تقابل دشت ایرانی و خشم ترامپی؛ دوئل سینمای ایران و آمریکا بر پرده نقرهای / مطالبه از بنیاد ملی فارابی: نگذارید هالیوود پیروزیِ «دشت مهیار» را به «خشم حماسی» خود بدل کند
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در حالی که نبرد میان ایران و آمریکا هر روز ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد، حالا زنگ خطر جنگ در یک تقابل تاریخی سینمایی بین ایران و آمریکا به صدا درآمده است.
خبرها حاکی از آن است که «مایکل بی»، کارگردان سرشناس و استاد اکشنهای پرزرقوبرق هالیوودی (سازنده آثاری چون ترانسفورمرز و ۱۳ ساعت)، مأموریت یافته تا پروژهای بحثبرانگیز با عنوان «عملیات خشم حماسی دونالد ترامپ در ایران» را به تصویر بکشد.
این فیلم که بر اساس کتاب جدید «میچل زاکاف»، خبرنگار جنگی مشهور، طراحی شده، قرار است روایتگر عملیات نجات دو خلبان اف-۱۵ آمریکایی باشد که در خاک ایران سرنگون شدهاند.
هالیوود با این اثر، نه به دنبال بازنمایی واقعیت، بلکه در پی ساختن تصویری قهرمانانه از ناتوانی نظامی یانکیهاست تا «شکست در دشت» را به «پیروزی در قاب» بدل کند.
شبیخونِ سینمایی هالیوود و وظیفه نهادهای ملی سینما
این یک شبیخون تصویری است؛ تلاشی برای تطهیر تجاوز و تبدیل آن به یک حماسه ملی آمریکایی که مستقیماً غرور ملی ما را هدف گرفته است. اکنون در برابر این «خشم پوشالی»، نوبت سینمای ایران است که با تکیه بر «غیرت دشت»، پاسخی دندانشکن به این قمار سینمایی بدهد.
در مقابل، بنیاد سینمایی فارابی به عنوان متولی اصلی سینمای ملی، وظیفهای فراتر از تولید آثار آپارتمانی و خنثی دارد. مطالبه مشخص این است که فارابی به سوژه انهدام و سقوط هواگردهای آمریکایی ورود کرده و این اقدام ملی را به یک پروژهی استراتژیک تبدیل کند.
بعثت سینما؛ تکلیف فارابی در تراز رهنمودهای رهبری
رهبر معظم انقلاب با فراخوانِ «بعثت هنرمندان»، مسیر را روشن کردهاند: «این حماسهی حضور و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند.» رهبر شهید نیز بارها تأکید کردند در مسائل سینمایی کیفیت و تأثیر عمیق بر ذهن مخاطب، بسیار مهمتر از آمارهاست. بنیاد فارابی باید بداند که ساخت یک اثر فاخر و جهانی در پاسخ به گستاخی مایکل بی، مصداقِ همان سینمایی است که «میتواند بر ذهن و دل مخاطب تأثیر عمیق بگذارد.»
به نام ایران و برای ملکه دشتها (یادداشت سید رضا میرجعفری)
سید رضا میرجعفری در یادداشتی در مورد سلحشوری مرد عشایر ایرانی جلوی چشمان فرزندانش و واکنش حماسی دخترش نوشت:
«اینجا را ببینید، اینها عشایر ایران هستند و آن دختر که بالا و پایین میپرد، خود را ملکه دشتی میداند که هیچ بیگانهای حق حضور در آن را ندارد. دشتهای کهگیلویه و بویراحمد و آن مرد که شلیک میکند از تبار آرش که او هم عشایر بود... قهرمان اصلی داستان را فراموش نکنیم همان دخترکی که در فیلم میگوید بزنیدش بزنیدش .... همان دختر که دو چشمانش جان میستاند و دو ابرویش خون میفشاند بیایید نامش را «ایران» بگذاریم همانجا که دست از دامنش بر نخواهیم داشت و یک موج کوچک رودهایش را به صد الب و هادسن و پوتوماک عوض نمیکنیم.»
نوبت تقابل سینمایی است؛ «دشت مهیار» تنها یک آغاز است
اگرچه اخباری از تولید فیلمی با عنوان «دشت مهیار» به گوش میرسد که به واقعه سقوط هواگرد آمریکایی میپردازد، اما این موضوع نباید در سطح یک پروژهی جانبی باقی بماند. این نبرد، یک «اقدام ملی» است که پرداختی در سطح بینالمللی میطلبد.
مطالبه از فارابی: نباید اجازه داد سوژههایی با این ابعاد ملی، با بودجههای محدود یا پرداختی ضعیف ذبح شوند. بنیاد فارابی باید با تمام قوا پشتِ روایتِ «دشت ایرانی» بایستد تا دنیا بداند در تقابل میان تکنولوژیِ متجاوز و تفنگِ عشایر، پیروزِ نهایی کیست.
سینما، سنگرِ آخر: اگر ما روایت نکنیم، دشمن با دروغهایش تاریخ را به نفع خود مصادره خواهد کرد. وقت آن است که فریاد آن دختربچه عشایر در تمام سالنهای سینمای جهان طنینانداز شود.