تشدید شکاف بین ارتش و شهرک‌نشین ها/ بحران فزاینده کمبود نیرو
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۳۸۵۷۱

تشدید شکاف بین ارتش و شهرک‌نشین ها/ بحران فزاینده کمبود نیرو

بحران فزاینده کمبود نیرو در «ارتش» اسرائیل، شکنندگی پیمان اجتماعی، خشم عمومی نسبت به دولت و ارتش و شکاف عمیق درباره آینده «ارتش مردم» را آشکار می‌کند.
تشدید شکاف بین ارتش و شهرک‌نشین ها/ بحران فزاینده کمبود نیرو

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ بحران فزاینده کمبود نیرو در «ارتش» اسرائیل، شکنندگی پیمان اجتماعی، خشم عمومی نسبت به دولت و ارتش و شکاف عمیق درباره آینده «ارتش مردم» را آشکار می‌کند.

 

واکنش جامعه صهیونیستی به گزارش‌ها درباره بحران کمبود نیروی انسانی در ارتش، تصویری از نگرانی‌های انباشته را نشان می‌دهد؛ نه تنها به دلیل ارقام مربوط به درخواست‌های استعفا از خدمت دائمی، بلکه به خاطر احساس اینکه پیمان نانوشته بین رژیم و شهرک‌نشینان بیش از پیش لرزان شده است.

 

در این واکنش، بارها این ایده تکرار می‌شود که کسانی که از آن‌ها خواسته شده برای دو سال یا بیشتر به مبارزه ادامه دهند، بدون داشتن دید روشنی از پایان کار، خود را در واقعیتی می‌بینند که با روایت پیروزی و موفقیت سیاسی که سطح سیاسی به آن‌ها ارائه می‌دهد، مطابقت ندارد. احساس ناکارآمدی عمیقی در میان آن‌ها وجود دارد: نه پیروزی مطلق و قاطعی، نه راه حل سیاسی، نه پروژه بازسازی و حتی افقی مانند «لاس وگاس» در غزه که قبلاً به آن‌ها وعده داده شده بود، وجود ندارد.

 

بخش زیادی از جامعه این بحران را مستقیماً به سیاست‌های دولت فعلی، به ویژه بنیامین نتانیاهو، مرتبط می‌دانند. در نظرات منتشر شده عباراتی مانند «بی‌بی اسرائیل را خراب کرده»، «دولت خراب‌کاری خانه سوم»، «بی‌بی مسئول خودویرانگری پروژه دولت صهیونیستی است» تکرار می‌شوند.

 

در این راستا، اتهام شدیدی متوجه دولت است که ترجیح می‌دهد با جامعه یهودیان متعصب «حریدیم» از طریق «قانون معافیت از خدمت» مصالحه کند و به یک جامعه کامل معافیت از خدمت داده شود، در حالی که سکولارها باید هزینه یک جنگ طولانی و پرهزینه را با خون و استهلاک اقتصادی و روانی بپردازند.

 

در سوی دیگر، خشم به داخل ارتش نیز معطوف است: به رهبری ارتشی که تصور می‌شود هزینه شکست‌هایی که به وقایع ۷ اکتبر/طوفان الاقصی منجر شد را نپرداخته و همچنان از افسران و سربازان می‌خواهد بدون بازبینی واقعی یا پاسخگویی، تلاش بیشتری کنند.

 

به موازات آن، برخی اظهارات دیگر طبقه سیاسی را متهم می‌کنند که سال‌ها مزایای خدمت دائمی را کاهش داده، فشار آورده‌اند تا حقوق و شرایط بازنشستگی کاهش یابد، و سپس از موج استعفاها شگفت‌زده شده‌اند؛ همانند داستان اسبی که صاحبش غذایش را گام به گام کم کرد تا بمیرد.

 

در مقابل، صداهایی نیز هستند که سعی می‌کنند اعداد را کم‌اهمیت جلوه دهند یا رسانه‌ها و چپ را متهم به راه‌اندازی «کارزار تبلیغاتی هدفمند» کنند تا اعتماد به ارتش را تضعیف و استعفاها را تشویق کنند، یا می‌گویند این بحران سال‌هاست که وجود داشته و چیز جدیدی نیست.

 

اما نتیجه کلی واکنش‌ها نشان می‌دهد که گفتمان غالب، گفتمانی از بحران عمیق است: «ارتشی که در یک جنگ طولانی بدون تعیین نتیجه، از نظر نیروی انسانی مستهلک شده، و دولتی که متهم به تضعیف پایه‌های ارتش مردم از طریق معافیت‌های گسترده حریدیم و ترجیح منافع سیاسی بر منافع ارتش و کشور است، و جامعه‌ای شدیداً تقسیم‌شده بین کسانی که استعفاها را فریاد هشدار آخر پیش از فروپاشی می‌دانند و کسانی که بر ایمان دینی یا گفتمان ملی تکیه می‌کنند تا عمق شکاف را پنهان کنند».

 

این تصویر پیچیده، همان‌طور که از نظرات اسرائیلی‌ها منعکس می‌شود، موضوع کمبود نیروی انسانی در ارتش را بیش از یک بحران سازمانی نشان می‌دهد: این نشانگر دیگری است که به جوهر پیمان اجتماعی که ارتش و جامعه اسرائیل از زمان تأسیس دولت بر آن بنا شده، آسیب می‌زند.

پربازدیدترین آخرین اخبار