دست پنهان رسانههای غربی در سرپوش گذاشتن بر جنایت/ از پرونده اپستین تا نسل کشی در نوار غزه!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ در پایان ژانویه ۲۰۲۶، وزارت دادگستری آمریکا بیش از ۳ میلیون صفحه از اسناد و مدارک مربوط به پرونده جفری ایپستین را منتشر کرد. این اسناد شامل تحقیقات، تصاویر، ویدئوها و پیامهایی است که شبکهای از نفوذ و روابط نخبگان غربی را در مسائل مالی، سیاسی و اجتماعی روشن میکند. اما جذابیت این افشاگری فراتر از خود پرونده ایپستین است؛ زیرا الگوهایی که در این اسناد آشکار شدهاند، به وضوح بازتابی از رفتار نخبگان غربی در مواجهه با بحرانهای جهانی، از جمله نسلکشی در غزه، هستند.
ایپستین و شبکه نخبگان
پرونده ایپستین بیش از آنکه یک رسوایی اخلاقی شخصی باشد، پرده از شبکهای گسترده از حمایتها و پوششهای قانونی و اجتماعی برای یک جنایتکار برداشت. در اسناد منتشر شده، نام شخصیتهای برجستهای چون ایلان ماسک، مارک زاکربرگ، سرگی برین، ریچارد برانسون و بیل گیتس دیده میشود، که هر یک به نوعی با فعالیتهای ایپستین در ارتباط بودهاند.
در سطح سیاسی نیز، نامهایی چون دونالد ترامپ، بیل کلینتون، جورج بوش، ایهود باراک و دیگر مقامات برجسته آمریکایی و اروپایی در این اسناد حضور دارند. این لیست بلندبالا نشان میدهد که ایپستین نه تنها یک فرد مجرم بود، بلکه بخشی از یک شبکه گسترده نفوذ در سیاست، اقتصاد و رسانههای جهانی بود که در مقابل جرم و جنایت او سکوت یا حمایت کرد.
این سیستم بیمجازات، در یک الگوی تکراری خود را نشان میدهد: در داخل، افراد مرتکب جرم بدون مجازات میمانند، و در سطح بینالمللی، تبرئه یا توجیه میشوند. این الگو به وضوح در حمایت غرب از اقدامات اسرائیل در غزه نیز دیده میشود، جایی که نسلکشی، حملات علیه کودکان و زنان، و تخریب زیرساختها با سکوت و یا توجیه مقامات غربی همراه است.

از ایپستین تا غزه
شباهتهای بین پرونده ایپستین و بحران غزه بسیار قابل توجه است. اسناد نشان میدهد که ایپستین همواره از حمایت مالی و قانونی برخوردار بوده و وقتی شواهد جنایت او آشکار شد، نخبگان غربی نه تنها او را طرد نکردند، بلکه با مشاوره و حمایت، او را در مسیر فرار از مجازات هدایت کردند.
در غزه نیز، نقض حقوق بشر و جنایات علیه مردم، بهویژه کودکان، با چشمپوشی غرب همراه شده است. این سکوت و حمایت عملی از جنایتکاران و نخبگان، انعکاسی از همان منطق ایپستین است: استفاده از قدرت، نفوذ و ثروت برای جلوگیری از مسئولیتپذیری و حفظ منافع خود.
به عبارت دیگر، همانطور که ایپستین با ایجاد شبکهای از روابط و نفوذ توانست اعمال مجرمانه خود را ادامه دهد، نخبگان و دولتهای غربی نیز با سکوت، توجیه و گاه همکاری با اسرائیل، ادامه نسلکشی در غزه را امکانپذیر کردهاند.
ابزارهای مدرن نفوذ و کنترل: شبکههای اجتماعی و رسانهها
یکی از نکات برجسته در اسناد ایپستین، نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی در حفاظت از نفوذ و مشروعیتبخشی به اقدامات او است. نام پلتفرمهای بزرگ و مدیران آنها، مانند فیسبوک، اینستاگرام، واتساپ و گوگل، نشان میدهد که چگونه دسترسی به اطلاعات، روایتسازی و مدیریت جریان اخبار میتواند در خدمت یک سیستم قدرت نخبگان قرار گیرد.
در غزه نیز مشاهده میکنیم که شبکههای اجتماعی و رسانهها، با محدود کردن صداهای فلسطینی و ترویج روایتهای اسرائیلی، نقش مشابهی ایفا میکنند. محدودیت حسابهای کاربری فعالان، سرکوب محتوای انتقادی و برجستهسازی روایت رسمی، نمونهای از همان منطق «حفاظت از منافع نخبگان» است که در پرونده ایپستین دیده شد.
مشروعیتسازی و تبرئه جنایات
اسناد ایپستین نشان میدهند که نخبگان غربی، حتی پس از آشکار شدن جرایم او، با حمایت قانونی، مالی و رسانهای، وی را تبرئه کردند. این حمایتها شامل مشاورههایی بود که ایپستین را تشویق به سکوت یا مدیریت بحران میکرد، و در عین حال، از اعتبار و نفوذ او محافظت مینمود.
در غزه نیز همین الگو مشاهده میشود: نخبگان غربی و برخی قدرتهای منطقهای، با ارائه توجیهات سیاسی و اقتصادی، رژیم اسرائیل را از پاسخگویی به نقض حقوق بشر و قوانین بینالمللی معاف کردهاند. این رفتار، الگویی روشن از «محافظت از جنایتکار در مقابل افکار عمومی و قانون» را نشان میدهد.
غزه نمونهای است که نشان میدهد چگونه منطق پرونده ایپستین به سطح سیاسی و جغرافیایی منتقل میشود. حملات نظامی، تخریب زیرساختها، کشتار کودکان و زنان، و محدودیتهای انسانی، همگی بخشی از «استراتژی سکوت و تبرئه نخبگان» است.
اسناد ایپستین و تحلیلهای مرتبط نشان میدهند که جنایات رژیم اسرائیل در غزه نه اتفاقی، بلکه نتیجه یک توافق ضمنی نخبگان غربی است. این توافق شامل حمایت مالی، نظامی و رسانهای است که اجازه میدهد سیاستها و اقدامات غیرانسانی ادامه یابند.
یکی دیگر از جنبههای مهم این شبکه نخبگان، استفاده از ابزارهای فرهنگی و علمی برای مشروعیتبخشی است. شخصیتهایی مانند نئوم چامسکی یا استیون هاوکینگ، که بهظاهر منتقد سیاستهای غرب هستند، در واقع بخشی از این شبکهاند که با نقد محدود، مشروعیت علمی و فرهنگی ایجاد میکنند.
این الگو در غزه نیز مشاهده میشود: بخشی از نقدها و مخالفتها با سیاست اسرائیل، محدود و تحت کنترل است، بهگونهای که تغییر واقعی در سیاستها رخ نمیدهد و جنایات ادامه مییابد، در حالی که ظاهرِ نقد حفظ میشود.

نقش مالی و اقتصادی: از ایپستین تا اسرائیل
یکی از درسهای مهم اسناد ایپستین، نقش پول و منابع مالی در حفظ قدرت و نفوذ است. ایپستین با شبکهای از کمکهای مالی، تبرعات و سرمایهگذاریها توانست حمایت نخبگان را جلب کند و از مجازات اجتناب نماید.
در غزه نیز، حمایتهای اقتصادی و نظامی غرب از اسرائیل، به آن امکان میدهد تا اقدامات نظامی و نسلکشی را بدون نگرانی از تحریم یا پاسخگویی ادامه دهد. این همان منطق ایپستین است: قدرت اقتصادی به همراه نفوذ سیاسی، ابزار اصلی تضمین امنیت نخبگان و مشروعیتبخشی به اقدامات غیرانسانی.
اسناد ایپستین نشان میدهند که جنایات و فساد نخبگان غربی با سکوت یا همکاری بخشهایی از جهان عرب ادامه یافته است. این درس برای منطقه روشن است: بدون آگاهی و فعالیت جمعی، سکوت و انفعال میتواند زمینهساز ادامه نسلکشی و نقض حقوق بشر باشد.
فعالان، رسانهها و دانشگاهها باید با درک این الگوها، استراتژیهای جدیدی برای مقابله با نفوذ نخبگان و حفاظت از حقوق انسانی اتخاذ کنند.