کد خبر:۸۹۰۲۸۶
گزارش ویژه مدیران شستا| بخش دوم؛
دستکاری مدرک در فاجعهی انتصابات شستا؟ / هنر رضوانیفر در انتصاب هفتهای ۴ مدیر جدید!
بهانههای بیپایه و اساس مدیرعامل شستا و سکوت محمد شریعتمداری نمیتواند افکار عمومی را از انتقاد به انتصاب افراد فاقد صلاحیت، اما فعال در ستاد انتخاباتی حسن روحانی منحرف و مشکلی را حل کند. سازمان بازرسی موظف به رسیدگی است.
گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو- سینا احدیان؛ در گزارش قبلی که به انتصابات سیاسی افراد فاقد صلاحیت ستاد انتخاباتی دولت دوازدهم در شرکتهای زیر مجموعه سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار اشاره و انتقاد کردیم کارشناسان و خبرنگاران متعدد به عمق فاجعه انتصابات در این شرکت پی بردند و نظرات خود را در فضای مجازی مطرح کردند. در ادامه ماجرا مدیرعامل شستا دو هفته پیش در یک لایو کوتاه اینستاگرامی یک طرفه که تنها خود متکلم الوحده بود با بهانههای تکراری و همچنین حمله به نحوه سکان داری شستا در دولتهای قبل و به خصوص در زمان حضور علی ربیعی در وزارت کار به توجیه انتصابات این روزهای شستا پرداخت.
بیشتر بخوانید:
بیشتر بخوانید:
بررسی روند شفافسازی در شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی نشان میدهد که نوع شفافیت مورد ادعای آقایان، شفافیتی به اصطلاح درپیتی یا به بهتر است بگوئیم شفافیتی به سبک خودشان است و تنها نوعی طفره رفتن و بازی رسانهای است که البته با افزایش آگاهی و سواد رسانهای مردم و گسترش تبادل اطلاعات در فضای مجازی تصور موثر بودن این قبیل اقدامات در اذهان عمومی خیالی باطل بیش نیست.
واضح است که اگر مدیران بزرگترین هلدینگ اقتصادی کشور اعتقادی به شایسته سالاری و افزایش بهره وری شرکتهای زیرمجموعه خود داشتند (شرکتهایی که نیمی از مردم ایران به ویژه جامعه کارگری سهامدار آن هستند) بجای توجیهات ضعیف و انحراف اذهان عمومی چنین فرصتی را غنیمت شمرده و سیستم را از وجود مدیران بی لیاقت پاک کنند تا بیش از این کشور و مردم از این فضای سیاست زده متضرر نشوند.
بیشتر بخوانید:
خرداد سال جاری برخی رسانهها از وجود اعضای هیئت مدیره با مدرک غیر مرتبط و بدون یک روز سابقه کار اداری انتقاد کرده بودند. جالب اینکه بعد از انتقادات، شستانشینان به جای اصلاح و برکناری این افراد، در فایل پی دی اف بارگذاری شده با بروزرسانی مرداد ماه در سایت شستا مقطع و مدرک تحصیلی را تغییر داده اند.
این تغییرات آنقدر شتاب زده و ناشیانه بوده که آقایان از تغییر فایل بارگذاری شده در سایت وزارت کار غافل شده اند و تحصیلات و مدرک افراد در فایل بارگذاری شده سایت وزارت کار (فایل پی دی اف)، سامانه اعضای هیئت مدیره در سایت وزرات کار، کدال و سایت شستا همخوانی ندارد.
جدول زیر این دستکاری در اعلام مدرک و مقطع تحصیلی اسامی اعضای هیئت مدیره شرکت را نشان میدهد.

