کد خبر:۱۲۹۷۳۰
یادداشت//
خرداد؛ حماسه ای جاودان بر تارک تاریخ بشریت
اگر قیام ۱۵ خرداد شکل نمی گرفت بی تردید نهضت انقلاب اسلامی ایران به سرنوشت حرکت مشروطه دچار می شد و بازیگران سیاسی می توانستند اين انقلاب را به بیراهه کشانده و رژیم پلید شاهنشاهی را دست کم برای صده ای در ایران استوار بخشند.
گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو»، فاطمه خسروپور: قيام ۱۵ خرداد ۴۲ تأثیرات بلندمدت خود را که ناشی از ویژگی های ناب این قیام بود، بر روند سیاسی و اجتماعی ایران باقی گذاشت و با نتایجی همچون افزایش رشد سیاسی روحانیت و حوزه های علمیه و ورود گسترده روحانیت به عرصه سیاسی، الگو قرارگرفتن مذهب برای مبارزه، تکامل مبارزات در اثر رشد و آگاهی توسط توده مردم، افشای ماهیت منافقانه رژیم، بی اعتباری شرق و غرب به دلیل موضع گیری های منفی آمریکا و شوروی در مقابل قیام مذکور، تثبیت مرجعیت و رهبری امام خمینی (ره) با حمایت مردم و تأیید علماء و مراجع، روشن شدن ماهیت گروه های سیاسی وابسته و لیبرال حضور مردم را در صحنه مبارزات فراگیر نمود و جایگزینی نظام حکومتی اسلامی و اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه را تثبیت نمود و بر همین مبنا گروه های سیاسی غیرمذهبی را به حاشیه راند و راه مبارزات انعطاف ناپذیر اسلامی را با تاسی از فرهنگ غنی عاشورایی از بیراهه پویی های دارو دسته های خود باخته های اسیمهای وارداتی و پیروان مکتب های ملی گرایی، ناسیونالیستی، سوسیالیستی، مارکسیستی و … جدا نمود و بی پایگی آن مکتب ها و نااستواری و بی ثباتی سیاست بازان حرفه های وابسته به غرب و شرق را آشکار ساخت.
اگر قیام ۱۵ خرداد شکل نمی گرفت بی تردید نهضت انقلاب اسلامی ایران به سرنوشت حرکت مشروطه دچار می شد و بازیگران سیاسی می توانستند انقلاب اسلامی را به بیراهه کشانده و نه تنها رژیم پلید شاهنشاهی را دست کم برای صده ای در ایران استوار می بخشند بلکه راه را برای تاخت و تاز جهانخواران به ویژه آمریکا و اسرائیل هموار سازند و با شعار «دموکراسی» فاشیستی ترین حکومتها را بر مردم مسلمان ایران بار کنند و شیخ فضل الله هایی را در راه برقراری نظام دموکراسی به قربانگاه بفرستند.
این قیام در حقیقت با دگرگونی ژرف اندیشانه ای در جامعه راه را برای پدید آوردن ایام الله های دیگر هموار کرد و بستر لازم جهت آماده سازی شرایط و زمینه های انقلاب اسلامی را فراهم آورد و از آنجا که هدف شرکت کنندگان قیام دفاع از اسلام، رهبری و استقلال کشور بود، خداوند نیز به مصداق آیه شریفه «ان تنصروالله ینصرکم و شیبت اقدامکم»(اگر خداوند را یاری کردید، خداوند نیز شما را یاری خواهد کرد) و آیه شریفه «ان ینصرکم الله فلاغالب لکم»(اگر خداوند شما را یاری کند هیچ نیرویی بر شما غلبه نخواهد کرد.) نهضت اسلامی را با همه ی مشکلات و توطئه ها به شکل فوق العاده ای به پیروزی رساند.
پانزده خرداد... نقطه عطفي در تاريخ و مبداء اين نهضت است
آنها که در پانزده خرداد قيام کردند، قيام مردانه کردند و در مقابل دژخيمان نه گفتند و به شهادت رسيدند، آنها مبداء اين نهضت عظيم شدند. امام خميني(ره) ظهور امام خميني(ره) در اوايل دهه چهل، منشاء دو تحول عظيم در تاريخ معاصر ايران شده است.
