«خاطراتی از پدرم»؛ شهید آیت الله سید حسن نصرالله در خانه چگونه پدری بود؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، «خاطراتی از پدرم» ترجمه کتاب عربی «ذکریاتی مع أبی» است و میکوشد چهرهای کمتر دیدهشده از شهید سید حسن نصرالله را از خلال خاطرات و مشاهدات فرزندش معرفی کند.
کتاب دو بخش دارد، «آنچه از پدر شنیدم» و «آنچه در همراهی با او دیدم»، و در قالب ۸۲ روایت به عطوفت در خانه، تربیت فرزندان، سادهزیستی، انس با کتاب و مواجهه با سختیها در شرایط امنیتی دشوار میپردازد. نسخه فارسی را بشری صاحبی ترجمه کرده و در ۱۱۴ صفحه و چاپ نخست منتشر شده است؛ از کتابفروشیهای سراسر کشور تهیه میشود.
چرا نوشت؟ انگیزه نویسنده
سید محمدمهدی در گفتوگو با مجله «بقیة الله» میگوید میخواسته خاطراتش را پیش از آنکه خیال در آنها دخالت کند ثبت کند، چون خیال میتواند چیزی به آنها بیفزاید یا از آنها بکاهد. به گفته او، مردم حق دارند پدرش را بیشتر بشناسند و پدرش هم حق دارد شناخته شود.
او امیدوار است خوانندگان ببینند آنچه پدرش پشت تریبون میگفت، در زندگی خصوصیاش هم عمل میکرد. تشویق یکی از علما هم انگیزهاش را بیشتر کرد.
پشتصحن
نویسنده به «العهد» گفته است ثبت و بازنویسی خاطرات حدود چهار روز طول کشید، با کار روزانه تا ۱۶ ساعت، اما بازبینی و آمادهسازی نهایی بیش از یک ماه زمان برد. او میگوید هر خاطره را با بغض نوشته و چون درباره چنین شخصیتی مینوشت، در انتخاب واژهها بسیار محتاط بوده است. به گفته او، بیشتر خاطرات مربوط به لحظههایی است که با پدر تنها بوده یا در جمع خانواده.
گزیدههایی از کتاب
۱. «لا توقظها» (صفحه ۳۵). گاهی نویسنده پیش از مادرش بیدار میشد و سید حسن اجازه نمیداد او مادرش را بیدار کند و میگفت مادرش خسته است. بعد خودش صبحانهای ساده، شیر و خرما، برای پسرش آماده میکرد و او را راهی مدرسه میکرد.
۲. «سید حسن یعنی چه؟» نویسنده این بخش را از دوران کودکیاش نوشته، وقتی جایگاه پدرش را خوب نمیفهمید، چون تواضع پدر در خانه پاسخی به پرسشش نمیداد. او این روایتها را از برجستهترین «رازهای» کتاب میداند. (Alahednews)
۳. پرسش از عدالت الهی. نویسنده میگوید در یک تماس تلفنی خواست از پدر درباره عدل الهی بپرسد و پدر پذیرفت. اما او دید پاسخ به مقدمات و تفصیلی نیاز دارد که تلفن گنجایش آن را ندارد. چون در آن زمان طلبه بود و میخواست بهره بیشتری ببرد، خواست پرسش را به دیداری حضوری موکول کند و پدر بیدرنگ پذیرفت.

۴. فضای پرسشگری به گفته نویسنده، هر چه به ذهنش میرسید، حتی موضوعاتی حساس مانند غلو در وصف ائمه، از پدر میپرسید و پاسخ بیتردید میگرفت. پدر با جملهای دوستانه به فرزندانش و حتی به مهمانانی که از هیبتش لکنت میگرفتند میگفت که راحت باشند و هر چه میخواهند بپرسند.
وقت برای فرزندان. نویسنده میگوید پدر با همه مشغلهها برای سه پسر و دخترش، زینب، وقت میگذاشت، به پرسشهایشان گوش میداد و نگرانیهایشان را برطرف میکرد و شرایط امنیتی هم او را از محبت و توجه به آنها باز نمیداشت.
عبادت در میان کارها. به روایت او، پدر مستحبات را به بهانه شلوغی رها نمیکرد و نماز اول وقت و تعقیبات و نوافل را با همه مشغلهها به جا میآورد.
«دوستت دارم». سختترین خاطره کتاب از نگاه نویسنده، بازگویی لحظههایی است که به پدر میگفت دوستت دارم و پدر همان جمله را پاسخ میداد.
هیبت فرمانده، مهر پدر
نویسنده تأکید میکند این دو ویژگی هرگز در پدرش از هم جدا نبود. مهربانی و لبخند پدر از وقارش نمیکاست و شوخی با او هم از جایگاهش کم نمیکرد.
او میگوید اطاعتش از پدر از سر اجبار نبود، چون پدر پیش از سخن گفتن، با رفتارش الگو میشد.
از شایعه تا نمایشگاه بغداد
نسخه عربی را دار تمکین سال گذشته در جهان عرب منتشر کرد و نخستین کتاب منتشرشده از خانواده سید حسن نصرالله است. سپتامبر ۲۰۲۵ نویسنده در ویدئویی از یک «خبر خوش» گفت و برخی گمانه زدند پدرش زنده است.
او در ویدئویی دیگر روشن کرد که مقصودش انتشار این کتاب بود و شهادت پدرش قطعی است.
مراسم عرضه و امضای کتاب در بیستوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب بغداد با استقبال چشمگیر روبهرو شد.
نویسنده هم اعلام کرده که قصد دارد در آینده با کتاب، رمان، مقاله یا فیلم، روایتهای دیگری از پدرش ارائه کند و خانواده پروژههای مشابه دیگری در دست تهیه دارد.
(«ذكرياتي مع أبي».. إقبال واسع على كتاب نجل السيد حسن نصر الله في معرض بغداد - إسلام أصيل
مشخصات عنوان: خاطراتی از پدرم
نویسنده: سید محمدمهدی نصرالله
مترجم: بشری صاحبی
ناشر: انتشارات امیرکبیر
چاپ: اول، ۱۱۴ صفحه