‌هاي توپ و گلوله روي زمين و حتي خمپاره‌هاي عمل‌نکرده را دنبال مي‌کني تازه متوجه عمق فاجعه‌اي که صدبار بدتر از زلزله است مي‌شوي. اينجا جنگ سختي به وقوع پيوسته و اشغالگراني با هيبت انساني به جان انسان‌هاي خرمشهر افتاده بودند.
 
خرمشهر شهري جنگ زده است که تقريبا دو دهه آباداني را پشت سر گذاشته است. چهره خرمشهر امروز تغيير کرده اما هنوز هم در کوچه‌ها و خيابان‌هاي خرمشهر ردپاي جنگ ديده مي‌شود. ردپايي که يادگار 8 سال دفاع مقدس است و به جاي آنکه با تدابير درستي از آن حفاظت کنند، يک به يک ساخته مي‌شوند.
 
ردپايي که هر بيننده خرمشهري را به ياد نخستين روز‌هاي جنگ مي‌اندازد و وقتي براي تو که امروز آن‌ها را مي‌بيني تعريف مي‌کند، حتي تخيلت هم اجازه ثبت تصاويري که درباره‌شان مي‌شنوي ندارد و تنها مي‌تواني يک لحظه تصوري تلخ از واقعه‌اي بزرگ را در سرت بپروراني:
 
«چند ساعتي از ظهر گذشته بود و آفتاب گرم خرمشهر رفته رفته وسط آسمان را رها کرده و مسير غرب را در پيش مي‌گرفت. باد آرامي رودخانه کارون را به جريان انداخته بود و هواي گرم خوزستان رفته رفته خنک‌تر مي‌شد. مردم خرمشهر به سايه‌بان‌هاي حياط خانه‌هايشان پناه برده بودند تا ساعتي را در گرماي آخرين روز تابستان استراحت کنند. سکوتي شهر را دربر گرفته بود. همه در خانه‌هايشان بودند. مغازه‌ها نيمه باز بود و کسي کسب و کاري نمي‌کرد. آخرين دقايق سکوت شهر بود که صوت گلوله‌اي آن را به هم ريخت و با انفجارهاي پي در پي در هم شکست و دودي مهيب به همراه گرد و خاک آسمان آبي خرمشهر را در بر گرفت. هيچ کس را مجال ماندن در خانه نبود و همه به خيابان‌ها ريخته بودند، اما بازهم در امان نبودند. خيابان‌ها، کوچه‌ها، خانه‌هاي مسکوني، مراکز اداري و تاسيساتي و مقرر سپاه از جمله نقاطي بود که عراق مدام مورد هدف قرار مي‌داد. پس از يک ساعت صداي انفجار در شهر قطع شد اما خرمشهر ديگر روي سکوت را نديد. به جاي صداي انفجار از هر ويرانه‌اي صداي فرياد و گريه و ناله شنيده مي‌شد و صداي آمبولانس‌ها و ماشين‌هاي آتش‌نشاني، گوش شهر را کر کرده بود.»
 
خرمشهر از هنگام تاسيس تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، يک‌بار به دست حاکم بغداد و دو بار به دست انگليسي‌ها اشغال شد.
 
در اين ايام به دليل امنيتي كه شيخ‌هاي بني‌كعب در اين حدود برقرار كرده بودند، به سرعت رو به آبادي نهاد و بندر مهمي شد. در سال 1235 ه. ق حصاري به دور آن كشيدند و خرمشهر در نيمه اول سده 13 ه.ق رو به آبادي و پيشرفت نهاد و در سال‌هاي پيش از 1254 ه.ق كه عثماني‌ها به آن هجوم آوردند، به‌صورت يك بندر آزاد درآمد.
 
پيش از آنکه خرمشهر پديد آيد شهري کهن به نام «بيان» در محل فعلي اين شهر وجود داشت که تا قرن چهارم هجري نيز به حيات خود ادامه داد. پيش از متروک شدن «بيان» کانالي که امروز کارون را به اروند رود وصل مي‌کند و از ميان خرمهشر مي‌گذرد ايجاد شده بود.
 
