خیابان؛ خط مقدم وحدت / چرا باید در خیابان بمانیم؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، سه روز است که ارتش ایالات متحده، به نیابت از رژیم اشغالگر قدس، از همه ظرفیتهای متعارف خود علیه ایران استفاده کرده و اقدام به حمله نظامی کرده است؛ جنگی که بیمارستان، مدرسه، محله مسکونی و مرکز انتظامی را از دایره اهداف خارج نکرده است. اما آنچه در ظاهر یک تهاجم نظامی است، در باطن پروژهای سیاسی ـ امنیتی برای شکستن اراده ملی ایرانیان است.
محاسبه دشمن ساده بود: تضعیف قدرت نظامی، حذف رهبران سیاسی و فرماندهان ارشد، و سپس تحمیل اراده از مسیر شوک و فروپاشی روانی. آنان گمان میکردند با شهادت رهبر انقلاب و چند فرمانده عالیرتبه، جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار میگیرد که ناگزیر به تسلیم شود. اما تنها چند روز کافی بود تا روشن شود این تحلیل، بر اعتماد متکبرانه به برتری فناورانه و توهم نفوذ سیاسی در نهادهای بینالمللی استوار بوده است.
ایران فرو نریخت. خیابانها به آشوب کشیده نشد. اراده ملی متلاشی نشد.
برای ایرانیان، این جنگ پیش از آنکه نبرد تجهیزات باشد، نبرد ارادههاست. بیش از چهار دهه است که تحلیلهای شبهعلمی اتاقهای فکر غربی، عنصر میل جمعی برای دفاع از ایران را نادیده میگیرند. آنان جامعه ایران را صرفاً با شاخصهای اقتصادی یا شکافهای اجتماعی میسنجند؛ غافل از اینکه در لحظه تهدید خارجی، پرچم ایران به کانون همگرایی تبدیل میشود.
از آسمان تا خیابان؛ هدف واقعی چیست؟
با تداوم حملات و گسترش اهداف به مراکز مرزبانی و پاسگاههای انتظامی، خطوط یک طرح خطرناکتر آشکار میشود. حمله به نقاطی که نقش مستقیم در حفظ نظم شهری و کنترل مرزها دارند، مقدمهای برای خالیسازی خیابان از نیروهای حافظ امنیت و گشودن مسیر برای تیمهای تروریستی و آشوبطلب است.
اما هدف نهایی چیست؟ تصاحب خیابان و با قدامات داعش گونه به دنبال تجزیه و سوریه سازی و لیبی سازی ایران به عنوان هدف نهایی جبهه باطل است.
تجربههای پیشین نشان داده هرگاه خیابان به صحنه نزاع قدرت داخلی تبدیل شود و تمرکز نیروهای امنیتی از دشمن خارجی به مدیریت آشوب داخلی معطوف گردد، زمینه برای پیشروی پروژههای تجزیهطلبانه و فروپاشی فراهم میشود. برای دشمن، کودتا یا آشوب پایدار، هر دو مطلوباند. مهم آن است که وحدت ملی شکسته شود.
در همین چارچوب باید تلاشهای رسانهای رئیسجمهور آمریکا، را فهم کرد؛ القای شکاف در میان نخبگان قدرت، روایتسازی درباره دوران گذار و تزریق این تصور که بخشی از مسؤولان در مسیر معامله با واشنگتن قرار دارند. این سناریو، مکمل عملیات نظامی است؛ جنگی شناختی برای تضعیف مهمترین ابزار دفاع ملی ایران یعنی وحدت کلمه. چرا که بر همگان آشکار است که اگر کسی قرار باشد به عنوان رهبر بعدی سکان دار انقلاب اسلامی عمل نماید ناگزیر ضد آمریکاییتر بوده و قطعاً به دنبال مذاکره و دیپلماسی نخواهد بود چرا که تجربه نشان داده است که نهایتاً این آمریکاست که یا به میز مذاکره موشک میزند و یا توافق نامه را پاره میکند و نقض میکند و تنها راه ایستادگی و مقاومت و نمایش قدرت در برابر زورگویان عالم است.
چرا باید در خیابان باشیم؟
در چنین شرایطی، حضور در خیابان یک رفتار عقلانی و یک کنش راهبردی است. وقتی مردم، آرام و منظم، زیر پرچم ایران در کنار هم میایستند، دو پیام همزمان مخابره میشود: نخست به دشمن که پروژه آشوب شکست خورده؛ دوم به جامعه که اختلافات سیاسی در برابر تهدید خارجی تعلیق شده است.
پرچم ایران امروز ستون خیمه وحدت ماست. چتری فراگیر که میتواند همه سلایق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در زیر خود جمع کند. خیابانِ پر از مردم، خیابانِ امن است؛ خیابانی که در آن جایی برای پیادهنظام تروریستی و آشوبساز باقی نمیماند.
نباید فراموش کرد که تصرف خیابان، از تصرف یک پایگاه نظامی مهمتر است. اگر خیابان خالی شود، دشمن میتواند با بهرهگیری از هستههای خفته و شبکههای سازمانیافته، صحنه را به نزاع داخلی بدل کند. اما اگر خیابان با حضور مردم پر شود، پروژه کودتا و آشوب، پیش از آغاز خنثی میشود.
آزمون بلوغ سیاسی
ما امروز در یک بزنگاه تاریخی ایستادهایم؛ فرصتی برای تبدیل شدن به مردمی واحد در عین تکثر. بیش از یک قرن است که ایرانیان برای استقلال و آزادی جنگیدهاند؛ از کودتاها تا تجاوز خارجی. اکنون این میراث تاریخی در معرض آزمونی تازه است.
حضور در خیابان، با نمادهای عام وحدتبخش، عالیترین صورت مشارکت سیاسی در این مقطع است. این حضور، مکمل قدرت موشکی و پدافندی کشور است؛ زیرا پشتوانه اجتماعی، ضریب اثربخشی قدرت نظامی را چند برابر میکند. ارتشی که بداند مردم پشت سر او ایستادهاند، در میدان جسورتر و مصممتر عمل میکند.
دشمن میکوشد کاری را که در پروژههای پیشین نتوانست، با پیوند زدن تجاوز خارجی و آشوب داخلی به سرانجام برساند. اما این قمار، بر یک پیشفرض غلط بنا شده است: اینکه مردم ایران در لحظه خطر، کوچهها را خالی میکنند.
واقعیت معکوس است. مردم صاحبان ایراناند. خیابان، ملک عمومی ملت است؛ نه میدان تاختوتاز تروریستها و مزدوران. اگر خیابان را ما پر کنیم، دشمن جایی برای ایستادن نخواهد داشت.
امروز پاسخ به این پرسش که برای ایران چه میتوان کرد؟ پیچیده نیست. باید در کنار هم ایستاد؛ آرام، هوشیار و متحد. خیابان را به صحنه همبستگی تبدیل کرد. این، خط مقدم دفاع ملی است؛ جایی که اراده جمعی، بزرگترین سلاح ماست.