جنگ ستارگان؛ بلوف ریشهدار آمریکایی برای تهدید ابرقدرتها!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ یکی از پروژههای برجسته در دوران جنگ سرد که بسیاری از تحلیلگران و پژوهشگران به آن اشاره دارند، پروژه "جنگ ستارگان" است. طرحی که در سال 1983 توسط رونالد ریگان، رئیسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا، مطرح شد و هدف آن ایجاد یک سیستم دفاعی فضایی برای جلوگیری از حملات هستهای شوروی بود.
پروژه جنگ ستارگان: یک بلوف آمریکایی
پروژه "جنگ ستارگان" یا ابتکار دفاع استراتژیک (SDI) در دوره ریاستجمهوری ریگان به عنوان یک طرح بزرگ برای دفاع در برابر حملات هستهای شوروی معرفی شد. این پروژه به دنبال توسعه یک سیستم دفاعی بود که میتوانست موشکهای بالستیک قارهپیما را از فضا نابود کند. آمریکا معتقد بود که با ایجاد این سیستم میتواند مانع از حملات هستهای شوروی شده و قدرت بازدارندگی آن را در برابر این تهدیدات افزایش دهد.
اما واقعیت این است که جنگ ستارگان بیشتر به عنوان یک طرح تبلیغاتی و یک سیاست بلوفگونه در راستای تهدیدات هستهای ایالات متحده در برابر شوروی دیده میشد. ایالات متحده در این پروژه میخواست خود را به عنوان قدرتی بیچون و چرا در صحنه جهانی معرفی کند، در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که این سیستم هیچگاه قادر به عملیاتی شدن نبود. در آن زمان، اجرای چنین پروژهای به دلیل هزینههای بسیار زیاد، محدودیتهای فنی و علمی، و مشکلات مربوط به فضای بیثبات و غیرقابل پیشبینی، به راحتی غیرعملی بود.
آغاز پایان امپراتوری شوروی
آنچه که در ابتدا به نظر میرسید یک پروژه بلندپروازانه است، در عمل به یک بحران برای اتحاد شوروی تبدیل شد. شوروی، که پیش از این به طور عمده به بازدارندگی هستهای و توانایی خود در حمله متقابل تکیه داشت، اما در واقع با تهدیدی جدید روبهرو شد. ریگان با معرفی جنگ ستارگان، عملاً شوروی را در موقعیتی قرار داد که باید به سرعت هزینههای هنگفتی را صرف توسعه سیستمهای مشابه میکرد.
این فشار، یکی از دلایل اصلی بحران اقتصادی در شوروی بود. بر اساس بسیاری از تحلیلها، هزینههای بالای تلاش برای رقابت با ایالات متحده در این حوزه، منابع شوروی را به شدت محدود کرد و به وخامت اوضاع اقتصادی این کشور دامن زد. در واقع، جنگ ستارگان بیشتر به عنوان یک ابزار روانی و فشار اقتصادی بر شوروی عمل کرد تا یک تهدید واقعی برای ایالات متحده.

فشارهای اقتصادی و سیاسی
یکی از مهمترین تبعات جنگ ستارگان بر شوروی، ایجاد بحران اقتصادی بود. در حالی که ریگان پروژه را به عنوان یک عامل بازدارنده مطرح کرد، واقعیت این است که شوروی، به دلیل مشکلات اقتصادی داخلی و نیز رقابتهای تسلیحاتی با آمریکا، به شدت آسیب دید. شوروی نه تنها از نظر نظامی و سیاسی با مشکلات جدی روبهرو شد، بلکه فشارهای اقتصادی ناشی از مسابقه تسلیحاتی و پروژه جنگ ستارگان، به طور فزایندهای آن را به سمت بحران کشاند.