از يک سو ايشان سکوتي را که از نهضت مشروطيت به اين سو بر فضاي حوزه علميه قم سايه افکنده بود، شکست و با تحريم تقيه و کشاندن مبارزه به کانون اصلي فعاليت هاي مذهبي (حوزه علميه قم) براي هميشه به انگاره جدايي دين از سياست خط بطلان کشيد و از سوي ديگر، با طرح انديشه غير التقاطي و خالص ديني خود، بدون آنکه حزب و سازماني تشکيل دهد، توده مردم را به برپايي دولتي دعوت کرد که به لحاظ ساختار و ماهيت، با سلطنت تفاوتي آشکار داشت. بنا به تاکيد خود امام (ره) اين نهضت ريشه در حوادث و رويدادهاي سه سال -حد فاصل سال هاي 1343-1340- دارد که نقطه عطف آن، قيام پانزده خرداد سال 1342 قلمداد مي گردد.
البته با تاکيد بر اين نکته که قيام مذکور برخاسته از پيش زمينه هايي است که پس از رحلت آيت الله بروجردي و طرح مرجعيت امام (ره) و همچنين ايستادگي در برابر مخالفت هاي علني شاه با قانون اساسي مشروطيت و دين مبين اسلام، به تدريج شکل گرفته است. امام خميني (ره) با نفي تز استعماري جدايي دين از سياست و با صدور فرمان تحريم تقيه، نقطه عطفي در فرهنگ سياسي کشور ايجاد کرد که پايان دوران از خودبيگانگي را بشارت مي داد. منشاء و خاستگاه قيام پانزده خرداد، انديشه هاي روحانيت مبارزشيعه به رهبري حضرت امام خميني (ره) بوده است.
در انديشه ها و تفکر آن حضرت، تشکيل حکومت اسلامي و اجراي احکام اسلامي جايگاه خاصي داشت
بر اين اساس، پياده شدن قوانين اسلام در حوزه هاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگيزه هاي اصولي نيروهاي مذهبي محسوب مي شد، اما با توجه به تخطي رژيم شاه از حدود الهي و عدم اجراي احکام اسلام، امر به معروف و نهي از منکر، دفاع از سنت ها و ارزشهاي اسلامي، مقابله با برنامه هاي استعماري آمريکا و اسرائيل، مبارزه با حاکميت و گسترش فرهنگ غربي که منافي با معيارهاي فرهنگ اسلام ناب محمدي بود از انگيزه هاي نسل جديد روحانيت، براي ورود به عرصه سياسي کشور و وقوع قيام پانزده خرداد به شمار مي رفت.
بنابراين آنچه 15 خرداد را نسبت به ديگر رخدادهاي تعيين کننده تاريخ کشورمان متمايز ساخته، «ديني» يا به تعبيري «اسلامي» بودن آن است که اين همه از رهگذر رهبري يک عالم آگاه و زمان شناس و دردمند صورت گرفته است که دغدغه اسلام و ارزش هاي معنوي دين را که ريشه در فطرت مردم دوانده بود، در راس توجه خود قرار مي داد.
اين مبارزه به منزله اصلاح طرز تفکر و روحيه مردم ايران بود که رژيم شاه را بر سر دو راهي خطرناکي قرار مي داد. چون از يک سو، رهبري مذهبي شيعه، سياست هاي استبدادي شاه را به طور علني و رسمي مورد حمله قرار مي داد و از سوي ديگر، دولت از رويارويي علني با مذهب بيمناک بود.
بنابراين، قيام 15 خرداد 1342 داراي ويژگي هايي بود که هيچ يک از جنبش هاي سياسي-اجتماعي پيشين ايران، واجد همه اين خصوصيات نبوده اند.
اين مساله، قيام 15 خرداد را يک حرکت سياسي-اجتماعي و فکري - فرهنگي منحصر به فرد مي سازد که نقطه عطفي در سير تحولات سياسي-اجتماعي ايران پديد آورد و سمت و سوي مذهبي بدان بخشيد.
ويژگي اصلي قيام 15 خرداد، جنبه مذهبي آن بود که با حضور رهبران مذهبي و روحانيت معظم شيعه، توده هاي مختلف مردم ايران نيز در آن مشارکت جستند.
