لاله مرزبان روی استیج ونیز؛ از اشک برای «زنان ایرانی» تا تِل موی سر و سخنرانی به زبان انگلیسی، تناقضاتی که پایان ندارد + فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۴۴۴۳

لاله مرزبان روی استیج ونیز؛ از اشک برای «زنان ایرانی» تا تِل موی سر و سخنرانی به زبان انگلیسی، تناقضاتی که پایان ندارد + فیلم

حضور لاله مرزبان روی صحنه هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز، همزمان با دریافت جایزه و سخنرانی از روی متن انگلیسی درباره «رویا‌های تحریف‌شده زنان ایرانی»، تصویری که در آن جایزه جشنواره ونیز، روایت سیاسی از زنان ایرانی و نشانه‌های ظاهری در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.
لاله مرزبان

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، تناقضات حضور لاله مرزبان روی استیج دریافت جایزه هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز آنقدر زیاد است که هر چه درباره آن گفته شود، کم است. بازیگری که روی صحنه می‌رود، جایزه ونیز را در دست می‌گیرد و همزمان با متنی به زبان انگلیسی از رویا‌های تحریف‌شده زنان ایرانی می‌گوید و اشک می‌ریزد؛ تصویری که بیش از آنکه صرفاً یک لحظه سینمایی باشد، پرسش‌هایی درباره نوع روایت ارائه‌شده از ایران و زنان ایرانی در یک جشنواره خارجی ایجاد می‌کند.

جایزه ونیز و روایت «زنان ایرانی»

روی صحنه بروی، یک دستت پیشکشی ونیز باشد و همزمان با متن به زبان انگلیسی از رویا‌های تحریف‌شده زنان ایرانی بگویی و اشک بریزی!

همه اینها به کنار، آن تِل روی سرت چه می‌گوید؟ چطور می‌توانی اینقدر دوگانه‌ترین نماد ممکن را همزمان جا بدهی؟!

حتماً آن تل برای صاف کردن جاده فیلم‌های زیرزمینی بیشتر و شاباش‌های بیشتر در ونیز است! این تصویر، صرفاً درباره یک بازیگر و یک جایزه نیست؛ مسئله به تصویری بازمی‌گردد که از سینمای ایران و زنان ایرانی در فضای بین‌المللی ارائه می‌شود؛ جایی که یک سوی قاب، جایزه یک جشنواره خارجی قرار دارد و سوی دیگر، روایتی که تلاش می‌کند وضعیت زنان ایرانی را با ادبیاتی خاص به مخاطب خارجی معرفی کند.

از سینمای زیرزمینی تا استیج جشنواره‌ها

شما بازیگر خوبی هم نبودی؛ ماجرای غش کردنتان یادتان است؟ مسئله، اما فقط کیفیت بازیگری یا یک اتفاق حاشیه‌ای نیست. موضوع اصلی، مسیری است که در سال‌های اخیر بخشی از سینمای زیرزمینی طی کرده است؛ مسیری که در آن تولید خارج از سازوکار‌های رسمی، بعد از دیده‌شدن در فضای خارجی، می‌تواند به سکویی برای طرح روایت‌هایی علیه ساختار رسمی کشور تبدیل شود.

نتیجه سینمای زیرزمینی چیزی جز سوخت سرمایه کشور و خارج شدن برای لگد زدن به نظام نیست!

 

کد ویدیو

وقتی جشنواره به سکوی تقابل تبدیل می‌شود

وقتی سرنوشت سینمای کشور فقط به نهاد صنفی وابسته شود که هیچ چیز جز منافع خود را نبیند، نتیجه می‌تواند فاصله گرفتن سینما از مأموریت فرهنگی خود و تبدیل شدن جشنواره‌های خارجی به عرصه‌ای برای مواجهه سیاسی باشد.

کاربرد آتلیه‌ای از جشنواره‌ها مثل خانم ریما رامین‌فر بکشد و بعد هم چند لگد برای جایزه! در چنین شرایطی، جشنواره دیگر صرفاً محل نمایش و ارزیابی یک اثر سینمایی نیست؛ بلکه می‌تواند به محلی برای بازتولید تصویری خاص از ایران تبدیل شود؛ تصویری که گاه بیش از خود اثر، حاشیه‌های سیاسی و اجتماعی پیرامون آن را برجسته می‌کند.

عاقبت سینمایی که از ایران می‌گوید، علیه ایران

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بخشی از سینمای زیرزمینی، سرمایه و ظرفیت‌های شکل‌گرفته در داخل کشور را به خارج منتقل کند و همان ظرفیت را در روایت‌هایی علیه نظام و ساختار رسمی کشور به کار بگیرد.

عاقبتش جز صدا بیگانگان و دشمنان قسم‌خورده ایرانش شدن نیست!

پرسش اصلی اینجاست که سینمای ایران قرار است در جشنواره‌های جهانی با چه تصویری از ایران حاضر شود؟ آیا قرار است سینما صرفاً به ابزاری برای کسب جایزه و دیده‌شدن تبدیل شود یا می‌تواند همزمان با حضور جهانی، نسبتی مسئولانه‌تر با جامعه، فرهنگ و واقعیت‌های ایران داشته باشد؟

پربازدیدترین آخرین اخبار