رفتار ترامپ نشان داده که شریک قابل اعتمادی برای اروپا نیست
گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از واشنگتن پست؛ سیاستهای مخرب دونالد ترامپ، بهویژه در ماجرای گرینلند، سبب بیداری اروپاییها شده و ارادهای جدید برای پرداختن به مشکلات مزمن این قاره ایجاد کرده است.
رئیسجمهور ترامپ، بهطور ناخواسته، خدمتی بزرگ به اروپا کرد. رفتارهای متزلزل و زورگویانهاش باعث شد رهبران اروپایی به این نتیجه برسند که دیگر نمیتوان به آمریکا ــ که حالا دیگر شریک قابل اعتمادی نیست ــ تکیه کرد، و وقت آن رسیده که از وابستگی به واشنگتن دست بکشند و سیاستهای اقتصادی و امنیتی فرسودهشان را بازنگری کنند.
در جریان نشست داووس (مجمع جهانی اقتصاد) که این هفته برگزار شد، ترامپ با تهدید به حمله به گرینلند، و سپس عقبنشینی از آن، تمام توجه رسانهها را به خود جلب کرد. همان چیزی که او همیشه میخواهد: تسلط بر تیترها. اما بحثهای جدیتر در حاشیه داووس، در جهتی کاملاً متفاوت پیش میرفت.
این نشست شاهد نوعی شورش آشکار اروپایی علیه ترامپ بود؛ و صراحتی که مدتها در چنین فضاهای دیپلماتیکی غایب بود.اروپاییها بالاخره دست از وانمود کردن برداشتند: وانمود کردن به اینکه اقتصادشان بهبود خواهد یافت اگر همچنان وابسته به آمریکای ترامپزده باقی بمانند.
در ۲۵ سالی که نویسنده در این نشستها حضور داشته، رکود اقتصادی اروپا همواره موضوع ثابت بوده است. ایجاد تغییر سخت بوده، و دنبالهروی از آمریکا آسان. اما ترامپ، در دور دوم حضورش در قدرت، توازن این معادله را برهم زده است.
او ائتلاف فراآتلانتیک را به یک رابطهی تحقیرآمیز بدل کرده؛ رابطهای که مبتنی بر تعرفههای گمرکی، خواستههای بیپایان کاخ سفید، و توهینهای مداوم است.
رهبران اروپایی سال گذشته را صرف تظاهر به رضایت کردند؛ اما این هفته، صبرشان تمام شد.
نخستوزیر کانادا، مارک کارنی صراحتاً گفت:«ما در حال عبور از یک گسست هستیم، نه یک دورهی انتقالی وقتی دیگر قوانین از تو محافظت نمیکنند، باید خودت از خودت محافظت کنی.»
کارنی مجموعهای از اقدامات برای استقلال را معرفی کرد، از جمله ایجاد یک "شراکت راهبردی" با چین. و البته، با توجه به حملات بیمنطق ترامپ به کانادا، نمیتوان از او ایراد گرفت.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه نیز هشدار داد که اقتصاد اروپا همچنان از اقتصاد ایالات متحده عقب است. او خواستار اصلاحات شد، اما همزمان از ثبات و قابل پیشبینی بودن اروپا در مقابل رفتارهای مخرب ترامپ دفاع کرد و گفت:«وجود مکانی مثل اروپا، که شاید گاهی کند عمل کند، و قطعاً نیازمند اصلاحات است، اما قابل اعتماد و وفادار است. این یک مزیت است.»
در همین حال، اعضای دولت ترامپ در داووس مثل ارتشی فاتح ظاهر شدند؛ و همین نمایش، موجب برانگیخته شدن بیشتر اروپاییها شد.
به گفتهی یک منبع حاضر در نشست، کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، که شخصیتی بسیار محترم در میان نخبگان اقتصادی است، به قدری از لحن تحقیرآمیز وزیر بازرگانی آمریکا (هوارد لوتنیک) در یک ضیافت شام ناراحت شد که جلسه را ترک کرد.
اگرچه بحران گرینلند جرقهی اولیه بود، اما خشم عمیقتر متوجه همان چیزی بود که مکرون آن را "وابستگی اقتصادی اروپا" توصیف کرد؛ آنهم در شرایطی که ترامپ مسیر توسعهی امپراتوریگونه را پیش گرفته است.
رهبران اروپا بهخوبی میدانند که از روند رشد اقتصادی آمریکا، بهویژه با تکیه بر فناوری هوش مصنوعی، عقب ماندهاند.آنها میخواهند بخشی از این شکوفایی باشند، اما اکنون دریافتهاند که قوانین و مقررات سختگیرانهی اتحادیه اروپا، همراه با مالیاتهای سنگین، مانع تحقق چنین رشدی هستند.
در نتیجه، اروپا اکنون به دنبال نسخهی خودش از "روز رهایی" است.یعنی:
ایجاد شراکتهای تجاری جدید با آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا
رسیدن به تفاهم با چین برای مبادلهی فناوری در برابر دسترسی به بازار اروپا
اما مهمتر از همه:ساختن اقتصادهای بومی نوآور، با قوانین کمتر، مالیاتهای پایینتر، و نظام رفاهی منعطفتر.
اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، در سخنرانی خود در داووس گفت:«اروپا به ذهنیتی فوری در اصلاح اقتصادی نیاز دارد. ما باید برای رسیدن به استقلال، سرعت خود را بالا ببریم... دنیا بهطرز بنیادینی تغییر کرده، و ما هم باید تغییر کنیم.»
در ادامه مقاله، نویسنده به گزارش ماریو دراگی، رئیس پیشین بانک مرکزی اروپا، اشاره میکند؛ گزارشی که در سپتامبر ۲۰۲۴ منتشر شد و در آن زنگ خطر رکود رقابتی اروپا بهصدا درآمد.
دراگی در مقدمهی گزارش نوشته بود:«شکاف تولید ناخالص داخلی بین اروپا و آمریکا افزایش یافته است.»
او یادآوری میکند که از سال ۲۰۰۰ تاکنون، درآمد واقعی آمریکاییها دو برابر سریعتر از اروپاییها رشد کرده است.اروپا، بهطور عمده، فرصت انقلاب دیجیتال و بهرهوری ناشی از اینترنت را از دست داده است.
از میان ۵۰ شرکت بزرگ فناوری در جهان، فقط ۴ شرکت اروپاییاند.
از استارتاپهای میلیارد دلاری متولدشده در اروپا بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۱، تقریباً ۳۰٪ به دلیل مالیات و قوانین سختگیرانه، به خارج از اروپا منتقل شدهاند.
پیام دراگی برای همه رهبران سیاسی و اقتصادی اروپا که طی دو سال گذشته با آنها صحبت کردهام، روشن بود:اروپا برای بازیابی رقابتپذیریاش باید خود را عمیقاً اصلاح کند.
اما در بریتانیا و بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی، رهبری ضعیف باعث شده این اصلاحات اجرایی نشوند.و حتی بدتر از آن، جمود ساختاری حوزه یورو حالا از همیشه عمیقتر شده است.
طبق مطالعهای که دویچه بانک به آن استناد کرده، در یک سال پس از انتشار گزارش دراگی، تنها ۱۱ درصد از مجموع ۳۸۳ توصیه پیشنهادی در آن گزارش، به مرحله اجرا رسیدهاند.و شاید، همینجاست که ترامپ ناخواسته نقش یک محرک بیداری را ایفا کرده باشد.
ماجرای گرینلند، یعنی تلاش ترامپ برای تصرف یا خرید این جزیره، مثل یک شوک عمل کرد.این اقدام، که از نظر بسیاری یک «کودتا» در سیاست خارجی بود، حبابی از بیعملی و تسلیمپذیری اروپا را ترکاند.
تا پایان همان هفته، ترامپ از درخواستش برای خرید گرینلند عقبنشینی کرد؛ آن هم در مواجهه با:
مخالفت قاطع رهبران اروپایی
سقوط شدید بازارهای سهام و اوراق قرضه آمریکا
گرینلند برای ترامپ ممکن بود فقط یک «تاکوی یخی» باشد – همانطور که برخی تحلیلگران طعنهآمیز میگفتند –اما برای اروپا، این ماجرا مثل زنگ بیدارباش بود.
ترامپ در داووس شکایت میکرد که اروپاییها باید از او برای خدماتی که ارائه داده، تشکر کنند.و اینبار، شاید حق با او باشد.
چرا که اقدامات تهاجمی و متکبرانهاش، اروپا را وادار کرده که بالاخره زمام سرنوشت خود را به دست بگیردو روند اصلاحات اقتصادیای را آغاز کند که برای زندهماندن بهعنوان یک قدرت جهانی، ضروری است.
اتحاد فراآتلانتیک (بین اروپا و آمریکا) شاید هنوز بهطور کامل فرو نریخته باشد،اما پس از اتفاقات این هفته در داووس، دیگر هیچگاه مثل قبل نخواهد بود.