از ديگر خصوصيات قيام که ريشه در شرايط اجتماعي و مختصات معنوي مردم و رهبري جنبش داشت نيز، مي توان به موارد زير اشاره کرد:
الف- حضور قدرتمند مرجعيت به مثابه مهمترين عامل گردآوري نيروهاي سياسي:
تحولي که در حوزه ها، روحانيت و مرجعيت پديدار گشته بود، آرام آرام حرکت مردم را به سمت و سوي تداوم و نيل به اهداف و آرمانهاي ديني- سياسي سوق داد. در جستار پيرامون 15 خرداد و بستر شکل گيري آن، بيش از هر چيز بايد اسلام ستيزي يا به تعبيري «اسلام زدايي» رژيم پهلوي را سبب ساز حضور و هماهنگي و پيوند روحانيت و ملت دانست.
در حقيقت، اين گرايش هاي ديرينه و فطري مردم ايران بود که قيام 15 خرداد را آغاز حرکتي رو به پيش ساخت و خون و کلام مجاهدان اسلام خواه و استقلال طلب و آزادي جو را در پناه انقلاب 57 به بار نشانيد.
پيش از پانزده خرداد، هيچ مرجع تقليدي به گستردگي و پايداري امام خميني (ره) وارد عرصه مبارزه و سياست نشده و عزم استوار خويش را براي دگرگوني رژيم و جايگزيني حکومت قانون و معنويت اسلام آشکار نساخته بود.
مخالفت ها و ناسازگاري هايي که ميان مبارزان ملي و مذهبي، پس از قيام 15 خرداد به تدريج دامن گسترد و در نهايت جدايي آنها را سبب گشت، بي شک به دليل بيگانگي از مرجعيت يا دلبستگي بدان بوده است از اين رو بايد در تحليل خاستگاه قيام 15 خرداد، از مرجعيت و رهبري روحاني امام خمینی(ره) به عنوان يک شاخص ياد کرد تا بتوان انديشه درست را از نادرست بازشناخت.
ب- نشانه رفتن اصل نظام شاهنشاهي:
بر خلاف ساير رهبران نهضت هاي پيشين که در تلاش براي اصلاح امور بودند، يکي از مهمترين تفاوت هاي جنبش امام با ساير جنبش ها، تلاش امام براي «تغيير» بود.
15 خرداد، فرصت مناسبي به دست داد تا اين تفاوت آشکار بروز نمايد و اصل نظام شاهنشاهي، با صراحت نشانه گيري شود.
ج- ضد امپرياليسم و ضد صهيونيزم بودن مبارزه:
امام خمینی(ره) از ابتداي نهضت خود، قدرت هاي استعماري شرق و غرب و صهيونيزم جهاني و اسرائيل را به مبارزه طلبيد و از آغاز نشان داد، که جنبش مردم در ايران نوعي جنبش اسلامي است تا اعتراض ملي.
د- ممانعت از اجراي سياست دموکراسي کنترل شده «کندي» که در ديگر کشورهاي وابسته جهان سوم در حال اجرا بود.
حرکت امام خميني(ره)، رژيم شاه را ناگزير به اعمال خشونت کرد و بدين ترتيب، چهره واقعي اين رژيم براي جهانيان و مردم ايران روشن تر شد.
ه- آشکار شدن قدرت مذهب به وسيله بسيج گسترده مردمي و مقاومت در مقابل برنامه هاي نامشروع شاه.
بنابراين، هرچند قيام 15 خرداد 1342 از نقطه نظر نظامي به شدت سرکوب شد اما زمينه هاي فکري- فرهنگي انقلاب اسلامي 1357 را فراهم آورد و جايگاه رهبري روحانيت شيعه و مرجعيت را براي مردم ايران روشن تر ساخت.
این كه، چه عواملی در پیروزی انقلاب اسلامی و واژگونی رژیم 2500 ساله شاهنشاهی، نقش اصلی و اساسی داشته اند از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
از سال 1341 كه نهضت مقدس امام خمینی قدس سره آغاز شد، تا سال 1357 كه این نهضت به ثمر رسید با ظهور انقلابی بی نظیر كه ثمره ی آن تحقق نظام جمهوری اسلامی بود، همواره تنی چند از عالمان مجاهد، با یاری مردم فقیر و زجر كشیده، خود را به آتش و خون زدند و با تحمل سختی های بسیار مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه دادند.
در طی این سال ها، ضمن نبردِ نابرابر ایمان و كفر، منادیان حق و حقیقت دینی، با الگو قرار دادن مبارزات صدر اسلام، و با جدّیت وصف ناپذیر، نهضت مقدس امام خمینی(ره) را استمرار بخشیدند و روحیه ی سلطنت ستیزی را تقویت كردند و در هر مناسبتی با نام رهبر تبعیدی خود حركت انقلابی جمعیت های تظاهر كننده را پرشتاب و با توان ساختند. قیام 15 خرداد نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت قهرمان ایران است، كه رهبری داهیانه ی امام خمینی(ره) و یاری روحانیان انقلابی در تداوم آن، طی یك دوره ی پانزده ساله، نقش اساسی داشته است و در همه آن سال ها سال روز 15 خرداد هیچ گاه در سكوت و خاموشی سپری نشد، زیرا كه 15 خرداد برای امت قهرمان و شهید پرور ایران از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده و خواهد بود.
15 خرداد، روز قیام خونین مردم جان بركفی بود كه، به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند و علیه نظام ستمشاهی شوریدند. 15
خرداد روز آغاز نهضت مقدس اسلامی، روز عصیان علیه طاغوت و طاغوتیان و روزی بود كه ملت ایران زیر بیرق اسلام گرد آمد و برای مقابله با دشمنان اسلام و قرآن وارد صحنه شد و پشت رژیم ستمشاهی را به لرزه انداخت.
در سحرگاه 15 خرداد سال 1342، دژخیمان رژیم ستمشاهی به خانه امام در قم یورش بردند و امام خمینی(ره) را كه سه روز پیش از آن به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسه فیضیه، طی سخنان كوبنده ای پرده از جنایات شاه و اربابان امریكایی و اسراییلی او برداشته بود، دستگیر و دور از چشم مردم به زندانی در تهران منتقل كردند.
امام خميني(ره) مي فرمودند: با فرا رسيدن 15 خرداد، خاطره غمانگيز و حماسهآفرين اين روز تاريخى تجديد مىشود، روزى كه بنابر آنچه مشهور است قريب به 15 هزار نفر از ملت مظلوم و ستمكشيده ما به خاك و خون كشيده شد، روزى كه طليعه نهضت اسلامى اين ملت شجاع و غيور گرديد.
به مناسبت سالروز قيام خونين 15 خرداد سال 1342 حضرت امام خمينى(ره) فرمودند: ملتى كه 15 خرداد 42 را به خاطر اسلام، با افتخار و پيروزى پشت سر گذاشته، از محاصرههاى اقتصادى و نظامى باكى ندارد وضعيت 15 خرداد مرا كوبيد من تاكنون در صحبتها احساس عجز نكردهام، (اما) امروز خودم را عاجز مىدانم، عاجز مىدانم از اظهار تألمات روحيهاى كه دارم براى اوضاع اسلام عموماً و اوضاع ايران خصوصاً و قضايايى كه پيش آمد، خصوصاً قضيه مدارس علمى، قضيه 15 خرداد. خدا مىداند كه اوضاع 15 خرداد مرا كوبيد. «15 خرداد، بالاترين ننگ براى رژيم طاغوت» 15 خرداد، ننگى بر دامن اين مملكت گذاشت كه تا آخر محو نخواهد شد. تاريخ اين را ضبط مىكند. خودشان هم گفتند كه 15 خرداد ننگ بود، من هم مىگويم ننگ بود، لكن (اين) نكته را نگفتند (كه) من مىگويم. ننگ بود كه مسلسلها را، تانكها، توپها و تفنگها را از مال اين ملت فقير به دست آوردند و به روى اين ملت فقير بستند. آيا ننگ از اين بالاتر مىشود كه انسان، يك ملتى را اين طور پايمال كند؟ اين بيچارهها چه كرده بودند؟ واقعه 15 خرداد، ننگ بزرگى براى هيأت حاكمه به بار آورد. اين واقعه فراموششدنى نيست. تاريخ آن را ضبط كرد. ملت مسلمان چه جرمى مرتكب شده بود؟ زنها و اطفال صغير چه گناهى كرده بودند؟ چرا آنها را به مسلسل بستند؟ علماى اسلام و خطباى مذهبى چه جرمى داشتند؟ گناه آنها دفاع از حق بود، دفاع از قرآن كريم بود. به جرم نصايح مشفقانه و صلاحانديشى اهانت شدند، به حبس كشيده شدند، محصور گرديدند، مبتلا به مصايب شدند.
