تهدید ترامپ علیه نوری المالکی به ضرر آمریکا تمام میشود
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ روزنامه ریسپانسیبل استیت کرفت در یک گزارش تحلیلی نوشت که در میانه یک بحران سیاسی پیچیده در عراق، یک پیام کوتاه از دونالد ترامپ، رئیسجمهورآمریکا، میتواند همه معادلات را تغییر دهد. اما نه به شیوهای که واشنگتن انتظار دارد.
ترامپ در ۲۷ ژانویه، در حساب خود در شبکه «تروث سوشال»، به صراحت هشدار داد: اگر نوری المالکی، نخستوزیر سابق عراق، دوباره به قدرت بازگردد، ایالات متحده هیچ کمکی به عراق نخواهد کرد و بدون کمک آمریکا، عراق «هیچ شانسی برای موفقیت، شکوفایی یا آزادی» نخواهد داشت.
این پیام، نه تنها یک پیام سیاسی ساده نبود؛ بلکه نوعی فشار مستقیم و علنی بر روند سیاسی داخلی عراق محسوب میشد. و در کشوری که انتخابات آزاد و بدون دخالت خارجی، به عنوان یکی از اصول اصلی مشروعیت سیاسی تعریف میشود، چنین دخالتی، خودبهخود یک محرک واکنش است.
چرا این پیام «اعلام جنگ سیاسی» تلقی شد؟
عراق ششمین انتخابات عمومی خود را از سال ۲۰۰۳ برگزار کرده و درگیر یک فرآیند پیچیده تشکیل دولت است. در این وضعیت، تحالف شیعی معروف به «الإطار التنسیقی» هفته گذشته المالکی را برای پست نخستوزیری معرفی کرد. قرار بود جلسه پارلمان برای انتخاب رئیسجمهور برگزار شود و پس از آن، رئیسجمهور نخستوزیر را منصوب کند. اما جلسه به دلیل عدم رسیدن به حد نصاب قانونی لغو شد و روند سیاسی همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد.
در چنین شرایطی، پیام ترامپ نه تنها به روند سیاسی ضربه میزند، بلکه به شکل مستقیم به «حس ملیگرایی و استقلال سیاسی» مردم عراق حمله میکند. به همین دلیل، حتی اگر هدف واشنگتن کاهش نفوذ یک شخصیت سیاسی باشد، پیام ترامپ میتواند نتیجهای عکس به دنبال داشته باشد.
چرا این تهدید میتواند نتیجه معکوس دهد؟
ترامپ در پیام خود، به دوران نخستوزیری المالکی اشاره کرد و گفت که دوره او «عراق را تضعیف کرده، نفوذ ایران را افزایش داده و به منافع آمریکا آسیب زده است». اما این روایت، در عراق، بهطور گسترده به عنوان یک مداخله خارجی تعبیر میشود.
در واقع، پیام ترامپ دو اثر متناقض دارد:از یک طرف، ممکن است برخی در داخل عراق به دلیل نگرانی از بازگشت نفوذ ایران، با اظهارات ترامپ موافق باشند.اما از طرف دیگر، همان پیام میتواند به عنوان «تهاجم به استقلال ملی» تلقی شود و باعث شود مردم و سیاستمداران عراق، حتی اگر با المالکی مخالف باشند، در برابر فشار خارجی متحد شوند.
در شرایطی که عراق هنوز از بحرانهای داخلی، فساد و فشارهای خارجی رنج میبرد، چنین پیامهایی میتواند باعث شود بحث اصلی از «سیاست و عملکرد» به «سیادت ملی» منتقل شود؛ موضوعی که برای عراقیها بسیار حساس است.
دخالت ترامپ در عراق سابقه دارد. یکی از مهمترین این مداخلات، در اوایل ژانویه ۲۰۲۰ رخ داد؛ زمانی که ترامپ دستور حمله پهپادی را صادر کرد که به شهادت سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، انجامید. در همان حمله، ابو مهدی المهندس، معاون فرمانده نیروهای حشد شعبی و رهبر کتائب حزبالله عراق نیز شهید شد.
این حادثه، در سطح منطقه تأثیر گستردهای داشت، اما در عراق پیامدهای ویژهای به دنبال داشت:
شهادت المهندس، در عراق بهعنوان ضربهای به یک چهره ملی در مبارزه با داعش تلقی شد.
این حادثه باعث موجی از حملات به سفارت آمریکا و تقویت گروههای مسلح شد.
همان گروههایی که ترامپ اکنون از عراق میخواهد آنها را «منحل کند»، دقیقاً همانهایی هستند که در واکنش به حمله ۲۰۲۰ تقویت شدند.
بنابراین، تجربه نشان میدهد که فشار خارجی و اعمال قدرت، در عراق نه تنها نتیجهبخش نیست، بلکه میتواند به تقویت نیروهای مسلح و جریانهای مقاومت منجر شود.
«سیادت» در برابر «منافع آمریکا»: بازیای که واشنگتن در آن بازنده است
وقتی ترامپ بهصورت علنی درباره انتخاب نخستوزیر عراق هشدار میدهد، در واقع عراق را در برابر یک گزینه دشوار قرار میدهد:آیا باید از استقلال سیاسی خود دفاع کند و ریسک قطع کمک آمریکا را بپذیرد، یا باید تحت فشار واشنگتن تصمیم بگیرد؟
اما در عراق، این تصمیم، بیشتر از آنکه یک انتخاب سیاسی باشد، یک انتخاب ملی و هویتی است. بنابراین، احتمال اینکه مردم و نخبگان سیاسی، در برابر فشار آمریکا متحد شوند، بسیار بالاست.
در واقع، فشار علنی ممکن است نتیجه معکوس دهد و نوری المالکی را نه فقط به یک گزینه سیاسی، بلکه به یک نماد مقاومت در برابر دخالت خارجی تبدیل کند.
پیامدهای داخلی و منطقهای؛ از توافق تا تقابل
واکنش به پیام ترامپ، میتواند دو مسیر را همزمان طی کند:
-
افزایش حمایت از المالکی:
به دلیل حس «تحقیر ملی» و نیاز به دفاع از استقلال. -
تشدید اختلافات داخلی:
گروههای مخالف المالکی، بهویژه جریانهای جوان و مدنی، ممکن است پیام ترامپ را به عنوان دلیل بیشتری برای اعتراض و فشار بر روند سیاسی ببینند.
اما نکته مهم این است که در هر دو حالت، واشنگتن در عراق در حال از دست دادن نقش خود به عنوان میانجی یا شریک است. پیام ترامپ بهجای اینکه روند سیاسی را به سمت ثبات ببرد، احتمالاً آن را به سمت بحران و قطببندی بیشتر سوق میدهد.
با توجه به حساسیتهای داخلی عراق، و همچنین سابقه تاریخی فشارهای خارجی، به نظر میرسد که تهدید ترامپ، دقیقاً همان چیزی را که میخواست، برعکس میکند.
به جای اینکه نقش آمریکا را به عنوان یک قدرت «حامی دموکراسی» تثبیت کند، این پیام، آمریکا را به عنوان یک قدرت تحمیلکننده و تهدیدکننده معرفی میکند. و در چنین فضایی، هر شخصیتی که بتواند خود را در برابر فشار خارجی قرار دهد، از نظر عمومی یک جایگاه قویتر پیدا میکند.
در نتیجه، در تلاش برای اعمال فشار، ترامپ ممکن است ناخواسته:
المالکی را محبوبتر کند
واشنگتن را بیاعتبار سازد
فضای سیاسی عراق را بیشتر قطبی کند
و در نهایت، خود را از نقش تأثیرگذار دور کند