ایران هیبت آمریکا و افسانه قدرت رژیم صهیونیستی را در هم شکست

به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ عبداباری عطوان، سردبیر روزنامه رای الیوم در تازهترین یادداشت خود نوشت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که در کارزار انتخاباتیاش وعده داده بود قدرت، عظمت و سلطهی آمریکا را بر جهان بازخواهد گرداند، اکنون ایالات متحده را به صحنهی یک نمایش خندهدار تبدیل کرده است. او زمانی که از اجرای طرح حملهی نظامی «قاطع» به ایران – حملهای که قرار بود رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و آن را با نظامی شبیه رژیم شاه یا هر رژیم دستنشاندهای مشابه جمهوریهای موز جایگزین کند – صرفنظر کرد یا آن را به تعویق انداخت، آمریکا را به یک مضحکه بدل کرد.
ترامپ دستور داد بمبافکنهایی که در حال پرواز و در نزدیکی مرزهای ایران بودند، فوراً بازگردند. دلیل این عقبنشینی تماسی تلفنی از طرف «معلمش» بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بود که ساعاتی پیش از اجرای حمله صورت گرفت. نتانیاهو میدانست که ایران هزاران موشک را بهصورت همزمان به سوی عمق اسرائیل شلیک خواهد کرد و آن را بهطور کامل ویران خواهد ساخت. نکته مهمتر اینکه، این حمله نهتنها به تغییر رژیم ایران نمیانجامید، بلکه ممکن بود نتیجهی عکس بدهد، یعنی رژیم آمریکا را با بحرانی عظیم مواجه سازد؛ چرا که در صورت حملهی ایران به ۵۵ پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه که در آنها بیش از ۷۰ هزار نظامی آمریکایی حضور دارند، هزاران تابوت سربازان کشتهشده به آمریکا بازمیگشت.
ترامپ با قدردانی از رهبری ایران به خاطر توقف در اعدام ۸۰۰ معترض، حرکتی مضحک و بیسابقه در تاریخ جنگها انجام داد. این حرکت، شوخطبعی و سطح نازل سیاسی و شخصی رهبر بزرگترین کشور جهان را آشکار کرد، چه برسد به سطح راهبردی آن. حتی برای یافتن یک راهحل آبرومندانه برای خروج یک ابرقدرت از چنین بحرانی، ذهن رئیسجمهور آمریکا تهی بود. او نه ظرفیت فکری لازم را دارد، نه اطرافیانش کفایت لازم را. تمام آنچه او میداند، دلالی املاک، تجارت و کارهای دیگری است که از ذکر آنها شرم داریم.
ترامپ دروغی آشکار گفت زمانی که اظهار داشت عقبنشینی از حمله یا تعویق آن تحت تأثیر هیچ دولتی، نه عربی و نه اسرائیلی، نبوده و این تصمیم را شخصاً گرفته است. او دلیل این عقبنشینی را توقف اعتراضات و لغو اعدامها عنوان کرد، اما هیچ توضیحی نداد، چون در واقعیت، ایران با تظاهرات ضداغتشاشات و مدیریت هوشمندانهی اوضاع، بحران را کنترل کرده بود.
واقعیت آن است که ضعف آشکار دولت کنونی آمریکا و نمایش رسواییای که این روزها شاهد آن هستیم، به این دلیل است که برای اولینبار یک کشور عربی-اسلامی با صدای بلند گفت «نه»، و این نه را با تکیه بر قدرت نظامی و حمایت مردمی اعلام کرد. این کشور بدون ترس یا تردید وارد میدان شد، هیچ نشانهای از تسلیم یا عقبنشینی نشان نداد و حاضر نشد امتیازی از سر ترس و وحشت بدهد.
آن حملهی آمریکایی که در لحظات آخر خنثی شد، صرفاً برای حمایت از اسرائیل و نابودی بزرگترین دشمن آن، یعنی ایران و گروههای مقاومت بود که تهدیدی وجودی برای تلآویو به شمار میروند. این حمله هیچ نفعی برای ملت آمریکا نداشت. بنابراین، وقتی که نهاد نظامی اسرائیل دریافت که نتیجهی این حمله برخلاف انتظار خواهد بود، نتانیاهو به نزدیکترین تلفن امن دست یافت تا ترامپ را متقاعد کند فوراً آن را متوقف کند، و این همان چیزی است که رخ داد.
ادعای دروغین اینکه هدف از توقف یا تعویق حمله، توقف کشتار معترضان و اعدامها بود، در واقع اوج فرار از رویارویی و سقوط سیاسی است. آنهایی که معترضان را کشتند، نه نیروهای امنیتی ایران بلکه آمریکا و اسرائیل بودند؛ آنها مردم را تحریک به آمدن به خیابانها کردند، میانشان هزاران مزدور فرستادند، اینترنت ماهوارهای و تلفنهای هوشمند در اختیارشان گذاشتند.
