عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۳۵۴۱۴

عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

از گربه‌های شنود مجهز به میکروفون و موش‌های انفجاری گرفته تا رژ لب‌های کشنده و چترهای سمی، تاریخ واقعی جاسوسی ثابت می‌کند که خلاقیت در عملیات‌های مخفی، بسیار عجیب‌تر و مبتکرانه‌تر از هر فیلم تخیلی بوده است.
عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

به گزارش خبرنگار دانش و فناوری گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، دنیای جاسوسی، عرصه‌ای پنهان در زیر سطح تاریخ رسمی است؛ یک جنگ در سایه که در آن اطلاعات، ارزشمندتر از طلا و یک راز افشا شده، مرگبارتر از یک گردان سرباز است.

وقتی به ابزارهای جاسوسی فکر می‌کنیم، ذهن ما به سمت فیلم‌های جیمز باند کشیده می‌شود: خودروهایی با قابلیت‌های خارق‌العاده، ساعت‌های لیزری و خودکارهای انفجاری. اما واقعیت، به مراتب عجیب‌تر، خلاقانه‌تر و گاه مضحک‌تر از تخیل است.

در طول قرن بیستم، به‌ویژه در کوران جنگ جهانی دوم و دهه‌های پر تنش جنگ سرد، آژانس‌های اطلاعاتی مانند CIA آمریکا، KGB شوروی، MI6 بریتانیا و SOE (اجراییات عملیات ویژه بریتانیا)، بودجه‌های هنگفتی را صرف توسعه ابزارهایی کردند که مرز میان نبوغ محض و پوچی مطلق را جابجا می‌کردند.

این ابزارها، که اغلب از ناچاری یا در ی مسابقه تسلیحاتی فنکاورانه متولد می‌شدند، نشان می‌دهند که در دنیای اطلاعات، هیچ ایده‌ای آنقدر عجیب نیست که حداقل یک بار آزمایش نشود.

در ادامه، به برخی از خارق‌العاده‌ترین و عجیب‌ترین ابزارهای جاسوسی می‌پردازیم که زمانی در بالاترین سطح عملیات‌های مخفی به کار گرفته شدند.

۱. پروژه گربه آکوستیک، شکست میلیون دلاری CIA

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

در دهه ۱۹۶۰، در اوج تلاطم جنگ سرد، CIA با یک چالش اساسی روبرو بود: چگونه می‌توان به مکالمات مقامات شوروی در مکان‌های عمومی مانند پارک‌ها یا مقابل سفارتخانه‌ها گوش داد، بدون اینکه میکروفون‌های ثابت شناسایی شوند؟ راه‌حل پیشنهادی، یکی از بدنام‌ترین پروژه‌های تاریخ آژانس بود: استفاده از یک گربه ولگرد.

ایده این بود که یک گربه، به عنوان یک عامل شنود بیولوژیکی، آموزش ببیند تا به اهداف مورد نظر نزدیک شود. این پروژه پنج ساله که گزارش شده میلیون‌ها دلار هزینه در برداشت، شامل یک جراحی پیچیده بود. دامپزشکان یک میکروفون مینیاتوری در کانال گوش گربه، یک فرستنده رادیویی کوچک در پایه جمجمه و یک بسته باتری نازک در امتداد قفسه سینه او کاشتند. آنتن نیز در طول دم گربه تعبیه شده بود.

پس از سال‌ها آموزش برای اینکه گربه بتواند بر غرایز طبیعی خود (مانند دنبال کردن پرندگان یا گرسنگی) غلبه کند، زمان اولین آزمایش میدانی فرا رسید. مأموران، گربه مجهز را در نزدیکی پارکی در واشنگتن دی‌سی، جایی که دو هدف شبیه‌سازی شده در حال گفتگو بودند، رها کردند. گربه چند قدم به سمت هدف حرکت کرد، اما بلافاصله توسط یک تاکسی عبوری زیر گرفته و کشته شد. این پروژه که نمادی از جاه‌طلبی فناورانه و نادیده گرفتن واقعیت‌های غیرقابل کنترل بود، بلافاصله پس از این شکست فاجعه‌بار لغو شد.

 

۲. دستگاه شنود در نماد ملی آمریکا، اسب تروای جنگ سرد

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

شاید مبتکرانه‌ترین و صبورانه‌ترین عملیات شنود تاریخ، متعلق به KGB شوروی باشد. در سال ۱۹۴۵، در پایان جنگ جهانی دوم، گروهی از پیشاهنگان اتحاد جماهیر شوروی، یک کپی چوبی بسیار زیبا و کنده‌کاری شده از مهر بزرگ ایالات متحده را به عنوان هدیه دوستی به سفیر وقت آمریکا در مسکو، اورل هریمن، اهدا کردند.

سفیر هریمن، غافل از همه‌جا، این هدیه را با افتخار در دفتر کار خود در سفارت آویزان کرد. این مهر چوبی به مدت هفت سال در آنجا باقی ماند و از دفتر چهار سفیر مختلف عبور کرد.

