جنگ نان در سرزمین دلار؛ بحران گرسنگی در سایه تعطیلی دولت آمریکا
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۲۵۹۳۴
گزارش|

جنگ نان در سرزمین دلار؛ بحران گرسنگی در سایه تعطیلی دولت آمریکا

در دل پرادعاترین کشور جهان، میلیون‌ها آمریکایی برای سیر کردن شکم‌شان می‌جنگند. کودکانی با معده خالی به مدرسه می‌روند، سالمندانی با تنها یک وعده غذا در روز زنده می‌مانند، و مادران مجرد، سس کچاپ را جای غذای گرم بر سر سفره می‌گذارند. این، چهره پنهان آمریکاست؛ جایی که گرسنگی نه حاصل فقر، بلکه نتیجه‌ مستقیم بی‌عدالتی ساختاری و فقدان اراده سیاسی است.
جنگ نان در سرزمین دلار؛ بحران گرسنگی در سایه تعطیلی دولت آمریکا

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، غذا، همچون هوا و آب، یک حق اساسی انسانی است. با این حال، گرسنگی و ناامنی غذایی در ایالات متحده به‌طور گسترده‌ای رواج دارد. در سال ۲۰۲۰، نزدیک به ۱۴ میلیون خانوار آمریکایی — معادل ۱۰.۵ درصد از جمعیت — غذای کافی برای تأمین نیازهای خود نداشتند؛ مسأله‌ای که سلامت، رفاه و کیفیت زندگی آنان را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد.

در بازه‌ای کوتاه از ۱ تا ۱۳ ژوئن ۲۰۲۲، حدود ۲۴ میلیون خانوار در آمریکا — از جمله ۱۱.۶ میلیون خانوار دارای کودک زیر ۱۸ سال — گزارش دادند که در طول هفته گاهی یا اغلب غذای کافی برای خوردن نداشته‌اند.

نکته نگران‌کننده اینکه بیش از ۷ میلیون خانوار با وجود دریافت کمک‌های فدرال غذایی از طریق برنامه کمک تغذیه‌ای مکمل (SNAP) همچنان با ناامنی غذایی مواجه بودند؛ تقریباً ۴ میلیون از این خانوارها شامل کودکان می‌شدند.

بر اساس داده‌ها، خانوارهای کم‌درآمد رنگین‌پوست، به‌ویژه آن‌هایی که سرپرست آن‌ها زنان تنها هستند، با نرخ‌های بالاتری از گرسنگی و ناامنی غذایی مواجه‌اند. ریشه‌ی این وضعیت به نژادپرستی ساختاری و تاریخی بازمی‌گردد — تبعیض‌هایی در فرصت‌های اقتصادی، اشتغال، آموزش، مسکن و دسترسی به تسهیلات مالی که همچنان بر زندگی این گروه‌ها سایه افکنده است.

بحران گرسنگی حاد در ایالات متحده، مانعی جدی بر سر راه موفقیت مردم این کشور است، به‌ویژه کودکان و جوانان، و همچنین رشد اقتصادی بلندمدت آن را تهدید می‌کند.

با روی کار آمدن ترامپ و اعمال سیاست ها، مشکلات زنجیره تأمین و سایر چالش‌های ساختاری، قیمت کالاها و خدمات — از جمله مواد غذایی — به‌طور چشمگیری افزایش یافته‌اند. این شرایط، بحران گرسنگی در آمریکا را وخیم‌تر کرده و در عین حال نقاب از چهره دهه‌ها شکست سیاست‌گذاری در سیستم غذایی آمریکا برداشته است.

این بحران، همچنین تبعیض‌های ریشه‌دار نژادی و فقرمحور در زمینه‌ی دسترسی به غذا و تغذیه مناسب را آشکارتر کرده — نابرابری‌هایی که مدت‌هاست در تار و پود ساختار اجتماعی و اقتصادی آمریکا تنیده شده‌اند.

 

از ساندویچ کچاپ تا وعده‌های ناتمام؛ جنگ نان در سرزمین دلار

 

آمریکا و بحران گرسنگی سالمندان

ایالات متحده، کشوری که همواره خود را به‌عنوان نماد «رفاه»، «عدالت اجتماعی» و «پیشرفت انسانی» معرفی کرده، امروز با بحرانی روبه‌روست که کمتر کسی انتظار آن را از یک قدرت اقتصادی جهانی دارد: گرسنگی سالمندان.

اما این بحران تنها به کمبود غذا محدود نمی‌شود؛ بلکه نشانه‌ای عمیق‌تر از فروپاشی اخلاقی و بی‌تفاوتی سیاسی در ساختارهای قدرت آمریکاست. تصمیم اخیر دولت ترامپ مبنی بر حذف گزارش سالانه امنیت غذایی خانوار وزارت کشاورزی آمریکا (USDA)، در واقع سکوتی نظام‌مند و هدفمند در برابر رنج میلیون‌ها سالمند آسیب‌پذیر است.

در این گزارش، به بررسی ابعاد مختلف این تصمیم، پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن و همچنین معنای آن برای آینده «عدالت اجتماعی» در آمریکای امروز می‌پردازیم.

 

حذف داده، حذف واقعیت: وقتی سیاست‌گذار چشمش را عمداً می‌بندد

برای بیش از ۳۰ سال، گزارش سالانه USDA تنها ابزار رسمی دولت آمریکا برای سنجش گرسنگی بر اساس سن، وضعیت ناتوانی جسمی و ترکیب خانوار بوده است. این گزارش تعیین می‌کرد که بودجه‌های چند میلیارد دلاری چگونه برای برنامه‌هایی مانند وعده‌های غذایی سالمندان، برنامه SNAP و یارانه‌های تغذیه‌ای تخصیص داده شوند.

اما اکنون این داده‌ها دیگر وجود ندارند.
بدون آن‌ها، سیاست‌گذاران مثل خلبانی هستند که در مه پرواز می‌کند، بدون رادار، بدون دید — و با میلیون‌ها نفر در معرض سقوط.

این اقدام نه تنها حذف یک گزارش آماری است، بلکه پاک‌کردن آگاهانه‌ی چهره‌ی گرسنگی از حافظه ملی آمریکاست. در نبود داده، هیچ فشاری بر دولت نیست، هیچ بحثی در رسانه شکل نمی‌گیرد، و در نهایت، هیچ اقدامی انجام نمی‌شود.

 

چرا سالمندان آمریکایی سس کچاپ می‌خورند؟

گزارش اخیر سازمان غیرانتفاعی Citymeals در نیویورک نشان داد که:

  • ۶۰٪ از سالمندان خانه‌نشین، با وجود دریافت وعده‌های غذایی، همچنان با ناامنی غذایی مواجه‌اند.

  • ۶۵٪ از آن‌ها با کمتر از ۱۵۰۰۰ دلار در سال زندگی می‌کنند.

  • برخی برای زنده ماندن، فقط نان و کچاپ می‌خورند؛ چون وعده‌ی روزانه‌شان کفاف یک روز کامل را نمی‌دهد.

چگونه ممکن است در کشوری که فروشگاه‌های مواد غذایی ۲۴ ساعته فعال‌اند و دورریز غذای روزانه میلیون‌ها تن است، سالمندان به چنین شرایطی تن دهند؟

پاسخ ساده است: اولویت نداشتن انسان، به‌ویژه انسان پیر، در سیاست‌های کلان.

در آمریکا، تا زمانی که فرد توانایی کار، تولید یا رأی‌دادن فعال نداشته باشد، به‌سادگی از دایره توجه حذف می‌شود. این یک بحران انسانی است، نه فقط اقتصادی.

 

اقتصاد بی‌رحم و سیاست کور: وقتی نئولیبرالیسم جان می‌گیرد

افزایش سرسام‌آور قیمت مواد غذایی در شهرهایی مانند نیویورک (بیش از ۵۰٪ در دهه گذشته)، در حالی که دستمزدها و درآمد بازنشستگان ثابت مانده، باعث شده که هر دلار برای سالمندان معنای یک وعده غذا یا یک نوبت دارو داشته باشد.

این فشارها دقیقاً در زمانی شدت گرفته که:

  • برنامه SNAP با کاهش بودجه مواجه شده؛

  • تعرفه‌های جدید باعث افزایش قیمت کالاها شده‌اند؛

  • و حالا، با حذف گزارش USDA، عملاً هیچ راهی برای سنجش اثربخشی این سیاست‌ها باقی نمانده است.

در چنین فضایی، هر سالمند تنهاست. نه صدایی دارد، نه تریبونی، و نه حتی عددی که در جدول آماری دیده شود.

 

از ساندویچ کچاپ تا وعده‌های ناتمام؛ جنگ نان در سرزمین دلار

 

بی‌صدایان آمریکا: سالمندان، پنهان‌شده در آمارهای لغوشده

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، گرسنگی واقعیتی تلخ و روزمره است. اما دست‌کم در آن کشورها، نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری توجه جهانی را جلب می‌کنند. در آمریکا، فقر و گرسنگی پشت درهای بسته خانه‌ها پنهان شده‌اند.

سالمندان خانه‌نشین، آن‌هایی که ناتوانی جسمی یا روانی دارند، اغلب نمی‌توانند حتی به بانک‌های غذا مراجعه کنند. آن‌ها به سیستم رسمی کمک نیاز دارند — سیستمی که اکنون با چشم‌بستن بر واقعیت، به آن‌ها پشت کرده است.

 

داده یعنی قدرت: چرا حذف گزارش USDA خطرناک‌تر از آن چیزی‌ست که به نظر می‌رسد؟

گزارش امنیت غذایی USDA نه‌تنها یک ابزار آماری، بلکه سلاحی در اختیار جامعه مدنی بود. سازمان‌های مردم‌نهاد، نهادهای حقوق بشری و حتی خود دولت‌های ایالتی، از این داده‌ها برای دفاع از حقوق آسیب‌پذیرترین اقشار استفاده می‌کردند.

حذف این گزارش یعنی:

  • بودجه‌های حمایتی، بدون شناخت نیاز واقعی، به اشتباه تخصیص داده می‌شوند؛

  • مناطق پرخطر شناسایی نمی‌شوند؛

  • و مهم‌تر از همه: سیاست‌گذار دلیلی برای پاسخ‌گویی ندارد.

این همان چیزی است که حذف آگاهانه واقعیت نام دارد.

از بیرون که به آمریکا نگاه می‌کنیم، این کشور بیشتر از همیشه درگیر شکاف‌های داخلی‌ست؛ شکاف طبقاتی، شکاف نژادی، و حالا شکاف نسلی.

 

سکوت در برابر گرسنگی، همدستی در رنج است

در نهایت، ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که خطر آن از خود گرسنگی بیشتر است: نادیده گرفتن گرسنگی.

اگر ایالات متحده امروز انتخاب کند که چشمانش را ببندد، فردا چیزی از اعتبار اخلاقی‌اش باقی نخواهد ماند.
اگر آماری منتشر نشود، فشاری برای پاسخ‌گویی هم وجود ندارد.
و اگر سالمندان صدایی نداشته باشند، ما به عنوان ناظران جهانی، وظیفه داریم صدای آن‌ها شویم.

چرا که در جهانی که بر سکوت بنا شده، فقط دیدن و گفتن، اولین گام برای نجات است.

پربازدیدترین آخرین اخبار