فرار به جلوی ترامپ برای رهایی از بحران اقتصادی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۹۰۳۶
گزارش|

فرار به جلوی ترامپ برای رهایی از بحران اقتصادی

بحران اقتصادی آمریکا، ترامپ را به ماجراجویی‌های نظامی در خارج سوق داده؛ تلاشی برای جبران ناکامی‌های داخلی و تثبیت نفوذ جهانی آمریکا.
فرار به جلوی ترامپ برای رهایی از بحران اقتصادی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ در حالی که دونالد ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی‌اش وعده داده بود که به جنگ‌های بی‌پایان آمریکا پایان خواهد داد و سیاست‌های پیشینیانش، به‌ویژه جو بایدن را در راه‌اندازی درگیری‌های نظامی در سراسر جهان به‌شدت نقد کرده بود، حالا در عمل، مسیر کاملاً متفاوتی را در پیش گرفته است. رئیس‌جمهوری که با شعار "اول آمریکا" وارد کاخ سفید شد، این روزها درگیر ماجراجویی‌هایی شده که نه تنها ایالات متحده را وارد تنش‌های تازه نظامی کرده، بلکه پرسش‌های جدی درباره پشت‌پرده این تصمیمات ایجاد کرده است.

 

واقعیت این است که هرچقدر ترامپ در جبهه سیاست داخلی، به‌ویژه در حوزه اقتصادی، دستاورد چشمگیری نداشته، در سیاست خارجی رویکردی تهاجمی‌تر از اسلاف خود در پیش گرفته است. این رفتار به‌ویژه در ماه‌های اخیر و با گسترش بحران‌های اقتصادی در داخل آمریکا، شدت گرفته و به نظر می‌رسد نوعی فرار رو به جلو برای جبران ناکامی‌های داخلی باشد.

 

رئیس‌جمهورجنگ‌طلب

 

با نگاهی به رفتارهای ترامپ در ماه‌های ابتدایی دوره جدید ریاست‌جمهوری‌اش، تناقض آشکاری میان شعارها و عملکردش به چشم می‌خورد. او که بارها بایدن را به آغاز جنگ‌های بی‌دلیل در سراسر جهان متهم کرده بود، اکنون خود حامی نظامی‌گری بی‌محابا شده است.

 

ترامپ نه تنها حمایت از ارتش رژیم اسرائیل در حملاتش به غزه، لبنان و سوریه را ادامه داده، بلکه تأمین بی‌وقفه سلاح به اوکراین را نیز تداوم بخشیده است. این در حالی است که وی وعده داده بود ظرف ۲۴ ساعت پس از ورود به کاخ سفید، جنگ اوکراین را به پایان خواهد رساند.

 

اما این همه ماجرا نیست. او بر خلاف رؤسای جمهور پیشین آمریکا، خود مستقیماً وارد عملیات نظامی شده است. در ژوئن ۲۰۲۵، حمله‌ای مستقیم علیه ایران انجام داد و در آغاز سال ۲۰۲۶ نیز با عملیات نظامی در ونزوئلا، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور منتخب این کشور را ربود؛ اقدامی که خشم گسترده‌ای در آمریکای لاتین و میان کشورهای مستقل برانگیخت.

 

ماجرا زمانی شگفت‌انگیزتر شد که ترامپ تهدید کرد جزیره گرینلند ــ قلمرویی متعلق به متحد سنتی آمریکا یعنی دانمارک ــ را با زور به خاک آمریکا ملحق خواهد کرد و آن را ایالت پنجاه‌و‌یکم خواهد ساخت.

 

انگیزه اصلی پشت ماجراجویی‌های ترامپ

 

در نگاه اول ممکن است چنین اقدامات تهاجمی، ناشی از دیدگاه ایدئولوژیک یا باورهای ژئوپلیتیکی رئیس‌جمهور تلقی شود، اما با دقت بیشتر می‌توان فهمید که این اقدامات پاسخی به بحران اقتصادی عمیقی است که آمریکا در آن گرفتار شده است.

