بازار شام در دمشق/ نگاهی به سوریه پسا اسد در سایه سنگین تجزیه
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ سوریه به شکلی بیسابقه در حال تجزیه و تفکیک است و نعرههای طائفی و انتقامهای مذهبی که پیشتر در بسیاری از جوامع دیده نمیشد، اکنون در قالب نبردهای داخلی و خونین در سرتاسر سوریه به سطح "کشتار جمعی" رسیده است. جامعهای که زمانی نسبتاً متحد بود، اکنون به تکههای کوچک تقسیم شده و به وضعیت بحرانی رسیده است.
تجزیه در سوریه قابل پیشبینی بود. اما آنچه در حال حاضر در جامعه سوریه میگذرد، فراتر از یک اختلاف سیاسی ساده است. آنچه امروز در این کشور اتفاق میافتد، نتیجه تحولات پیچیده و سریع است که مردم را در وضعیتی بسیار دشوار قرار داده است. اولین سالگرد سقوط رژیم پیشین، خود بهنوعی گویای شکافهای عمیق در جامعه سوریه بود. این شکافها اکنون به خندقهای عمیقی تبدیل شدهاند که دیوارها و سنگرهایی پشت آنها ساخته شده است و در میان این دیوارها، ترس، نگرانی، احتیاط و انتظار سنگینی را بر دوش مردم قرار داده است.
در این وضعیت، نقطه مشترک میان این گروهها تنها این است که اکثریت قریب به اتفاق آنان بر این باورند که سرنوشتشان دیگر در دست خودشان نیست، بلکه در دستان نیروهای خارجی است که برای کشور و منطقه برنامههای خاص خود را دارند. این گروهها بهخوبی میدانند که این نیروهای خارجی نه تنها به دنبال امنیت و وحدت سوریه نیستند، بلکه بیشتر به دنبال منافع خودشان هستند و هزینههای این منافع را بر دوش مردم سوریه میگذارند.
این تحولات و برنامهریزیهای خارجی که برای ایجاد شکاف در جامعه سوریه صورت گرفته، نه تنها باعث تقسیم بیشتر در جامعه شده، بلکه اولویتهای مردم را نیز تغییر داده است. بسیاری از گروهها اکنون به جای تمرکز بر حاکمیت و وحدت سرزمین، دغدغههای امنیتی و اقتصادی خود را در اولویت قرار دادهاند. آنها اکنون به جایی رسیدهاند که مسائل اولیه و اساسی زندگی، مانند امنیت و تأمین نیازهای روزمره، جایگزین اولویتهای قبلی شده است. این تغییر در اولویتها، بهویژه با دخالت نیروهای خارجی در بحران سوریه، قابل توجه است.
در این میان، تنشها و درگیریهای طائفهای به حدی شدت یافته است که گروهها و افرادی از جامعه سوریه به فراخوانهایی برای نسلکشی یا انتقامهای مذهبی روی آوردهاند. این شعارها و فریادهای طائفهای نه تنها به یک امر طبیعی در میان این گروهها تبدیل شده، بلکه در برخی از مناطق، به حمایت علنی از آنها پرداخته میشود. این وضعیت بهطور واضح نشاندهنده رشد و گسترش تمایلات قبیلهای و طائفهای است که در کنار آن، درخواستهایی برای تقسیم کشور به مناطق و کانتونهای کوچک به دلیل "غیرممکن بودن همزیستی" مطرح شده است.

