مستندنگاری بدون حضور در میدان، تنها یک روایت اداری است
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، نشست «ادبیات و مستندنگاری جنگ» عصر شنبه ۲۶ اردیبهشتماه (۱۴۰۵) به مناسبت نخستین روز از هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با حضور محمدعلی آقامیرزایی و داود امیریان، دو نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس و با کارشناسی امین خرمی، در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این نشست، دو سخنران از زوایای گوناگون به موضوع تاریخ شفاهی، مستندنگاری جنگ و چالشهای پیش روی این عرصه پرداختند.
محمدعلی آقامیرزایی در آغاز این نشست، به پیشینه شکلگیری تاریخ شفاهی به مفهوم مدرن اشاره کرد و گفت: تاریخ شفاهی در مفهوم نوین خود از نظامیان آغاز شد و بهتدریج به دانشگاه راه یافت. اساس انتقال هر چیزی در ذات روایت نهفته است و انسان همواره تجربیات خود را به شکل روایت به دیگران منتقل کرده است.
وی با تأکید بر جایگاه بیبدیل یادداشتهای روزانه در مستندنگاری جنگ افزود: یادداشتهای روزانه قویترین اسناد مستندنگاری محسوب میشوند، زیرا نویسنده در لحظه رویداد و بدون دخلوتصرف ذهنی بعدی آن را ثبت کرده است. وقتی کسی در دل حادثه قلم به دست میگیرد، خروجی کارش با روایتی که سالها بعد و با تکیه بر حافظه نوشته میشود، از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
آقامیرزایی با نگاهی به سیر تاریخی مستندنگاری جنگ در ایران گفت: پس از انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، افراد عادی از جمله دانشآموزان و نویسندگان وارد میدان شدند و نخستین نوشتههای خود را بر اساس تجربیات شخصیشان منتشر کردند. این اتفاق مبارکی بود، چون صداهای تازهای به ادبیات جنگ وارد شد که پیش از آن شنیده نمیشد.
وی در صحبت از مهمترین شرط موفقیت یک مستندنگار بیان کرد: مستندنگاری وقتی موفق است که نویسنده خود شاهد رویداد بوده و آن را بهصورت مستقیم لمس کرده باشد. نمیگویم اگر کسی در میدان نبوده نمیتواند بنویسد، اما کار کسی که خود آن صحنه را دیده، بهتر درمیآید.
این پژوهشگر دفاع مقدس بر اهمیت پژوهش تطبیقی و بررسی دقیق اسناد نیز انگشت گذاشت و ادامه داد: یک مستندنگار حرفهای باید با چندین راوی مصاحبه کند و به تحقیق و پژوهش بپردازد تا به حقیقت نزدیک شود. حرف یک راوی بهتنهایی کافی نیست، باید روایتها را روی هم گذاشت، تناقضها را پیدا کرد و بعد به حقیقت ماجرا رسید.
وی با یادآوری اینکه علاقه و تخصص میتواند تا حدی خلأ تجربه مستقیم را پر کند، گفت: اگر نویسندهای تجربه مستقیم جنگ را ندارد، با علاقه و تخصص میتواند از طریق پژوهش به مستندنگاری بپردازد. اما باید بداند که این مسیر دشوارتر است و به مطالعه بسیار و مصاحبههای متعدد نیاز دارد.
داود امیریان، دیگر سخنران این نشست، بحث خود را با اشاره به خصلت روایتگری در میان ایرانیان آغاز کرد و گفت: ما ملت روایت هستیم و مردم ایران در جمعهای خانوادگی عادت دارند داستانها و خاطرات خود را تعریف کنند. این ویژگی فرهنگی، ظرفیت عظیمی برای مستندنگاری ایجاد کرده است.
وی با نگاهی به سنت سفرنامهنویسی در تاریخ ایران افزود: در طول تاریخ، سفرنامههایی از سوی رجال و بزرگان نوشته میشده و این نشان میدهد که میل به ثبت و روایت، در تاروپود فرهنگ ما تنیده شده است. اکنون نیز نویسندگان برجستهای، چون مرتضی سرهنگی و احمد دهقان در این حوزه فعالیت میکنند و راه را برای نسلهای بعدی هموار ساختهاند.
امیریان در ادامه به آسیبشناسی کتابهای منتشرشده در حوزه مستندنگاری جنگ پرداخت و با انتقاد از برخی آثار کمکیفیت گفت: گاهی نویسندگان بدون تحقیق کافی، رویدادهایی را جابهجا یا اشتباه ثبت میکنند. یک مستندنگار باید تاریخ جنگ را بهخوبی بشناسد و از دقت بالایی برخوردار باشد تا از اشتباهات جلوگیری کند. اگر کسی نداند فلان عملیات در چه تاریخی و در کدام منطقه رخ داده، چطور میخواهد روایت درستی از آن ارائه دهد؟
وی بحث آسیبشناسی مستندنگاری را با ذکر مصداقهای عینی ادامه داد: در سالهای اخیر کتابهای زیادی در حوزه مستندنگاری جنگ منتشر شده که برخی از آنها فاقد اعتبار علمی و پژوهشی هستند. کتابهایی میبینیم که نویسندگانشان تجربه مستقیم جنگ را نداشتهاند و تنها بر اساس شنیدهها یا پژوهشهای سطحی دست به نگارش زدهاند. این کتابها نهتنها به ادبیات جنگ خدمت نمیکنند، بلکه به آن آسیب هم میزنند.
در بخش دیگری از این نشست، موضوع ورود نسل جوان به عرصه مستندنگاری جنگ به بحث گذاشته شد. محمدعلی آقامیرزایی در این باره گفت: نسل جدید باید به این وادی وارد شود، اما این ورود باید با استفاده از تجربیات پیشکسوتان همراه باشد. نمیشود یکشبه از راه رسید و بدون آنکه شاگردی کرده باشی، ادعای استادی کنی.
وی بر اهمیت پژوهش، تحقیق دقیق و مصاحبه با چندین راوی تأکید کرد و افزود: نسل جوان باید بداند که مستندنگاری جنگ، کاری تفننی نیست. باید ساعتها پای صحبت راویان نشست، اسناد را زیرورو کرد و از چند منبع مختلف، یک روایت را راستیآزمایی کرد.
داود امیریان نیز در تکمیل این بحث گفت: نسل جوان حتی اگر در جنگ حضور نداشته باشد، میتواند با پژوهش دقیق و استفاده از اسناد و منابع معتبر، مستندنگاری موفقی ارائه دهد. کافی است علاقه داشته باشد و حاضر باشد برای کشف حقیقت، وقت و انرژی بگذارد.
وی برای اثبات این مدعا به نمونههای موفق اشاره کرد و ادامه داد: شخصیتهایی مانند محسن کاظمی و محمدعلی صمدی در نسل خود جزو بهترین پژوهشگران تاریخ جنگ محسوب میشوند. این افراد شاید خودشان در خط مقدم نبوده باشند، اما با تحقیق عمیق و مصاحبههای هدفمند، آثاری خلق کردهاند که امروز از معتبرترین منابع حوزهٔ جنگ به شمار میرود.
در ادامه این نشست، موضوع آسیبشناسی کتابسازی در حوزه دفاع مقدس مطرح شد. محمدعلی آقامیرزایی با اشاره به سوءاستفاده از فضای علاقه مخاطبان به ادبیات دفاع مقدس گفت: بسیاری از کتابهای منتشرشده در این حوزه بدون پژوهش دقیق نوشته شدهاند. از زمان شهادت حاج قاسم سلیمانی بیش از هزار کتاب درباره ایشان منتشر شده، اما تنها چند کتاب محدود ارزشمند هستند.
داود امیریان نیز با اشاره به اهمیت صداقت در نویسندگی گفت: صمیمیت و صداقت از مهمترین ویژگیهای یک نویسنده مستندنگار است. اگر نویسنده به چیزی که اعتقاد دارد بنویسد و آن را با صداقت ارائه دهد، مخاطب نیز با آن ارتباط برقرار میکند. مردم صداقت را میفهمند، همانطور که تظاهر و ریا را هم تشخیص میدهند.
امیریان در بخش دیگری از سخنان خود به نقش نسل جوان و ضرورت پذیرش نگاه متفاوت آنها اشاره کرد و گفت: نسل جدید زاویه دید متفاوتی با نسل ما دارد و ما باید این تفاوت را بپذیریم. نباید با هر نگاه تازهای مخالفت کنیم و آن را تهدید بدانیم. اتفاقاً همین تفاوتهاست که به غنای ادبیات جنگ میافزاید.
امیریان با انتقاد از فضای سانسور در برخی آثار، از حذف بخشهایی از خاطرات توسط ناشران گلایه کرد و افزود: گاهی ناشران میخواهند بخشهایی از خاطرات که به شادی برخی افراد از یک رویداد اشاره دارد، حذف شود؛ درحالیکه اینها واقعیتهایی است که اتفاق افتاده و برای آیندگان باید ثبت شود. مگر میشود بخشی از حقیقت را سانسور کرد و اسمش را گذاشت مستندنگاری؟
وی بر لزوم روایت و ثبت بیپیرایه و صادقانه تمام جنبههای رویدادها تأکید کرد و گفت: تاریخ یعنی همه چیز، نه فقط آن بخشی که باب میل ماست. اگر قرار است مستندنگاری کنیم، باید شجاعت ثبت همه واقعیتها را داشته باشیم.
این نویسنده و پژوهشگر ادبی با اشاره به تفاوت امکانات آموزشی نسل خود با نسل امروز بیان کرد: ما در دهه شصت هیچ کتاب آموزشی برای نویسندگی نداشتیم و همه چیز را تجربی یاد گرفتیم، اما نسل امروز کتابهای آموزشی و اساتید بزرگی مانند مرتضی سرهنگی، احمد دهقان و گلعلی بابایی را در اختیار دارد و این یک خوشبختی بزرگ است. قدر این فرصت را باید دانست.
در ادامهٔ این نشست، بحث به موضوع جنگهای اخیر و تفاوت آن با جنگ هشتساله کشیده شد. محمدعلی آقامیرزایی در این باره گفت: جنگ اخیر بسیار متفاوت بود. دیگر شاهد نبرد روبهرو و اسلحهبهاسلحه نبودیم. شهرها بمباران میشدند و فضای تهران خلوت و عجیب شده بود. این تجربهای کاملاً جدید بود که باید برای نسلهای آینده ثبت شود.
وی با تأکید بر مسئولیت نسل امروز ادامه داد: نسل امروز باید با استفاده از تجربیات پیشکسوتان، این اتفاقات را برای نسلهای آینده مستند کند. اگر امروز ما این رویدادها را ثبت نکنیم، فردا کسی نیست که از آنها بگوید و این خلأ در تاریخ میماند.
داود امیریان نیز در همین زمینه، با انتقاد تند از برخی تولیدات تلویزیونی گفت: برخی از سریالهای ساختهشده درباره حوادث اخیر، جغرافیای شمال ایران را نشان میدهند، درحالیکه داستان مربوط به صحنه جنگ است. این کار نوعی کلاهبرداری و سوءاستفاده است. چطور میشود جنگی را که در یک جغرافیای مشخص رخ داده، در یک لوکیشن کاملاً متفاوت بازسازی کرد و اسمش را گذاشت روایت مستند؟
در ادامه، آقامیرزایی با تأکید بر اهمیت حضور در صحنه، این اصل را اصلیترین ابزار یک مستندنگار دانست و گفت: حضور در محل حادثه، اصلیترین ابزار برای یک مستندنگار است. اگر کسی دیرتر و تنها به تحقیق بپردازد، نمیتواند حلاوت و شوری را که در لحظه رویداد وجود داشته، به مخاطب منتقل کند. آن حس و حال را فقط کسی میفهمد که خودش آنجا بوده باشد.
وی برای ملموستر کردن این تفاوت افزود: کسانی که نرفتهاند و فقط از تهران و در اتاق خود تحقیق کردهاند، نمیتوانند تجربه یک شب تاریک در شهری مثل بستان را درک کنند و بعد آن را روایت کنند. دانستن این تجربیات درونی برای انتقال درست روایت حیاتی است. مگر میشود از ترس و دلهره یک رزمنده نوشت، بدون آنکه خودت حتی یک بار طعم آن ترس را چشیده باشی؟
داود امیریان در پایان این نشست، چشمانداز آینده مستندنگاری را اینگونه ترسیم کرد: چشمانداز آینده مستندنگاری در گرو صداقت، علاقه و تحقیق دقیق است. اگر این سه عنصر در کنار هم قرار بگیرند، میتوان به آینده امیدوار بود، وگرنه با کتابسازی و رونویسی از آثار دیگران، هیچ اتفاق مبارکی نخواهد افتاد.
وی درباره ضرورت تلفیق تجربه و نوگرایی در این عرصه گفت: ما به خون تازه نیاز داریم، اما نسل جدید باید از تجربیات گذشتگان استفاده کند. اینکه یکباره تیم را عوض کنیم و بگوییم فقط نیروهای جوان بیایند، اشتباه است. باید نیروهای جوان را کمکم وارد میدان کرد و از اساتید و پیشکسوتان بهعنوان مشاور استفاده کرد تا آثار ارزشمند و ماندگاری خلق شود.
امیریان در جمعبندی پایانی خود با اشاره به اینکه مستندنگاری یک کار جمعی و بیننسلی است، تأکید کرد: نه نسل قدیم میتواند بدون نیروی جوان پیش برود و نه نسل جدید بدون راهنمایی پیشکسوتان به مقصد میرسد. این دو باید در کنار هم، مثل دو بال یک پرنده، ادبیات مستند جنگ را به پرواز درآورند.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار میشود.