 

ایالات متحده به‌عنوان قدرت اقتصادی شماره یک جهان، در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی مواجه شده که در رأس آن‌ها رقابت فزاینده با چین قرار دارد. بحران‌های پیاپی، از جمله همه‌گیری کرونا و تبعات آن، باعث شد ترامپ انتخابات سال ۲۰۲۰ را به بایدن واگذار کند. حالا او بار دیگر در تلاش است با وعده احیای اقتصاد، در دوره جدید قدرت خود را تحکیم کند.

 

اما واقعیت این است که عملکرد اقتصادی ترامپ در دوره جدید، بسیار ضعیف‌تر از وعده‌هایش بوده. اگرچه وعده داده بود که اقتصاد آمریکا را نجات می‌دهد و آن را "عظیم‌تر از همیشه" می‌سازد، اما داده‌ها خلاف این را نشان می‌دهند.

 

نرخ رشد اقتصادی؛ وعده‌هایی که محقق نشد

 

گزارش‌های رسمی اقتصادی در سال اول ریاست‌جمهوری دوم ترامپ (۲۰۲۵) نشان می‌دهند که رشد اقتصادی نوسانی و غیرقابل اعتماد بوده است.

در ابتدای سال، اقتصاد آمریکا با رکودی شدید مواجه شد.

در فصل‌های دوم و سوم سال، رشد نسبی دیده شد، اما فاصله زیادی با اهداف و وعده‌های اعلام‌شده ترامپ داشت.

 

هرچند برخی تحلیلگران معتقدند که عملکرد اقتصادی ترامپ در برخی دوره‌ها نسبت به ادوار بایدن بهتر بوده، اما او نتوانسته "تحول بزرگ" مورد انتظار را رقم بزند.

 

تورم؛ دشمن پنهان اقتصاد آمریکا

 

از جمله وعده‌های ترامپ، کاهش نرخ تورم به سطح هدف‌گذاری‌شده فدرال رزرو، یعنی ۲٪ بود. اما داده‌های دسامبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که تورم به ۲.۷٪ رسیده و کاهش محسوسی نداشته است.
این مسئله به‌شدت بر قدرت خرید مردم آمریکا تأثیر منفی گذاشته، حتی اگر ترامپ در سخنرانی‌هایش خلاف آن را القا کرده باشد.

 

در واکنش به این شرایط، بانک مرکزی آمریکا حاضر نشد نرخ بهره را کاهش دهد؛ اقدامی که ترامپ بارها خواستار آن شده بود. جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، با هشدار نسبت به تورم بالاتر، مقابله علنی با ترامپ را آغاز کرد.

 

ترامپ نیز در پاسخ، پاول را به فساد متهم کرد و مدعی شد پروژه‌های بازسازی ساختمان بانک مرکزی دارای تخلفات مالی هستند.

 

شوک در بازار کار؛ کاهش شدید استخدام‌ها

 

یکی دیگر از نقاط ضعف اقتصادی ترامپ، افت شدید در ایجاد فرصت‌های شغلی است.بر اساس آمار رسمی، در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۶۰۰ هزار شغل جدید ایجاد شد؛ این در حالی است که در سال ۲۰۲۱ (سال اول ریاست بایدن)، ۶.۶ میلیون شغل جدید ثبت شده بود.

 

حتی در سال‌های بعدی دولت بایدن نیز ارقام اشتغال بسیار بالاتر از دوره ترامپ باقی ماند:

۳.۷ میلیون شغل در سال ۲۰۲۲

۳ میلیون شغل در ۲۰۲۳

۲ میلیون شغل در ۲۰۲۴

 

این وضعیت باعث شد ترامپ رئیس اداره آمار کار، دکتر اریکا مک‌اینترفِر را به دستکاری در داده‌ها متهم و از کار برکنار کند.

 

در میان همه عوامل مؤثر در رویکرد سیاست خارجی ترامپ، نقش نفت به‌وضوح برجسته است. او بارها تأکید کرده که آمریکا باید بر بازار جهانی انرژی تسلط داشته باشد.

 

ماجراجویی نظامی در ونزوئلا را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ کشوری که بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد.

 

همچنین تهدیدات مکرر ترامپ علیه ایران، تلاش آشکاری برای مهار یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان است. کنترل بر منابع انرژی، یکی از راه‌های تقویت موضع آمریکا در رقابت با چین و روسیه تلقی می‌شود.