سوءاستفاده رژیم صهیونیستی از بحران سوریه
در این شرایط بحرانی، رژیم اسرائیل به نظر میرسد که بزرگترین بهرهبردار از وضعیت موجود در سوریه باشد. این تقسیمات و درگیریهای داخلی، نه تنها باعث کاهش حس ملی و یکپارچگی در سوریه شده، بلکه به نوبه خود باعث کمرنگ شدن تلاشها برای آزادسازی اراضی اشغالی و مقابله با تهدیدات اسرائیل شده است. اسرائیل با استفاده از رسانههای خارجی و تلاشهای تبلیغاتی، مسائل جدیدی را مطرح کرده که توجه سوریها را از مسئله اصلی یعنی آزادی فلسطین و مقابله با اشغال اسرائیل منحرف کرده است. این استراتژی بهدنبال تکهتکه کردن جامعه سوریه و تحریک گروههای مختلف علیه یکدیگر است تا آنان را از مسأله اصلی خود دور کند.
بعد از ۴۲ سال از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ که با توافق "قطع درگیری" و ترسیم "خط آتشبس" همراه شد، اسرائیل وارد اراضی سوریه شده و مناطق جدیدی را در بلندیهای "جبل الشیخ" و حومه قنیطره اشغال کرد. این تجاوزات نه تنها نقض آشکار قوانین بینالمللی است، بلکه نشان از برنامهریزی رژیم اسرائیل برای افزایش نفوذ خود در سوریه دارد.
در تاریخ ۹ دسامبر ۲۰۲۳، وزیر جنگ اسرائیل، یسرائیل کاتس، اهداف نظامی جدیدی را اعلام کرد که شامل تسلط کامل بر منطقه حائل و مناطق نزدیک به آن بود. بهطور همزمان، اسرائیل با انجام حملات هوایی گسترده، بیش از ۸۰ درصد از زیرساختهای استراتژیک سوریه را نابود کرده است. این حملات به نیروهای هوایی، سامانههای دفاعی و تسلیحات سوریه ضربات جبرانناپذیری وارد کرده و سوریه را به کشوری "عاری از سلاح" تبدیل کرده است.
در حالیکه دولت موقت سوریه اعلام کرده آماده است برای رسیدن به صلح با اسرائیل مذاکره کند و این مذاکرات را مشروط به بازپسگیری اراضی اشغالی و سپس نشست بر سر میز مذاکره کرده است، مقامات اسرائیلی بهویژه نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، فرصت تاریخی برای تسلط بر اراضی بیشتر در عمق سوریه را مغتنم شمردهاند. به گفته آنها، اکنون فرصت تاریخی برای تحمیل اراده خود بر سوریه فراهم شده است و میتوانند پایتخت دمشق را تحت محاصره نظامی قرار دهند.
اسرائیل در این مقطع از بحران سوریه، از شکافهای داخلی و درگیریهای طائفهای در این کشور بهرهبرداری کرده و آنها را بهطور آشکار تقویت کرده است. با پذیرش مظلومیت برخی از گروهها که از سوی افراطیها هدف قرار گرفتهاند، اسرائیل اعلام کرده که آماده است از آنها حمایت کند. در حالی که همزمان، حملات موشکی اسرائیل به نابودی زیرساختها و منابع حیاتی سوریه ادامه دارد.
در همین راستا، نخستوزیر رژیم اسرائیل با بیشرمی تمام خواستار خلع سلاح در استانهای قنیطره، درعا و سویدا شده است، در حالی که نیروهای ارتش اسرائیل به نفوذ خود در این مناطق ادامه داده و پایگاههای جدیدی را تأسیس میکنند.

وضعیت انسانی و اقتصادی در سوریه
یک سال پس از سقوط نظام پیشین، طبق آمار "دیدهبان حقوق بشر سوریه"، بیش از ۱۱,۴۰۰ نفر از مردم سوریه جان خود را از دست دادهاند. شرایط میدانی نشاندهنده وضعیت بحرانی در جبهههای داخلی است که در هر لحظه ممکن است شعلهور شوند، بهویژه در مناطق شرقی و جنوبی سوریه. در کنار این بحرانهای امنیتی، وضعیت اقتصادی نیز برای مردم سوریه در شرایط بحرانی قرار دارد. رکود اقتصادی مردم را در وضعیت معیشتی دشواری قرار داده است.