گورباچف، رهبر شوروی در دوران فروپاشی، پس از رسیدن به قدرت، سیاستهایی همچون پروسترویکا (بازسازی اقتصادی) و گلاسنوست (شفافسازی) را به اجرا گذاشت تا به نحوی این بحرانها را مدیریت کند. اما تا آن زمان، هزینههای سنگین رقابت با آمریکا در پروژههای تسلیحاتی، به ویژه پروژه جنگ ستارگان، به حدی رسیده بود که هیچگونه سیاستی نمیتوانست مانع از فروپاشی اتحاد شوروی شود.
آمریکا با طرح جنگ ستارگان، علاوه بر افزایش فشار اقتصادی بر شوروی، فشارهای روانی نیز بر رهبری آن وارد کرد. رهبران شوروی که همواره به قدرت بازدارندگی هستهای خود تکیه داشتند، با معرفی این پروژه احساس کردند که این بازدارندگی به خطر افتاده است. در واقع، پروژه جنگ ستارگان به شکلی به یک تهدید روانی تبدیل شد که رهبری شوروی را در برابر خطر سقوط قرار داد.
پیمان منع موشکهای هستهای میانبرد (INF)
پیمان منع موشکهای هستهای میانبرد (INF) در 8 دسامبر 1987 میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی امضاء شد. این پیمان که یکی از بزرگترین دستاوردهای دیپلماتیک دوران جنگ سرد به شمار میآمد، بهطور مشخص ایالات متحده و شوروی را ملزم میکرد که تمامی موشکهای هستهای با برد ۵۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر را نابود کنند. این موشکها میتوانستند کلاهکهای هستهای حمل کنند و تهدیدی جدی برای امنیت جهانی به شمار میرفتند.
امضای این پیمان که در دوران جنگ سرد و در اوج تنشها میان دو بلوک شرق و غرب به وقوع پیوست، دستاوردی مهم در کاهش تهدیدات هستهای و رقابت تسلیحاتی محسوب میشد. اما این پیمان در مدت زمان کوتاهی با چالشها و اختلافات زیادی روبرو شد که در نهایت به بحرانی در روابط آمریکا و روسیه منجر شد.
در طول سالها، هر دو طرف این پیمان یکدیگر را به نقض مفاد آن متهم کرده و بارها تهدید کرده بودند که در صورت ادامه این تخلفات، از پیمان INF خارج خواهند شد. ایالات متحده بارها به روسیه این اتهام را وارد کرده بود که سیستم موشکی ۹M729 این کشور با ویژگیهای مشخصهای که در پیمان INF ذکر شده، مغایرت دارد. از طرف دیگر، روسها نیز از اقدامات ایالات متحده در استقرار سیستمهای دفاع موشکی در اروپا انتقاد میکردند.
با وجود این اختلافات، هیچیک از دو طرف بهطور جدی به انجام اقداماتی که به طور کامل پیمان را از بین ببرد، اقدام نکردند. اما در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این تهدیدها به حقیقت پیوست و ایالات متحده رسماً از پیمان INF خارج شد. این اقدام بسیاری از تحلیلگران را شگفتزده کرد و پرسشهایی را در خصوص آینده پیمانهای محدودسازی تسلیحات هستهای مطرح کرد.
در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۱۹، دونالد ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده بهطور رسمی از پیمان INF خارج میشود. این تصمیم نه تنها در سطح جهانی بازتاب داشت، بلکه پیامدهایی جدی در امنیت جهانی و رقابت تسلیحاتی داشت. ترامپ در توضیح این اقدام خود به این موضوع اشاره کرد که روسیه به طور آشکار از مفاد پیمان INF تخطی کرده است و از آنجا که این پیمان فقط یک طرفه رعایت شده است، آمریکا دیگر نیازی به حفظ آن ندارد.
جنگ ستارگان و سیاستهای ترامپ در دوران معاصر
با گذشت بیش از سه دهه از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، ایالات متحده همچنان به پروژههای فضایی و تسلیحاتی ادامه داده است. در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، طرح ایجاد نیروی فضایی آمریکا به عنوان ششمین شاخه نظامی ایالات متحده مطرح شد. این اقدام ترامپ به نوعی احیای رویای "جنگ ستارگان" در قالب نیرویی مستقل در فضا بود.
اگرچه در نگاه اول، تشکیل نیروی فضایی آمریکا به عنوان یک نیاز برای مقابله با تهدیدات فضایی چین و روسیه مطرح شد، اما حقیقت این است که این اقدام بیشتر به یک راه برای تسلط بیشتر آمریکا بر عرصه جهانی تبدیل شده است. در واقع، آمریکا با تشکیل نیروی فضایی به دنبال سلطهگری بیشتر بر فضا و گسترش قدرت خود در این حوزه است. این روند از سوی برخی تحلیلگران به عنوان یک اقدام تهاجمی در عرصه جهانی در نظر گرفته میشود که میتواند به رقابتهای تسلیحاتی جدید منجر شود.

عملیات ویژه ایالات متحده در ونزوئلا: سلاحهای جدید و ادعای استفاده از فناوریهای فضایی
در ژانویه 2020، ایالات متحده عملیاتی را برای دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، انجام داد. در این عملیات، برخی منابع اعلام کردند که نیروهای امنیتی آمریکا از سلاحهای ناشناختهای استفاده کردهاند که به گفته شاهدان، باعث از کار افتادن تجهیزات دفاعی ونزوئلا شده است.
طبق گفته یکی از اعضای تیم امنیتی مادورو، سیستمهای راداری به طور ناگهانی از کار افتادند و پهپادهایی از سوی نیروهای آمریکایی در منطقه ظاهر شدند. این فرد همچنین از استفاده از یک موج صوتی شدید خبر داد که باعث آسیبهای جسمی به محافظان مادورو شد و آنها را از زمین بلند کردن ناتوان کرد.
و همچنین مدعی شده پس از این اتفاق، نیروها دچار خوندماغ، ناتوانی حرکتی و حتی «استفراغ خونی» شدند و توان بلند شدن از زمین را از دست دادند.
روزنامه "نیویورک پست" از قول یکی از اعضای تیم محافظ مادورو، که او نیز از نوعی سلاح محرمانه سخن گفته، مینویسد: «ناگهان همه سامانههای راداری ما بدون هیچ توضیحی از کار افتاد. بعد دیدیم پهپادها، تعداد زیادی پهپاد، بالای مواضع ما پرواز میکنند. نمیدانستیم چگونه باید واکنش نشان دهیم.» به گفته او، سپس بالگردهایی ظاهر شدند که حدود ۲۰ سرباز آمریکایی را به این منطقه آوردند.
در ادامه این پرونده، نیویورکپست در گزارشی دیگر به نقل از «دونالد ترامپ» ادعا کرد که یک سلاح محرمانه با نام «Discombobulator» در این عملیات نقش کلیدی داشته و باعث از کار افتادن تجهیزات دفاعی طرف مقابل شده است، هرچند جزئیات فنی آن «محرمانه» توصیف شده است. به گفته دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در اقدام نظامی ایالات متحده در ونزوئلا برای دستگیری مادورو، یک سلاح محرمانه اخلالگر نقش تعیینکنندهای در موفقیت عملیات داشته است. او در مصاحبهای با روزنامه "نیویورک پست" این سلاح را "دیسکامبوبولاتور" (یا "گیجکننده") نامیده است. گفته میشود به واسطه این سلاح، تجهیزات ونزوئلا از کار افتاده و در نتیجه نیکلاس مادورو، رهبر برکنارشده این کشور، دستگیر و به خارج از کشور منتقل شده است. ترامپ جزئیات بیشتری درباره این سلاح اخلالگر ارائه نداده و گفته است: «اجازه ندارم دربارهاش صحبت کنم.» او با این حال افزود که نیروهای امنیتی ونزوئلا به همین دلیل نتوانستهاند به حمله آمریکا واکنش نشان دهند.
به نظر میرسد این جوسازیهای رسانهای در امتداد سیاستهای ریگان و جنگ ستارگان برای قدرتمند به نظر رسیدن آمریکاست. جایی که توان رقابت پایین میآید، بلوف زنی به بالاترین حد ممکن میرسد.