کد خبر:۱۰۶۰۶۲
يادداشت//
وحدت ملي؛ كاركرد كليدي و بنيادين نظام
مساعي جدي در جهت تقويت وحدت ملي، يكي از شعارهاي اساسي بنيادين نظام است كه تحقق آن به افزايش وحدت ملي و تقويت جايگاه نظام در معادلات سياسي، امنيتي و منطقهاي منجر ميشود.
مجتبي شجاعي، مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد زاهدان؛ با آگاهي از اين نکته که يكي از ويژگي هاي بافت جمعيتي ايران، وجود تكثر و تنوع قومي ـ فرقه اي است و دشمنان نظام نيز با آگاهي از اين ويژگي، تلاش مي كنند تا با استفاده ازترفندهاي مختلف، زمينه هاي ايجاد و گسترش شكاف هاي مقدس هويتي ـ ايدئولوژيك را فراهم كنند و با تضعيف ستون ها و داربست هاي وحدت ملي، زمينه هاي كاهش اقتدار نظام را ايجاد كرده و مشروعيت الهي و مردمي و فرآيند تصميم گيري را با چالش جدي مواجه سازند.
به عبارتي تضعيف وحدت ملي و انسجام اسلامي به يكي از اهداف راهبردي مخالفان نظام جمهوري اسلامي ايران و امت اسلامي، چه در داخل و چه در خارج تبديل شده است.
مقام معظم رهبري نيز با علم و آگاهي به نقشه و طرح خزنده غرب، بارها رهنمودهاي لازم براي مقابله و مبارزه با تهاجم و ناتوي فرهنگي غرب را اعلام، و به تمام نهادها و متوليان امر توصيه كردند تا با آسيب شناسي دقيق سناريوهاي تهديد زا، زمينه هاي دستيابي به يك راهکار منسجم و كار آمد را كه نشأت گرفته از انسجام فكري ـ رويه اي مسئولان فرهنگي، سياسي و امنيتي باشد، فراهم كنند.
لازم به يادآوري است كه در عصر جهاني شدن فناوري اطلاعات و ارتباطات و از طرفي جهاني شدن مقوله امنيت، اروپا و در رأس آنان آمريكا تلاش مي كنند تا با رويكردي تلفيقي از مؤلفه هاي سخت افزاري و نرم افزاري، زمينه هاي ايجاد و گسترش مؤلفه هاي واگرايانه را فراهم كرده، و ظرفيت هاي مادي و معنوي نظام را متوجه مهار بحران هاي داخلي كنند، از اين رو آنان با ترسيم فضاي داخلي ايران به يك فضاي تنش زا، زمينه هاي فرار سرمايه ها را به وجود آورده و با اتخاذ جنگ رواني ـ رسانه اي، ايران اسلامي را به عنوان ناقض حقوق اوليه انسان هامعرفي مي كنند.
داربست هاي وحدت ملي، ارتباط تنگاتنگي با توسعه سياسي، اقتصادي و اجتماعي دارد، بنابراين مناسب و شايسته است تا جمهوري اسلامي در راستاي تقويت ضريب امنيت ملي، اقتدار نظام اسلامي و افزايش عمق راهبردي خود، در گام اول مهمترين محورهاي رويكرد خصمانه غرب را شناسايي كرده، و درگام بعدي با اتخاذ رويكرد تعامل سازنده و هم انديشي با متوليان امر، زمينه هاي عملياتي كردن راه هاي خنثي كننده را فراهم كنند.
به منظور بهينه سازي فرآيند تصميم گيري، شايسته است راهكارهاي جمهوري اسلامي ايران به صورت دوره اي مورد بازبيني و بازتعريف قرار گيرد تا بتوان از اقدام هاي موازي و هزينه بر كه از مطلوبيت كمتري برخوردارند، جلوگيري كرده، بويژه اينكه استراتژي غرب براي تضعيف وحدت ملي بسيار انعطاف پذيراست، بنابراين ابزارهاي تهاجمي آنان متناسب با زمان، مكان و هدف تغيير مي يابد، در نتيجه تصميم گيران ايران اسلامي نيز بايد يك راهبرد هزار شاخه، انعطاف ناپذير و هوشمندانه را پياده سازي كرده، و با مديريت منابع انساني ـ مالي و اتخاذ ديپلماسي فرهنگي كار آمد از هدر رفتن ظرفيت ها و فرصت ها جلوگيري كنند.
مهمترين محورهاي راهبردي غرب براي تضعيف وحدت ملي شامل استفاده ابزاري از رسم حاكم بر روابط بين الملل در حوزه تكثر قومي، فرهنگي و فرقه اي مانند حمايت از حقوق بشر (فشار از بيرون، تغيير ازدرون فشار از پايين، چانه زني از بالا)، زمينه هاي ايجاد و گسترش تنش هاي قومي، فرقه اي و صنفي دانشجويي را فراهم كرده تا انسجام فكري ـ رويه اي مسئولان نظام در حوزه هاي راهبردي را با چالش جدي مواجه، و بستر اتخاذ ديپلماتي انفعالي ايران درموضوع هاي هسته اي، فرآيند ملي خاور ميانه، بهره وري از نفوذ معنوي جمهوري اسلامي ايران در عراق و افغانستان و کل منطقه تجديد نظر ايران در حمايت از جنبش هاي مقاومت اسلامي را فراهم آورد.
در اين راستا آمريكا تلاش مي كند تا با امنيتي كردن مؤلفه هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، بستر شكل گيري ايجاد بحران هاي داخلي را فراهم كند، به طوري که به صورت محسوسي مورد مذکور مشهود است.
در گذشته آمريکايي ها تنها بر مؤلفه هاي سخت افزاري تأكيد مي كردند كه مهمترين نمونه بارز آن قرار دادن ايران در رديف كشورهاي محورشرارت و يا تهديد به عملياتي كردن سناريوي حمله نظامي پيش گيرانه به ايران اسلامي بود، اما مدتي است سياست خارجي آمريكا به سمت بهره برداري ابزاري از گفتمان هاي نرم و عوام پسندانه مانند حمايت از دانشجويان، گروه هاي اقليت قومي و يا حمايت از آزادي هاي مذهبي تغيير چهره داد؛ به عبارتي كه آمريكا تصميم گرفت تا چهره خود را كه بر اثر يك جانبه گرايي و تهديدهاي مكرر نظامي مخدوش شده بود، با تأكيد بر گفتمان حمايت از حقوق بشر باز سازي كند.
آمريكاييان تصميم گرفتند كه بنيان هاي پياده سازي مكتب ليبرال ـ دموكراسي و نفوذ خزنده ناتوي فرهنگي خود را از طريق جنگ نرم، عملياتي سازند و با نشانه گرفتن محورهاي وحدت ساز ايدئولوژيك، مانند اصل ولايت فقيه، شكاف ميان روحانيت و جامعه، تضعيف وحدت حوزه و دانشگاه تشكيك در رابطه با حقوق بشراسلامي، تضعيف جايگاه نماز جمعه و غيره تلاش مي كنند تا زمينه هاي تضعيف جايگاه مكتب سياسي اسلام در تقويت وحدت ملي را فراهم كنند.
تحليل گران آمريكايي به خوبي مي دانند كه وحدت ملي وانسجام اسلامي به يكديگر وابسته اند، به طوري كه به هر ميزان بتوانند علقه هاي ايدئولوژيك ميان ملت ايران را تضعيف كنند، به همان ميزان نيز ضريب وحدت ملي را كاهش داده اند.
آمريکا با تغيير راهبرد از براندازي سخت افزاري به پروسه براندازي نرم با تجربه اي كه از فرآيند فرو پاشي شوروي و يا انقلاب هاي نارنجي (مخملي) به دست آورده، در خصوص ايران نيز بنا دارد استفاده كند.
ايالات متحده و رژيم اشغالگر قدس تلاش مي كنند تا با استفاده ازابزارهاي ديپلماسي عمومي و سايبر ديپلماسي زمينه هاي گسترش تنش هاي قومي، فرقه اي، دانشجويي و صنفي را فراهم كرده، و با امنيتي كردن مقوله هاي فرهنگي و اقتصادي، بستر تبديل مشكل به چالش و در نهايت بحران را ايجاد كند كه در گام اول سياستمداران و مسئولان نظام شايسته است با تاكيد بر مؤلفه هاي فرهنگي ـ رواني و اقتصادي از امنيتي شدن فضاي حاكم جلوگيري كند، كه اين خود مستلزم هوشياري نهادهاي نظامي، انتظامي و امنيتي از حركت هاي فتنه آميز و ريشه يابي آنان است.
در اين راستا برخي از اقدام هاي دولت امريكا براي اثرگذاري بر افكارعمومي و تضعيف ضريب وحدت ملي شامل ايجاد ميز مخصوص مطالعات ايران در وزارت خارجه آمريكا و گسترش دفاتر و مراكز مخصوصي در شهرهايي كه محل تردد يا سكونت تعداد زيادي از ايرانيان است، انتشار اخبار كذب و تحريف شده، بالا بردن سطح انتظارات جامعه ، ايجاد بد بيني به كارگزاران نظام، بحران سازي و منجي نشان دادن خود در حوزه راهبرد ايران اسلامي براي تقويت وحدت ملي است .
توصيه مي شود تا كارگزاران ايران اسلامي به منظور تقويت ضريب امنيت ملي، اقدام هايي را مورد توجه قرار دهند كه از آن جمله بهينه سازي و توزيع مناسب منابع براساس يك الگوي عدالت محور در سطح كلان است كه اكثريت جامعه از يك بهره وري نسبي برخوردار شوند؛ چراكه يكي از دلايل ركود، تورم و بيكاري جامعه، عدم توجه به مؤلفه هاي اقتصاد كلان و تأثير آن بر جامعه شناسي سياسي است، كه مي تواند زمينه بهره برداري رسانه اي غرب و ايجاد تصوير مجازي از شرايط اقتصادي كشور را موجب شود، به طوري كه با استفاده از سايبر ديپلماسي و مؤلفه هاي ديپلماسي عمومي تلاش مي كنند تا مؤلفه هاي اقتصادي را به مؤلفه هاي امنيتي تبديل كنند، در نتيجه در مقوله وحدت ملي فقط متوليان فرهنگي و امنيتي ـ انتظامي تأثير گذار نيستند، بلكه وحدت ملي يك مقوله چند وجهي است كه از متغيرهاي محيط مختلف اثر مي پذيرد.
اثرپذيري وحدت ملي شامل سيستم تضعيف و يا تقويت وحدت ملي ، باورها و برداشت هاي سياسي جامعه، ورود پارامترهاي محيط(مؤلفه هاي فرهنگي، اقتصادي و امنيتي) است و آنچه شايسته مي باشد تا مورد توجه متوليان اقتصادي و كارگزاران امنيتي قرار گيرد اين است كه دشمنان نظام، همواره تلاش مي كنند تا هرگونه ناكامي اقتصادي را با نگاه تبعيض آميز حاكميت به قوميت ها و گروه هاي زير سيستمي فرقه اي ارتباط دهند، به همين دليل توصيه مي شود تا آسيب شناسي دقيقي نسبت به تأثير پارامترهاي اقتصاد سياسي برمؤلفه هاي جامعه شناسي صورت پذيرد.
يكي از راهبردهاي غرب اين است كه وجود بعضي از مشكلات اقتصادي و ركود تورمي با وجود افزايش تصاعدي قيمت نفت را به سوء مديريت نظام مديريتي كشور مرتبط سازد و با ايجاد تصوير مجازي ازمشكلات اقتصادي و ترسيم آن به صورت چالش و يا بحران باعث دلسردي مردم از نظام و شكل گيري شكاف ميان جامعه و حاكميت شوند، به عبارتي كارگزاران نظام بايد همواره، قدرت ملي را به اقتدار ملي تبديل كنند، كه اين خود مستلزم مشاركت و حمايت توده اي جامعه ازتصميم هاي راهبردي نظام است.
به عنوان مثال مي توان به جنبش نرم افزاري و خيزش ايجاد شده در حمايت از ديپلماسي هسته اي نظام اشاره كرد كه باعث شده تا توان چانه زني و قدرت مانور ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران افزايش يابد و از طرفي بنيان فكري نظام تصميم گيري غرب را با چالش مواجه كند. در نتيجه مؤلفه هاي وحدت ملي به طورمستقيم بر جايگاه اين نظام در شطرنج سياسي ـ امنيتي منطقه اي و جهاني تأثير گذار است و بيانگر اين است كه رابطه مؤلفه هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و امنيتي با مقوله وحدت ملي يك رابطه متقابل است كه هر كدام بر ديگري تأثيرگذار است.
از اين رو، نابرابري در تخصيص منابع مي تواند مؤلفه هاي واگرايانه راتقويت كند، افزايش تعامل و هم انديشي ميان مثلت حوزه و دانشگاه و رسانه، هرگونه تقويت، تعامل سازنده و هم انديشي ميان نخبگان فكري ـرسانه اي مي تواند عقبه علمي نظام تصميم گيري كشور را تقويت كرده و با توجه به نقش و جايگاه روشنفكران ديني و جامعه روحانيت در بطن جامعه مي تواند به صورت غير مستقيم مشروعيت تصميم ها را نيز افزايش دهد.