پس از بيان شهر کوچکي به نام «محرزي» در حوالي خرابه‌هاي آن به وجود آمد و خيلي زود به لنگرگاه مهمي تبديل شد. به نظر برخي مورخان، خرمشهر بازمانده شهر بيان و محرزي است که در آخرين خشکي محل تلاقي رودهاي کارون و اروند واقع شده و در اواخر دوره زنديه رو به آباداني نهاد. خاندان کعب که در آباداني خرمشهر نقش به سزايي داشتند در بخش جنوبي آن براي خود دژي مستحکم ساختند و به اين ترتيب خرمشهر هر روز آبادتر مي‌شد.
 
خرمشهر زمان حکومت شيخ خزعل «مُحمَّره» خوانده مي‌‌شد؛ محمره به معناي شهر سرخ است و خرمشهر به اين دليل به اين نام خوانده مي‌شد که قسمت عظيمي از سواحل شهر، در بيشتر روزهاي سال به علّت جزر و مدّ دريا به رنگ قرمز مي‌گراييد. در تيرماه سال 1314 ه.ش فرهنگستان نام خرمشهر را بر محمره گذاشت. بعدها خرمشهر در زمان دفاع مقدس با نام خونين‌شهر نيز ياد شد.
 
قصر فيليه که کنار رودهاي کارون و بهمنشير و در 5 کيلومتري خرمشهر کنوني بنا شده تنها اثر تاريخي خرمشهر است. شيخ جابر، از شيوخ دوره قاجار، قصر فيليه را که اکنون خرابه‌هاي آن باقي مانده در دوازدهمين سال حکمراني خود بنا نهاد. به نوشته ميريان قصر فيليه يکي از عمارت‌هاي بزرگ خاورميانه بود که در و پنجره‌هاي آن از چوب ساج و آبنوس ساخته شده و آيينه‌کاري‌‌هاي سقف، داخل اطاق‌ها، طارم و ايوان‌هاي آن با تمثال‌هاي پادشاهان قاجار تزيين شده بود.
 
تنها چند کيلومتر به خرمشهر باقي مانده است که در سمت راست جاده اهواز _ خرمشهر و در محور شمال به جنوب آن مي‌توان ابتدا انبارهاي عمومي و سپس خانه‌هاي پيش‌ساخته را ديد. البته از انبارهاي عمومي امروز بيش از يک سوله و چندين ساختمان اداري چيزي باقي نمانده است.
 
خانه‌هاي پيش‌ساخته که از آن به عنوان نخستين اقامتگاه خرمشهري‌ها پس از ورود دوباره به شهر ياد مي‌شود، شامل نزديک به 100 واحد آپارتماني مي‌شود که قبل از انقلاب ساخت آن آغاز شده و قرار بود 500 خانوار را در خود جاي دهد. با شروع جنگ اين مجموعه آپارتماني مراحل پاياني خود را طي مي‌کرد و به منظور اسکان دادن به کارکنان راه‌آهن و گمرک ساخته مي‌شد. اما جنگ ادامه ساخت آن را متوقف کرد و به محل درگيري ميان رزمندگان با نيروهاي عراقي بدل شد.
 
پليس راه خرمشهر که درست کنار خانه‌هاي پيش ساخته واقع شده است يکي از مهمترين محل‌هاي درگيري جنگ تحميلي بود. به دليل وجود پليس راه خانه‌هاي پيش‌ساخته نيز به منظور دفاع از ورودي شهر تبديل به محل درگيري نبرد خانه به خانه شده بود.
 
خانه‌هاي پيش‌ساخته در جنگ دچار آسيب‌هايي شدند اما چون اولين محل اقامت خرمشهري‌ها پس از جنگ بود ساخت و ساز آن زودتر از بخش‌هاي ديگر شهر آغاز شد. بخشي از ساختمان‌هاي ويران آن در سال‌هاي اوايل دهه 70 شمسي توسط دولت و بخش‌هاي ديگر آن نيز به دست مردم ساخته شد. امروز از بقاياي باقي‌مانده جنگ کمتر در اين مجموعه ساختماني ديده مي‌شود. البته هنوز هم با قدم زدن در خيابان‌هاي موازي اين شهرک، مي‌توان آثار اندکي از دوران جنگ را مثل ديوارهايي که به گلوله بسته شده‌اند را ديد.
 