بزرگترین پیروزی ایران در ایستادگیاش و در موفقیت بزرگ موشکهای بالستیک پیشرفتهاش در جنگ ژوئن (۱۲ روزه) بود؛ موشکهایی که تمام سامانههای دفاع هوایی را پشت سر گذاشتند، با دقت به اهداف خود رسیدند و بیش از نیمی از کلانشهر تلآویو را ویران کردند. این پیروزی علت اصلی صدور فرمان نتانیاهو برای توقف حمله و بازگرداندن بمبافکنها بود.
ادعای کمبود موشک و سامانههای دفاعی در انبارهای ارتش اسرائیل که گفته میشود علت درخواست تعویق حمله بوده، دروغی دیگر است. دلایل واقعی وحشت اسرائیل را میتوان در این نکات خلاصه کرد:
-
شکست حتمی حملهی آمریکا در تغییر رژیم ایران، مگر با تهاجم زمینی مشابه افغانستان و عراق. اما دولت عمیق آمریکا به ترامپ اجازه چنین ماجراجویی غیرقابل پیشبینی را نخواهد داد.
-
ترس شدید رهبری اسرائیل از خسارات سنگین نظامی، اقتصادی و روانی در نتیجهی ناتوانی سامانههای دفاعی در مقابله با موشکها و پهپادهای ایران، همانطور که در جنگ ژوئن دیده شد. این مسئله به از بین رفتن هیبت اسرائیل و پایان دادن به برتری نظامیاش در منطقه خواهد انجامید.
-
دریافت اطلاعات موثق توسط دستگاه اطلاعات نظامی اسرائیل مبنی بر اینکه موشکهای ایران، مانند جنگ ۱۲روزه، در پاسخ به این حمله، میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل نخواهند شد. این مسئله میتواند به کشته شدن دهها یا حتی صدها هزار نفر از شهرکنشینان اسرائیلی منجر شود.
-
ایران در آستانهی تبدیل شدن به یک قدرت هستهای است. اگر این جنگ جدید طول بکشد، نهادهای مذهبی این کشور ممکن است فتوای حرام بودن تولید سلاح هستهای را لغو کنند، بر اساس اصل دفاع مشروع از خود. همهی اجزای ساخت بمب اتم – اورانیوم با غنای بالا، سانتریفیوژهای پیشرفته، دانشمندان هستهای و مواد منفجره – هماکنون آمادهاند و میتوانند در عرض چند روز، اگر نگوییم هماکنون، آن را در اعماق کوهها تولید کنند. ایران کشوری است به بزرگی یک قاره که ۷۵ برابر بزرگتر از اسرائیل است، و میتواند حملات هستهای را تحمل کند؛ اما اسرائیل توان تحمل حتی یک حملهی هستهای را ندارد.
آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، همانطور که همیشه در سخنانش دقیق است، امروز در سخنرانیاش به مناسبت بعثت پیامبر اسلام (اسراء و معراج) بهدرستی فرمود:«ملت ایران کمر فتنه را شکست و حرف آخرش را از طریق اتحاد خود بیان کرد. ما فتنهی آمریکایی را خاموش کردیم، اما این کافی نیست و باید آمریکا محاکمه شود.»
در پایان، ما خطاب به «شاه کوچک»، رضا پهلوی، که چمدانهایش را برای بازگشت به تهران بسته و گفته است: «جمهوری اسلامی قطعاً سقوط خواهد کرد، فقط زمانش مهم است، نه اصل وقوع آن»، میگوییم:
عجله نکن، شتاب نکن! این سخن را سهبار پیش از این هم گفتهای، اما شرطبندی تو بر روی اسرائیل و آمریکا بازنده است. اکنون میبینی که آنها چگونه مأیوسانه از مزدورانشان در جریان اعتراضات ایران دست کشیدهاند. ترامپ اکنون با چاپلوسی به دنبال نزدیکی به رهبری ایران است. ملت ایران بهای زیادی پرداخت کرده، اما باید بدانی آمریکا و اسرائیل تاج و تختی به تو باز نخواهند گرداند.
یادآوری کنیم، زمانی که پدرت پس از انقلاب ۱۹۷۹ و در حالی که به سرطان مبتلا بود از ایران رانده شد، آمریکا و اسرائیل حتی به او اجازه ورود ندادند. اگر مصر درهای خود را به روی او نمیگشود، او در یکی از خیابانها یا سالنهای بستهی فرودگاهی جان میداد.