15 خرداد، عزاى عمومى براى هميشه با فرا رسيدن 15 خرداد، خاطره غمانگيز و حماسهآفرين اين روز تاريخى تجديد مىشود، روزى كه بنابر آنچه مشهور است، قريب به پانزده هزار نفر از ملت مظلوم و ستمكشيده ما به خاك و خون كشيده شد، روزى كه طليعه نهضت اسلامى اين ملت شجاع و غيور گرديد. ملت ما اين روز را عزيز مىشمارد و من روز 15 خرداد را براى هميشه عزاى عمومى اعلام مىكنم و براى بزرگداشت شهداى خويش در اين روز بزرگ، در مدرسه فيضيه به سوگ مىنشينم.
واقعه شوم 15 خرداد و مدارس علمى - فيضيه و غير آن - پشت ما و هر مسْلمِ غيرتمند را مىشكند. ملت اسلام اين مصيبت را فراموش نمىكند.
جراحتِ قتل عام 15 خرداد، از قلب ملت پاك نخواهد شد
سند مخالفت شجاعانه ملتْ مقابل استبداد 15 خرداد از خاطرهها محو نخواهد شد و بايد در سالروز آن، هر چه بيشتر آن را زنده نگاه داشت.
15 خرداد كه مصادف با دوازده محرّم بود، سند زنده مخالفت شجاعانه ملت ايران در مقابل استبداد عمال اجانب و در قبال استعمار چپ و راست بود و از شعلههاى فروزان نهضت سيد مظلومان در مقابل دستگاه استبداد بنىاميه عليهماللعنة بود.
15 خرداد، انعقاد نطفه مقاومت ملى نهضت ملت بزرگ ايران كه در دوازدهم محرّم، 15 خرداد به شكوفايى گراييد، پردههاى تزوير و عوامفريبى شاه را پاره كرد و قتلعام شاهانه و فداكارى ملت، مبدأ عظيمى در تاريخ ايران گرديد و مفتاح نجات اسلام و عدالت به دست آمد و نطفه مقاومت ملى، منعقد و با تربيت و روشنگرى روشنگران، رو به رشد و تكامل نهاد.
15 خرداد، مبدأ و خميرمايه نهضت پانزده خرداد - كه ما مردان با ارادهاى را از دست داديم و جوانانى از دست ملت ما رفت - نقطه عطفى در تاريخ و مبدأ اين نهضت است.
آنها كه در پانزده خرداد قيام كردند، قيام مردانه كردند و در مقابل دژخيمان، «نه» گفتند و به شهادت رسيدند، آنها مبدأ اين نهضت عظيم شدند.
15 خرداد، يك نقطه عطفى در تاريخ كشور ما است كه از همان وقت، شروع به فعاليت سياسى شد و روحانيون از همان وقت، خودشان را مجهز كردند، لكن در عين حالى كه 15 خرداد، يك مصيبتى بود براى ملت ما، لكن مبدأ جنبش بود.
از همان وقت و جلوتر از آن وقت، روحانيون قيام كردند و به دست روحانيون نهضت شروع شد، از قم شروع شد و 15 خرداد يك انعكاسى بود از همان قيام.
در عين حالى كه 15 خرداد براى ما مصيبت بود، لكن اين موهبت هم خداى تبارك و تعالى به ما عطا كرد كه مردم بيدار شدند و به صداى روحانيون لبيك گفتند و در همه جا، در همه مملكت اين نهضت شروع كرد و مبدأش از همان 15 خرداد بود و بعد كمكم تدريجاً ريشه گرفت.
بنابراين، 15 خرداد در عين حالى كه مصيبت بود، لكن مبارك بود براى ملت كه منتهى شد به يك امر بزرگى و آن، استقلال كشور و آزادى براى همه مملكت (بود).
سالروز پانزدهم خرداد 42، خميرمايه نهضت مبارك ملت بزرگ ايران و روز بذر انقلاب بزرگ اسلامى ما است
15خرداد، گلوله تفنگ و گلوله تحجر اولين و مهمترين فصل خونين مبارزه، در عاشوراى 15 خرداد رقم خورد. در 15 خرداد 42، مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود، مقابله را آسان مىنمود.
علاوه بر آن، از داخل جبهه خودى، گلوله حيله و مقدسمآبى و تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورويى بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب، جگر و جان را مىسوخت و مىدريد.
در آن زمان روزى نبود كه حادثهاى نباشد، ايادى پنهان و آشكار آمريكا و شاه به شايعات و تهمتها متوسل شدند، حتى نسبت تارك الصلاة و كمونيست و عامل انگليس به افرادى كه هدايت مبارزه را به عهده داشتند، مىدادند.