از طرفي نخبگان حوزه و دانشگاه متعلق به يك طيف سياسي و يا يك جمعيت خاصي نيستند، بلكه مي توان حضور آنان را در زمينه هاي مختلف در ميان گروه ها، قوميت ها، فرقه ها، اصناف و دانشجويان مشاهده كرد، كه اين خود به تقويت وحدت ملي براساس مؤلفه هاي آكادميك ـ ايدئولوژيك منجر مي شود.
نقش رسانه ها در اين ميان بسيار حائز اهميت است و با توجه به گستردگي و تنوع آن مي تواند وظيفه يك پل ارتباطي و انتقالي آن به جامعه را ايفا كند و يا يك محيط مجازي علمي را براي كارگزاران نهادهاي مقننه، مجريه و قضائيه فراهم كند؛ در اين راستا توصيه مي شود مراكز مطالعاتي ـ پژوهشي با رويكردامنيت ملي نسبت به شناسايي مؤلفه هاي واگرايانه اقدام كنند تاخروجي نهادهاي اطلاعاتي ـ امنيتي از ضريب خطاي كمتري برخوردارباشد.
مراكز پژوهشي حوزه و دانشگاه با مطالعه موردي كشورهايي كه به دليل تكثر قومي ـ فرقه اي زمينه هاي تجزيه آنان فراهم شده است، مي توانند به يك انسجام فكري ـ رويه اي در مورد نحوه تقابل با آسيب هادست يابند.
آسيب شناسي ديپلماسي رسانه اي با رويكرد امنيت ملي صدا و سيما با توجه به دامنه جغرافيايي و تنوع برنامه ها نقش محوري را در تقويت وحدت ملي ايفا مي كند و شايسته است با بهره برداري ازپيشرفته ترين فنون (ديپلماسي عمومي) نسبت به تقويت هويت ايراني ـ اسلامي اقدام كنند.
صدا و سيما مي تواند تهديدهاي ناشي از تكثر قومي ـ فرقه اي را به خدمت تبديل كرده، و با رويكرد وحدت در عين كثرت، زمينه هاي انسجام علقه هاي فرهنگي، ملي و هويتي در سطح كلان جامعه را فراهم كند كه بعضي از ابزارهاي آن شامل پخش برنامه هاي آذري، كردي، بلوچي و غيره است كه اين مسئله مي تواند احساس تعلق قوميت هاي مختلف به هويت ايراني ـ اسلامي را تقويت كند.
علت اينكه گفته مي شود شبكه هاي سراسري اين برنامه ها را پخش كنند اين است كه قوميت هاي ايران اسلامي فقط در يك استان متمركز نيستند، بلكه در سطح ملي پراكنده اند و پخش برنامه هاي محلي از گويش هاي مختلف مي تواند يكي از ابزارهاي اعتماد آنان به رسانه ملي تعريف شود و از طرفي ضريب وحدت ملي را نيز تقويت كنند
صدا و سيما شايسته است همواره سطح هوشياري مردم نسبت به اقدام هاي خصمانه دشمنان را بالا ببرد و اين كار بايد بسيار دقيق وهوشمندانه صورت پذيرد؛ چراكه انتشار اخبار تحريف شده و غير واقعي مي تواند به كاهش اعتماد به رسانه ملي منجر شود. به همين دليل درفضاي جهاني شدن اطلاعات و قرار گرفتن در يك دهكده جهاني، توان تبليغاتي ـ خبري كشوري موفق است كه از آخرين روش هاي روانشناختي، ارتباطات، فرهنگي و نرم افزاري استفاده كند و توصيه مي شود (نظام جامع اطلاع رساني در محيطهاي سايبر) در صدا و سيما تبيين شود، تا بتوان حداكثر استفاده را از ظرفيت هاي موجود به دست آورد.
شايسته است تا جمهوري اسلامي ايران با افزايش تعامل فكري و هم انديشي ميان مثلت حوزه، دانشگاه و رسانه، زمينه هاي شكل گيري يك جنبش فرهنگي نرم افزاري براي ترسيم چهره مثبتي ازجامعه مدني نشأت گرفته از انديشه هاي ناب اسلامي را فراهم كند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