پادگان دژ درست کمي پايين تر از خانه‌هاي پيش ساخته اما در محور سمت چپ جاده اهواز _ خرمشهر و درست قبل از ورود به شهر قرار گرفته است. مجموعه چهار ديوار عظيم با مقرر نگهباني که در داخل خود يک مجموعه دژ مانند دارد اين پادگان را تشکيل مي‌دهد. پادگان دژ بخشي از لشگر 92 زرهي اهواز بود.
 
عراق پس از اشغال خرمشهر خانه‌هاي بسياري را تخريب کرد. بخشي از اين خانه‌ها بر اثر بمباران قبل از اشغال و بخشي از آن نيز به منظور سنگرسازي تخريب شد. اما در اين ميان آهن‌پاره‌ها، ماشين‌هاي متلاشي شده و در و پنجره‌هاي فلزي بي‌شماري جمع‌آوري شد. بخشي از اين آهن‌پاره‌ها به همراه ماشين‌هاي منهدم شده به صورت ايستاده در بيابان‌هاي پشت پادگان دژ کاشته شدند. عراق بر اين تصور بود که اين بيابان‌ها محل مناسبي براي فرود هلي‌کوپتر و چترباز است و به همين علت با اين‌کار مانع از انجام اين کار شد. پس از فتح خرمشهر رزمندگان نام اين منطقه را ميل‌آباد گذاشتند. جايي که ميله‌ها، آهن‌پاره‌ها و ماشين‌ها سر به هوا ايستاده‌اند تا اگر چتربازي پايين بياد تکه پاره‌اش کنند.
 
خرمشهر از چندين محله اصلي تشکيل شده است. مسجد جامع، کوي آريا، فلکه دروازه، کوي بوستان، کوي طالقاني، عباره، فلکه راه آهن، کشتارگاه، کوي فرشيد، منازل بندرگمرک و ... از جمله اين محله ها هستند که هريک به فراخور محل و موقعيت، ساکنين متفاوتي دارد.
 
مثلا بخش مرفه نيشين و اعياني شهر اطراف مسجد جامع و کوي آريا شکل گرفته بود. کوي طالقاني شامل خانه‌هاي منظم با کوچه‌هاي منظمي بود که هنوز هم بافت قديم خود را که البته قدمت چنداني ندارد را حفظ کرده است. محله عباره بخش فقير نشين خرمشهر بود که هنوز منازل آن در منتهي اليه شمال شرقي خرمشهر و درست در کنار جاده ساحلي وجود دارد و مردم در آن زندگي مي‌کنند. اکثر مردم خرمشهر پيش از جنگ از رفاه نسبي برخوردار بوده و در بخش‌هاي ديگر شهر ساکن بودند.
 
ساختمان‌هاي خرمشهر بين يک تا سه طبقه ساخته مي‌شدند. به همين علت به غير از ساختمان‌هاي بندر ساختمان مرتفعي در شهر وجود نداشت. هر چند امروز ساختمان‌هاي بيش از 4 و 5 طبقه هم در شهر ساخته مي‌شود که کاملا از اصول مهندسي شهرهايي چون تهران و ديگر شهرهاي بزرگ تبعيت مي‌کند.
 
به همين علت ديگر اثري از بافت سنتي خرمشهر ديده نمي‌شود و در ساخت و سازهاي اخير نيز به هيچ يک از موارد معماري اقليمي منطقه نيز توجهي نمي‌شود. معماري که در آن حياط، سايه‌بان و همچنين پنجره‌هاي بزرگ و پوشش سقفي سبک به همراه بالکن‌ها نقش به سزايي داشتند.
 