 

گرینلند؛ یک طرح جاه‌طلبانه ژئوپلیتیکی

 

ترامپ بارها از تمایل به خرید یا الحاق گرینلند سخن گفته است. اما برخلاف آنچه ممکن است به‌نظر برسد، این خواسته صرفاً از نگاه "تملک خاک" ناشی نمی‌شود.

 

گرینلند از نظر ژئوپلیتیکی اهمیت بالایی دارد. با ذوب شدن یخ‌های قطبی در اثر تغییرات اقلیمی، مسیرهای دریایی و منابع طبیعی جدیدی در منطقه قطب شمال در حال ظهور است. آمریکا با تسلط بر گرینلند، می‌تواند دسترسی بی‌نظیری به این منابع و مسیرها داشته باشد.

 

طبق گزارش‌ها، مقامات آمریکایی حتی پیشنهاد پرداخت مستقیم ۱۰ تا ۱۰۰ هزار دلار به هر شهروند گرینلند را مطرح کرده‌اند تا آن‌ها را به جدایی از دانمارک و پیوستن به آمریکا ترغیب کنند. این مبلغ در مجموع ممکن است تا ۶ میلیارد دلار هزینه دربرداشته باشد.

 

ترامپ برای مقابله با بحران کسری تراز تجاری، بر واردات تعرفه‌های سنگین وضع کرده است. این سیاست در نگاه نخست برای حمایت از تولید داخلی منطقی به‌نظر می‌رسد، اما در عمل، موجب افزایش بهای کالاهای وارداتی شده و توان خرید شهروندان را تضعیف کرده است.

 

همچنین این رویکرد، موجب کاهش اشتغال در برخی صنایع شده و در نتیجه، رشد اقتصادی را کندتر کرده است.

 

مهاجرت؛ قربانی سیاست‌های پوپولیستی

 

در تلاشی دیگر برای افزایش اشتغال، ترامپ به‌ویژه در نیمه دوم سال ۲۰۲۵، سیاست‌های سختگیرانه‌تری در قبال مهاجرت در پیش گرفت؛ چه مهاجرت قانونی، چه غیرقانونی. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که بسیاری از صنایع آمریکا با کمبود نیروی کار مواجه بودند.

 

نتیجه چنین سیاستی، کاهش بیشتر رشد اقتصادی و خشم اجتماعی در میان اقلیت‌ها و کارگران مهاجر بود.
نمونه بارز آن، اعتراضات گسترده در ایالت مینه‌سوتا بود که در پی کشته شدن یک زن مهاجر توسط پلیس مهاجرت، شعله‌ور شد.

 

یکی از پیامدهای جدی سیاست‌های اقتصادی ترامپ، افزایش شکاف طبقاتی در جامعه آمریکاست. داده‌ها نشان می‌دهند که در سال نخست ریاست جمهوری جدید ترامپ، ثروتمندترین طبقات از مزایای اقتصادی بیشتری بهره‌مند شدند، در حالی که طبقه متوسط و فقیر دچار فشارهای اقتصادی بیشتری شدند.

 

این وضعیت، فضای اجتماعی آمریکا را به‌شدت متشنج کرده و موقعیت سیاسی ترامپ را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آینده با تهدید مواجه ساخته است.

 

با کنار هم قرار دادن شواهد اقتصادی و رفتارهای سیاست خارجی، می‌توان نتیجه گرفت که دونالد ترامپ در پی جبران ناکامی‌های داخلی، به میدان خارجی پناه برده است. از ماجراجویی در ونزوئلا گرفته تا تهدید ایران و گرینلند، همگی تلاشی برای نمایش قدرت و تأثیرگذاری آمریکا در جهان هستند.

 

او با تکیه بر کنترل منابع انرژی و تقویت نفوذ ژئوپلیتیکی آمریکا، می‌کوشد تا هم جایگاه خود را در برابر رقبایی چون چین و روسیه مستحکم‌تر کند و هم شکست‌های اقتصادی داخلی را به حاشیه ببرد.

پربازدیدترین آخرین اخبار