سایه سنگین جنگ داخلی بر سودان جنوبی
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ نشانههای یک جنگ داخلی جدید در افق سودان جنوبی نمایان شده است؛ گویی جنگ داخلی به بیماری مزمنی برای کشوری بدل شده که از زمان جداییاش از سودان در سال ۲۰۱۱ تاکنون، در چرخهای بسته از خشونت سیاسی، بحرانهای اقتصادی، ناامنی و ضعف نهادها گرفتار مانده است. قرار بود این کشور پس از امضای توافق صلح در سال ۲۰۱۸ بهبود یابد و از دور باطل درگیری و شبح جنگ داخلی عبور کند، اما این توافق نتوانست به منازعه پایان دهد. امروز سودان جنوبی بار دیگر در آستانه بازگشت به جنگ داخلی قرار دارد
کشوری که از جنگ زاده شد و در جنگ ماند
از همان نخستین روزهای استقلال، سودان جنوبی با تناقضی بنیادین مواجه بود: دولتی که از دل یک جنبش مسلحانه متولد شده بود، اما هرگز نتوانست از منطق اسلحه، قبیله و فرماندهی نظامی فاصله بگیرد. استقلال، به جای آنکه آغاز ساخت دولت باشد، به آغاز رقابت بر سر قدرت میان نخبگانی تبدیل شد که سالها در میدان جنگ زیسته بودند و سیاست را امتداد همان نبرد میدیدند.
ضعف نهادها، نبود ارتش ملی یکپارچه، اقتصاد تکمحصولی وابسته به نفت، فساد گسترده و شکافهای عمیق قومی، از همان ابتدا آینده این کشور را در معرض چالش ها قرار داد. اما مهمتر از همه، تضاد شخصی و سیاسی میان دو چهره اصلی قدرت بود: سالوا کر و ریاک مشار.
ریشههای یک دشمنی تاریخی
تنش میان سالوا کر و ریاک مشار به سالها پیش از استقلال بازمیگردد. پس از مرگ جان گارانگ، رهبر کاریزماتیک جنبش آزادیبخش خلق سودان، در سال ۲۰۰۵، شکافهای پنهان در رهبری این جنبش بهتدریج آشکار شد. کییر که به ریاست جنبش رسید، با چالشهای جدی در مدیریت ساختار قدرت و آینده سیاسی کشور روبهرو شد. در مقابل، مشار، که جاهطلبی سیاسی بالایی داشت، به تدریج به منتقد و رقیب اصلی او تبدیل شد.
این رقابت، خیلی زود از سطح اختلاف سیاسی عبور کرد و رنگ و بوی قومی به خود گرفت. سالوا کر نماینده قبیله دینکا و ریاک مشار نماینده قبیله نوئر بود؛ دو قوم بزرگ و تأثیرگذار سودان جنوبی. در کشوری که هویت ملی هنوز شکل نگرفته بود، این شکاف قومی به سرعت به ابزار بسیج سیاسی و نظامی تبدیل شد.
جنگ داخلی ۲۰۱۳؛ فروپاشی رؤیاها
در سال ۲۰۱۳، اختلافات سیاسی به جنگی تمامعیار بدل شد. درگیری میان نیروهای وفادار به کر و نیروهای وابسته به مشار، کشور را به مدت پنج سال در آتش فرو برد. نتیجه این جنگ فاجعهبار بود: حدود ۴۰۰ هزار کشته، میلیونها آواره، فروپاشی اقتصاد و تخریب زیرساختهای ناچیز کشور.
جامعه جهانی، نهادهای منطقهای و کشورهای همسایه سرانجام موفق شدند دو طرف را پای میز مذاکره بکشانند. نتیجه این تلاشها، توافق صلح ۲۰۱۸ بود؛ توافقی که قرار بود نقطه پایان جنگ و آغاز بازسازی باشد. اما این توافق، بیش از آنکه بر آشتی ملی و اصلاح ساختار قدرت استوار باشد، بر یک سازش نخبگانی برای تقسیم قدرت تکیه داشت.
توافقی روی کاغذ، نه در میدان عمل
توافق ۲۰۱۸، اگرچه جنگ را متوقف کرد، اما به ریشههای بحران نپرداخت. ادغام نیروهای مسلح، اصلاحات نهادی، عدالت انتقالی و برگزاری انتخابات آزاد، همگی به تعویق افتادند. دولت وحدت ملی، به جای آنکه نماد همگرایی باشد، به صحنهای از بیاعتمادی، رقابت و کارشکنی متقابل تبدیل شد.
سالها گذشت و مفاد توافق یکی پس از دیگری معلق ماند. انتخابات بارها به تعویق افتاد، شبهنظامیان خلع سلاح نشدند و وفاداریهای قبیلهای همچنان بر منطق دولتداری غلبه داشت. در واقع، جنگ متوقف شده بود، اما صلح هرگز ساخته نشد.
از دسامبر ۲۰۲۵، نشانههای فروپاشی دوباره نظم شکننده کشور آشکار شد. درگیریها میان نیروهای وفادار به رئیسجمهور و نیروهای وابسته به ریاک مشار شدت گرفت. طبق گزارش سازمان ملل، بیش از ۱۸۰ هزار نفر آواره شدند. در ژانویه ۲۰۲۶، نبردها در ایالت جونقلی و سپس نیل علیا شعلهور شد؛ مناطقی راهبردی که نزدیکی آنها به مرز اتیوپی، نگرانیها درباره گسترش منطقهای بحران را افزایش داده است.
اوج بحران زمانی رقم خورد که سالوا کییر دستور بازداشت ریاک مشار و قرار دادن او در حبس خانگی را صادر کرد. اقدامی که مخالفان آن را پایان رسمی توافق صلح دانستند.

«توافق صلح لغو شده است»
اویت ناتانیل بیرینو، معاون رئیس حزب مخالف، در واکنشی صریح اعلام کرد که بازداشت مشار به معنای لغو توافق صلح ۲۰۱۸ است. او تأکید کرد که این اقدام نشاندهنده نبود اراده سیاسی برای صلح و بازگشت کشور به منطق زور است.
همزمان، سازمان ملل متحد نیز زنگ خطر را به صدا درآورد. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در بیانیهای کمسابقه هشدار داد که سودان جنوبی در آستانه سقوط به ورطهای خطرناک قرار دارد. او از رهبران کشور خواست سلاحها را زمین بگذارند و منافع مردم را بر جاهطلبیهای شخصی ترجیح دهند. فرمانده نیروهای حافظ صلح سازمان ملل نیز وضعیت کنونی را حتی خطرناکتر از سالهای پیش از جنگ داخلی توصیف کرد.
انتخابات ۲۰۲۶؛ فرصتی که در حال سوختن است
قرار بود سودان جنوبی در ژوئن ۲۰۲۶ نخستین انتخابات سراسری واقعی خود را برگزار کند و به دوره انتقالی پایان دهد. اما با تشدید درگیریها، این انتخابات نیز در هالهای از ابهام فرو رفته است. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که هر بار بحران امنیتی تشدید شده، انتخابات به تعویق افتاده و مشروعیت سیاسی بیش از پیش فرسوده شده است.
مشکل اصلی آن است که نخبگان حاکم هنوز نتوانستهاند از ذهنیت «فرماندهان میدان جنگ» به نقش «مدیران دولت» گذار کنند. سیاست در سودان جنوبی همچنان با منطق حذف، تسلط و بقا تعریف میشود، نه با رقابت دموکراتیک و پاسخگویی.
چرا صلح شکست خورد؟
شکست توافق صلح در سودان جنوبی تصادفی نبود. این توافق:
بر تقسیم قدرت متمرکز بود، نه بر آشتی ملی
به خلع سلاح شبهنظامیان نپرداخت
ساختار قبیلهای قدرت را حفظ کرد
عدالت انتقالی و پاسخگویی را نادیده گرفت
و اصلاحات نهادی را به آیندهای نامعلوم موکول کرد
در نتیجه، کشور میان دو اردوگاه باقی ماند: دولتی که عمدتاً تحت سلطه دینکاهاست و مخالفانی که نوئرها در آن نقش غالب دارند. این شکاف قومی ـ سیاسی، هر بحران سیاسی را به سرعت به بحران امنیتی تبدیل میکند.
بازگشت جنگ داخلی در سودان جنوبی، یک مسئله صرفاً داخلی نیست. این کشور در قلب منطقهای قرار دارد که پیشاپیش با بیثباتی دستوپنجه نرم میکند. گسترش ناامنی میتواند اتیوپی، سودان، کنیا و کل شاخ آفریقا را تحت تأثیر قرار دهد. موج جدید پناهجویان، قاچاق سلاح و مداخله بازیگران منطقهای، سناریویی است که بهسرعت میتواند از کنترل خارج شود.
سودان جنوبی امروز بر لبه تیغ ایستاده است. یا رهبران آن به اصلاحات واقعی، وحدت ملی و عبور از منطق قبیله تن میدهند، یا کشور بار دیگر به جنگی فرو خواهد رفت که شاید اینبار بازگشتی از آن نباشد.
صلح، نه با توافقهای کاغذی، بلکه با اراده سیاسی، پاسخگویی، اصلاح ساختار قدرت و اولویت دادن به مردم ساخته میشود. در غیر این صورت، شبح جنگ داخلی، که هرگز این کشور را ترک نکرده، به واقعیتی خونین تبدیل خواهد شد.