زنان دستفروش در مترو
به گزارش خبرنگار اجتماعي «شبكه خبر دانشجو»، وارد ايستگاه شده و چند دقيقهاي منتظر آمدن قطار شدم. نگاهها منتظر رسيدن مترو به ايستگاه بود كه قطار با صداي تلق تلق هميشگي وارد ايستگاه شد.
ازدحام به قدري بالا بود که تمام مسافران فقط به رسيدن فکر مي کردند وقتي مترو به ايستگاه رسيد وارد قطار شدم.
تمام نگاه ها متوجه خانومي شد که از ساک بزرگي که به سختي حمل مي كرد اجناسي را بيرون آورد و شروع به نشان دادن آنها کرد. مترو بسرعت به راه خود ادامه مي داد...
وقتي كه درباره دستفروشان مترو با مسافران صحبت كردم خيلي هم نارضايتي نبود؛ بيشتر مسافران با حضور دستفروشان در مترو موافق بودند؛ چرا كه مي توانند برخي از وسايل مورد نياز خودشان را تامين كنند، اما تعدادي از مسافراني كه مترو وسيله رفت و آمد به محل كارشان است و به طور مداوم از آن استفاده مي كنند، ناراضي بودند؛ به طور مثال يكي از مسافران اين مسئله را اين طور عنوان كرد كه در برخي از ساعات شلوغ حضور دستفروشان آزار دهنده است؛ چون فضاي زيادي را بي مورد اشغال مي كنند.
يكي ديگر از مسافران از آزار دهنده بودن صداي آنها شكايت مي كرد و مي گفت: صداي دستفروش ها با صداي قطار آميخته، و باعث آزار و اذيت مي شود.
هدف يک چيز است...
تقريبا تمام افرادي که در مترو به دستفروشي رو مي آورند، سرپرست خانوار هستند که بر اثر اتفاقاتي از قبيل مرگ شوهر، طلاق، وجود مردان بد سرپرست و کافي نبودن مخارج زندگي به اين کار مشغولند.
وقتي پاي حرف آنها بنشيني فقط از کسب روزي حلال حرف مي زنند و اينکه تا چيزي نفروشند ميل رفتن به خانه را ندارند.
در ميان اين قشر، افراد با سنين مختلف به چشم مي خورند و هيچ محدوديت سني وجود ندارد؛ از کودکان 10تا 11 ساله و دختران دانشجو که براي خرج تحصيل خود به اين کار رو آورده اند تا پيرزني که خود را به زحمت به بالاي پله هاي مترو مي رساند.
هدف تمام اين افراد يک چيز است گذراندن مخارج زندگي.
فرانک 46 ساله که به گفته خودش تمام زندگي و هدفش خوشبخت شدن بچه هايش است، مي گويد: من دو فرزند دارم که تمام هدف زندگي ام ديدن خوشبختي آنهاست. بعد از مرگ شوهرم بار زندگي بر دوش من است، به کار آرايشگري نيز آشنا هستم، اما در حادثه رانندگي پاي راستم دچار مشکل شد و به اين دليل نتوانستم به کار آريشگري ادامه دهم و بناچار اين کار را انتخاب کردم. از ساعت 11 صبح تا 11 شب داخل مترو هستم و اصلا احساس خستگي برايم معني ندارد؛ چون براي اين كار هدف دارم.
دختري 25 ساله، دانشجوي رشته هنر مي گويد: براي خرج تحصيلم اين کار را مي کنم و صرفا علاقه اي به اين کار ندارم.
نازنين 11 ساله که وقتي از مدرسه با او سخن مي گويي چشم هايش پر مي شود و مي گويد: من هم مثل تمام هم سن و سال هايم آرزو دارم بازي کنم و به مدرسه بروم، اما حتما دليلي دارد که اين کار را نمي کنم.
ترس از بردن آبرو يا اجناس؟
اکثر کساني که به فروشندگي در مترو مشغول هستند اجناسشان را بصورت اماني از بازار تهيه مي کنند؛ اين بدين معناست که اکثر اين افراد تنها فروشنده هستند و سود کمي از فروختن اجناس مي برند.
در اين ميان ترس بردن اموال و توقيف آن بدست نيروي انتظامي چيزي است که تمام اين افراد از آن حرف مي زنند.
فرانک در اين مورد مي گويد: چند روز پيش اجناسم توقيف شد که براي پس گرفتن آنها مجبور شدم چند روز به شهرداري و مراکز ديگر بروم؛ اين بدين معناست که چند روز نتوانستم مخارج زندگي را تامين كنم، اما چيزي که بيشتر از همه باعث ناراحتي مي شود، نحوه برخورد شهرداري بود که اين حس تحقير به هيچ عنوان قابل گذشت نيست. روز اول که اجناسم را گرفتند، تمام مسير تا خانه را با چشماني گريان آمدم، اما فردا باز سر کارم حاضر شدم؛ چون تنها راه کسب روزي حلال برايم همين راه بود.
بيشتر افرادي که در مترو به اين کار مشغولند يك يا دو بار دستگير شده اند، اما با وجود سختگيري هاي بيشتر در مترو باز هم از کار خود کناره گيري نمي کنند و اين کار را تنها راه براي گذران زندگي به شکل حلال مي دانند.
به گفته يکي از کارمندان نيروي انتظامي، بر اساس قانون، دستفروشي در اماکن عمومي جرم است.
وي افزود: براي خود ما روشن است که اين افراد بر اساس نياز به اين کار مشغولند، ولي رعايت قانون از هر چيز مهمتر است.
به گفته جعفر ربيعي، مديرعامل شرکت بهره برداري مترو تهران برخورد با اين افراد در راستاي طرح جمع آوري متکديان و کودکان خياباني انجام مي شود، اما اكثر مسافران از وجود آنها در مترو راضي هستند؛ يا به عبارتي براي جمع آوري اين دستفروشان با شركت مترو همكاري نمي كنند.
علي رحماني، جامعه شناس مي گويد: اين که ما به افرادي که سرپرست خانوار هستند و قرباني مشکلات روز، به چشم فقير و متکدي نگاه کنيم کاملا بي انصافي است، بلکه بايد با سازمان دهي و نگاه منطقي سعي در کم کردن و تعديل مشکلات اين عده و جلوگيري از هدر رفتن توان اين افراد و بستن راه هاي آلوده که جلوي پاي اين افراد گذاشته مي شود، باشيم؛ اينکه به هر کسي که نيازمند ياري است با ديد منفي نگاه شود غيرمنصفانه است.
نکته جالب توجه اين است كه اين افراد کاملا از نظر ظاهر آراسته و منظم هستند و اصلا شباهتي به متکديان ندارند. آنها در پاسخ به اين سوال مي گويند: ما به اين کار را به عنوان شغل نگاه مي کنيم و براي جلب بيشتر مشتري بايد ظاهري آراسته داشته باشيم.
پيشروي تا نقطه صفر
وقتي از آنها در مورد سود اين کار صحبت مي شود، خيلي صادقانه، درآمد روزانه بين پنج تا 40 هزار تومان را عنوان مي کنند و برق اميد در چشم هايشان ديده مي شود.
زنان دستف روش در مترو در جواب اين سوال که چرا مغازه هاي داخل مترو را اجاره نمي کنيد، مي گو يند: تعداد مغازه هاي داخل مترو کم است؛ البته اجاره سنگين نيز يکي از دلايل منتفي شدن اين کار است. براي زني که به تنهايي دستفروشي مي کند و خرج زندگي اش از اين راه تامين مي شود، اجاره مغازه ماهي 600 هزار تومان که بايد دو ماه آن زودتر پرداخت شود، کمي زياد به نظر نمي رسد؟
برخي از آنها پيشنهاد مي کنند که شهرداري با نام نويسي و ارائه کارت فروشندگي، اين کار را سازمان دهي، و يک سرپرست به کار آنها نظارت کند تا افراد شناخته شده باشند و کسي بدون مجوز اقدام به فروش در مترو نکند.
آنها معتقد هستند که وجودشان مشکلي در مترو بوجود نمي آورد و کسي از وجودشان در مترو ناراحت نيست.
بر اساس گفته برخي از مسافران اين کار باعث سرگرم شدن آنها در طول مسير مي شود، بعضي نيز معتقد به جمع آوري اين افراد هستند، اما مسئله مهم خريد مسافران از دستفروشان است که نشان دهنده استقبال از اين اجناس مي باشد؛ اين درحالي است که با وجود فشار شديد اقتصادي، روزانه افراد بيشتري به اين کار رو مي آورند./انتهاي پيام/