همانطور که میبینید شستانشیان در پارهای از موارد با دستکاری عنوان مدرک تحصیلی در صدد مرتبط نشان دادن مدرک تحصیلی افراد بر آمده اند. به طور مثال در مدرک میثم سام بند؛ عضو هیئت مدیره سرمایه گذاری هامون کیش با پاک کردن کلمه شهری از مدیریت شهری مدرک ایشان به ارشد مدیریت تغیر پیدا کرده است. این در حالی است در مقطع ارشد گرایشی به نام ارشد مدیریت نداریم، رشته تحصیلی آقای میثم سام بند ارشد مدیریت شهری است و این رشته جهت نگهداری، اداره و توسعه فضاهایی است که در برنامه ریزی شهری کاربرد دارد و هیچ ارتباطی با شرکت سرمایه گذاری هامون کیش ندارد. یا برای جلال دهنوی در سیمان ساوه بعد از تغییرات در سایت شستا و حتی وزارت کار بجای دکتری علوم اداری، مدرک جدیدی به نام دکتری علوم اداری و اقتصادی ذکر شده است که اصلا چنین گرایش وجود خارجی ندارد و البته مشخص هم نیست فردی با مدرک علوم اداری قرار است چه مشکلی از کارخانه سیمان حل کند!
مدرک دکتری فقه اسلامی سید محمد علی موسوی مدیرعامل حریر به دکتری حقوق تغییر پیدا کرده است، رشته فقه و مبانی حقوقی اسلامی یکی از گرایش الهیات و معرف اسلامی است که بر فقه مضاف تاکید دارد، دانش آموختگان این رشته معادل طلاب پایه هفت حوزه علمیه میباشند و به همین خاطر است که آقای محمدعلی موسوی هم اکنون سردفتر ازدواج و طلاق شماره ۱۸۲ اهواز است.

این تغییرات به اینجا ختم نمیشود و در اقدامی عجیب مدرک تحصیلی آقای ایرج خصلتی؛ عضو هیئت مدیره نسوز ایران از ارشد جغرافیا به کارشناسی مهندسی صنایع تغییر پیدا کرده است. از این رو مدارک آقایان علی حسینی؛ عضو هیئت مدیره پخش هجرت از ارشد فناوری اطلاعات به ارشد مدیریت مالی، مجید بابلیان؛ عضو هیئت مدیره کشت و دام گلدشت اصفهان از ارشد صنایع غذایی به ارشد مهندسی کشاورزی، جالینوس بهرامی؛ مدیرعامل چدن و فولاد درود از دیپلم علوم تجربی به کارشناسی شیمی تغییر پیدا کرده است!
جالب است بدانید که در عمده تغییرات، شستا دست به حذف کلمه "شهری" از رشته مدیریت شهری زده و افرادی که مدرک با گرایش مدیریت شهری دارند، مدرک آنها به مدیریت تغییر یافته است.
فاجعهای بنام انتصاب اعضای هیئت مدیره با مدرک نامرتبط
محمد شریعتمداری اوایل حضورش در وزارت کار و در انتقاد از حضور اعضای هیئت مدیره با مدرک غیر مرتبط در شستا گفته بود: در بحث شفافیت عقب هستیم موردی را داریم که با مدرک جغرافیا عضو هیأت مدیریت پتروشیمی است. (خبرگزاری فارس، ۱۱/۹/۹۷)
اکنون بعد از دو سال از حضور محمد شریعتمداری و تیمش در وزارت کار و انتصاب افراد با مدرک غیر مرتبط، محمد رضوانیفر؛ مدیرعامل شستا این انتصابات را اینگونه توجیه میکند. وی میگوید: در تحلیل هیئت مدیره شرکتها باید این موضوع را مدنظر داشته باشیم که این انتصابات بر اساس نیاز شرکت هاست، اگر شرکتی مشکلات حقوقی دارد باید از حقوقدان در هیئت مدیره استفاده کند و اگر شرکتی مشکلات بین الملل دارد باید از فردی با تخصص بین الملل استفاده کنیم. (کانال شستا، لایو اینستاگرامی اخیر)
این استدلال پذیرفتنی نیست، چون وی برای تقویت شرکتها میتواند از مدیر اجرائی قوی استفاده کند. اگر استدلال محمد رضوانیفر را بپذیریم باید توضیح دهد که آیا شرکت فرآورد شیمیایی قشم که تولید کننده محصولات پروپیلن است مشکلات روابط عمومی دارد که احمد خاندوزی را با مدرک روابط عمومی به عنوان عضو هیئت مدیره اش منصوب کرده است؟!