فناوری پشت این ابزار، یک شاهکار مهندسی بود. برخلاف دستگاه‌های شنود فعال که به باتری یا منبع تغذیه نیاز دارند و توسط دستگاه‌های سیگنال‌یاب قابل کشف هستند، این دستگاه کاملاً پسیو (غیرفعال) بود. در داخل مهر، یک میکروفون حفره‌ای تشدیدگر پنهان شده بود. این دستگاه هیچ قطعه الکترونیکی متحرک یا باتری نداشت.

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

مأموران KGB از ساختمانی در آن سوی خیابان، امواج رادیویی پرقدرتی را با فرکانس مشخص به سمت دفتر سفیر می‌تاباندند. این امواج، دستگاه درون مهر را فعال می‌کردند؛ دیافراگم دستگاه با امواج صوتی ناشی از مکالمات داخل اتاق می‌لرزید و این لرزش‌ها، امواج رادیویی بازتاب‌شده را مدوله می‌کردند. KGB سیگنال بازگشتی را دریافت و صدای شفاف داخل دفتر سفیر را استخراج می‌کرد.

این دستگاه تا سال ۱۹۵۲، زمانی که یک اپراتور رادیویی بریتانیایی به طور تصادفی سیگنال‌های KGB را شنید، کشف نشد.

 

۳. چتر بلغاری، ترور در کمال آرامش

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

این ابزار، یکی از مرگبارترین و سردترین نمونه‌های فناوری ترور در جنگ سرد است. چتر بلغاری که توسط KGB برای سرویس مخفی بلغارستان ساخته شد، شبیه یک چتر معمولی بود که در خیابان‌های بارانی لندن به هیچ وجه جلب توجه نمی‌کرد. اما در واقع، یک تفنگ بادی بی‌صدا و بسیار پیشرفته بود.

در سال ۱۹۷۸، گئورگی مارکوف، یک نویسنده مخالف دولت کمونیستی بلغارستان، در حال عبور از روی پل واترلو در لندن بود که احساس کرد چیزی نوک‌تیز به پشت پایش برخورد کرد. او برگشت و مردی را دید که چترش را برمی‌دارد و عذرخواهی می‌کند. مارکوف چند روز بعد در بیمارستان درگذشت.

در کالبدشکافی، پزشکان یک گلوله فلزی بسیار کوچک (به قطر ۱.۷ میلی‌متر) از آلیاژ پلاتین-ایریدیوم در ران او پیدا کردند. این گلوله دارای دو حفره ریز بود که با سم رایسین پر شده و با لایه‌ای از موم پوشانده شده بود. پس از شلیک به بدن، گرمای بدن موم را آب می‌کرد و سم کشنده را آزاد می‌نمود. این چتر، نماد یک سلاح بی‌نقص برای ترور در انظار عمومی بود: سریع، بی‌صدا، و تقریباً غیرقابل ردیابی.

۴. موش انفجاری، جنگ روانی SOE

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

در طول جنگ جهانی دوم، اجراییات عملیات ویژه بریتانیا (SOE) وظیفه داشت تا با روش‌های غیرمتعارف، در پشت خطوط دشمن خرابکاری کند. یکی از عجیب‌ترین طرح‌های آن‌ها، استفاده از موش‌های مرده بود.

ایده این بود که لاشه موش‌ها را خالی کرده و پوست آن‌ها را با مواد منفجره پلاستیکی قدرتمند (مانند نوبلز ۸۰۸) پر کنند. این موش‌های انفجاری قرار بود در انبارهای زغال‌سنگ در کنار دیگ‌های بخار لوکوموتیوها، کارخانه‌ها یا نیروگاه‌های آلمانی رها شوند. منطق این بود که کارگر آلمانی مسئول کوره، با دیدن موش مرده در میان زغال‌سنگ، آن را با انزجار به داخل کوره می‌انداخت. نتیجه، یک انفجار فاجعه‌بار در دیگ بخار بود.

جالب اینجاست که اولین محموله از این موش‌های آماده شده، توسط آلمانی‌ها کشف و ضبط شد. اما این کشف، خود یک پیروزی روانی بزرگ برای SOE بود. آلمانی‌ها که اکنون از این تهدید جدید و عجیب به وحشت افتاده بودند، مجبور شدند منابع انسانی قابل توجهی را صرفاً برای جستجوی موش‌های مرده در تمام انبارهای زغال‌سنگ خود اختصاص دهند. این شکار موش گسترده، دقیقاً همان نوع اختلال و اتلاف منابعی بود که SOE به دنبال آن بود.

۵. کبوتر عکاس، پهپادهای جنگ جهانی اول

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

مدت‌ها قبل از ظهور ماهواره‌های جاسوسی یا پهپادهای شناسایی، نیاز به تصویربرداری هوایی از خطوط دشمن وجود داشت. هواپیماها پرسروصدا و آسیب‌پذیر بودند و بالون‌ها اهداف بزرگی محسوب می‌شدند. راه‌حل چه بود؟ کبوتر.

