ردخون روی پرچم آمریکا؛ از فلوجه عراق تا افغانستان
به گزارش خبرنگار بین الملل خبرگزاری دانشجو ؛ شاید در تاریخ جهان، هیچ کشوری به اندازه آمریکاییها در جایجای عالم برای منافع خود مسیر جنایت و نابودی دیگر ملتها را در پی نگرفته است. رد پای جنایتهای کشوری که بنیانش بر خون و استعمار ساکنان اصلی آمریکا یعنی سرخپوستان بنا شده، پس از تبدیلش به یک ابرقدرت، گسترهای به اندازه سراسر نقشه دنیا را در بر گرفته است؛ از ژاپن تا آن سوی دنیا یعنی حوزه کارائیب و آمریکای لاتین.
با این حال اوج تجلی جنایتهای آمریکا در منطقه غرب آسیا رقم خورده است. به تعبیر دیگر، آمریکا با ادعای گسترش «لیبرال دموکراسی» جنایتهایی را در این منطقه رقم زد که حتی دیکتاتورترین رژیمها هم آن را انجام ندادهاند. یکی از نمونههای عینی و انضمامی آن هم جنایت در «فلوجه» عراق است.
تنها یک نمونه؛ جنایت در فلوجه!
آمریکایی که در سال ۲۰۰۳، با ادعای دروغین برخورداری عراق از سلاح کشتار جمعی که حتی بوش پسر هم به عدم صحت آن اذعان کرده به این کشور حمله کرد، در شهر فلوجه جنایاتی رقم زد که شاید با سلاحهای کشتار جمعی هم نمیتوانست رقم بخورد.
روزنامه گاردین در گزارشی به سرپرستی دکتر بازبی، بر اساس اطلاعات و دادههای ارائه شده توسط پزشکان در عراق در مورد افزایش قابل توجه نرخ سرطان و نقایص مادرزادی پس از شروع بمباران ایالات متحده آمریکا به مطالعه پرداخته و با مقایسه پیامدهای جنایت در فلوجه عراق با دیگر جنایت آمریکا یعنی ژاپن پس از حمله آمریکا با بمب اتم، وضعیت فلوجه را حتی از آن هم وخیمتر دانسته بود!
این روزنامه انگلیسی همچنین نوشت: «طبق شواهد، پزشکان در عراق پس از حملات آمریکا در فلوجه شروع به گزارش افزایش چشمگیر میزان سرطان و همچنین نقایص مادرزادی کردند.
بازبی و همکارانش همچنین به افزایش ۱۲۶۰ درصدی در میزان سرطان در کودکان در فلوجه و همچنین افزایش ۷۴۰ درصدی تومورهای مغزی پی بردند که نشان میداد آنها در معرض تشعشعات قرار گرفتهاند. همچنین نرخ مرگ و میر نوزادان در عراق ۸۲۰ درصد بیش از کشور کویت در همسایگی عراق بود.»

در واقع به گزارش برخی منابع آمریکاییها در این شهر از فسفر سفید و اورانیوم ضعیفشده استفاده کردند و همین موضوع سبب شد محیط طبیعی و ژنهای انسانی نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. البته جنایات آمریکا تنها محدود به این مقدار هم نبود.
روزنامه اینترسپت درباره آغازگری آمریکاییها برای اقدام به جنایت نوشته: «چند هفته بعد از ورود آمریکاییها به بغداد در سال ۲۰۰۳ سربازان لشکر ۸۲ به سمت تعدادی از تظاهرکنندگان غیرنظامی تیراندازی کردند و ۱۷ تن از آنها را به قتل رساندند. ارتش آمریکا در آن زمان مدعی شد که ابتدا نیروهای عراقی تیراندازی کرده بودند؛ اما دلیل قانع کنندهای برای این مساله وجود ندارد. این عملیات مقدمهای برای سیلی از خشونت و ویرانی در عراق در سال ۲۰۰۴ بود. عملیات ریختن خون عراقیها در آن سال شامل هزاران غیرنظامی بود و زندانیان زیادی نیز به قتل رسیده و شکنجه شدند.»
فاضل بدرانی، خبرنگار عراقی که در فلوجه حاضر بوده بیان کرده بود: «براثر درگیرهای نظامیان آمریکایی با مردم فلوجه تعداد زیادی از تانکهای آنان ویران شده و سه هزار عراقی نیز جان خود را از دست دادند که بیشتر آنان را زنان و کودکان تشکیل میدهند. نیروهای آمریکایی سپس نزدیک به سه هزار نفر از مردم شهر را بازداشت و رفتار غیر انسانی با آنها داشته و تعدادی از آنان را مجبور به پاکسازی شهر از جنایتهای خود کرده و تعدادی دیگر را رهسپار زندانهای «ابوغریب» و بصره کردند که تعدادی از این بازداشت شدگان در این زندانها در اثر رفتار غیر انسانی جان خود را از دست دادند.»
این خبرنگار عراقی با اشاره به گزارش هیاتهای پزشکی شهر فلوجه گفت: «طبق گزارش این هیات در تاریخهای ۲۵ و ۲۶ ماه دسامبر گذشته، در شش نقطه این شهر تعداد ۷۰۰ جسد یافت شد که ۵۰۴ نفر آنان را زنان وکودکان تشکیل میدادند. به گزارش یک پزشک عراقی در این نشست، این جسدها در باغچهها و پشت بام خانهها و یا در زیر آوار یافت شدند. تعداد دیگری از این جسدها با مواد شیمیایی سوخته شده تا آثار شکنجه را از روی این جسدها بزدایند.»

بهطور کلی میتوان گفت که اساسا جنایتهای ایالات متحده در فلوجه چنان گسترده است که روایت و بررسی ابعاد آن حتی در یک کتاب هم نمیگنجد! با این حال پس از مشاهده ماجرای فلوجه، یکی از روزنامههای منطقه یعنی الوطن به نکتهای اشاره کرده که حائز اهمیت است: «تفاوت میان آزادی آمریکایی و آزادی صدامی این است که ملت عراق جام آزادی صدام را با سلاحهای سنتی قدیمی اندک اندک مینوشیدند، اما جام آزادی آمریکایی از طریق موشکها و تانکهای مدرن و محاصره کامل شهرها و از طریق گلولههای دموکراسی که بر سر و رویشان فرو میریزد، صورت میگیرد.»
غارتگری بینالمللی
آمریکا برای نفت، منافع و قدرت خود هیچ جنایت و اقدامی نیست که انجام نداده باشد. از ربایش رئیسجمهورها به مانند آریستید در هائیتی و اخیرا مادورو در ونزوئلا تا جنگ و حمله به کشورهای مختلف به بهانههای دروغین. کودتاهای بیشمار که یکی از نمونههای ملموسش برای ایرانیان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است هم که دیگر شهره عام و خاص است.

در واقع ماجرای کودتاهای آمریکایی آنقدر عیان بوده که پس از پایان مأموریت نگروپونته در عراق، وی از یکی از مقامات عراقی میپرسد «آیا میدانی چرا در آمریکا کودتا نمیشود؟» مقام عراقی در پاسخ میگوید که دلایل زیادی میتواند وجود داشته باشد، از توزیع قدرت تا دموکراسی و...، اما نگروپونته در ادامه میگوید: «دلیل آن فقط یک مسئله است و آن اینکه آمریکا در واشنگتن سفارت ندارد!»
در واقع ایالات متحده تنها یک غارتگر بینالمللی است که برای تصعید قدرت، ارضای شهوت نفت و طمع ثروت خود حاضر است همه چیز و همه جا را به آتش بکشد. نمونههای این موضوع نیز در سراسر تاریخ سیاسی جهان قابل مشاهده است؛ ژاپن، ویتنام، افغانستان، عراق، لیبی، ونزوئلا و...
درسهایی در آینه تاریخ
اگرچه اقلیتی خوداکثریتپندار که نه از تاریخ بهرهای برده و نه اندکفهمی از ژئوپلیتیک ایران و سیاست بینالملل داشته و حتی مطلقا درک و شناختی از جنایت، غارتگری و آتشافروزیهای آمریکاییها هم ندارند اینگونه تصور میکنند که ارمغان تهاجم خارجی آن هم توسط آمریکا خوشبختی و دنیایی رویایی و البته تخیلی رقم خواهد زد، اما واقعیت عریان تاریخی این است که ارمغان آمریکا برای دیگر ملتها بالاخص در جایی که نفت و ذخایر ارزشمند یافت میشود، تنها ناامنی، آشوب، جنایت و مرگ است!
به عنوان مثال افغانستان پس از ۲۰۰۱ به گزارش Council on Foreign Relations شاهد کشته شدن انسانهای بسیاری را در خود بوده است: «تلفات غیرنظامیان در افغانستان طی سالهای اخیر همچنان در سطح بالایی باقی مانده است. سازمان ملل در سال ۲۰۱۸ رقم بیسابقه ۱۰۹۹۳ قربانی غیرنظامی را ثبت کرد. هرچند در سال ۲۰۱۹ کاهش اندکی مشاهده شد، اما برای ششمین سال پیاپی شمار کشتهها و مجروحان غیرنظامی از ده هزار نفر فراتر رفت و مجموع تلفات غیرنظامی ثبتشده توسط سازمان ملل از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۰ به بیش از صد هزار نفر رسید.»

در رابطه با عراق پس از ۲۰۰۳ نیز اندیشکده Center for Strategic and International Studies (CSIS) در این زمینه عنوان کرده: «ائتلاف به رهبری آمریکا در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد و در سال ۲۰۱۱ از این کشور خارج شد. این جنگ باعث مرگ تقریباً نیم میلیون عراقی، آواره شدن حداقل ۹.۲ میلیون نفر و مواجهه بیش از ۴.۷ میلیون نفر با ناامنی غذایی متوسط یا شدید شد. امروز، بیست سال پس از تهاجم اولیه، درگیریهای گسترده پایان یافتهاند، اما عراق همچنان در معرض بحرانهای مداوم قرار دارد.»
دیگر مقصد نابود شده توسط آمریکا یعنی لیبی نیز کماکان در بیثباتی و جنگ داخلی بهسر میبرد که زمینهساز جنایات و موارد فجیعی همچون تروریسم، بازار بردهها و زنان و... بوده است. Council on Foreign Relations در رابطه با وضعیت لیبی نوشته: «بیش از یک دهه پس از مداخلهای با حمایت ایالات متحده که در سال ۲۰۱۱ به سرنگونی رهبر اقتدارگرای لیبی انجامید، شکافهای سیاسی و بحرانهای امنیتی زنجیرهای همچنان ثبات این کشور را تهدید میکنند.»
با این همه شواهد و مثالهای عینی و تاریخی باید بیان کرد که دقیقا برخلاف سودای خوشبختی از طریق تهاجم خارجی توسط غربگرایان خیالپرداز، نهتنها واقعیت جنایتکارانه و غارتگرانه ایالات متحده چنین چیزی را نفی میکند بلکه تاریخ کشورهای موردتهاجم قرار گرفته عیان میسازد نتیجهای جز نابودی و ویرانی به دنبال نخواهد داشت. این موضوع درسی در آینه تاریخ است که نه فقط برای خواندن بلکه در اصل برای عبرت گرفتن است.