حياط خانه‌هاي خرمشهر عموما به طرف کارون و يا اروند رود ساخته مي‌شدند تا نسيم خنکي که از رودخانه به طرف شهر مي‌آيد بدون مانعي وارد حريم خانه‌ها شود. اما امروز با حذف تمام شمايل معماري اقليمي خرمشهر، اين شهر مهم بندري تبديل به شهري مثل شهرهاي جديد صنعتي مي‌شود.
 
بخش‌هايي چون کوي طالقاني، پل نو و ميدان مقاومت (کشتارگاه) مهمترين محل‌هاي درگيري روزهاي آغاز جنگ تحميلي بود.
 
در محور غربي ميدان مقاومت وارد بولواري مي‌شويم که به سمت پل نو مي‌رود. در سمت چپ جاده مي‌توان به راحتي سوله‌هاي بزرگ بندر گمرک خرمشهر را ديد که بر اثر اثابت ترکش، گلوله و حتي گلوله‌هاي توپ به شدت آسيب ديده‌اند. گفته مي‌شود که در اين سوله‌ها بيش از 1000 دستگاه اتومبيل بود که توسط کشتي‌هاي تجاري در بندر خرمشهر تخليه شده و در آن‌جا نگهداري مي‌شدند.
 
عراق هرگز اين سوله‌ها را بمباران نکرد. زيرا از آنچه در سوله‌ها نگهداري مي‌شد مطلع بود و زماني که بندر را به تسخير خود درآورد، تعداد زيادي از ماشين‌ها را از سوله‌ها خارج کرد. همچنين در پشت سوله ها مي‌توان جرثقيل‌هاي بندر خرمشهر را ديد که بيکار در گوشه‌اي افتاده‌اند.
 
از ديگر بخش‌هاي جنگ زده خرمشهر مي‌توان به ميدان راه‌آهن و درب سنتاپ (يکي از درهاي اصلي گمرک) اشاره کرد. اين نقاط شديدترين درگيري‌ها را به خود ديده است که به فراخور آن امروز بايد بيشترين ردپاي جنگ را نيز در آن‌جا ديد. اما همه چيز تغيير کرده و حتي ردي باقي‌نمانده است.
 
خيابان 40 متري بهترين مسير درسترس به مرکز شهر است. جايي که آخرين روزهاي مقاومت را تحمل کرد. دو خيابان 40 متري و امام خميني (لب شط، يا خيابان ساحلي) از جمله خيابان‌هاي موازي شهر هستند که بخش‌هاي مختلف شهر منتهي مي‌شوند. در خيابان‌هاي کوچکي که از اين دو خيابان اصلي منشعب مي‌شوند خيابان‌ها و گذرهاي ديگر شهر را پديد مي‌آورند.
 
خيابان 40 متري از يک سمت به ميدان کشتارگاه و از سمت ديگر به ميدان فرمانداري ختم مي‌شود. اين خيابان بلندترين و عريض‌ترين خيابان خرمشهر است. در طول مسير اين خيابان زمين‌هاي مسطحي ديده مي‌شود که به راحتي مي‌توان حدس زد قبلا در آنجا خانه‌هايي وجود داشته که امروز کاملا پاکسازي شده است. پس از اشغال خرمشهر، عراقي‌ها اکثر خانه‌هاي خيابان 40 متري را با لودر صاف کردند تا از خاک و نخاله حاصل از آن، خاکريزهاي دو جداره بزنند.
 
اين نوع خاکريز در دو سوي خيابان زده مي‌شد تا جلوي اثابت ترکش‌هاي حاصل از شليک توپ‌هاي ايراني گرفته شود. به اين ترتيب زماني که يک عراقي در خيابان‌هاي دور از کارون حرکت مي‌کرد هنگام انفجار توپ و يا خمپاره در امان مي‌ماند.
 
خيابان چاسبي از يک سو به کارون و خيابان امام خميني و از سو ديگر به مسجد جامع ختم مي‌شود. مسجد جامع اولين سنگر دفاع مقدس بود. اين مسجد آخرين نقطه‌اي بود که از خرمشهر به دست بعثي‌ها افتاد. وقتي خيابان چاسپي را به طرف مسجد ادامه مي‌دهم با تعداد بي‌شماري خانه‌هاي نوساز مواجه مي‌شوم.
 