آیا کارگران و مدیران شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران مشکل گفتاری یا نوشتاری و ادبیاتی دارند که آقای وحید رحمانی با مدرک ادبیات فارسی عضو هیئت مدیره این شرکت است؟ آیا شرکت حمل و نقل آبادان یک شرکت سیاسی است که مدیرعاملش باید تحصیل کرده علوم سیاسی باشد؟ چه سنخیتی بین علوم تربیتی و آجر نسوز است که سید کمال الدین میرهادی با مدرک ارشد علوم تربیتی عضو هیئت مدیره آجر نسوز ایران شده است؟!
اگر این استدلال را بپذیریم چرا در هیئت مدیره کشتیرانی ایران که بدهی و پروندههای مطالبات آن به ۹۰ هزار و ۹۴۲ میلیارد ریال است یک تحصیل کرده حقوق در هیئت مدیره آن منصوب نشده است؟ کدام یک از شرکتهایتان مشکلات سیاسی دارد که اعضای هیئت مدیرهشان با مدرک علوم سیاسی منصوب شده اند؟! یک تحصیلکرده تاریخ چه کمکی میتواند به شرکتها بکند؟!
انتصابات اتوبوسی در شستا / هر دو روز یک مدیر جدید!
مدیرعامل شستا اخیراً و در جلسه شورای معاونین وزارت کار از انتصاب ۴۰۰ نفر در هیئت مدیره شرکتهای زیر مجموعه این شرکت خبر داد. (کانال اخبار ۲۰:۳۰) محمد رضوانی فر ۱۷ آذر ۹۷ به عنوان مدیرعامل شستا منصوب شد. با کمی بررسی متوجه انتصابات اتوبوسی محمد رضوانی فر در شستا میشویم و این حجم انتصابات اعضای هیئت مدیره بیانگر آن است که رضوانی فر تقریبا هر دو روز یک نفر یا به عبارتی هر هفته ۴ نفر را در هیئت مدیره شرکتها منصوب کرده است. حال سوال اینجاست با سوابقی که از افراد منتصب شده در صندلیهای مدیریتی شستا هویدا شده است این میزان تغییر مدیران تنها در طول دو سال با چه هدف و انگیزهای صورت گرفته است؟! آیا بخش قابل توجهی از این انتصابات اتوبوسی به بده بستانهای انتخاباتی سال 96 مربوط نیست؟!
شستا، بزرگترین هلدینگ اقتصادی کشور یامحل باج دهی به سیاسیون
محمد رضوانی فر مدیرعامل شستا در لایو اینستاگرامی خود برای توجیه انتصاب فعالان سیاسی ستاد روحانی در شرکتهای شستا گفت: در انتصابات اعضای هیئت مدیره از تمامی طیفهای سیاسی حضور دارند.
گرچه چنین موضوعی با بررسیهای ما همخوانی ندارد، اما در صورت تایید این مساله محمد شریعتمداری؛ وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی به عنوان مدیر بالادستی شستا لازم است به افکار عمومی توضیح دهد که آیا قرار بود شرکتهای زیر مجموعه شستا گوشت قربانی طیفهای سیاسی باشند یا یک دارائی بین النسلی و متعلق به منافع عامه مردم که میبایست به بهترین نحوو با افراد شایسته و متخصص که در کشور هم کم نیست اداره شود؟! چرا ملاک انتصابات در شستا به جای شایسته سالاری باج دادن به سیاسیون و غیره است؟
ازطرفی نهادهای نظارتی از جمله سازمان بازرسی و مجلس شورای اسلامی نیز باید به مردم و رسانهها توضیح دهند که چرا با اینکه چنین سومدیریتها و زد و بندهای سیاسی در انتصابات نشات گرفته از انتخابات رسانهای شده است و کسانی مثل رضوانی فر هم نمیتوانند پاسخ درست و مناسبی نسبت به انتقادات ارائه دهند، اما هیچ واکنش و نظارت و برخوردی از طرف آنان صورت نگرفته و نمیگیرد!
