جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۲۵۲۱
گزارش فولوفوکوس

جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو

خالق «ایرانگرد» از توقف تولید فصل هفتم به دلیل مسائل بودجه‌ای، نیمه‌تمام ماندن «تهران دوست‌داشتنی»، پیشنهاد شبکه‌های خارجی، تجربه حضور در عملیات امداد خلبانان یک جنگنده، دیدگاه خود درباره بازدارندگی هسته‌ای و ضرورت حمایت از مستندسازان سخن گفت.
مستند

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، جواد قارایی، مستندساز و خالق مجموعه «ایرانگرد»، در گفت‌وگویی با برنامه «فلو فوکوس» تلویزیون اینترنتی خبرگزاری دانشجو، درباره آخرین وضعیت تولید فصل هفتم «ایرانگرد»، مشکلات بودجه‌ای تولید مستند، نگاه خود به عملکرد حکومت‌های مختلف ایران، نسبت میان وطن‌دوستی و انتقاد از مسئولان، اعتراضات، تجربه‌ای که از سقوط یک جنگنده ایرانی و حضور در عملیات امداد آن روایت کرد، پیشنهادهای شبکه‌های خارجی برای همکاری، وضعیت مستندسازی در ایران و دیدگاه خود درباره ساخت سلاح هسته‌ای به منظور بازدارندگی سخن گفت.

کد ویدیو


او در این گفت‌وگو تأکید کرد که مستندسازی برای او تنها بخشی از زندگی است و آنچه بخش اصلی هویت او را شکل می‌دهد، ایران و دفاع از کشور و مردم آن است. قارایی با اشاره به اینکه تاکنون شش فصل از «ایرانگرد» تولید شده است، گفت فصل هفتم این مجموعه فعلاً به دلیل مسائل بودجه‌ای متوقف مانده است. او همچنین با انتقاد از وضعیت اقتصادی تولید مستند در کشور، هزینه تولید ۲۶ قسمت اخیر «ایرانگرد» را حدود ۲۰ میلیارد تومان اعلام کرد و گفت با وجود شرایط دشوار تولید، مستند در مقایسه با برخی تولیدات تلویزیونی و سینمایی از حمایت مالی بسیار کمتری برخوردار است.


 جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
 
توقف «ایرانگرد» در ایستگاه فصل هفتم

 


قارایی در ابتدای این گفت‌وگو درباره سرنوشت «ایرانگرد» اظهار کرد: تاکنون شش فصل از این مجموعه تولید شده و تولید فصل هفتم فعلاً متوقف مانده است.به گفته او، آن‌گونه که شنیده است، پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، اعلام کرده که سازمان برای ادامه تولید «ایرانگرد» بودجه ندارد و تولید این مجموعه در صورت ورود اسپانسر امکان ادامه خواهد داشت.


قارایی با تأکید بر اینکه خود را هنرمند و مستندساز می‌داند، گفت هیچ‌گاه به دنبال اسپانسر نبوده و جذب حامی مالی را وظیفه خود نمی‌داند. او همچنین اظهار کرد که چنین کاری را از نظر خود، متناسب با جایگاه برنامه و سازمان نمی‌داند. وی پیشنهاد کرد سازمان صداوسیما و حتی پلتفرم‌های نمایش خانگی، بخشی مستقل برای جذب اسپانسر داشته باشند؛ به این صورت که سازمان فهرستی از برنامه‌ها، سریال‌ها و مستندهای مورد نظر خود را به حامیان مالی ارائه کند و اسپانسر بر اساس علاقه و انتخاب خود، یکی از پروژه‌ها را حمایت کند.

قارایی گفت: در همین راستا، اخیراً فرد یا مجموعه‌ای با او تماس گرفته و اعلام کرده است که از توقف تولید «ایرانگرد» به دلیل نبود بودجه مطلع شده و تمایل دارد از ادامه ساخت این برنامه حمایت کند. با این حال، او تأکید کرد که این همکاری هنوز قطعی نشده و مشخص نیست در نهایت به کجا خواهد رسید.

 


 
«نمی‌دانم صداوسیما بودجه دارد یا ندارد»


قارایی درباره این گزاره که سازمان صداوسیما واقعاً با کمبود بودجه مواجه است، گفت نمی‌تواند درباره موضوعی که از آن اطلاع دقیق ندارد اظهارنظر قطعی کند. او افزود اگر سازمان برای برنامه‌های دیگر منابع مالی در اختیار دارد و آن برنامه‌ها را تولید می‌کند، این موضوع در چارچوب وظایف سازمان قابل درک است؛ زیرا تولید برنامه و سریال از مأموریت‌های صداوسیماست.

قارایی با اشاره به امکان استفاده از اسپانسر در تولیدات مختلف اظهار کرد حتی اگر سازمان واقعاً با کمبود بودجه مواجه باشد، می‌تواند از ظرفیت اسپانسرها استفاده کند.


او در عین حال تأکید کرد که شخصاً از جزئیات بودجه و وضعیت مالی دیگر برنامه‌های سازمان اطلاعی ندارد و تمایلی نیز به ورود به این حوزه ندارد. به گفته او، وظیفه خودش مشخص است: معرفی تمدن ایران، زیبایی‌ها و جاذبه‌های کشور، چالش‌های ایران و ظرفیت‌ها و توانمندی‌های آن. وی افزود رسالتی که برای خود تعریف کرده، همین موضوع است و علاقه دارد در همین مسیر فعالیت کند.


