جواد قارایی حق دارد؛ «ایرانگرد» قربانی کمبود بودجه یا ضعف مدیریت رسانه ملی؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۰۳۳۴
گزارش|

جواد قارایی حق دارد؛ «ایرانگرد» قربانی کمبود بودجه یا ضعف مدیریت رسانه ملی؟

گلایه جواد قارایی درباره محدودیت حمایت مالی از «ایرانگرد»، تنها یک مطالبه برای ادامه یک برنامه نیست؛ بلکه پرسشی جدی درباره اولویت‌بندی و نحوه مدیریت منابع در رسانه ملی است.
صدا و سیما
سید رضا میرجعفری

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، گلایه جواد قارایی، مستندساز و سازنده مجموعه «ایرانگرد» از توقف یا محدود شدن تولید این مجموعه به دلیل مشکلات مالی صداوسیما، تنها یک مطالبه شخصی از رسانه ملی نیست؛ این گلایه، پرسشی جدی‌تر را پیش روی مدیران سازمان قرار می‌دهد: آیا مسئله واقعاً فقط «کمبود بودجه» است یا بخشی از مشکل به نحوه مدیریت منابع، تشخیص اولویت‌ها و ناتوانی در استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی و محتوایی رسانه ملی بازمی‌گردد؟

ماجرای مانوری که این روزها مسئولان رسانه ملی و در صدر آنها پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، درباره کمبود بودجه سازمان و حتی نزدیک بودن بودجه تولید سیما به «صفر» مطرح می‌کنند، اگرچه واقعیتی درباره محدودیت منابع است، اما نمی‌تواند به تنهایی توجیهی برای پایین آمدن کیفیت تولیدات، متوقف شدن پروژه‌های مهم ملی یا کنار گذاشتن تولیدات هویت‌محور باشد.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار ادعای کمبود منابع، شاهد برخی ریخت‌وپاش‌ها، کم‌کاری در لایه‌هایی از تهیه‌کنندگان سنتی و همچنین ضعف در ابتکار برای تأمین منابع و جذب سرمایه‌گذار هستیم؛ مسائلی که این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا مسئله رسانه ملی فقط «پول نداشتن» است یا «چگونه پول را خرج کردن و برای چه چیزی منابع فراهم کردن» نیز به همان اندازه اهمیت دارد؟

نمونه روشن این وضعیت را می‌توان در گلایه‌های جواد قارایی، سازنده مجموعه مستند «ایرانگرد» دید؛ مستندی که طی سال‌های گذشته توانسته برای خود مخاطب ثابت ایجاد کند و به یک برند شناخته‌شده در حوزه معرفی ایران، طبیعت، تاریخ، فرهنگ و هویت ملی تبدیل شود.

جبلی در حاشیه جشنواره مستند پژواک، درباره گلایه مستندسازان و به‌طور مشخص جواد قارایی گفته است: «من کاملاً حق را به مستندسازان عزیز، به‌ویژه برادر عزیزم جناب آقای قارایی، می‌دهم.»

رئیس سازمان صداوسیما در توضیح وضعیت منابع تولید نیز اظهار کرده است: «بودجه تولید سیما چیزی نزدیک به صفر است.» به گفته او، ممکن است تولیدات الف ویژه بودجه تولید داشته باشند، اما سیما به دلیل      مشکلات منابع، برای تولید ناچار است به سمت تولیدات مشارکتی، همکاری‌های نهادی یا تأمین منابع از محل‌های دیگر برود.

جبلی همچنین با تأکید بر اینکه باید از مستندسازان بیش از پیش حمایت شود، درباره برآورد‌های مالی تولیدات مستند گفته است که هرچند حمایت مالی نسبت به گذشته افزایش یافته، اما رشد تورم از منابع سازمان سریع‌تر بوده و همچنان این منابع کفایت نمی‌کند. او ابراز امیدواری کرده است که شرایط برای حمایت بهتر از کار‌های خصوصی فراهم شود.

پاسخ قارایی؛ گلایه‌ای فراتر از یک بودجه

جواد قارایی نیز در واکنش به این اظهارات، یادداشتی منتشر کرده و ضمن قدردانی از صراحت رئیس سازمان درباره محدودیت‌های مالی، تلاش کرده است مسئله را از زاویه‌ای دیگر مطرح کند.

قارایی نوشته است:«ایرانگرد برای بنده صرفا یک برنامه تلویزیونی نیست. می‌دانید که برای ساخت ایرانگرد یک خانه‌ام را فروختم و آن را ساختم. چون دغدغه و عشقم ایران و تعالی میهن است

او «ایرانگرد» را حاصل سال‌ها سفر، تحمل سختی و تلاش برای ثبت و معرفی هویت ملی، تمدن، فرهنگ، طبیعت، تاریخ، مردم و میراث ایران دانسته و تأکید کرده است که در شرایط فعلی، جای چنین برنامه ایرانی، پرمخاطب، هویت‌محور و حال‌خوب‌کنی بیش از گذشته خالی است.

قارایی در بخش دیگری از یادداشت خود تصریح کرده است: «انتظار ندارم امکاناتی فراتر از توان سازمان فراهم شود و طلبی از ایران یا بیت المال نداشته و ندارم. اما معتقدم مستند‌های هویت محور و ملی، خصوصا در شرایط مهم امروز، نباید در انتهای صف حمایت قرار بگیرند.»

و همچنین با اشاره به هزینه تولید «ایرانگرد» در مقایسه با برخی تولیدات پرمخاطب و فاخر، نوشته است که بودجه این مجموعه بسیار اندک بوده، اما اثرگذاری آن در جامعه «فرای انتظار و بسیار زیاد» بوده و هست.