اگر این استدلال را بپذیریم چرا در هیئت مدیره کشتیرانی ایران که بدهی و پروندههای مطالبات آن به ۹۰ هزار و ۹۴۲ میلیارد ریال است یک تحصیل کرده حقوق در هیئت مدیره آن منصوب نشده است؟ کدام یک از شرکتهایتان مشکلات سیاسی دارد که اعضای هیئت مدیرهشان با مدرک علوم سیاسی منصوب شده اند؟! یک تحصیلکرده تاریخ چه کمکی میتواند به شرکتها بکند؟!
انتصابات اتوبوسی در شستا / هر دو روز یک مدیر جدید!
مدیرعامل شستا اخیراً و در جلسه شورای معاونین وزارت کار از انتصاب ۴۰۰ نفر در هیئت مدیره شرکتهای زیر مجموعه این شرکت خبر داد. (کانال اخبار ۲۰:۳۰) محمد رضوانی فر ۱۷ آذر ۹۷ به عنوان مدیرعامل شستا منصوب شد. با کمی بررسی متوجه انتصابات اتوبوسی محمد رضوانی فر در شستا میشویم و این حجم انتصابات اعضای هیئت مدیره بیانگر آن است که رضوانی فر تقریبا هر دو روز یک نفر یا به عبارتی هر هفته ۴ نفر را در هیئت مدیره شرکتها منصوب کرده است. حال سوال اینجاست با سوابقی که از افراد منتصب شده در صندلیهای مدیریتی شستا هویدا شده است این میزان تغییر مدیران تنها در طول دو سال با چه هدف و انگیزهای صورت گرفته است؟! آیا بخش قابل توجهی از این انتصابات اتوبوسی به بده بستانهای انتخاباتی سال 96 مربوط نیست؟!
شستا، بزرگترین هلدینگ اقتصادی کشور یامحل باج دهی به سیاسیون
محمد رضوانی فر مدیرعامل شستا در لایو اینستاگرامی خود برای توجیه انتصاب فعالان سیاسی ستاد روحانی در شرکتهای شستا گفت: در انتصابات اعضای هیئت مدیره از تمامی طیفهای سیاسی حضور دارند.
گرچه چنین موضوعی با بررسیهای ما همخوانی ندارد، اما در صورت تایید این مساله محمد شریعتمداری؛ وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی به عنوان مدیر بالادستی شستا لازم است به افکار عمومی توضیح دهد که آیا قرار بود شرکتهای زیر مجموعه شستا گوشت قربانی طیفهای سیاسی باشند یا یک دارائی بین النسلی و متعلق به منافع عامه مردم که میبایست به بهترین نحوو با افراد شایسته و متخصص که در کشور هم کم نیست اداره شود؟! چرا ملاک انتصابات در شستا به جای شایسته سالاری باج دادن به سیاسیون و غیره است؟
ازطرفی نهادهای نظارتی از جمله سازمان بازرسی و مجلس شورای اسلامی نیز باید به مردم و رسانهها توضیح دهند که چرا با اینکه چنین سومدیریتها و زد و بندهای سیاسی در انتصابات نشات گرفته از انتخابات رسانهای شده است و کسانی مثل رضوانی فر هم نمیتوانند پاسخ درست و مناسبی نسبت به انتقادات ارائه دهند، اما هیچ واکنش و نظارت و برخوردی از طرف آنان صورت نگرفته و نمیگیرد!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
چرا باید کسی که احترامی به شهدا قائل نیست در این کشور مسئول شود؟
جمهوری اسلامی تا کی قرار است افرادی را در سمتهایی مسئول کند که عملا ثابت کرده اند نسبت به ارزش های انقلاب اسلامی و حتی دین مبین اسلام نه تنها اعتنایی نداشته بلکه مواضع مخالف هم گرفته اند؟