اين منطقه در گذشته جز مناطق خوب خرمشهر بود که قشر مرفه در آن زندگي مي‌کرد. اما عجيب است با وجود آنکه مسجد جامع و خيابان‌هاي اطراف آن به شدت مورد حمله قرار گرفته بود اما کمتر اثري از جنگ در اين منطقه وجود دارد. مسجد جامع خرمشهر بر اثر اثابت ترکش‌ها و برخورد موشک‌هاي خمسه و توپ‌خانه سنگين دشمن به شدت آسيب ديد.
 
اما چون اين مسجد از اهميت خاصي برخوردار بود، پس از جنگ نيز توسط عراقي‌ها به مقرر نظامي تبديل شد و به اين ترتيب دور تا دور آن و بيشتر محور شمالي را که امروز تبديل به بولوار کوچکي شده است را از هر خانه‌اي پاکسازي کرده و پس از محصور کردن مسجد به وسيله سيم خاردار دور آن را مين‌گذاري کردند. سپس با نصب تابلو‌هاي الغام به معناي ميدان مين، تنها يک مسير براي ورود به مسجد جامع باز کرده بودند.
 
مي‌گويند حمله برق‌آساي رزمندگان در فتخ خرمشهر به عراقي‌ها فرصت نداد تا تابلوهاي الغام را که هشدار منطقه مين بود از اطراف مسجد جامع جمع‌آوري کنند. اگر اين تابلوها برداشته مي‌شد تعداد تلفات ايراني‌ها در فتح خرمشهر دو چندان مي‌شد. عراقي‌ها مثل بذر مين‌هاي گوجه‌اي را که مخصوص نفر است در همه‌جاي شهر به خصوص اطراف مسجد جامع ريخته بودند. بعضي از اين مين‌ها با سيم به يکديگر متصل بودند تا هنگام انفجار يکي از آن‌ها بقيه نيز منفجر شوند. اين مين‌ها مخصوص زمين‌گير کردن نفر بود و در طول جنگ پاهاي بسياري را از زانو قطع کرد.
 
امروز وقتي به ساختمان مسجد جامع نگاه مي‌کنم به غير از گوشه کوچکي از آن ديگر اثري از يادگاري‌هاي جنگ آن ديده نمي‌شود. تمام بخش‌هاي مسجد بازسازي شده است. البته در شکل و فرم ساختمان آن دخل و تصرفي نشده و هنوز هم با دو گنبد سر نبش خيابان چاسبي و فخررازي واقع شده است.
 
در اصلي مسجد جامع ابتدا از سمت خيابان فخررازي باز مي‌شد. البته امروز بيشتر از دري که از سمت خيابان انقلاب (چاسبي سابق) باز است تردد مي‌شود. اين مسجد کاش‌کاري‌هاي زيبايي داشت که در جنگ فرو ريخت که اکنون بخشي از آن در موزه دفاع مقدس خرمشهر نگهداري مي‌شود.
 
امروز همه شهر قرباني فراموشي و حذف تاريخ شده است. هر روز ساخت و ساز جديدي در شهر آغاز مي‌شود و برخي از اين ساخت و سازها يادگاري‌هاي جنگ را هدف گرفته است. بايد در کوچه پس کوچه‌هاي شهر به دنبال ردپاي جنگ باشي. روزگاري شهر با تو از جنگ مي‌گفت و امروز تو بايد به دنبال جملات به جاي مانده از تاريخ جنگ در کوچه‌هاي شهر قدم بزني.
 
ديگر نخلي در شهر به پا نمي‌شود و درختان شهر تو را به ياد خرمشهر نمي‌اندازد. همه چيز در حال تغيير است؛ از آدم‌ها گرفته تا خانه‌ها و فرهنگ‌ها و گذشته. در حالي که خرمشهر ميراث فرهنگي جنگ است. ميراثي با مکان‌رويدادهاي خاطره‌انگيز و تکرار نشدني که بايد حفظ شود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار