نگاهی بر چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ دور تازه مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده با میانجیگری عمان، صرفاً یک نشست دیپلماتیک عادی نیست؛ این گفتوگوها آزمونی برای سنجش اراده سیاسی، ظرفیت بازدارندگی و میزان تابآوری دو طرف در برابر فشارهای فزاینده است.
رویکرد دونالد ترامپ در سیاست خارجی، بهویژه در قبال ایران، بر پایه نظریهای شناختهشده در علوم سیاسی بنا شده است: «نظریه مرد دیوانه». این نظریه بر ایجاد تصویری غیرقابلپیشبینی از رهبر سیاسی تأکید دارد؛ تصویری که طرف مقابل را دچار تردید، هراس و محاسبهگری بیشازحد کند.
ترامپ با استفاده از ادبیات تند، تهدیدهای علنی و همزمان نمایش قدرت نظامی، تلاش میکند فضای روانی مذاکرات را به نفع خود تغییر دهد. جابهجایی تجهیزات نظامی، افزایش تحرکات دریایی و اظهارات هشدارآمیز، همگی بخشی از یک بسته فشار هستند که هدف آن کشاندن ایران به میز مذاکره از موضع ضعف است.
با این حال، پشت این نمایش قدرت، واقعیتی مهم نهفته است: ترامپ همان سیاستمداری است که وعده پایان دادن به «جنگهای بیپایان» را به رأیدهندگان خود داده بود. او میداند ورود به یک جنگ گسترده در خاورمیانه، نهتنها پرهزینه است، بلکه میتواند پروژههای اقتصادی داخلی و رقابت راهبردی با چین را تحتالشعاع قرار دهد.
بنابراین، راهبرد او را میتوان چنین توصیف کرد: فشار حداکثری برای رسیدن به توافقی که شبیه پیروزی به نظر برسد، بدون ورود به درگیری مستقیم.
ایران؛ صبر راهبردی و مهندسی زمان
در سوی دیگر این معادله، تهران رویکردی کاملاً متفاوت را دنبال میکند. ایران طی سالهای گذشته نشان داده که توانایی بالایی در مدیریت فشارهای اقتصادی و سیاسی دارد. سیاست «صبر راهبردی» که پیشتر در برابر تحریمهای شدید تجربه شده، اکنون در قالبی جدید بازتولید شده است.
رهبران ایران بهخوبی میدانند که فشارهای اقتصادی بهتنهایی لزوماً به تغییر رفتار سیاسی منجر نمیشود؛ بهویژه در نظامهایی که انسجام ساختاری و شبکههای حمایتی منطقهای دارند. از این رو، تهران نه با واکنش شتابزده، بلکه با ترکیبی از مذاکره حسابشده، توسعه ظرفیت بازدارندگی و مدیریت افکار عمومی داخلی به استقبال این دور از گفتوگوها رفته است.
نکته مهم آن است که ایران عامل زمان را بهعنوان یک ابزار فعال به کار میگیرد. در حالی که واشنگتن از طولانی شدن مذاکرات نگران است، تهران میتواند از گذر زمان برای تقویت موقعیت فنی و سیاسی خود بهره ببرد. این تفاوت در نگاه به «زمان» یکی از اصلیترین گرههای راهبردی مذاکرات ژنو است.
تلاش ترامپ برای تکرار الگوی ونزوئلا
برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ در تلاش است الگوی فشار حداکثری علیه ونزوئلا را در قبال ایران بازتولید کند. در آن مدل، هدف اعمال تحریمهای فلجکننده اقتصادی، ایجاد شکاف اجتماعی و در نهایت وادار کردن ساختار سیاسی به عقبنشینی بود.اما ایران ونزوئلا نیست.
ایران از منظر ژئوپلیتیکی، در قلب منطقهای قرار دارد که تحولات آن مستقیماً بر بازار انرژی، امنیت دریایی و توازن قدرت جهانی اثر میگذارد. توانایی تأثیرگذاری بر مسیرهای انرژی، حضور متحدان منطقهای و ظرفیتهای بازدارندگی موشکی، معادله فشار را پیچیدهتر کرده است.
همچنین، ایران به سطحی از پیشرفت در برنامه هستهای رسیده که عامل زمان را به موضوعی حساس تبدیل میکند. در این شرایط، تأخیر در توافق میتواند از نگاه برخی بازیگران منطقهای، به معنای افزایش هزینههای آینده باشد.
از سوی دیگر، نزدیکی ایران به قدرتهایی مانند روسیه و چین، امکان تنوعبخشی به شرکای اقتصادی و کاهش اثرگذاری تحریمها را فراهم میکند؛ موضوعی که در پرونده ونزوئلا به این شکل وجود نداشت.
نگرانی تل آویو از توافق احتمالی
در حالی که واشنگتن میان دیپلماسی و بازدارندگی در حال توازن است، رژیم اسرائیل نگاه متفاوتی به تحولات دارد. نگرانی اصلی تلآویو آن است که هر توافقی بدون اقدام نظامی، بهعنوان یک پیروزی سیاسی برای ایران تعبیر شود.مقامات اسرائیلی تلاش دارند آمریکا را به اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر سوق دهند.
اما در واشنگتن، ملاحظات گستردهتری مطرح است: هزینههای جنگ، واکنش بازارهای جهانی، امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه و تأثیرات سیاسی داخلی. این شکاف محاسباتی میان آمریکا و اسرائیل، یکی از عوامل مهم در شکلگیری فضای پیچیده مذاکرات ژنو است.
دیپلماسی یا درگیری؛ کدام محتملتر است؟
با وجود فضای پرتنش، شواهد نشان میدهد که هیچیک از طرفین تمایل جدی به درگیری مستقیم ندارند. جنگی گسترده در منطقه میتواند پیامدهایی پیشبینیناپذیر داشته باشد: افزایش قیمت انرژی، اختلال در تجارت جهانی و بیثباتی سیاسی گسترده.
از همین رو، دیپلماسی ــ هرچند پرتنش و فرسایشی ــ همچنان محتملترین مسیر به نظر میرسد. اما این دیپلماسی، ساده و سریع نخواهد بود. هر توافقی نیازمند امتیازدهی متقابل، تضمینهای اجرایی و سازوکارهای نظارتی است که دستیابی به آنها زمانبر خواهد بود.

آینده چه خواهد شد؟
آینده این مذاکرات به چند عامل کلیدی بستگی دارد:
-
میزان انعطافپذیری دو طرف در تعیین خطوط قرمز
-
فشارهای داخلی بر دولت آمریکا و ساختار سیاسی ایران
-
نقش میانجیگران منطقهای و بینالمللی
-
تحولات میدانی در منطقه
اگر ترامپ بتواند توافقی ارائه دهد که هم در داخل آمریکا بهعنوان موفقیت معرفی شود و هم برای ایران قابلقبول باشد، احتمالاً مسیر تنشزدایی هموارتر خواهد شد. در مقابل، اگر یکی از طرفین احساس کند امتیازها نامتوازن است، خطر بازگشت به چرخه تشدید تنش وجود دارد.
آنچه امروز در ژنو جریان دارد، صرفاً یک مذاکره فنی درباره بندهای توافق نیست؛ این یک رقابت چندلایه در سطح اراده سیاسی، قدرت روانی و محاسبات ژئوپلیتیکی است.
ترامپ میخواهد با تکیه بر سیاست تهدید، امتیاز تاریخی بگیرد و آن را بهعنوان دستاورد شخصی معرفی کند. ایران نیز میخواهد نشان دهد که فشار خارجی نمیتواند آن را به عقبنشینی وادارد و تنها راه، گفتوگوی برابر است.
دیپلماسی میتواند از وقوع بحرانی فراگیر جلوگیری کند؛ اما اگر محاسبات اشتباه شود، شعلههای یک بحران منطقهای ممکن است بهسرعت از کنترل خارج شود.