هم آلمانی‌ها در جنگ جهانی اول و هم بعدها آژانس‌های آمریکایی، از کبوترهای نامه‌بر برای عکاسی استفاده کردند. مهندسان آلمانی دوربین‌های مینیاتوری بسیار سبکی طراحی کردند که به وسیله یک زره چرمی کوچک به سینه کبوتر بسته می‌شد. این دوربین‌ها دارای یک تایمر پنوماتیک (بادی) بودند که به طور خودکار در فواصل زمانی معین عکس می‌گرفت.

کبوترها بر فراز استحکامات دشمن رها می‌شدند و در حالی که به سمت لانه خود پرواز می‌کردند، مجموعه‌ای از تصاویر هوایی ارزشمند را ثبت می‌کردند. اگرچه تصاویر شلوعغ و گاهاً نامربوط و زاویه عکس‌ها غیرقابل پیش‌بینی بود، اما این روش، اولین شکل موفقیت‌آمیز شناسایی هوایی بدون سرنشین محسوب می‌شود.

۶. تپانچه رژ لبی، ابزار مرگ KGB

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

در دنیای جاسوسی، بهره‌برداری از کلیشه‌های اجتماعی خود یک ابزار است. در دهه ۱۹۶۰، KGB سلاحی را برای مأموران زن خود  طراحی کرد که از این اصل استفاده می‌کرد: تپانچه رژ لبی.

این ابزار در ظاهر یک رژ لب فلزی کاملاً معمولی بود. اما در واقع، یک تپانچه تک‌تیر کالیبر ۴.۵ میلی‌متری بود. با چرخاندن پایه (مانند بیرون آوردن رژ)، سلاح مسلح می‌شد و با فشار دادن یک دکمه کوچک، شلیک صورت می‌گرفت. این سلاح برای ترور از فاصله بسیار نزدیک طراحی شده بود.

نبوغ این طرح در این بود که به مأموران زن اجازه می‌داد از بازرسی‌های بدنی عبور کنند. در آن دوران، مأموران امنیتی مرد اغلب در بازرسی بدنی زنان یا محتویات کیف دستی آن‌ها، کمتر دقیق عمل می‌کردند. این رژ لب، سلاحی بود که درست در مقابل چشمان دشمن پنهان می‌ماند.

 

۷. انتقال اطلاعات با میخ طویله

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

همه ابزارهای جاسوسی، پیچیده و فناورانه نیستند. برخی از مؤثرترین آن‌ها، به طرز هوشمندانه‌ای ساده‌اند. دراپ مرده  یک تکنیک اساسی در جاسوسی است که در آن دو مأمور (مثلاً یک مأمور میدانی و رابط او) بدون ملاقات رو در رو، اطلاعات را مبادله می‌کنند. اما کجا می‌توان اطلاعات را با خیال راحت پنهان کرد؟

راه‌حل، میخ طویله های توخالی بود. این ابزار شبیه یک پیچ بزرگ زنگ‌زده، یک تکه آهن‌قراضه یا یک میخ ساختمانی قدیمی بود که در هر پارک یا زمین ساختی پیدا می‌شد. اما در واقع، یک محفظه توخالی و ضد آب بود. مأمور می‌توانست میکروفیلم، اسناد رمزگذاری شده یا پول را درون آن قرار دهد، آن را ببندد و به سادگی در زمین، کنار یک درخت مشخص یا زیر یک نیمکت فرو کند. چند ساعت یا چند روز بعد، مأمور دوم به آن مکان می‌آمد و میخ را برمی‌داشت. این ابزار، نماد پنهان شدن در دید عموم و ستون فقرات عملیات اطلاعات انسانی برای دهه‌ها بود.

 

از آنالوگ تا دیجیتال

 

ناقص است لطفا منتشر نشود///عجیب ترین ابزار های جاسوسی که اصلاً قابل تشخیص نیستند

 

فهرست ابزارهای عجیب جاسوسی بی‌پایان است: از پاشنه‌های کفش با فرستنده رادیویی تا سکه‌های توخالی و عینک‌های سیانوری. این گجت‌های عصر آنالوگ، امروز شاید در مقایسه با جنگ‌های سایبری، بدافزارها و نظارت ماهواره‌ای، ابتدایی به نظر برسند. اما روح حاکم بر آن‌ها تغییر نکرده است. چه یک گربه جراحی شده باشد، چه یک الگوریتم پیچیده برای استخراج داده، هدف نهایی جاسوسی یکی است: دستیابی به اطلاعات به هر وسیله ممکن. این ابزارهای عجیب، یادآوری خلاقیت بی‌حد و مرز، و گاه ترسناک، ذهن انسان در رقابت بی‌پایان برای کسب برتری پنهان هستند.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار