چرا تصمیمات نسنجیده نظارتی و فیلتر سایت 360 خطرناکتر از عادل فردوسیپور است؟ / پازلِ مظلومنمایی در سوتِ پایان جام جهانی و پشت پرده بغضهای وایرال شده
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، تحلیل رفتارهای اخیر عادل فردوسیپور نشان میدهد که او پازل پیچیدهای را طراحی کرده است. باور این نکته سخت است که او هنگام ورود به مسائل حساس مذهبی ماجرای تیم ملی فوتسال و یا تمسخر خبرنگار صدا و سیما، از حواشی و تبعات رسانهای آن بیخبر بوده باشد. با این حال، نوع مواجهه او با موانع پیشرو، لحنی طلبکارانه به خود گرفته است. فردوسیپور با ادبیاتی سخن میگوید که گویی تمام جهان و کائنات باید در خدمت پروژههای او باشند و هیچ اتفاق یا قانون نظارتی نباید چرخ فعالیتهای او را متوقف یا نقد کند.
آوردن بغض و گلایه به سطح شبکه های اجتماعی و اعتراض به فیلتر شدن یا از دسترس خارج شدن سایتی که عملاً کارکرد تخصصی داشت، حلقهای از همین زنجیره است. واقعیت این است که مسدودسازی سایت360، آن هم درست پس از پایان تورنمنت بزرگ جام جهانی که کاربری اصلی آن فروکش کرده بود، دقیقاً همان کاتالیزوری بود که وی برای جلب توجه افکار عمومی و تکمیل نمایش خود به آن نیاز داشت و هنوز هم فیلتر شدن سایت یا مشکل فنی آن مبهم است!
خطر بزرگتر از برنامه؛ پاس گل به جریان تفرقهافکن
اما ابعاد این ماجرا زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم بستری مانند سایت ۳۶۰، پتانسیلی به مراتب خطرناکت از برنامههای ویدئویی عادی دارد. فردوسیپور که سابقه ورود به مسائل حساس مذهبی، رفتارهای تفرقهافکنانه و بیاهمیتی به منافع ملی و شرایط حساس کشور را در کارنامه دارد، حالا با تکیه بر ماجرای انسداد سایتش، یک نمایش مظلومنمایی کامل را به اجرا گذاشته است.
در این میان، کسانی که با تصمیمات بیموقع و بیتدبیریهای نظارتی، چنین پاس گل طلایی را به این جریان میدهند، نقشی به مراتب خطرناکتر ایفا میکنند. این اقدامات نسنجیده، نه تنها به نفع انضباط رسانهای نیست، بلکه با هزینهتراشی برای کشور، عملاً سد راه هرگونه نظارت درست و نقد صحیح شده و فرصت فرار رو به جلو را برای خطاکاران فراهم میسازد و باعث سوداگری بیشتر در این بازار آشفته مالی رسانه ای می شود.
فرار از تبعات سخن و دوقطبیسازیهای کاذب
رسانه یک تریبون یکطرفه نیست و هر کنشگری باید تبعات مواضع گسترده خود را بپذیرد. فرار پشت جملاتی نظیر «نمیگذارند کار کنیم» یا شعار «بلهقربانگو نمیشوم»، ارتباطی به حقیقت ماجرا ندارد. ورود به حواشی زرد و نپرداختن به ظلمهای بزرگی که علیه منافع ملی و کشور روا شد، ربطی به استقلال رای ندارد.
دامن زدن به دوقطبیهای کاذبی همچون «قلعهنویی - فردوسیپور»، در واقع غبارآلود کردن فضایی است که افکار عمومی باید در آن پرسشهای جدیتری مطرح کنند. فیلتر یا مشکل فنی سایت و پلتفرم «۳۶۰» نباید به تیغ کُندی تبدیل شود که نقدها به جنس روایتگری فردوسیپور از این دوره جام جهانی را محو کند.
پشت بغضهای ویرالی چه چیزی پنهان میشود؟
در پس مرثیهخوانیهای همکاران قدیمی و بغضهای وایرال شده عادل در فضای مجازی، یک پرسش اساسی از این گزارشگر باسابقه مطرح است و مدام تکرار میشود: چرا بیعدالتیها و فشارهای همهجانبهای که در سیاسیترین دوره جام جهانی بر مردم و تیم ملی ایران روا شد، در رسانه شما نادیده گرفته شد؟
در شرایطی که رسانههای ورزشی باید همصدا علیه ظلمهای بینالمللی فریاد دادخواهی سر میدادند، مسئله به دعواهای شخصی و تقلیلگرایانه میان چهرههای فوتبالی محدود شد. متاسفانه برخی برنامهسازان دیگر نیز در دام این دوقطبیسازیهای سطحی افتادند تا افکار عمومی از مسائل کلانتر منحرف شود.
داغدارِ میناب یا داغدارِ خویشتن؟
حقیقت کارنامه رسانهای در مواجهه با بحرانها مشخص میشود. برای جامعهای که میخواهد نسبت به جنایتها و خونهای پایمالشده کودکان مظلوم در میناب خشمگین بماند و آزادیخواهی واقعی را فریاد بزند، فرصتی برای همنوایی با اطوارهای رسانهای و شخصی وجود ندارد. دوره این فرارهای رو به جلو گذشته است؛ چرا که تفاوت آشکاری است میان کسانی که داغدار مظلومان واقعی تاریخ هستند، با کسانی که تنها داغدار منافع و پروژههای تعطیلشده خویشند.