 
 
«تهران دوست‌داشتنی» هم به مشکل بودجه خورد


قارایی درباره تلاش‌هایی که پس از توقف «ایرانگرد» برای ساخت برنامه‌ای دیگر انجام داده است، گفت پروژه «تهران دوست‌داشتنی» با حمایت شهرداری تهران آغاز شد. به گفته او، ایده اصلی این بود که تهران، برخلاف تصویری که گاهی به‌عنوان شهری شلوغ، آلوده، پرسر‌وصدا و فاقد زیبایی معرفی می‌شود، ظرفیت‌ها و جاذبه‌های فراوانی دارد که کمتر دیده شده‌اند.

 

او با استقبال از این ایده گفت خودش نیز با وجود زندگی در تهران، تاکنون پروژه‌ای جدی درباره این شهر انجام نداده بود. قارایی توضیح داد که تولید «تهران دوست‌داشتنی» آغاز شد، یک قسمت از آن تولید و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد پروژه نیز پیش رفت، اما این پروژه نیز در ادامه با مشکل بودجه مواجه شد.او ابراز امیدواری کرد این مشکل برطرف شود و گفت در پروژه‌های مختلف، هر بار که به سمت ساخت یک اثر می‌روند، در مرحله‌ای با مسئله بودجه مواجه می‌شوند.


 جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
 
انتقاد از وضعیت بودجه‌ای برخی تولیدات


قارایی درباره مقایسه بودجه «ایرانگرد» با دیگر تولیدات صداوسیما گفت با این گزاره که همه برنامه‌ها با مشکل بودجه مواجه هستند، موافق نیست. او مدعی شد برای برخی برنامه‌ها و تولیدات تلویزیونی مشکل بودجه وجود ندارد و آنها به‌راحتی ساخته می‌شوند؛ در حالی که «ایرانگرد» از زمان آغاز تولید در سال ۱۳۸۸ تاکنون همواره با مشکلات مالی و چالش‌های بودجه‌ای مواجه بوده است.
وی با اشاره به تفاوت بودجه «ایرانگرد» با برخی سریال‌ها و برنامه‌ها گفت به اعتقاد او، بخشی از تولیدات رسانه‌ای، برخلاف «ایرانگرد»، الزاماً اثربخشی و تأثیرگذاری مورد انتظار را برای ایران و منافع ملی ندارند؛ با این حال، برای آنها زمان و بودجه فراهم می‌شود. قارایی تأکید کرد که قصد ندارد درباره همه تولیدات چنین قضاوتی داشته باشد، اما معتقد است این تفاوت در تخصیص منابع، برای پروژه‌ای مانند «ایرانگرد» محل پرسش است.


 
«من هیچ منصب حکومتی نداشته‌ام»


در ادامه گفت‌وگو، قارایی در پاسخ به این پرسش که آیا خود را فردی «حکومتی» می‌داند، گفت برای این عنوان دو برداشت وجود دارد.
او توضیح داد از نظر نخست، فرد حکومتی کسی است که در ساختار حکومت منصب داشته باشد و برای حکومت فعالیت کند. قارایی گفت در هیچ مقطعی چنین منصبی نداشته و نخواهد داشت. وی افزود طی سال‌های گذشته پیشنهادهایی از جمله معاونت وزیر، مدیریت برخی بخش‌ها و ریاست مجموعه‌هایی به او ارائه شده، اما هیچ‌یک را نپذیرفته است. به گفته قارایی، او این پیشنهادها را به دلیل تفاوت جایگاه مورد نظر خود با چنین مسئولیت‌هایی نپذیرفته و ترجیح داده است به فعالیت مستندسازی و معرفی ایران ادامه دهد. او گفت جایگاه خود را در مستندسازی می‌داند و هدفش این است که ایران را تا حد امکان به بهترین شکل به تصویر بکشد.


 جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
  
 
«عشق به وطن با انتقاد منافاتی ندارد»


قارایی در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان هم عاشق وطن بود و هم از کشور و مسئولان آن انتقاد کرد، گفت این دو موضوع را متناقض نمی‌داند. او برای توضیح دیدگاه خود، رابطه اعضای خانواده را مثال زد و گفت پدر و مادر ممکن است فرزند خود را عمیقاً دوست داشته باشند، اما در عین حال به دلیل نگرانی برای او، از عملکردش انتقاد کنند یا حتی در شرایط خطر به او هشدار دهند.
به اعتقاد قارایی، انتقاد در چنین شرایطی می‌تواند ناشی از علاقه باشد.وی گفت افراد زمانی نسبت به یک موضوع معرفت و شناخت پیدا می‌کنند و به آن عشق می‌ورزند که آن موضوع برایشان اهمیت پیدا کرده باشد و در چنین شرایطی حاضرند برای آن هزینه بدهند.

 

قارایی تأکید کرد انتقادهای او از مسئولان مختلف نیز از همین نگاه ناشی می‌شود و هدفش این است که اتفاقات بهتری برای کشور و مردم ایران رخ دهد.او در ادامه گفت اگر اعتراضی از سوی مردم شکل بگیرد و تعداد معترضان افزایش یابد، مسئولان باید آن را جدی بگیرند؛ زیرا به اعتقاد او، یا مردم به دلیل کمبود آگاهی به یک مسئله اعتراض کرده‌اند یا اعتراض آنها مبتنی بر مسئله‌ای واقعی است و در هر دو حالت، وظیفه مسئولان بررسی و حل موضوع است.