گروه سیاسی: جمهوری اسلامی تا کی قرار است افرادی را در سمتهایی مسئول کند که عملا ثابت کرده اند نسبت به ارزش های انقلاب اسلامی و حتی دین مبین اسلام نه تنها اعتنایی نداشته بلکه مواضع مخالف هم گرفته اند؟ آیا آنهایی که در نظام مسئوليت رسیدگی به این امور را دارند، هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که چنین انتصاباتی، در نهایت ماهیت خودِ نظام را میزند؟ و مردم و جمهوری اسلامی، باهم در این عزل و نصبها متضرر خواهند شد؟
چرا باید کسی که احترامی به شهدا قائل نیست در این کشور مسئول شود؟
به گزارش بولتن نیوز، هرچند متاسفانه برای این موضوع ناگوار مثالهای مختلفی وجود دارد اما نمونه اخیر آن، مهندس محمد حسین رزاقی است که بعد از حدود هشت ماه حضور به عنوان سرپرست شرکت نفت ایرانول، اخیرا حکم نهایی را دریافت کرده و به عنوان مدیر عامل این شرکت بزرگ و معروف نفتی منصوب شده است. اما اهل اطلاع خبر دارند که این انتصاب تا حدود یک سال توسط وزارت اطلاعات تایید نمیشد. هرچند این انتقاد وارد است که چرا نهایتا این انتصاب تایید شد، اما بد نیست ببینیم چرا این انتصاب یکسال به تاخیر افتاد؟
داستان از این قرار است که سالها پیش، وقتی مهندس رزاقی دانشجو بود، قرار شد در دانشگاهی که ایشان دانشجوی آنجا بودند،چرا باید کسی که احترامی به شهدا قائل نیست در این کشور مسئول شود؟ چند شهید گمنام را در محیط دانشگاه به خاک بسپارند. اگر بخاطر داشته باشید در آن مقطع، بعضی از دانشجویان و افراد به ظاهر روشنفکر حاضر در فضای دانشگاهی، با این اقدام مخالفت میکردند و سعی داشتند تا مانع از این اتفاق شوند. نکته قابل تامل اینجاست که مهندس رزاقی در زمان دانشجویی، یکی از لیدرهای این چنین جریاناتی بوده و جلوی تدفین شهدای گمنام در دانشگاه را گرفته است.
به عبارت دیگر، در جمهوری اسلامی که برآمده از خون شهیدان بیشمار است، این روزها کسی در یکی از شرکتهای دولتی بزرگ آن مسئولیت گرفته که در عمل ثابت کرده اعتقادی به شهادت نداشته و شهیدان این سرزمین را نه تنها تکریم نکرده که عملا به آنها توهین هم کرده است. واقعا چه چیزی این همه تعارض را بوجود میآورد؟
چرا باید کسی که احترامی به شهدا قائل نیست در این کشور مسئول شود؟
ایکاش حداقل یکی از این مدیر تازه انتصاب میپرسید اصلا خودت چطور میتوانی بپذیری در جایگاهی حاضر شوی که با خون به دست آمده است؟ با خون شهید؟ همان شهیدانی که روزگاری مانع از حداقل احترام گذاری به آنها شدی؟ اگر اسم این کار منفعت طلبی نیست پس چیست؟
نمونه دیگر این افراد که از یکسو عملا ثابت کردهاند ارزشی برای ارزشهای اسلامی و انقلابی قائل نبوده و از سوی دیگر دربهدر دنبال گرفتن پستهای مختلف و حساستر هستند حامد شمس است. قبلا و به طور مفصل در مورد وی نوشتهایم، اما برای آنهایی که آن مطالب را نخواندهاند خلاصه بگویم که ایشان با وجود عرض ارادت به بانو مرجان خواننده مبتذل قبل از انقلابی که از وابستگان منافقین هم بود، و با وجود راه اندازی سایت شادمان که عملا دست به ترویج ارزشهای غربی در حوزه سالمندان میکند، این روزها بر مسند روابط عمومی وزارت رفاه نشسته است.
چرا باید کسی که احترامی به شهدا قائل نیست در این کشور مسئول شود؟
فتنه گران در روز عاشورا 88
و یا «محمدرضا کبیری» رئیس ستاد جوانان روحانی که به عنوان معاون تعاون وزارت کار مشغول است. وی هم از فعالان فتنه سال ۸۸ بوده و در نامهای به رئیسجمهور سابق آمریکا از وی برای تحریم ایران کمک خواسته بود. مانند حسین نیکخواه، زندانی سیاسی سال ۸۸ و از عناصر فعال فتنه که با لابی محمد کبیری، ژن خوب و معاون تعاون وزیر رفاه، در حال نشستن بر روی صندلی مدیرعامی نفت پاسارگاد است. این در حالیست که نیکخواه هیچگونه سابقه ای در صنعت نفت در هیچ سطحی نداشته و هم اکنون قرار است مدیرعامل بزرگترین تولید کننده قیر کشور شود! شرکتی که همیشه شائبه های مختلفی راجع به آن وجود داشته است. لازم به ذکر است ۲ سال پیش انتصاب نیکخواه بعنوان مدیرعامل یک شرکت روغنی بنام مارگارین که زیرمجموعه بانک ملی است هم حاشیه ساز شده بود چرا که او هیچ گونه سابقه ای در حوزه روغن هم نداشت و فاقد هرگونه سابقه مدیرعاملی بود.چرا باید کسی که احترامی به شهدا قائل نیست در این کشور مسئول شود؟
و نکته آخر. مسئولین محترم! اگر فردا روزی در این ناحیه گندی بالا آمد، صدایتان در نیاید. همه چیز شفاف است و جای هیچ اما و اگر و توجیهی در کار نیست. البته ان شاالله که چنین روزی نیاید و مهندس رزاقی، با خدمت صادقانه به مردم در این مسئولیت، کمی از آن گذشته را جبران ک
حراست هم که تماشاگر خوبی است چون حراست روزی خور خود شستا است واتوبوسی نفر استخدام میکنند با مزایای بالا وجالب اینکه کارگران وافراد با تجربه ودلسوز را اخراج میکنند وسکان این شرکتها به دست این افراد داده میشود ودرنهایت سرنوشت این شرکتها چیزی خواهدشد شبیه مبلیران .علاالدین.وشرکتهایی که به این شکل تعطیل شدند وکجا خواهند بود آقایان وکسی هم گریبان اینهارا نخواهد گرفت
متاسفانه از زمان حضورآقای رضوانی فر اجحاف.پارتی بازی.تبعیض و...درشرکتهای تیپیکو بیداد میکنه وکسی هم جلودار این تصمیمات سلیقه ای نیست وزور کارگرهم نمیرسد وبرای هیچکس هم مهم نیست که چه به روز کارخانه ای که چند نسل کارکرده اند وچند نسل میتوانند کارکنند وروزی ببرند خواهد آمد واینکه چراغ این شرکتها با این روش همگی روزی خاموش خواهد شد
نمونه بارز شرکت داروسازی رازک که با تصمیمات وسیاستهای غلط کارگران را نگران کرده
بله واقعا که آیا شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان نیاز به فرد با مدرک علوم سیاسی دارد؟شرکتی به این بزرگی که یکی از بهترین و مجهز ترین شرکتهای حمل و نقلی در کشور چرا باید با فردی اداره بشود که حتا نمیتواند یک مجموعه ده نفری رو اداره کند و در این نزدیک به دوساله که در این شرکت مدیریت میکند با کمک مالی شخص مدیر عامل هلدینگ سیمان و پولهایی که از بازرگانی دولتی گرفته باید شرکت از نظر صاحبنظران حمل و نقلی زیان داشته باشد نه از نظر افرادی که شخص آقای سلطانی بکار میگیرد برای مالی و اشخاصی مثل آقای مرندی که در گذشته مدیر مالی این شرکت بوده و بازنشته شده و آیا تا به حال دیده اید شرکتی به این بزرگی با یک هیت مدیره البته بصورت رسمی و در غیر رسمی پنج هیت مدیره که هنوز با گذشته نزدیک به دوسال برای چه افرادی که آمده و رفته اند و چه افرادی که در حال حاضر هستن بدون داشتن روزنامه مشغول تصمیم گیری آن هم هیچ کدوم از آقایان غیر از یک نفر از هیت مدیره تخصصی در حمل و نقل حتا برای یک روز نداشته اند دارد اداره میشود چی شد در چند ماه گذشته که خبرنگاران جوان این موضوعات رو علنی کردن ولی نه سازمان محترم بازرسی و نه دیوان محسبات و نه هیچ مسئولی ورود نکرده آقایان و مسولین محترم شرکت آبادان میتواند با گذاشتن مدیر و هیت مدیره حمل و نقلی بزرگترین کمک زمانهایی که بحران حمل و نقلی در کشور میباشد بازوی توانمندی برای دولت و مردم باشد البته اگر آقایان مسولین بخواهند
نمیدانم باز چه اتفاقی افتاده که با اینکه ۳۰ درصد سهاماین شرکت برای شرکت بازرگانی ایران هست و حتی جلوی فروش شزکت دا گرفته اند بوی قروش شرکت به مشام رسیده خدایا به داد این کارگران مظلومشرکت آبادان برس
با روش وسیاستهایی که آقایان رضوانی فروفرهت درشرکتهای دارویی تیپیکونیز درنظر گرفته اند متاسفانه افراد غیر متخصص و بی تجربه وغیر مرتبط پستهای معاونت ومدیریت باحقوق ومزایای بالا راتصدی کرده اندوتمام این افراد سفارشی هستند وشرکتهای گروه حیاط خلوت آنها شده ومشخص نیست که با چه هدفی این افراد پستهارا تصدی میکنند (با هدف زمین زدن شرکتها وبعد واگذاری وچوب حراج زدن )شرکتهایی مثل داروسازی رازک که بامدیرانی به تعداد انگشتان دست در50سال گذشته دراوج شرکتهای داروئی بوده چه لزومی داشته که درحال حاضر حدود 40معاون ومدیر دارد(مراجعه به سایت شرکت) ومدیرانی که برای وقت گذرانی صبح خود را شب میکنند مدیران اخراجی شرکتهای خودرویی و...؟؟
مدیرانی که یک زیرپله رانمیتوانند مدیریت کنند ودرحد کارآموز هم نیستندومشخص نیست باچه نیتی (تعطیلی این شرکت)به این شرکتها ورود کرده اند؟
واحد تولیدی پودرهای مکملهای دامی در داروسازی رازک با این مدیران تعطیل شده محصولاتی که از 50سال حتی در زمان جنگ وتحریم تولید داشته با وجود این مدیران دوسال است که تعطیل شده وبا این مدیران بخشهای دیگر نیزدرآینده ای نه چندان دور تعطیل خواهند شد
تعطیلی وورشکستگی این شرکتها موجب بیکاری پرسنل خواهد شد وچه کسی پاسخگو خواهدبود؟
افراد نالایق به راحتی از این شرکت به آن شرکت درگروه با حقوق ومزایای بالا جابجا میشوند بدون هیچ دستاوردی وهیچ نظارتی نیست کارگران نیز چه آینده ای خواهند داشت ؟
نیروی انسانی که باخون دل وهرمشقتی بوده با هر شرایطی در این شرکت مداراکرده اندسرانجامشان با این مدیران چه خواهد شد
افراد با تجربه وکارآمدوپیشکسوت ودلسوز که مهمترین وارزشمندترین سرمایه های این شرکتها هستند به ناچار با وجود اینگونه مدیران بی تدبیر وبی تجربه مجبور به جدایی از این شرکتها وهجرت به بخش خصوصی میشوند وکوله باری از تجربه را به همراه خود میبرند وجایگزین آنها این افراد بی تجربه میشوندافرادی که فقط برحسب سفارش ورابطه به این شرکتها تحمیل میشوند وچندصباحی میهمانند وتغذیه میکنند
تغییر وتحول مدیریتی در شرکتها در طول یکسال در هیچ جایی مرسوم نیست ومتاسفانه هیچ ارگان نظارتی نیز ورود نمیکند والبته ارتباطات ولابی ها وجود دارد وامیداریم سازمان بازرسی کل کشور ورود کندوازاینگونه اقدامات سلیقه ای وزیان بار به سازمان تامین اجتماعی نیز جلوگیری کند ود پایان آقایان رضوانی فر وپویا فرهت اگر حمایت میشوید بدانید که روز قیامتی هم هست ودر درگاه ومحکمه الهی بابد پاسخگو باشید واز آه کارگر بترسید