واقعاً روحانيت اصيل در تنهايى و اسارت خون مىگريست كه چگونه آمريكا و نوكرش پهلوى مىخواهند ريشه ديانت و اسلام را بركنند و عدهاى روحانى مقدسنماى ناآگاه يا بازىخورده و عدهاى وابسته كه چهرهشان بعد از پيروزى روشن گشت، مسير اين خيانت بزرگ را هموار مىنمودند، آن قدر كه اسلام از اين مقدسين روحانىنما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر(ى) نخورده است.
15 خرداد ثابت كرد در حقيقت، دستاورد نهضت 15 خرداد 42، پيروزى 22 بهمن 57 بود
15 خرداد و سالروز 15 خرداد ثابت كرد كه اين مردم در صحنه هستند و براى اسلام هم در صحنه هستند.
ملت 15 خرداد و ترس!
ملتى كه 15 خرداد، روز خون و 17 شهريور، روز نويد پيروزى خون و جمعه سياه، روزى كه رژيم را با افتخار و پيروزى پشت سر گذاشته است، از اين محاصرات اقتصادى و نظامى باك ندارد.
آنان باك دارند كه اقتصاد را زيربنا و شكم را قبلهگاه و دنيا را مقصد و مقصود مىدانند، ايام الله را از ياد نبريد اين ايام بزرگ الهى كه از «ايّام اللَّه» است، اينها را يادتان باشد.
يادتان نرود كه ما يك 15 خرداد داشتيم، 15 خرداد مبدأ نهضت اسلامى ايران است. يادتان نرود كه ما يك 17 شهريور داشتيم. 17 شهريور از «ايّام اللَّه» است و بايد يادمان نرود اين را (كه) آن روز آن قدر شهيد داديم و آن قدر خون داديم، در مقابل اجانب و در مقابل وابستگان به اجانب.
ملت ما قيام كردند و خونشان ريخته شد، لكن پيروز شديم، شما اين مفخرهاى خودتان را از ياد نبريد.
روشنفكرهاى ما و نويسندگان ما و تمام طبقه عالم و روشنفكر توجه به مفاخر خودشان داشته باشند. اين قدر (به) طرف غربْ سجده نكنند.
بايد 15 خرداد و 19 دى جاويد و زنده نگه داشته شود تا جلادى شاه از خاطرهها نرود و نسلهاى آتيه، جرايم شاهان سفاك را بدانند.
بزرگداشت ارزشهاى انسانى در طول تاريخ (15 خرداد)، سرآغاز شكوفايى اسلام و استقلال و آزادى ملت است.
روز 15 خرداد، در عين حال كه چون عاشورا روز عزاى عمومى ملت مظلوم است، روز حماسه و تولد جديد اسلام و مسلمانان است.
بزرگداشت روز حماسهآفرين 15 خرداد، بزرگداشت ارزشهاى انسانى در طول تاريخ است، همانسان كه بزرگداشت روز سرنوشتساز عاشورا، بزرگداشت اسلام و قرآن كريم است. ملت شريف ما، بلكه ملتهاى مظلوم، از هر چه غفلت كنند، از اين دو روز الهى نبايد غفلت كنند.
بزرگداشت و راهپيمايىهاى روز پانزده خرداد، فريادى كوبنده است از مستضعفان بر سر مستكبران و از متعهدان به مكتب مترقى قرآن در مقابل تسليمشدگان بىچون و چرا به مكاتب انحرافى يا التقاطى شرق و غرب كه به طور خزنده در انحراف ملت مظلوم ما دست به قلم و زبان، در كوشش بىامان هستند.
بر ملت شريف ما است كه اين ايام اللَّه را كه هديههايى از عالم غيب ربوبى است، با جان و دل حفظ و با چنگ و دندان نگهدارى كنند و با شعار و شعور، بر مخالفان مكتب و خدمتگزاران به شياطين بزرگ و كوچك بتازند و صفهاى خود را فشردهتر و دلهاى خود را مطمئنتر، با قدم استوار و تصميم آهنين، بر مشكلات و توطئههاى غرب و شرق غلبه كنند و مجهز به جهاز ايمان به خدا شوند در مقابله با مشكلات.
و بالاخره باید گفت: نیمه خرداد، برادر تنی عاشوراست. حماسه سازان این روز، همسایه دیوار به دیوار کربلاییانند! پانزده خرداد، یک روز نیست؛ یک فرهنگ است، یک آیین؛ فرهنگ باور خویش و آیین چگونه به باور رساندن حقیقت وجود! پانزده خرداد، روز آغاز است؛ روز تولد حماسه روز فوران اراده و روز ناگهان بیداری! بعضی چیزها، ریشه در اسراری دارند که دست عقل، از رسیدن به دامان ادراکش عاجز می ماند.
یکی از آنها، صفحه سرخی است که در تقویم حماسه به نام پانزده خرداد ثبت شده است، مردم چنان با یگانگی خویش در تارک این روز، عجین شدند که گویی قطره ها، اتصال آبشار را.
چه کسی باور می کرد، کویرستان ایران، در رونق بارانی چنین با کرامت، غوطه ور شود؟ از ذهن کدام جامعه شناس می گذشت که وحدت اسلامی ایرانی ها، سقفی گسترده چون پانزده خرداد را بر سر ملتی مسلمان، استوار سازد؟ چه کسی تصور می کرد، پانزده خرداد، و این تاریخ ساده، قبله ثانیه های بیداری شود؟ به شکوه این تاریخ حماسی، ایمان بیاوریم.
ایمان به پانزده خرداد، ایمان به ارزش های وحدت و ولایت است؛ چرا که این روز، جز به ندای رهبری عارف و سالک، به ثمر نمی نشست و جز با یکدلی و اتحاد دل های مردم، امتداد نمی یافت. قطره قطره باران شدند و سیل شدند و راه افتادند تا بشویند سیاهی و تباهی را. از قم شروع شد و به تهران و مشهد و تبریز و شیراز کشیده شد.
گلوله ها، صف کشیدند تا گل ها، عطر آزادی را در دهان بادها منتشر نکنند، اما پشت این قیام خونین، آرمان عاشورایی حسین علیه السلام خوابیده بود. نهضت حسینی، با هیچ غبار بی ارزشی، دامن آلوده نخواهد شد.
خون عاشورا، در رگ های ایمان ما جریان گرفت، تا پاسخگوی «هل من ناصر» فرزندان حسین علیه السلام باشیم.
گل ها، شاخه شاخه برخاستند و برگ برگ خون شدند و عطر پرپر شدن شان، راز آزادی و ماندگاری مان شد. باران گلوله ها باریدن گرفت و پیراهن ها، باغچه گل های سرخ شدند. پانزده هزار کبوتر، در پانزده خرداد چهل و دو، در خون خویش پرپر زدند.
آسمان به زیارت کبوتران بر سنگ فرش خیابان ها بوسه می زد
خیابان های قم، تهران، مشهد، تبریز و شیراز، بوی حرم می داد. خیابان ها، زیارت کردنی شده بودند. نسیم های دلتنگ، به زیارت آمدند، زمزمه کنان: «که شهیدان که اند این همه خونین کفنان». پیراهن ها، بوی یوسف گرفتند و گلوله ها زیر پیراهن ها زائر شدند. قم، شیراز، تهران، مشهد و تبریز،... ایران، سراسر زخمی بود. خیابان ها، با خون پرنده ها غسل کردند. درختان کنار خیابان، زیارت عاشورا می خواندند و ابرهای تشنه، بغض خویش را بر چشم های سرخ خیابان می باریدند. نهضت عاشورا، در پانزده خرداد زنده شد و اسلام، جان گرفت.
انقلاب، شکوفه داد و از «خون جوانان وطن لاله رویید». خورشید، در خون زانو زد و روز، نام خویش را با خون، بر صفحه ماندگار تاریخ نوشت تا یاد شهیدان، همیشه جاویدان گردد. ... و این آغاز ماجرا بود.
زمزمه ای که بهمن 57 را فریادی رعدآسا شد. خون پانزده خرداد که برسنگفرش خیابان جاری شد، صدای مرثیه داغ مادران که در شهر پیچید، با خود عهد کردیم، شکستن شیشه عمر دیو را. از آن پس بود که قدم هایمان را بر جاده های رهایی، استوارتر برداشتیم و نگاهمان را به دوردست سپیدش دوختیم.
از آن پس بود که الفبای ایستادگی را در مدرسه جانمان، هجا به هجا، مکرر کردیم، که می خواستیم باشیم و ادامه دهیم عزت به گلوله بسته مان را. نمی خواستیم شب های بلند استبداد را و این چنین، با روشنگری های بت شکن تاریخ، آغاز شدیم در کوچه های خون و حماسه، حضور خورشید را تحمل نمی توانستند؛ که از تبار زمستان بودند و عشیره یخبندان.
جانشان، با اهالی شب پیوند خورده بود و این چنین بود که پیشوای نهضت را رهسپار تبعید کردند، تا روشنایی روز، در حصار تردید بماند. آیین شان، به تکثیر دیوارها دستور می داد؛ آنان که پنجره های بیداری این ملت را بسته می خواستند. یک طرف یکسره ظلم بود و بیدادگری و سوی دیگر، مردمی بودند که ذلت نمی پذیرفتند و زیر پا گذاشتن اعتقاداتشان را تاب نمی آوردند.
دشمن، نگاه سبز خمینی رحمه الله را از این امت بزرگ دور می خواست، اما نمی دانست که آفتاب، از تمام حصارها عبور می کند و سرانجام، دریچه های بسته، به سمت نور، قد می کشند.
با خرداد آغاز شدیم؛
در روزهایی مه گرفته و خون آلود به راه افتادیم، جاده های پایداری و حماسه را دریافته بودیم که راز ماندگاری رود، رفتن است و دریا شدن.
ایمان داشتیم که ستم، پایدار نمی ماند و آزادگی، میله های بیداد را در هم خواهد شکست.
برخاستیم و بازو به بازوی یکدیگر، با مشت هایی گره کرده، غرور کوچه های شهر را فریاد کردیم.
ما ایستادیم، تا اقتدار بهمن را تجربه کنیم، هر چند داغ سپیداران جوان، بر دل داریم و هر کوچه این سرزمین، مرثیه سرای شهیدان آزادی است، اما عاقبت، رود خرداد، دریای بهمن را به چشم انداز نشست.
خرداد به نیمه عمر خود رسیده بود
دلواپسی غریبی در نگاه ستاره ها موج می زد. ماه، چشم برنمی برداشت از خانه کوچکی که این روزها، قلب جریان یک ملت در آن می تپید. ناگاه، سایه شوم کابوسی، به ذهنِ کوچه هجوم بردن. صدای چکمه کماندوها و سربازان مزدور شاه، چونان پتکی، بلور آرام شب را شکست. نطفه توطئه ای در تاریکی شب بسته می شد. حکومت پلید خفاشان، دیگر آفتاب درخشان خمینی رحمه الله را تاب نمی آورد. نبض طاغوت، به شماره افتاده بود. آن شب، در پسِ هجوم سایه ها، ابلیس کمین کرده بود. چه خیال خامی در وهم پلید شیطان می بالید؛ ربودن خورشید از آسمان دل ملت؟!
بانگی که در سکوتِ وهم آورِ شب، از حنجره پاک امام طلوع کرد، چه زود فراگیر شد! جوانه شوری که از شبنم آگاهی جان گرفته بود، در تمام کوچه ها سرک کشید و ناغافل، در باغچه تمام خانه ها گل داد. زمزمه ها، فریادی شدند و فریاد، بر سر زبان ها عروج کرد: «یا مرگ یا خمینی»! دست ها گره شدند و غنچه اعتراض، به سمت آسمان بالا رفت.
خیابان های شهر، هر لحظه در انبساط جمعیت غرق می شد. انگار آینه ها برای رهایی نور، به اتحاد رسیده بودند! انگار مطلع مثنوی حماسی، در آغاز سرودن بود! اندام یخ زده ظلمت، از حرارت عشق مردم به امام، به لرزه افتاد.
وقت آن بود که تاریخ، به سیاحت عزم ملت بیاید. زمان آن رسیده بود که چهره زمین، به سرخی خون شهیدان، گلگون شود.
صفیر گلوله ها، زوزه مسلسل ها و صدای ناموزون تانک ها در گوش آسمان پیچید، ناگاه شهر چون بوستانی که در افسونِ نابهنگام خزان خشکیده باشد، غرق گل های پرپر شد بر شاخه خیابان، چشمه های خون جوشیده بود.
لب خونین جوی ها، خبر از ملاقاتِ تلخ گلوله با قلب ها می داد. ناله دلخراش مجروحان، در گوش حادثه می پیچید، انگار می بایست خاطره سرخ پانزده خرداد 42، تا ابد در ذهنِ زخمی شهر، باقی بماند!/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