وقتی صدا سلاح شد؛ موسیقی، مداحی و شعر در جنگ رمضان؛ از هنر تا رسانه
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، موسیقی، مداحی و شعر دیگر فقط قالبهایی برای تجلی زیباییشناسانه نیستند؛ آنها رسانهاند، و گاهی قویترین و مستقیمترین رسانهای که یک جامعه در اوج بحران در اختیار دارد.
صدا پیش از خبر میرسد
رسانههای سنتی در بحرانهای جنگی معمولاً دچار تأخیر، سانسور یا بیاعتمادی میشوند، اما صدا صبر نمیکند. جنگ رمضان (درگیری نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵) صحنهای بود که این حقیقت قدیمی را در قالبی نو بازتعریف کرد. در دو ماه گذشته، بسیاری از شاعران بهصورت خودجوش و مستقل در قالب شعر آیینی، اجتماعی و سیاسی به رویدادها واکنش نشان دادند.
در کنار این جریان مستقل، مرکز شعر و موسیقی رسانه ملی نیز با تولید ۱۷ آهنگ، ۸ نماهنگ و ۲ مستند-دکلمه به میدان آمد. اما بخش حیاتی ماجرا بیرون از ساختارهای رسمی رقم خورد؛ در هیئتها، فضای مجازی و گوشیهای دست مردم. جایی که مداحی انقلابی با ورود به عرصه تنظیم و ضبط حرفهای، از یک اجرای سنتی به یک قالب شنیداری جریانساز تبدیل شد و میانداری میدان را بر عهده گرفت.
«حسبیالله» محسن چاوشی؛ پاپ در خدمت میدان و هویت ملی
شاید هیچ اثری در جنگ رمضان به اندازه «حسبیالله» محسن چاوشی از مرزهای معمول مخاطبان عبور نکرد. این تکآهنگ که همزمان با سالروز شهادت حضرت علی (ع) و روزهای نبرد منتشر شد، در ظاهر گفتوگوی چاوشی با مولایش بود، اما محتوای آن ابعادی کاملاً اجتماعی و ملی داشت.
متن آهنگ صراحتاً خطاب به کسانی بود که «پشت به ساحت وطن» ایستادهاند و با ترجیعبندِ «میان دشمن و وطن، ننگ بر آن که شک کند»، موضع خود را مشخص کرد.
چاوشی با این اثر نشان داد که در بزنگاههای تاریخی جانب ایران را میگیرد؛ اثری که حتی حملات و انتقادهای چهرههای خارجنشین نیز به رونق رسانهای آن کمک کرد و باعث شد «حسبیالله» نه تنها شنیده، بلکه به موضوع بحث روز جامعه تبدیل شود.
«بزن که خوب میزنی» مهدی رسولی؛ رجزی که از دل مردم به خیابان آمد
اگر اثر چاوشی جریانی از بالا به پایین داشت، نماهنگ «بزن که خوب میزنی» مسیر معکوس را پیمود. علی مقدم، شاعر این اثر، شب بمباران پایگاه آمریکایی «العدید» توسط ایران، در حال تماشای شلیک موشکها از تلویزیون، ناخودآگاه نوشت: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی». او شعر را در صفحه شخصیاش گذاشت و فکرش را هم نمیکرد که به یک کلانرسانه تبدیل شود.
با اجرای این شعر توسط مهدی رسولی، این قطعه به پیوست فرهنگی جنگ تبدیل شد و به زبان روزمره مردم راه یافت. این نماهنگ پای ثابت همخوانیهای تجمعات مردمی و حماسهسازیهای خیابانی شد؛ تا جایی که در پنجاهویکمین شب اجتماعات مردمی در جنگ رمضان، مردم قوچان میزبان مهدی رسولی بودند و همصدا با او این رجز حماسی را در خیابانها فریاد زدند.
از مارش جنگی تا «سیاوشها»؛ آرایش نظامی رسانه ملی
در کنار جوششهای مردمی، بخشهای رسمی نیز آثار تاثیرگذاری خلق کردند:
مارش جنگی (حبیب خزاییفر): آهنگساز آثار شاخصی چون «زخم کاری» و «ماجرای نیمروز»، یک اثر ملی-میهنی بیکلام تولید کرد که ریتم حماسی آن به ابزاری کلیدی برای صداگذاری روی تصاویر خبری و کلیپهای اجتماعی پوشش جنگ تبدیل شد.
مداحی؛ قدیمیترین رسانه مستقیم در برابر ناوهای آمریکایی
در تمام این مدت، مداحی به عنوان قدیمیترین و بیواسطهترین ابزار رسانهای، قلب جامعه را نشانه رفت. اثر جدید حاج محمود کریمی با محوریت درگیری ایران و آمریکا و اشاره مستقیم به هشدار رهبر انقلاب درباره غرق کردن ناوهای آمریکایی، از همان روزهای نخست درگیری ترند شد. در همین راستا، حضور مداحان شاخصی چون جواد مقدم در میدان تولید آثار حماسی، نشان داد که این رسانه سنتی چگونه میتواند در لحظهای تاریخی، مسیر ارتباط مستقیم با مخاطب را هموار کند.
وقتی هنر خلاء رسانهای را جبران میکند
آنچه جنگ رمضان به عنوان یک تجربه تاریخی ثبت کرد، کارکرد هنر در شرایط بحران است. آنجا که خبر با تأخیر میرسد یا تحلیلها در ذهن جامعه جا نمیشود، موسیقی، شعر و مداحی وارد میدان میشوند. این آثار در موزه نماندند؛ «بزن که خوب میزنی» شعار خیابانها شد، «حسبیالله» به خانهها رفت و مارش خزاییفر روایتگر تصاویر فتح شد. آنها کاری را انجام دادند که هیچ گزارش خبری به تنهایی قادر به انجامش نبود: رساندن پیامِ مستقیم، بدون واسطه و بدون تأخیر به عمق جان مخاطب.