 
«من از جمهوری اسلامی دفاع نمی‌کنم؛ از ایران دفاع می‌کنم»


قارایی در ادامه به واکنش‌هایی که به مواضع او در فضای مجازی شده است اشاره کرد. او گفت اخیراً درباره اهمیت صنعت گردشگری و ضرورت توجه بیشتر مسئولان به این صنعت، از جمله مسئولان حوزه گردشگری، انتقاد کرده و خواستار حمایت از ساخت برنامه‌های فاخر برای معرفی ایران شده است.
به گفته او، فردی در واکنش به این مواضع نوشته بود که قارایی با وجود حمایت از جمهوری اسلامی، در نهایت مورد حمایت قرار نگرفته است. قارایی در پاسخ گفت چنین برداشتی را قبول ندارد و تأکید کرد که حمایت او از «ایران» و «حق» است، نه حمایت مطلق از یک نظام سیاسی. او گفت هرجا مسئولان جمهوری اسلامی اقدام اشتباهی انجام داده‌اند، آن را بیان کرده و هرجا نیز اقدام درستی انجام شده، آن را به رسمیت شناخته است؛ هرچند به گفته خودش، در بیان اقدامات مثبت جمهوری اسلامی در طول فعالیت حرفه‌ای‌اش کمتر صحبت کرده و این را نیز یکی از ضعف‌های خود می‌داند.
قارایی افزود پشتوانه اصلی مواضع او وطن است و ایران را مانند مادر، پدر و فرزند خود می‌داند و معتقد است نمی‌تواند در برابر آسیب رسیدن به کشور سکوت کند. او همچنین گفت حتی اگر مسئولان جمهوری اسلامی به دلیل مواضعش با او برخورد کنند یا او را از کشور خارج کنند، از مواضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و مبنای مواضعش را خدا، عدالت، ایران و مردم ایران عنوان کرد.


 
 
«چگونه می‌توانم بمباران ایران را ببینم و فقط مستند بسازم؟»


قارایی در ادامه درباره کسانی که از او خواسته‌اند از سیاست فاصله بگیرد و صرفاً به ساخت «ایرانگرد» بپردازد، گفت این تفکیک را برای خود ممکن نمی‌داند. او اظهار کرد اگر کشور و مردمش در معرض حمله قرار بگیرند، نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند و صرفاً به طبیعت‌گردی و مستندسازی درباره حیوانات و جاذبه‌های طبیعی ادامه دهد.


قارایی گفت مستندسازی تنها بخش کوچکی از زندگی اوست و تمام وجودش ایران است. وی تأکید کرد اگر کشور مورد حمله قرار گیرد و مردم آسیب ببینند، برای او امکان ندارد که صرفاً به فعالیت حرفه‌ای خود ادامه دهد و نسبت به اتفاقات پیرامونش بی‌تفاوت باشد. او همچنین گفت اگر در چنین شرایطی از او خواسته شود برای دفاع از کشور سلاح به دست بگیرد، این کار را وظیفه خود خواهد دانست.


 
نگاه او به اعتراضات و پیشنهاد ایجاد سازوکار اعتراض مسالمت‌آمیز


قارایی در بخش دیگری از سخنانش به مسئله اعتراضات پرداخت و گفت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حق اعتراض مسالمت‌آمیز برای مردم پیش‌بینی شده است. او با انتقاد از نحوه اجرای این حق در دهه‌های گذشته، پیشنهاد کرد سازوکاری مشخص برای ثبت و پیگیری اعتراضات ایجاد شود.


به پیشنهاد او، می‌توان یک وب‌سایت یا اپلیکیشن ایجاد کرد تا افراد از شهرهای مختلف، اعتراض خود را نسبت به یک موضوع ثبت کنند. در مرحله نخست، مسئولان و کارشناسان باید اعتراض را بررسی و در صورت امکان مشکل را برطرف کنند.


قارایی افزود اگر اعتراض برطرف نشد، برای برگزاری تجمع مسالمت‌آمیز باید مکان مشخصی در هر شهر تعیین شود.


او پیشنهاد کرد افرادی که قصد حضور در اعتراض دارند، با اطلاعات مشخص در سامانه ثبت‌نام کنند و در صورت رسیدن اعتراض به تعداد قابل توجهی از افراد، تجمع در محل تعیین‌شده برگزار شود.
وی همچنین پیشنهاد کرد نیروهای مسلح به جای رویارویی با معترضان، وظیفه تأمین امنیت تجمع را بر عهده بگیرند و نماینده‌ای از معترضان نیز در برابر جمعیت حاضر شود و مطالبات را بیان کند.
قارایی حتی پیشنهاد کرد این مطالبات از طریق پخش زنده رسانه ملی مطرح شود و مسئول مربوطه نیز به صورت مستقیم پاسخ‌گوی مردم باشد.

 

 او این سازوکار را راهی برای تبدیل اعتراض به فرآیندی مسالمت‌آمیز، قابل پیگیری و نتیجه‌بخش دانست. قارایی در ادامه مسئولیت این وضعیت را صرفاً متوجه یک دولت ندانست و با اشاره به دولت‌های مختلف پس از انقلاب، از دولت‌های حسن روحانی، مسعود پزشکیان، ابراهیم رئیسی، محمود احمدی‌نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی نام برد و پرسید چرا در دوره‌های مختلف، سازوکار مورد نظر برای اعتراض مسالمت‌آمیز به شکل مورد انتظار او اجرا نشده است.

 

«وطن‌فروشی» از نگاه قارایی

قارایی در ادامه گفت اگر قرار باشد یک ویژگی منفی را از فردی حذف کنیم، مهم‌ترین مسئله برای او وطن‌فروشی است. او وطن‌فروشی را خیانت دانست و گفت حتی افرادی که ممکن است از نظر شخصی با رفتارها یا سبک زندگی آنها موافق نباشد، می‌توانند نسبت به ایران احساس تعلق داشته باشند.


قارایی با بیان مثال‌هایی از پیام‌هایی که از افراد مختلف دریافت کرده است، گفت افرادی با مشکلات مختلف اجتماعی و شخصی نیز به او گفته‌اند که با وجود شرایط زندگی خود، ایران را دوست دارند و حاضرند برای کشورشان هزینه بدهند.


او سپس درباره رضا پهلوی و برخی چهره‌های خارج از کشور، تعابیر تندی به کار برد و آنها را به وطن‌فروشی متهم کرد. قارایی تأکید کرد افراد می‌توانند جمهوری اسلامی ایران را قبول نداشته باشند یا حتی منتقد و مخالف آن باشند، اما به اعتقاد او نباید به کشور خود پشت کنند. وی در ادامه میان توهین به اشخاص و نقد عملکرد حکومت‌ها نیز تفکیک قائل شد و توضیحاتی درباره تعبیر «بی‌ناموسی» و برداشت خود از این واژه ارائه کرد.


 جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
 
روایت قارایی از یک عملیات امداد در جریان جنگ

 


قارایی در بخش دیگری از گفت‌وگو به لوح تقدیری اشاره کرد که به گفته او از سوی فرمانده نیروی هوایی ارتش در مراسمی به وی اهدا شده است. او علت این تقدیر را به روایتی از حضورش در جریان جنگ مرتبط دانست.


قارایی گفت در مقطعی که به گفته خودش «جنگ چهل‌روزه» در جریان بوده، بیشتر در تهران حضور داشته است، اما در یکی از روزها به سمت لواسان و مناطق اطراف رفته و در آنجا شاهد هدف قرار گرفتن یک جنگنده ایرانی بوده است. او گفت این جنگنده در منطقه کوهستانی لواسان و در انتهای دشت لار سقوط کرده و او بلافاصله تلاش کرده با مسئولان و نهادهای مربوطه تماس بگیرد.
قارایی توضیح داد که در آن شرایط برقراری ارتباط دشوار بوده، اما در نهایت توانسته موضوع را اطلاع دهد. او گفت تصاویر این حادثه را نیز همان زمان ثبت کرده و اکنون در حال ساخت مستندی درباره تمام مراحل این ماجراست.


قارایی افزود پس از آن، با یک تیم امداد و نجات، یک تیم از نیروهای امدادی نیروی هوایی، دو خلبان هلیکوپتر و یک پزشک که سرباز بوده است، برای نجات دو خلبان جنگنده به منطقه اعزام شده‌اند. او گفت ابتدا تصور کرده بود نیروهای ایرانی یک هواپیمای آمریکایی یا اسرائیلی را هدف قرار داده‌اند، اما حدود یک ساعت بعد متوجه شده که برداشت اولیه‌اش درست نبوده است. قارایی در نهایت گفت با کمک نیروهای نیروی هوایی و دیگر افراد حاضر در عملیات، روند امدادرسانی انجام شده است.


 
 


 
 
خاطره‌ای از رهبر و تأکید بر هشدارهای تاریخی


قارایی در پاسخ به پرسشی درباره خاطراتش از رهبر پیشین، گفت بیشتر از هر چیز سخنان و هشدارهایی را به یاد می‌آورد که به گفته خودش در طول سال‌ها مطرح شده بود. او گفت تنها یک بار بیشتر ایشان را از نزدیک ندیده و آن هم در جریان مراسم چهلم فرماندهانی بوده که به گفته خودش در جنگ کشته شده بودند. قارایی از سخنانی در آن مراسم یاد کرد که مضمون آن، هدف قرار گرفتن دین، هویت و تمامیت کشور عنوان شده بود.
او گفت: شاید در سال‌های گذشته بسیاری از مردم اهمیت این سخنان را درک نکرده بودند، اما به اعتقاد او، پس از حوادث اخیر افراد بیشتری متوجه اهمیت آن هشدارها شده‌اند. قارایی با مقایسه این وضعیت با واکنش مردم در طول تاریخ به سخنان پیامبران، گفت گاهی جامعه در زمان بیان یک هشدار آن را جدی نمی‌گیرد و بعدها متوجه اهمیت آن می‌شود.


او مدعی شد در ماه‌های اخیر هزاران نفر به صورت مستقیم برایش پیام فرستاده و گفته‌اند که نگاهشان نسبت به رهبر تغییر کرده و در گذشته او را درست درک نکرده‌اند.

 

 

انتقاد از سکوت چهره‌های شناخته‌شده


قارایی در ادامه درباره آنچه «وسط ایستادن» یا سکوت در شرایط بحرانی می‌نامید، موضع انتقادی گرفت. او گفت: به اعتقادش، در شرایطی که کشور با جنگ و آسیب‌های گسترده مواجه شده است، سکوت مطلق برخی افراد را نمی‌توان با بی‌طرفی یکسان دانست. قارایی با اشاره به آمارهایی که در این گفت‌وگو درباره کشته‌شدن کودکان در میناب و برخی استان‌های دیگر مطرح کرد، پرسید چرا برخی چهره‌های شناخته‌شده درباره این اتفاقات سکوت کرده‌اند.
او بدون نام بردن از همه این افراد گفت برخی چهره‌های شناخته‌شده در موضوعات دیگر فعال هستند، اما درباره اتفاقات جنگ اظهارنظر نکرده‌اند. قارایی همچنین با اشاره به حضور لاله مرزبان در یک جشنواره و دریافت جایزه، از این موضوع انتقاد کرد و گفت درباره آن فقط می‌تواند ابراز تأسف کند.


 
 
«شرافت» در نگاه قارایی مهم‌تر از زندگی مادی است


قارایی در بخش دیگری از سخنان خود درباره فلسفه زندگی‌اش گفت زندگی، رفاه، خانه، خودرو، سفر و ازدواج همه می‌توانند ارزشمند باشند، اما این ارزش‌ها زمانی معنا پیدا می‌کنند که در سایه عزت و شرافت قرار داشته باشند.


او گفت برای پول، خانه، خودرو و زندگی بهتر تلاش می‌کند، اما این مسائل برای او در مقایسه با عدالت، خدا و کشور در مرتبه پایین‌تری قرار دارند. قارایی اظهار کرد اگر احساس کند عدالت یا کشورش در معرض آسیب قرار گرفته است، حاضر است منافع مادی خود را کنار بگذارد.


او تأکید کرد که از نظرش فلسفه زندگی صرفاً خوردن، خوابیدن، تفریح، ازدواج، خرید خانه و داشتن امکانات نیست و انسان باید مسئولیت خود را در قبال جامعه و کشور نیز بشناسد.
وی افزود مردم باید یاد بگیرند در هر نظام و حکومتی برای کشور خود تلاش کنند.


روایت تهدیدها و قرار با فردی که او را تهدید کرده بود


قارایی درباره تهدیدهایی که طی سال‌های گذشته دریافت کرده است، گفت موارد زیادی وجود داشته، اما در مقایسه با جمعیت حدود ۹۳ میلیون نفری ایران، حتی اگر صدها یا هزاران نفر او را تهدید کرده باشند، این تعداد بخش بسیار کوچکی از جامعه را تشکیل می‌دهد. او در ادامه از یک مورد مشخص یاد کرد که فردی در پیام‌های خود به او گفته بود برای دیدار حضوری بیاید و حتی او را تهدید کرده بود که سرش را خواهد برید.


قارایی گفت در پاسخ اعلام کرده که برای کشورش جان می‌دهد و اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، حاضر است در آن محل حاضر شود. او به محل قرار رفت، اما هیچ سلاح یا وسیله‌ای برای درگیری به همراه نداشت و هدفش را گفت‌وگو عنوان کرد. قارایی گفت فرد مورد نظر در محل حاضر نشد، هرچند بعدها مدعی شد که او را دیده است.


به گفته قارایی، در پیام‌های این فرد، با وجود توهین‌های متعدد، جمله‌ای وجود داشت که از او پرسیده بود «از طبیعت چه آموخته‌ای؟» قارایی گفت همین پرسش برایش جالب بوده و اگر فرصتی برای گفت‌وگو فراهم می‌شد، می‌خواست توضیح دهد که از طبیعت باید انصاف، عدالت، تأمل و پرهیز از نگاه سیاه و سفید را آموخت. او در پایان گفت صفحه فرد مورد نظر نیز بعداً بسته شد.


 
 
پیشنهاد شبکه‌های خارجی برای ساخت برنامه درباره ایران


قارایی در پاسخ به پرسشی درباره پیشنهادهای کاری خارج از کشور گفت در سال‌های گذشته پیشنهادهای متعددی از شبکه‌های خارجی دریافت کرده است. او از شبکه‌های VOA و من‌وتو نام برد و گفت تهیه‌کنندگان این شبکه‌ها با او تماس گرفته‌اند. به گفته قارایی، پیشنهادها الزاماً سیاسی نبوده‌اند و در برخی موارد از او خواسته شده بود صرفاً درباره ایران و جهانگردی در ایران برنامه تولید کند.


او گفت یکی از پیشنهادها این بوده که برنامه‌هایی درباره ایران بسازد، آثار را برای شبکه ارسال کند و در عین حال خودش به خارج از کشور برود و شبکه امکاناتی مانند خانه و خودرو در اختیارش قرار دهد تا زندگی راحتی داشته باشد. قارایی گفت پیشنهادهای مالی نیز قابل توجه بوده‌اند، اما آنها را نپذیرفته است.


 
«می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم»


قارایی در ادامه با اشاره به پیشنهادهای اقامت و زندگی در کشورهای دیگر گفت اگر هدفش پول، امکانات و موقعیت شخصی بود، می‌توانست اقامت یا حتی تابعیت برخی کشورهای دیگر را داشته باشد. او از آمریکا، کانادا، کشورهای حاشیه خلیج فارس و انگلیس نام برد و گفت امکان زندگی در این کشورها برایش وجود داشته است، اما ترجیح داده شهروند ایران باقی بماند.
قارایی تأکید کرد که ممکن است برای سفر به خارج از کشور برود، اما هویت اصلی خود را ایرانی می‌داند و تا پایان عمر نیز خود را متعلق به ایران معرفی کرد. او گفت اگر افرادی که نسبت به شرایط کشور انتقاد دارند، ایران را ترک کنند و برای ساختن آن تلاش نکنند، این پرسش مطرح می‌شود که چه کسی قرار است کشور را آباد کند.


 
 
سخت‌کوشی؛ درسی که قارایی از یک گردشگر اروپایی شنید

 

قارایی در بخش دیگری از گفت‌وگو خاطره‌ای از ملاقات با یک جوان اروپایی در ایران تعریف کرد. به گفته او، این فرد که حدود ۳۰ سال داشت، ایران را برخلاف تصور اولیه‌اش کشوری پیشرفته و دارای مردم بافرهنگ توصیف کرده بود، اما انتقادی نیز نسبت به بخشی از جوانان ایرانی داشت.


قارایی گفت آن فرد معتقد بود برخی جوانان ایرانی بخشی از رفتارها و سبک‌های زندگی کشورهای غربی را پذیرفته‌اند، اما بخش‌هایی مانند سخت‌کوشی را به همان اندازه از آن فرهنگ‌ها نگرفته‌اند. او به مواردی مانند استفاده از گوشواره و پیرسینگ، تتو، سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی اشاره کرد که به گفته آن فرد در میان برخی جوانان ایرانی دیده می‌شود.


قارایی گفت این بخش از صحبت‌ها ابتدا برایش خوشایند نبوده، اما پس از فکر کردن به آن، پذیرفته است که بخشی از این نقد می‌تواند قابل تأمل باشد. به گفته او، آن فرد همچنین بر سخت‌کوشی جوانان در کشورهای اروپایی و ژاپن تأکید کرده و گفته بود در برخی جوامع، جوانان از سنین پایین‌تر مسئولیت زندگی خود را برعهده می‌گیرند و برای تحصیل، کار و پیشرفت تلاش می‌کنند. قارایی تأکید کرد این روایت، برداشت یک جوان اروپایی بوده و بخشی از آن را درست و بخشی دیگر را نادرست می‌داند.


 
 
پاسخ‌های کوتاه قارایی به چند پرسش


در بخش پایانی گفت‌وگو، از قارایی خواسته شد به چند نام و موضوع با یک جمله پاسخ دهد. او در پاسخ به «ایرانگرد»، گفت: ایرانگرد. در پاسخ به «غم‌انگیزترین اتفاق تاریخ صد سال اخیر ایران»، رضا پهلوی را با تعبیر «مادر‌فروش» توصیف کرد.


در پاسخ به نام لاله مرزبان، او را «ناآگاه و بی‌تعهد نسبت به ایران و ایرانی» توصیف کرد. در پاسخ به احسان کرمی، از تعبیر «مادر‌فروش» و درباره اشکان خطیبی از تعابیر «مادر‌فروش» و «پس‌فطرت» استفاده کرد.


قارایی درباره پیمان جبلی نیز گفت شناخت شخصی و دقیقی از او ندارد، اما معتقد است در دوره مسئولیتش حمایت‌هایی از «ایرانگرد» صورت گرفته و از این جهت باید انصاف را رعایت کرد؛ با این حال، از نظر قارایی امکان حمایت بهتر از این مجموعه وجود داشته است.


 
مستند؛ «مظلوم‌ترین» گونه تولید از نگاه قارایی


قارایی پس از این پرسش‌ها، بحث را به وضعیت مستندسازی در ایران کشاند و گفت مستند در سازمان صداوسیما، پلتفرم‌های نمایش خانگی، سینما و دیگر بخش‌های صنعت تصویر، از حمایت کافی برخوردار نیست.
او با مقایسه شرایط تولید مستند با برخی برنامه‌های استودیویی، سریال‌ها و آثار سینمایی گفت برخی برنامه‌ها در شرایطی تولید می‌شوند که عوامل در استودیوهای مجهز و محیط‌های راحت فعالیت می‌کنند و پس از پایان کار نیز به خانه و نزد خانواده خود بازمی‌گردند. قارایی تأکید کرد این نوع تولیدات نیز باید مورد حمایت قرار گیرند، اما مستندسازانی که در شرایط سخت فعالیت می‌کنند، به حمایت بسیار بیشتری نیاز دارند.


 
۲۰ روز بدون حمام و سرویس بهداشتی


قارایی درباره شرایط تولید «ایرانگرد» توضیح داد که در برخی پروژه‌ها حدود ۲۰ روز بدون حمام و سرویس بهداشتی بوده‌اند و غذای آنها نیز عمدتاً کنسروی بوده است. او گفت: عوامل باید ساعت چهار صبح از خواب بیدار می‌شدند تا زمان مناسب تصویربرداری را از دست ندهند و گاهی تا نیمه‌شب به کار ادامه می‌دادند.


به گفته قارایی، تیم تولید مسافت‌های طولانی را در شرایط سخت طی کرده؛ گاهی با پای پیاده و گاهی با خودروهای آفرود، آن هم در گرما، سرما و شرایط دشوار جغرافیایی. او تأکید کرد در کنار همه این دشواری‌ها، تیم تولید موظف بوده استانداردهای فنی و کیفی را حفظ کند و عشق و علاقه به ایران را در اثر نهایی جاری سازد.


 جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
 
روایت قارایی از بودجه ۲۰ میلیاردی برای ۲۶ قسمت


قارایی در ادامه رقم بودجه تولید آخرین ۲۶ قسمت «ایرانگرد» را حدود ۲۰ میلیارد تومان اعلام کرد. او گفت این رقم برای ۲۶ قسمت ۵۰ دقیقه‌ای، با شرایط سخت تولید، به طور میانگین حدود ۸۰۰ میلیون تومان برای هر قسمت بوده است.


قارایی توضیح داد که بخش قابل توجهی از بودجه صرف بیمه و مالیات می‌شود و درصد دیگری نیز برای خرید تجهیزات هزینه می‌شود؛ تجهیزاتی که در نهایت باید در اختیار سازمان صداوسیما قرار بگیرد.
او همچنین به هزینه‌های حمل‌ونقل، خوراک، اقامت، دستمزد عوامل و دیگر هزینه‌های تولید اشاره کرد و گفت در پایان مبلغ بسیار محدودی برای تهیه‌کننده باقی می‌ماند. وی همچنین گفت دستمزد خودش به‌عنوان راوی برای هر قسمت حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است، در حالی که به گفته او برخی بازیگران برای حضور در یک فیلم سینمایی دستمزدهایی در حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان دریافت می‌کنند.

 

قارایی با اشاره به شرایط دشوار تولید «ایرانگرد» پرسید آیا برخی چهره‌های شناخته‌شده عرصه بازیگری و اجرا می‌توانند یک قسمت از چنین برنامه‌ای را با همان شرایط تولید کنند یا خیر. او تأکید کرد این سخنان را برای مقایسه شخصی مطرح نمی‌کند، بلکه خطابش به سیاست‌گذاران و مسئولان حوزه تولید است.


 
 
 
پیشنهاد قارایی: هر قسمت «ایرانگرد» حداقل پنج میلیارد تومان


قارایی گفت به اعتقاد خودش، اگر قرار باشد برای یک قسمت از «ایرانگرد» رقم منصفانه‌ای تعیین شود، این رقم باید حداقل پنج میلیارد تومان باشد. او تأکید کرد چنین رقمی را با توجه به دشواری تولید، استانداردهای مورد انتظار و هدف برنامه، حداقل لازم می‌داند. قارایی همچنین گفت اگر قرار بود برخی بازیگران مطرح با چنین شرایطی کار کنند، احتمالاً دستمزد آنها بسیار بیشتر از این ارقام بود.
 
 


 
 
انتقاد از ادعای بودجه ۱۸۰ میلیارد تومانی


قارایی در ادامه به ادعایی در فضای مجازی اشاره کرد که بر اساس آن، «ایرانگرد» ۱۸۰ میلیارد تومان بودجه دریافت کرده است.


او گفت فردی در فضای مجازی این ادعا را مطرح کرده و حتی اطلاعات تماس و نشانی‌هایی از عوامل و خانواده آنها را منتشر کرده است. قارایی از سازمان صداوسیما خواست در صورت امکان، قرارداد «ایرانگرد» و جزئیات هزینه‌های آن را منتشر کند تا مشخص شود رقم واقعی چقدر بوده است.


او تأکید کرد اگر اجازه انتشار قرارداد را داشت، خودش نیز آماده بود جزئیات آن را در برابر دوربین نشان دهد. قارایی بار دیگر رقم ۲۰ میلیارد تومان را برای تولید ۲۶ قسمت اخیر مطرح کرد و توضیح داد این مبلغ شامل هزینه‌های متعدد تولید بوده و نمی‌توان کل رقم را دستمزد یا درآمد تهیه‌کننده دانست.


 
 
«دفاع از ایران وظیفه من است، نه نتیجه حمایت مسئولان»


قارایی در پاسخ به این پرسش که چرا در بزنگاه‌های مختلف درباره مسائل کشور موضع گرفته است، گفت دفاع از ایران را وظیفه خود می‌داند و این موضوع را نباید با حمایت سازمان یا مسئولان از شخص او یکی دانست. او گفت وظیفه خود را دفاع از ایران، انتقاد از مسئولان، حمایت از مردم و ایستادگی در برابر دشمن می‌داند.


قارایی تأکید کرد حتی اگر مسئولان از او حمایت نکنند، این موضوع نباید باعث تغییر مواضعش شود. او گفت ممکن است به دلیل مواضع خود با برخوردهای مختلف مواجه شود، اما تا زمانی که مواضعش را مبتنی بر عدالت، مستندات و دفاع از ایران می‌داند، از آنها عقب‌نشینی نخواهد کرد. قارایی همچنین از موضع خود درباره فلسطین و انتقاد از عملکرد دولت‌های آمریکا و اسرائیل سخن گفت و در عین حال تأکید کرد که انتقاد از مشکلات جمهوری اسلامی را نیز در کنار این مواضع بیان می‌کند.


 
تأکید بر حمایت از متخصصان و متعهدان، نه حمایت شخصی از قارایی


قارایی گفت انتظار ندارد مسئولان به دلیل فعالیت‌هایش از شخص او حمایت کنند. او تأکید کرد حمایت مسئولان باید متوجه افراد متخصص، متعهد و دلسوزی باشد که در حوزه‌های مختلف برای ایران تلاش می‌کنند؛ حتی اگر این افراد نسبت به جمهوری اسلامی نقد یا حتی عدم پذیرش داشته باشند، اما به گفته او، نباید نسبت به ایران بی‌تفاوت یا «وطن‌فروش» باشند. وی گفت این حمایت می‌تواند شامل هر فرد متخصص و متعهدی باشد و موضوع نباید صرفاً به شخص جواد قارایی محدود شود.


 
 
انتقاد از «غریبه‌پرستی»


قارایی در ادامه یکی از خاطرات خود از جلسه برآورد بودجه «ایرانگرد» را بیان کرد. او گفت در یکی از جلسات مربوط به برآورد فصل‌های ابتدایی «ایرانگرد»، با مخالفت‌هایی درباره هزینه‌های مورد نیاز پروژه مواجه شده و در نهایت به دلیل شرایط جلسه، واکنش تندی نشان داده است.


قارایی گفت در آن جلسه اظهار کرده بود اگر موهای او بلوند، چشم‌هایش آبی و خودش متعلق به شبکه‌ای مانند بی‌بی‌سی بود، احتمالاً هزینه‌هایی که درخواست می‌کرد راحت‌تر پذیرفته می‌شد؛ اما چون مو و چشم‌هایش مشکی است و یک ایرانی است، همان هزینه‌ها با مقاومت مواجه می‌شود.


او این رفتار را نمونه‌ای از «غریب‌پرستی» دانست و گفت به اعتقاد او، این نگاه یکی از مشکلات فرهنگی بخشی از جامعه ایران است که به افراد و پدیده‌های خارجی بیشتر از ظرفیت‌های داخلی بها می‌دهد.


 
 
قاب نهایی «ایرانگرد»؛ از فارس و ترک تا بلوچ و کرد


در پایان گفت‌وگو، از قارایی خواسته شد پس از سال‌ها ایرانگردی، یک قاب را که بیش از همه در ذهنش باقی مانده است توصیف کند. او گفت نمی‌تواند یک منطقه یا قوم را از دیگری جدا کند. قارایی از سفر و حضور در میان فارس‌ها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، کردها، قشقایی‌ها، تالش‌ها، عرب‌های خوزستان، لرها، لک‌ها و مردم مناطق بندری نام برد و گفت در میان همه این اقوام، ویژگی‌هایی مشترک دیده است.

 

به گفته او، مهمان‌نوازی، عشق، ایران‌دوستی و علاقه به زندگی و فرهنگ ایران در میان همه این گروه‌ها وجود دارد. وی همچنین به تنوع طبیعی ایران اشاره کرد و گفت در هر نقطه‌ای از کشور که سفر کرده، با طبیعتی متفاوت و در عین حال زیبا مواجه شده است. قارایی در پاسخ به اینکه اگر تنها یک قاب برای معرفی ایران داشته باشد چه تصویری را انتخاب می‌کند، گفت: «ایران.»


 
 
درخواست از مسئولان برای قدردانی از مردم


قارایی در بخش پایانی گفت‌وگو خطاب به مسئولان کشور گفت طی یک سال گذشته، جامعه ایران با اعتراضات، جنگ، مشکلات اقتصادی و افزایش شدید هزینه‌های زندگی مواجه بوده است. او در روایت خود از حوادث گذشته، به اعتراضات خیابانی و همچنین درگیری‌هایی اشاره کرد که به گفته او در برخی موارد، افراد مسلح و عوامل وابسته به موساد نیز در آن حضور داشته‌اند و به مردم و نیروهای مسلح شلیک کرده‌اند.
قارایی گفت در نتیجه این حوادث، تعدادی از جوانان کشور، چه از میان نیروهای مسلح و چه از میان معترضان، جان خود را از دست داده‌اند. او سپس به آنچه «جنگ دوازده‌روزه» و «جنگ چهل‌روزه» نامید اشاره کرد و گفت پس از این اتفاقات، مردم با مشکلات اقتصادی و تورم شدید نیز مواجه شده‌اند.


به گفته قارایی، با وجود فشارهای اقتصادی، بخش زیادی از مردم به دلیل شرایط جنگی و وضعیت ویژه کشور، اعتراضات خود را به تعویق انداخته و سکوت کرده‌اند. او از مسئولان خواست این رفتار مردم را قدر بدانند و اعتراض مردم را ناشی از بی‌تفاوتی ندانند، بلکه آن را در بسیاری از موارد ناشی از علاقه به کشور تلقی کنند. قارایی تأکید کرد مردم ایران از نظر او در شرایط دشوار، نجابت و علاقه خود به کشور را نشان داده‌اند و مسئولان باید به مطالبات آنها توجه بیشتری داشته باشند‌.


 
 
 
درخواست از مردم برای مطالعه تاریخ ۳۰۰ سال اخیر

 


قارایی در بخش دوم سخنان پایانی خود خطاب به مردم ایران گفت کسانی که مطالعه تاریخی کمتری دارند، بهتر است تاریخ حدود ۳۰۰ سال اخیر ایران را با دقت بیشتری مطالعه کنند. او گفت با مطالعه این تاریخ می‌توان فهمید چه اتفاقاتی بر کشور گذشته و چه نیروها و جریان‌هایی در تحولات ایران نقش داشته‌اند.


قارایی همچنین با بیان این دیدگاه که «تاریخ در حال تکرار شدن یا دوباره بر سر کشور آوار شدن است»، از مردم خواست در شرایط حساس، نسبت به آینده کشور هوشیار باشند. او مدعی شد هدف دشمنان، نابودی و تجزیه ایران است و تأکید کرد عبور سالم از شرایط فعلی نیازمند شناخت تاریخ و تحولات سیاسی و اجتماعی کشور است.


 

جواد قارایی: می‌توانستم شهروند آمریکا یا کانادا باشم؛ اما ایرانی هستم / تولید فصل هفتم ایرانگرد به مرکز سیمرغ وابسته است و با آقای جبلی گفت و گویی نداشتم + فیلم کامل گفت و گو
 
 
«آنها برای ایران جان دادند، اما خاک ندادند»

 


قارایی در آخرین جملات خود یاد همه کسانی را که در طول تاریخ برای ایران جان داده‌اند، گرامی داشت. او گفت از چند هزار سال پیش تا امروز، افراد بسیاری برای ایران جان خود را از دست داده‌اند، اما هدف اصلی آنان حفظ سرزمین بوده است. قارایی تأکید کرد هرگاه بخشی از خاک ایران از دست رفته، پیش از آن جان تعداد زیادی از ایرانیان گرفته شده است.
او سخنان خود را با آرزوی پیشرفت ایران، حال خوب مردم و آینده بهتر برای هموطنان به پایان رساند و از مخاطبان و عوامل برنامه برای فرصتی که در اختیار او قرار داده بودند، تشکر کرد.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار