وبلاگ داستان کوتاه
بعد از عملیات بچهها از اینکه توانسته بودند ازمیان آتش و خون به آنجا برسند خوشحال بودند، از ته دل میخندیدند و با فرمانده شوخی میکردند؛ فرمانده شروع کرد به حضور و غیاب.
کد خبر: ۳۶۷۹۳۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۲۰