ترور شهید طباطبائی بیانگر ترس شدید رژیم صهیونیستی از بازسازی قدرت نظامی حزب الله است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب و سردبیر روزنامه رای الیوم در تازهترین یادداشت خود نوشت که ترور ژنرال «ابو علی الطباطبایی»، که به عنوان نفر دوم حزبالله و فرمانده اصلی شاخه نظامی آن شناخته میشود، در قلب ضاحیه جنوبی بیروت، به دست جنگندههای اسرائیلی که شبانهروز در آسمان لبنان پرسه میزنند، برای ما حداقل اصلاً غافلگیرکننده نبود.
این عملیات با دستور مستقیم بنیامین نتانیاهو و فرمانده ارتشش و در هماهنگی کامل با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و نهادهای اطلاعاتی او انجام شد.
در شبکههای اجتماعی، سؤالی پرتکرار به گوش میرسد: چرا حزبالله بلافاصله پاسخ نداد؟ برخی این پرسش را از سر صداقت و تمایل به انتقام مشروع میپرسند، و برخی دیگر از سر دشمنی با مقاومت و برای ایجاد شک و تفرقه.
اما بهنظر ما، این سؤال را باید ابتدا از دولت لبنان و ارتش آن پرسید؛ همان ارتشی که رئیساش وعده داد از مردم لبنان در برابر هرگونه تجاوز اسرائیلی دفاع خواهد کرد، پس از حمله اخیر رژیم اسرائیل به ساختمان شورای شهر در جنوب لبنان (در روستای بلیده) که به شهادت یک کارمند غیرنظامی منجر شد.
چرا اسرائیل دوباره به «نمایش»های تحریکآمیز روی آورده است؟
این حملات تحریکآمیز، بیانگر ترس شدید رژیم اسرائیل از بازسازی قدرت نظامی حزبالله و موفقیت نسل جدید فرماندهان آن در نظمبخشی داخلی و آمادگی برای رویارویی بزرگ و قطعی آینده است؛ رویاروییای که وقوع آن قطعی و نزدیک است.
تصمیمگیری درباره مکان و زمان پاسخ، کاملاً در اختیار فرماندهی نظامی حزبالله استنتانیاهو در تلاش است با تحریک فوری حزبالله به واکنش، آن را به درگیری پیش از تکمیل آمادگیاش بکشاند و بدین وسیله، حملهای همهجانبه زمینی، دریایی و هوایی به لبنان را توجیه کند. اما تا زمانیکه حزبالله آمادهی کامل نشده، این تحریکها نتیجهای نخواهند داشت.
ترور ژنرال شهید الطبطبایی، و بیش از ۷۰۰۰ مورد نقض آتشبس توسط اسرائیل در کمتر از یک سال، مشروعیت کامل مواضع حزبالله در حفظ سلاحش را اثبات میکند. سلاحی که برخی از مقامات لبنانی خواهان تحویل آن به دولت هستند، در حالیکه خود این دولت، در اجرای سادهترین وظایف دفاعیاش عاجز است.
سقوط شعار «انحصار سلاح در دست دولت»
رهبران لبنان همچنان با اصرار تکرار میکنند که سلاح باید در اختیار دولت باشد؛ شعاری تکراری، بیثمر و بیارتباط با واقعیت میدانی. این مواضع نهتنها موجب تضعیف مشروعیت دولت میشود، بلکه نشاندهندهی بیاطلاعی آنها از معادلات میدانی است؛ هدف اصلی این مواضع چیزی نیست جز راضیکردن نمایندگان آمریکا و اجرای دستوراتشان.
رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، اخیراً در اظهاراتی شگفتآور اعلام کرد که «حزبالله بهلحاظ نظامی پایان یافته» و شیعیان لبنان از جنگها خسته شدهاند. او در دیدار با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گفت که دولت لبنان مسؤولیت حمایت از شیعیان را برعهده دارد.
اما اگر واقعاً حزبالله پایان یافته، چرا حملات اسرائیل به مراکز احتمالی و کارگاههای ساخت سلاح آن افزایش یافته است؟ این تناقض آشکار است.
حزبالله، با وجود ترورها، قویتر شده است
اسرائیل در گذشته نیز تلاش کرده بود حزبالله را از بین ببرد: ترور رهبران نظامیاش، حملات سنگین و حتی ترور احتمالی سید حسن نصرالله. یکی از خونبارترین اقدامات رژیم اسرائیل، قتلعام با پیجر بود که منجر به شهادت و مجروحشدن حدود ۴۰۰۰ نفر از اعضای حزب شد. اما حزبالله هرگز فرو نریخت.
در پاسخ، نیروهای جوان نظامی حزبالله در «یکشنبه بزرگ» با حمله موشکی گسترده به قلب تلآویو، واحد اطلاعاتی ۸۲۰۰ را منهدم کردند و موشکهایشان تا پنجره خانه نتانیاهو رسید.
از این رو، ترور ژنرال الطباطبایی نیز مانند موارد قبلی، حزب را نابود نخواهد کرد. حزبالله، حزبی است که همیشه رهبران جدیدی میزاید. هر شهیدی، پرچم را به دیگری میسپارد و مسیر جهاد را ادامه میدهد.
پاسخ قطعاً خواهد آمد، و بهزودی. اما این پاسخ زمانی خواهد بود که بیشترین اثر را داشته باشد. آنچه برخی در اسرائیل، و برخی دیگر در جهان عرب و اسلام فراموش کردهاند، این است:فقط یک نیروی عربی-اسلامی توانسته است اسرائیل را دو بار در لبنان شکست دهد، ارتشی را که شکستناپذیر خوانده میشد، وادار به عقبنشینی بدون مذاکره، و با خفت و خضوع کامل کند.و این صحنه، در آینده نزدیک، بار دیگر تکرار خواهد شد.