«فیلم سقف» سعید خانی در جشنواره فجر؛ یک کمدی خیلی معمولی با مصرف جنگ ۱۲ روزه!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۷۳۳۹
گزارش|

«فیلم سقف» سعید خانی در جشنواره فجر؛ یک کمدی خیلی معمولی با مصرف جنگ ۱۲ روزه!

فیلم «سقف» به کارگردانی سعید خانی و با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، گیتی قاسمی و بنفشه‌خواه، یکی از آثار کمدی حاضر در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر است که در نتیجه به یک کمدی معمولی بدون خط و ربط مناسب به جنگ ۱۲ روزه ختم می‌شود.
«فیلم سقف» سعید خانی در جشنواره فجر؛ یک کمدی خیلی معمولی با مصرف جنگ ۱۲ روزه!

به گزارش گروه فرهنگ وهنر خبرگزاری دانشجو، فیلم «سقف» به کارگردانی سعید خانی و با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، گیتی قاسمی و بنفشه‌خواه، یکی از آثار کمدی حاضر در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر است که تلاش می‌کند با نگاهی طنزآمیز در دوران جنگ ۱۲ روزه، قصه یک خانواده ایرانی را روایت کند؛ تلاشی که در عمل به نتیجه‌ای متوسط و قابل پیش‌بینی ختم می‌شود.

 
فرار از تهران؛ ایده‌ای آشنا با اجرایی سست
 
داستان فیلم حول محور آرش (سام درخشانی)، استاد دانشگاه‌ای می‌چرخد که همزمان با حمله رژیم صهیونیستی و آغاز جنگ ۱۲ روزه، به همراه خانواده‌اش تصمیم می‌گیرد تهران را ترک کند. این خانواده برای در امان ماندن، راهی ویلای یکی از اقوام می‌شوند؛ تصمیمی که از همان ابتدا، فیلم را با اولین سوتی جدی مواجه می‌کند.
 
جنگی که بنا بر روایت فیلم در خردادماه رخ داده، با لوکیشن‌هایی پوشیده از برگ‌های نارنجی پاییزی به تصویر کشیده می‌شود؛ اشتباهی آشکار که نه‌تنها باورپذیری اثر را زیر سؤال می‌برد، بلکه نشان از بی‌دقتی در طراحی صحنه و فضاسازی زمانی دارد.
 
تلاش برای تفاوت در نقش، گرفتار در تکرار
 
سام درخشانی در «سقف» سعی کرده از کلیشه‌های کمدی همیشگی خود فاصله بگیرد و نقش جدی‌تری ارائه دهد، اما لحن، میمیک و جنس بازی او تفاوت معناداری با نقش‌های پیشینش ندارد؛ تنها اندکی جدی‌تر، بدون آن‌که تأثیرگذارتر باشد.
 
فریبا نادری در نقشی کاملاً معمولی ظاهر می‌شود و بازی‌اش نه نقطه قوت فیلم است و نه نقطه ضعف جدی. گیتی قاسمی که معمولاً یکی از برگ‌های برنده کمدی‌هاست، این‌بار موفق به گرفتن خنده از مخاطب نمی‌شود و حضورش کم‌اثر باقی می‌ماند.
 
در این میان، بنفشه‌خواه در نقش شخصیت منفی داستان، کاراکتری عصبی با قوانینی اعصاب‌خردکن ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که در آزار مخاطب تا حدی موفق است، اما اغراق بیش از اندازه در پرداخت او، در برخی صحنه‌ها به ضد خود تبدیل می‌شود.
 
فیلمنامه؛ پاشنه آشیل «سقف»
 
بزرگ‌ترین ضعف فیلم «سقف» را باید در فیلمنامه جست‌وجو کرد. روایت داستان به‌ویژه پس از ورود خانواده به ویلا، دچار افت شدید می‌شود و منطق روایی خود را از دست می‌دهد. اتفاقات نه‌تنها باورپذیر نیستند، بلکه به‌شدت تکراری و قابل پیش‌بینی‌اند.
 
دیالوگ‌ها فاقد خلاقیت‌اند و بسیاری از موقعیت‌های کمدی، بارها در آثار مشابه دیده شده‌اند. بازی بازیگران تازه‌وارد نیز کمکی به جان گرفتن روایت نمی‌کند و اغلب سطحی و ناپخته به نظر می‌رسد.
 
جنگ؛ عنصری تزئینی و بی‌اثر
 
با وجود آن‌که جنگ ۱۲ روزه محور اصلی داستان معرفی می‌شود، اما در بطن فیلم تقریباً هیچ نقشی ندارد. پس از چند صحنه انفجار در ابتدای فیلم و پخش اخبار از رسانه‌های معاند، دیگر نشانی از فضای جنگ، اضطراب، ترس یا تأثیرات روانی آن بر شخصیت‌ها دیده نمی‌شود.
 
جنگ در «سقف» صرفاً به یک بحران بیرونی تقلیل یافته که خانواده را از تهران خارج می‌کند، بدون آن‌که درام را پیش ببرد یا عمق معنایی خاصی به داستان بدهد.
حتی اگر جنگ رخ نمی‌داد روایت هم روایت بود و داستان با هر بحران دیگری نیز به همین منوال پیش می‌رفت.
 
سقف؛ یک کمدی خیلی معمولی!
 
در مجموع، «سقف» ساخته سعید خانی را می‌توان با اغماض، فیلمی متوسط دانست؛ کمدی‌ای با شوخی‌های کم‌جان، فیلمنامه‌ای ضعیف و روایتی کلیشه‌ای که نتوانسته از ظرفیت موضوع حساس جنگ، بهره دراماتیک یا حتی طنز خلاقانه‌ای بگیرد.
پربازدیدترین آخرین اخبار