دو راهی سرنوشت ساز لبنان/ مقاومت یا اشغال مسئله این است؟!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ تحولات اخیر لبنان تنها یک درگیری نظامی محدود یا تلاش ساده برای «خلع سلاح» مقاومت نیست. آنچه امروز در لبنان میگذرد، بخشی از یک پروژه منطقهای است که هدف آن نه تنها محدود کردن توان نظامی لبنان بلکه تغییر کامل هویت و نقش این کشور در منطقه است. پروژهای که با فشارهای سیاسی، مالی و رسانهای غرب، به ویژه آمریکا، و همراهی رژیم اسرائیل، به دنبال تضعیف مقاومت و آمادهسازی صحنه برای تسلط کامل اسرائیل در خاورمیانه است.
آنچه در لبنان جریان دارد، جنگ بر سر فلسفه مقاومت است، نه صرفاً اسلحه یا گروههای مسلح. غرب و متحدان رژیم اسرائیل میدانند که اسلحه قابل بازسازی است، اما روحیه و اراده مردم در برابر اشغال قابل بازگشت نیست.
حملات نظامی در جنوب، همراه با پوشش رسانهای گسترده و کنفرانسهای بینالمللی، با هدف ایجاد سردرگمی داخلی و تضعیف اعتماد مردم به مقاومت اجرا میشوند. هدف واقعی، نه نابودی مخازن اسلحه، بلکه شکستن اراده مردم و تضعیف پیوند مقاومت با جامعه است. بنابراین، بحث «خلع سلاح» چیزی بیش از یک اقدام نظامی ساده نیست؛ این یک تلاش برای بازسازی هویت ملی لبنان به شکل مورد نظر غرب است.

از بیروت تا کرانه باختری: تصویر یک پروژه واحد
حملات به جنوب لبنان همزمان با تصمیمگیری رژیم اسرائیل درباره الحاق کرانه باختری، نشان میدهد که این اقدامات تصادفی نیستند. اسرائیل با اعلام نظر خود در زمانی که معاون رئیسجمهور آمریکا در تلآویو حضور داشت، پیام روشنی فرستاد.
اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا درباره «گام احمقانه» اسرائیل، نه به دلیل نگرانی از عدالت بلکه به دلیل اختلاف در زمانبندی اجرای طرح بود. هر دو طرف هدف یکسان دارند: پاکسازی مسئله فلسطین؛ یکی با شتاب و دیگری با روشی مرحلهای. بنابراین، امید به تفاوت اخلاقی بین واشنگتن و تلآویو یک توهم است.
اسرائیل به هیچ توافقی پایبند نیست؛ نه با دشمنان و نه با متحدان خود. از غزه تا جنوب لبنان، از پیمانهای آتشبس تا وعدههای عادیسازی، رژیم اسرائیل همواره خود را برتر و طرف مقابل را تابع میبیند.
اهداف امروز اسرائیل و متحدانش، محدود کردن لبنان به یکی از دو گزینه است: عادیسازی روابط یا اشغال. وقتی فشارهای نرم موفقیتآمیز نباشد، فشارها و تحریکات سخت آغاز میشوند؛ از فشار مالی واشنگتن و تحریکات سیاسی پاریس گرفته تا هشدارهای دیپلماتیک دیگر پایتختها. همگی هدف واحدی دارند: تضعیف لبنان و واداشتن آن به قطع ارتباط با مقاومت و پذیرش اسرائیل.
اما لبنان، با ساختار پیچیده سیاسی و اجتماعی خود، میداند که هرگونه مصالحه با دشمن خارج از تعادل قدرت، خودکشی ملی است. جنوب لبنان تنها یک منطقه جغرافیایی نیست؛ حافظه خون و کرامت است. کسانی که با حافظه تاریخی معامله کردهاند، تاریخ و آینده را از دست دادهاند. به همین دلیل، وحدت در دفاع از مقاومت نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورت وجودی است. مقاومت همچنان آخرین خط دفاعی در برابر گسترش اسرائیل است و قدرت پاسخگویی به تجاوز حتی زمانی که نهادهای رسمی کشور دچار اختلاف یا فلج شدهاند، را دارد.

مقاومت، ستون امنیت ملی
دههها تجربه نشان داده که تنها قدرت است که توازن را حفظ میکند؛ نه فقط قدرت نظامی بلکه قدرت معنوی و روانی که به جامعه اعتماد به نفس و توان مقاومت میدهد. مقاومت در لبنان، نه یک ساختار جداگانه از دولت، بلکه بخشی از آگاهی جمعی و تجربه تاریخی کشور در برابر اشغال است.
مقاومت لبنان در جنگ ۲۰۰۶ تنها از مرزها دفاع نکرد، بلکه از مفهوم حاکمیت و استقلال کشور دفاع کرد. بنابراین، هرگونه فراخوان برای خلع سلاح امروز، بیگناه نیست؛ هدف آن حذف سپر امنیتی لبنان در برابر تهدیدها است.
تاریخ تکرار میشود: رژیم اسرائیل از جنوب لبنان دههها پیش خارج شد، نه از روی احترام، بلکه به دلیل فشار و توان مقاومت. امروز، حملات هوایی و پهپادی دوباره آغاز شده و اسرائیل بر این امید است که بحران اقتصادی و سیاسی داخلی لبنان، انگیزه مردم را برای حمایت از مقاومت کاهش دهد. این لحظه، لحظهای تعیینکننده است: لبنان یا باید حول مقاومت متحد شود یا در برابر حمله جدید آسیبپذیر باشد.
در قاموس اسرائیل، مذاکرات به معنای خروج از سرزمینها نیست؛ بلکه وسیلهای برای خرید زمان و تثبیت حضور در زمین است. از توافقهای اسلو تا آتشبسهای غزه، هر نشست سیاسی عملاً به گسترش شهرکها و افزایش کنترل منجر شده است. بنابراین، انتظار «خروج با تفاهم» صرفاً سراب است.
لبنان باید با نگاه استراتژیک به این مسائل بنگرد، نه تاکتیکی. این فشارها تنها محدود به جنوب نیست؛ هدف بازطراحی خاورمیانه است تا هر کشور به جزیرهای امنیتی تبدیل شود که زیر نفوذ قدرتهای برتر حرکت کند و تابع خواسته دشمن باشد.
نیاز امروز لبنان فراتر از دفاع از مقاومت است؛ بلکه آگاهی از این واقعیت است که مقاومت خط دفاع نهایی دولت است. سقوط مقاومت، لبنان را به یک «قصر کاغذی» تبدیل میکند که نه بیانیههای بینالمللی و نه وعدههای غربی قادر به نجات آن نیستند.