گلایه اصلی قارایی چیست؟

نکته کلیدی یادداشت قارایی آنجاست که صریحاً می‌نویسد:

«گلایه من این نیست که چرا برای ایرانگرد بودجه ای پرداخت نمی شود. گلایه من این است که چرای برای حفظ هویت و برند ایران و برای ثبت و روایت آن همیشه باید از کمبود مالی صحبت کنیم؟»

این جمله، بحث را از یک مطالبه مالی شخصی فراتر می‌برد. پرسش قارایی این است که اگر یک محصول رسانه‌ای توانسته در حوزه هویت ایرانی، معرفی جاذبه‌های کشور و ایجاد ارتباط با مخاطب موفق باشد، چرا باید همواره در نخستین مرحله حمایت، مسئله نبود منابع مالی مطرح شود؟ او هشدار داده است که از دست رفتن بخشی از هویت و حافظه فرهنگی این سرزمین، هزینه‌ای بسیار بزرگ‌تر برای آینده خواهد داشت.

قارایی همچنین تأکید کرده است که پیدا کردن اسپانسر نباید به دوش هنرمند گذاشته شود و نوشته است:


«پیدا کردن اسپانسر را به دوش هنرمند انداختن، اشتباه است چرا که کار هنرمند، تمرکز بر روی هنر است و نه دنبال اسپانسر رفتن!»


مسئله فقط «ایرانگرد» نیست

قارایی در ادامه با تأکید بر اینکه «مستند ایرانگرد متعلق به بنده نیست»، موضوع را به مجموعه‌ای گسترده‌تر از مستندهای هویت‌ساز مرتبط کرده و پرسیده است:

«موضوع مستندات هویت ساز است که می تواند مزیت کار سازمان باشد و راستی اطلاع دارید مجموعه مستند تهران دوست داشتنی در ابتدای تولیداتش با مشکلات مالی مواجه شده است؟»

در واقع، اگر سخنان قارایی را در کنار اظهارات رئیس سازمان قرار دهیم، مسئله به یک پرسش جدی درباره مدل مدیریتی رسانه ملی تبدیل می‌شود؛ اینکه در شرایط محدودیت منابع، چه چیزی باید در اولویت قرار بگیرد و چه چیزی نباید قربانی کمبود بودجه شود؟

جواد قارایی حق دارد؛ «ایرانگرد» قربانی کمبود بودجه یا ضعف مدیریت رسانه ملی؟

وقتی «پول نداریم» به پاسخ همه مسائل تبدیل می‌شود

مسئله‌ای که امروز در رسانه ملی نیازمند توجه جدی است، صرفاً میزان بودجه سازمان نیست. محدودیت منابع یک واقعیت است، اما مدیریت منابع، تشخیص اولویت‌ها، استفاده از ظرفیت‌های موجود، جذب سرمایه‌گذار و تعریف مدل‌های اقتصادی برای تولید محتوا نیز بخشی از وظایف مدیریتی سازمان است.

در چنین شرایطی، تکرار مداوم گزاره «بودجه نداریم» نمی‌تواند پاسخگوی همه پرسش‌ها درباره کیفیت و کمیت تولیدات باشد. به‌خصوص زمانی که خود سازمان، تولیدات مشارکتی و همکاری‌های نهادی را به عنوان راهکار ادامه تولید مطرح می‌کند.

اگر قرار است بار تأمین منابع به شکل گسترده بر دوش تهیه‌کننده و هنرمند گذاشته شود، این پرسش مطرح می‌شود که نقش ساختارهای اقتصادی و مدیریتی سازمان در شناسایی ظرفیت‌ها و فراهم کردن زمینه جذب منابع چیست؟

از همین منظر، گلایه جواد قارایی را باید جدی گرفت. او صرفاً برای ادامه یک برنامه تلویزیونی مطالبه بودجه نکرده است؛ بلکه درباره جایگاه تولیدات هویت‌محور در سبد محتوایی رسانه ملی هشدار داده است.

جواد قارایی حق دارد؛ چرا که وقتی سازمان صداوسیما خود از «مزیت» و «هویت» به عنوان مأموریت‌های رسانه ملی سخن می‌گوید، انتظار می‌رود در زمان محدودیت منابع نیز بتواند اولویت‌های خود را به‌درستی تشخیص دهد.

مسئله اینجاست که «ایرانگرد» صرفاً یک برنامه تلویزیونی نیست؛ یک برند رسانه‌ای است که در طول سال‌ها ساخته شده و ظرفیت آن برای معرفی ایران و تقویت پیوند مخاطب با هویت، تاریخ، تمدن و جاذبه‌های کشور، خود می‌تواند یکی از مزیت‌های رسانه ملی باشد.

از این منظر، توقف یا محدود شدن چنین تولیدی را نمی‌توان صرفاً با جمله «بودجه تولید سیما نزدیک به صفر است» توضیح داد. بخشی از پاسخ را باید در نحوه مدیریت منابع، اولویت‌بندی تولیدات، استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی و قدرت تشخیص مزیت‌های رسانه‌ای سازمان جست‌وجو کرد.

در نهایت، پرسش اصلی نه این است که چرا برای «ایرانگرد» پول نیست؛ پرسش این است که چرا برای حفظ یک برند هویت‌ساز و سرمایه فرهنگی که سال‌ها برای شکل‌گیری آن هزینه شده، همیشه اولین پاسخ «کمبود بودجه» است؟

 

پربازدیدترین آخرین اخبار